اندکی شادی بايد که گاهِ نوروز است

با این همه زخم که بر پیکر میهن نشاندهاند، چگونه میتوان به رقص بیدهای بهاری دل بست؟
با این همه جنایت و ستمگری که بر مردم ما روا میشود، در این روزگار تیره ای که کودکان ما با گلوله و بمب حاکمان اسلامی و جنایتکارانی چون ترامپ و نتانیاهو به خون کشیده شده و چون غنچههای نیمهباز زندگی، پیش از شکفتن، چیده میشوند، جایی برای شادیهای نوروزانه می ماند ؟
تا زمانی که امیدها و آرزوها زنده اند نوروز پایدار خواهد ماند. و نوروز که باشد امیدها و آرزوهای مان نیز پایدار می مانند. و امیدها و آرزوها، بالهای پرواز در مسیر مبارزه و ایستادن و جنگیدن با ستمگران هستد.
آری! گرچه با دلی پرخون و چشمانی گریان، همدیگر را در آغوش میگیریم و نوروز را تبریک گفته و برای همدیگر تحقق امیال دیرین تحقق نیافته مان را آرزو میکنیم. تا کور باد چشمان ستمگران داخلی و متجاوزان خارجی و نوکران وطن فروش شان .
***
در زمان حملۀ سپاه اسلام به ایران، سيستان هم به خاک و خون کشیده شد و از کشته ها پشته ساخته و از کله ها مناره. نوروز که آمد مردی چنگ نواز، در کوی و برزن شهر که از کشتارها و جنايات مسلمین غرق در خون و آتش بود، قصه ها میگفت و اشکِ خونين از ديدگان آنانی که بازمانده بودند،جاری میساخت و خود نيز خون میگريست. و آنگاه، بر چنگ مینواخت و میخواند:
«با اينهمه غم
در خانۀ دل
اندکی شادی بايد
که گاهِ نوروز است
اندکی شادی بايد/ که گاهِ نوروز است»*
گیلانک رویانی
* شعر از تارنمای میرفطروس
Comments
اندکی شادی بايد که گاهِ نوروز است — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>