پاسخ به ناشناس2، خدامراد فولادی
خدامراد فولادی
« ناشناس» در کامنت 5- 29 ، نظرات در مورد مقالات ِ دیگران، در سایت روشنگری می نویسد« برخلاف ِ نظر ِ آقای فولادی بلشویک های ایرانی و همه ی مخالفین جمهوری ِ اسلامی خارج از ایران خواستار ِدموکراسی درایران هستند تا دریک بازار ِ آزاد{ منظورش رقابت ِ سیاسی است!} درست شده برای سلطه برزنان وکارگران ایران شرکت کنند … ». بگذریم از برداشت و تعریف ِ نادرست و عامیانه اش از دموکراسی، اولن ، هیچ یک از بلشویک ها یا در واقع لنینیست های ایرانی چه به طور ِ فردی و چه به طور فرقه ای خواهان ِ دموکراسی ِ واقعن موجود ِبورژوایی و اساسن دموکراسی از هیچ نوع اش نیستند.دلیل ام را ناشناس می توانددرتمام بحث های ام علیه لنین و پیروان اش و از جمله همین مقاله ی مورد نطرش ببیند و بخواند. چرا که، به زعم ِ آنان دوران ِ دموکراسی سپری شده است، همچنان که بدون ِ استثنا و از همین موضع ِ ضدیت با نظام ِ سرمایه داری و دموکراسی ِ آن خواهان ِ« راه ِ غیر ِ سرمایه داری» اند. ازاین رو،ناشناس هم برای آنکه معنا و مفهوم ِ راه ِ غیر ِسرمایه داری و تبعات ِ ایدئولوژیک – سیاسی ِ آن را بداند همین مقاله ی من را با دقت بخواند،تابداندکژراهه ی غیر ِ سرمایه داری چیست و چه عواقب و پیامدهای نا مطلوبی به وِیژه برای جامعه ی تحت ِ حاکمییت ِ استبدادی ِمادارد. ثانین،من برای این که ناشناس را ازخیالبافی های لجوجانه اش بیرون بیاورم، به یک مثال و نمونه ی خیلی آشنا برای تفهیم دموکراسی و بالاخص آزادی ِ بیان ِ آن اشاره می کنم: من از دموکراسی وآزادی ِبیان ِموجود درسایت ِروشنگری استفاده می کنم تا نشان دهم که فقدان ِ آن در ایران است که هم عامل ِ اصلی ِ سرکوب های رژیم است و هم لنینیست ها را تشویق می کند از دور خود را قییم ِ کارگران بپندارند…. . و ناشناس هم از همین دموکراسی ِ موجود در روشنگری است که به گمان من سوءاستفاده می کند تا خود ِدموکراسی وآزادی ِ بیان ِ عام شمول ِآن را تخطئه نماید. چرا که به احتمال ِزیاد،دموکراسی ِموجود به دلایلی که خودش می داند و نام ِ مستعارش نیز بر آن دلالت می کند، به زیان ِ مصلحت ِ اوست. از سوی ِ دیگر، خود ِ سایت ِروشنگری نیز بااستفاده از دموکراسی و آزادی های سیاسی غربی( بورژوایی) و امکانات ِ تکنیکی ِآن است که این امکان را دراختیار دو مخالف ِ نطری – من و ناشناس- گذاشته است: یکی موافق ِ دموکراسی وآزادی های سیاسی یی که در ایران وجود ندارد، و دیگری مخالف ِ همین آزادی ها، آن هم در ایران ِ محروم از آنها. همین مثال را می توان وسعت داد و به نیات ِ لنینیست ها پی برد که خود ار انواع ِ آزادی های سیاسی در غرب استفاده می کنند اما در تمام ِ نوشته های شان آن ها را برای ایرانی ها « حرام» می دانند. ناشناس دست ِکم در این اعتقاد و گرایش سیاسی با لنینیست ها همسویی ِ نظری دارد، همچنان که هردو از همین دیدگاه با رژیم استبدادی ِ دموکراسی ستیز همسویی دارند، حتا اگر آن را بنا بر مصلحت فردی یا فرقه ای شان انکار کنند. در ضمن، به آگاهی ناشناس می رسانم که بر خلاف ِ تصور و تعبیر ِ نادرست ِ او، من نه سخنگو، بلکه مدافع ِ جامعه ی تحت ِ حاکمییت ِ استبداد در ایران هستم که شامل ِ کارگران هم می شود. دفاع از مطالبات و یا مواضع ِ سیاسی ِ این جامعه، لزومن به معنای سخن گوی جامعه در وحدت همبسته اش نیست جناب ِ «ناشناس »!