برای قطع کردن اینترنت، بهانه ای به نام امنیت سایبری تراشیده اند
دیده بان ایران / احسان چیتساز، معاون سیاستگذاری وزارت ارتباطات: «بخشی از محدودیت در ارتباطات بینالملل، ناشی از نگرانی درباره حملات سایبری بود که درعینحال، به حفظ پایداری ارتباطات داخلی کمک کرد». بهجز این اظهارنظر، هفدهم فروردین هم چیتساز در یک اظهارنظر دیگر اعلام کرده بود: «با اتصال مجدد به ارتباطات بینالمللی، شبکه کشور در معرض حجم بالایی از حملات سایبری قرار میگیرد و لازم است برنامهای دقیق برای صیانت از دادههای حساس کشور طراحی و اجرا شود».
این اظهارات یک مقام رسمی در وزارت ارتباطات روی آنتن زنده تلویزیونی در حالی مطرح میشود که در بیش از یک دهه گذشته مقامات مختلف ایران از وزیران ارتباطات گرفته تا رئیس سازمان پدافند غیرعامل و نمایندگان مجلس و… بارها از تقویت و توسعه توان دفاع سایبری کشور، توسعه شبکه ملی اطلاعات و کارکرد مثبت سامانههایی بومی مانند «دژفا» بهعنوان سپر امنیتی فضای مجازی سخن گفتهاند. اگرچه کارشناسان در گفتوگو با «شرق» قطع اینترنت به بهانه برقراری امنیت سایبری را رد میکنند و با ارائه دادههای قابل اتکا تأکید میکنند که قطع اینترنت امنیت سایبری را بیشتر به خطر میاندازد، اما سؤال اصلی این است که اگر اینترنت برای برقراری امنیت سایبری قطع شده است، چطور برخی مسئولان به دنبال ارائه اینترنت پرو سازمانی و شخصی از طریق اپراتورهای ارتباطی کشور هستند؟
تاکنون خبرهای مختلفی از مقامات گوناگون وزارت ارتباطات از دولتهای نهم تاکنون در مورد تقویت ساختار دفاع سایبری کشور شنیده شده است. از سامانههای بومی گوناگونی برای مقابله با حملات DDoS و تهدیدات زیرساختی رونمایی شده یا برخی مقامات سازمان پدافند غیرعامل گفتهاند ایران در زمره قدرتهای سایبری منطقه است و در برخی اظهارات، حتی از ایران بهعنوان «یکی از قدرتهای برتر سایبری جهان» یاد شده است.
آنچه از این ادبیات در این سالها برمیآید، این است که این زیرساختها قرار بود نقش «سپر چندلایه دفاع سایبری» را ایفا کنند؛ سپری که بتواند از زیرساختهای حیاتی در برابر حملات گسترده محافظت کند. حالا سؤال این است که چرا این سامانهها و طرحهای گوناگونی که برای دفاع از امنیت سایبری کشور با بودجههای میلیاردی توسعه داده شدهاند، حالا نمیتواند با حملات سایبری مقابله کند تا اینترنت قطع نشود و به دنبال آن خسارت میلیاردی به مردم و کسبوکارها وارد نشود. برای دریافت جواب این سؤال بارها با وزارت ارتباطات تماس گرفتیم، اما تا لحظه نگارش این گزارش هیچکدام از مسئولان این وزارتخانه پاسخگو نبودند.
یک فعال صنفی که تمایلی به اعلام نامش ندارد، در گفتوگو با «شرق» از «تناقض در سیاستگذاری سایبری»، انتقاد میکند؛ تناقضی که به گفته او، از یک سو به محدودسازی سراسری دسترسی انجامیده و از سوی دیگر، مسیرهای دسترسی به خرید فیلترشکنهای میلیونی را همچنان باز گذاشته است. این فعال صنفی در ادامه به یکی از مهمترین تناقضهای موجود اشاره میکند: «از یک سو گفته میشود اینترنت به دلیل مسائل امنیتی محدود شده، اما از سوی دیگر، دسترسی از طریق برخی ویپیانهای پولی که رقمشان به میلیونها تومان میرسد همچنان برقرار است. از سوی دیگر مسئولان از راهاندازی اینترنت پرو صحبت میکنند که به کسبوکارها و برخی افراد با دسترسی ویژه داده شود. اگر موضوع امنیت است، این تفاوت در دسترسی چگونه توجیه میشود؟ آیا تهدیدات سایبری با پرداخت هزینه برطرف میشوند؟».
وقتی فقط اینترنت ما قطع میشود
اینترنت در حالی در ایران به دلایلی ازجمله جلوگیری از حملات سایبری ۴۴ روز قطع شده که کشورهای همسایه درگیر در جنگ ایران با اسرائیل و آمریکا یا اوکراینی که از سال ۲۰۲۲ با روسیه در جنگ است، اینترنتشان را حتی برای یک روز قطع نکردند. بررسی تجربه کشورهایی که در شرایط جنگ یا بحران امنیتی قرار دارند، الگوی متفاوتی از مدیریت اینترنت را نشان میدهد:
اوکراین: از سال ۲۰۲۲ درگیر جنگ با روسیه است. اینترنت سراسری هرگز قطع نشده. از استارلینک، کلاد و همکاری با شرکتهای فناوری جهانی استفاده بهره برده. تمرکز بر «تابآوری سایبری» بهجای قطع ارتباطات بوده است
لبنان: با وجود حملات و تنشهای امنیتی. قطع سراسری اینترنت گزارش نشده.
در مقابل این الگوها، در ایران در دورههای مختلف و بهویژه در بحران اخیر: اینترنت بهصورت گسترده محدود یا قطع شده. ارتباطات بینالملل با اختلال جدی مواجه شده. و همزمان، محدودیتهای گزینشی نیز اعمال شده است.
شکاف روایت و واقعیت
آنچه از کنار هم قرار گرفتن اظهارات رسمی، دادههای حملات و تجربه فعالان حوزه فناوری اطلاعات به دست میآید، یک شکاف روشن است: از یک سو، روایت رسمی بر «قدرت سایبری، دژفا و تابآوری شبکه ملی اطلاعات» تأکید دارد و از سوی دیگر، در مواجهه با بحران، همچنان «قطع یا محدودسازی اینترنت» بهعنوان ابزار اصلی مدیریت به کار گرفته میشود. مسئله اصلی در وضعیت فعلی اینترنت ایران، صرفا میزان حملات سایبری یا شدت تهدیدات نیست، بلکه نحوه مواجهه با این تهدیدات است. در حالیکه جهان به سمت افزایش تابآوری، همکاری بینالمللی و حفظ اتصال در شرایط بحران حرکت کرده، تجربه ایران نشان میدهد هنوز «قطع ارتباط» یکی از اصلیترین ابزارهای مدیریت بحران سایبری باقی مانده است. این شکاف میان «ادعای قدرت سایبری» و «وابستگی به محدودسازی ارتباطات»، نقطهای است که به گفته فعالان این حوزه، اگر بازتعریف نشود، هر بحران جدید فقط آن را عمیقتر خواهد کرد.
خبرنگاری که اینها رو نوشته حتماً میدونسته که اینترنت جهانی در چین و روسیه هم مثل ایران تا حدود زیادی قطعه و از شبکه داخلی خودشون استفاده میکنن، ولی واقعیت براش مهم نیست. دیگه اینکه بخاطر تحریمها بخش خصوصی و دولتی ایران کسب و کاسبی چندانی روی اینترنت جهانی نداره و درست مثل چین و روسیه شبکه داخلیش برای کسب و کارهای اینترنتی هست.
بنظر من در چین و روسیه و ایران و… باید اینترنت جهانی باز بشه گرچه اینم واقعیته که در شرایط جاوز امپریالیستی از اینترنت جهانی علیه کشور استفاده بسیار زیادی میشه چونکه از الف تا یای شبکه تحت امر امپریالیزمه. واقعیت دیگه هم اینه که خبرنگار و مدیر و معلم و مردم متأسفانه نادانی که بخش بزرگیشون با تبلیغات موساد و سیا در اینترنشنال و توانا و منوتو و… تقاضای حمله به کشور رو کردن، در اینمورد هم ابلهانه رفتار میکنن.
تجاوز نظامی امپریالیستی به کشور بعلاوه رژیمی جنایتکار بعلاوه مردمی که بخش بزرگیش شدیداً ابلهانه رفتار میکنه، معجونیه که غیر فاجعه چیزی ازش نمیتونه دربیاد!