نه به جنگ! نه به جمهوری اسلامی!
جواد قاسم آبادی
نه به جنگ!
نه به جمهوری اسلامی!
برای این قلم ریزنقش حیرت انگیز است که یک ایرانی نداند که رضا شاه را برای تعطیل نهضت مشروطیت و حفظ منافع امپریالیسم در ایران، با کودتا بر سر کار آوردند و برای تأمین همین منافع، دو دهه بعد با دخالت نظامی و زور به تبعید بردند!
حیرت انگیز اگر ایرانی نداند که برای حفظ منافع امپریالیسم در منطقه تنها ۱۲ سال بعد بر علیه دولت قانونی محمد مصدق کودتای نظامی کردند و محمد رضا شاه را به ایران بازگرداندند!
این خیلی بد است اگر یک ایرانی نداند که بخاطر ماجرای اوپک و بتبع آن بروز
نخستین بحران جهان امپریالیستی پس از جنگ جهانی دوم از یکطرف و خواست گوادولوپی در ایجاد کمربند سبز در جنوب شوروی از سوی دیگر، از پشت به محمد رضا شاه خنجر زدند و روحالله خمینی را به پاریس آوردند و مورد حمایت آشکار همه جانبه قرار دادند و بر سر کار آوردند تا هم انقلاب مظلوم بهمنماه را درهم شکند و هم کمربند سبز ارتجاع اسلامی را در منطقه گسترش دهد!
اما این دیگر یک فاجعه است که کسانی که اجداد ژنتیک و ایدیولوژیک «ایران-شهریشان» از ظهور امپریالیسم در آغاز، قرن بیستم تا امروز بازیچه دست امپریالیستها بوده اند، امپریالیسم را ناجی خود پندارند!
امپریالیسمی که هرگز ایران آزاد و آباد را نه خواسته و کوچکترین طلیعهای از آزادی اجتماعی در ایران را تحمل نکرده و نمی کند، چگونه ممکن است بیاید و برای آزادی و آبادی ایران یاری رساند؟
فاجعه از آنجایی آغاز می شود که بخشی از ایرانیان با شعار آزادی و آبادی ایران دست یاری بسوی امپریالیسم و دولتهای دست نشانده امپریالیسم دراز می کنند!
آنهم یاری از نوع حمله نظامی به ایران تا شاید امپریالیسم هسته اصلی قدرت در ایران را با تحمیل تلفات سنگین انسانی و اقتصادی بروبد و حضرات را بر سر قدرت اورد!
چنین فاجعهای در طول تاریخ فقط و فقط در ایران روی داده است، ناشی از عدم آشنایی به فرهنگ غنی ملل ساکن ایران از یکطرف و نادانی تاریخی «ایران-شهریان» از طرف است.
این قلم در آستانه تهاجم نظامی امپریالیستی به ایران در نوشته قبلی به سهم خود تذکر داد (۱) که ارزیابی کارشناسان امپریالیستی از نتایج حمله به ایران نادرست است چه چنین تهاجم نظامی، از یک سو باعث رشد احساسات میهنپرستانه و از سوی دیگر باعث انقباض سیاسی بیشتر حاکمیت و گسترش سرکوب جامعه مدنی ایران خواهد شد، که شد!
اینبار نیز به سهم خود هشدار می دهم که امپریالیسم جهانی توان اقتصادی و نظامی برای سرنگونی حاکمیت مذهبی ایران را ندارد و حملات نظامی به ایران باعث تشنج و تلاطم اجتماعی گستردهتر و تعمیق و تشدید اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی می شود و از همه بدتر با تلفات انسانی بیشتر و گسترش نفرت طبقاتی معضل فرهنگی ملل ساکن ایران و انشقاق اجتماعی در سراسر ایران خواهد افزود.
امروز بر همه، تکرار می کنم بر همه فعالان جامعه مدنی ایران است که یکپارچه و یکصدا خواهان عدم هرنوع دخالت خارجی در روند استقرار دموکراسی در ایران شوند تا ساکنان ایران بتوانند خود را مستقل از منافع این و یا آن جهانخوار سازماندهی کرده و این ماراتون دشوار دو صد ساله در راه آزادی را با سری بلند و برای همیشه به پایان رسانند!
با دلی بس نگران و از راه دور، دست شما طلایههای نور در راه رهایی ایران و منطقه و جهان را بگرمی می فشارم. پاینده باشید عزیزان!
جواد قاسم آبادی
در پانزدهمین روز خیزش خونین دیماه ۱۴۰۴
به آقای قاسم آبادی،
در کامنت نوشته اید که در ایران باید انقلاب دموکراتیک به رهبری طبقه کارکر شود که یعنی به رهبری مارکسیستها.
این نظر شما حتی نظریه مارکسیستی هم نیست و من درآوردی است.
در مارکسیسم ، انقلاب بورژوازی علیه روابط فئودالی در اقتصاد است، اما در ایران بیشتر از ۸۰ سال است که روابط فئودالی از بین رقته و ایران یک جامعه شهری سرمایه داری است و نوع استثمار تماما از طریق استثمار نیروی کار صورت میگیرد. متوجه نیستید که جامعه فئودالی جامعه روستایی با جمعیت شهری کم است اما الان تراکم جمعیت اساسا در شهرهاست. رژیم ایران ابزار طبقه سرمایه دار است نه طبقه فئودال.
چرا خزعبلات آقای فولادی را تکرار میکنید!
از لحاظ مارکسیستی، انقلاب کارگری در ایران کمونیستی است زیرا باید روابط اقتصادی سرمایه داری را از بین ببرد.
شما حتی درسهای مارکسیستی خودتان را هم خوب نخوانده اید.
.
ارتجاع سیاسی در لحظه فعلی فقط ارتجاع حاکم و رضا پهلوی نیستند.
.
ارتجاع سیاسی در فرهنگ ایران فعلی، هم رژیم است، هم رضا پهلوی و هم امپریالیستهای غربی اربباش و هم دموکراسی خواهی و هم بلشویسم.
همه این سیاسیون مرتجع نه به مردسالاری دست میزنند و نه به بردگی مزدی و نه به امپریالیسم، چون سابقه همه اینها از این لحاظ بسیار خراب است.
از هیچ یک از این جریانات سیاسی نمیتوان دفاع کرد.
.
زنده باد آنارشیسم
آنارشیست
ایران گرا محترم؛
شعار شما دال بر «نه به مزدوران رژیم» در بخش نه به کلیت نظام مطرح شده است و مورد تایید نویسنده است.
اما از نظر نویسنده تنها مزدوران جمهوری اسلامی دشمن مردم ایران نیستند و مزدوران هر دولت دیگر نیز برغم دشمنی با جمهوری اسلامی نه تنها دوست ملت ایران نیستند، بلکه در عمل با کوبیدن بر طبل جنگ و حاکمیت مستقیم مردم ایران دشمنی می کنند!
و نه به مزدوران رژیم که می بینند نتیجه پیام قلدربازی توخالی ترامپ در کنار هم زبان با رژیم کشته ها را زیر دست وپا مانده ها اعلام کردن تنها وتنهابه نفع شستن دستان خون آلود قاتل و بازکردن دست رژیم اشغال گر اسلامی برای کشتاربیشتر وسرکوب حرکت توده ها بود وباز هم فرشته نجات رژیم را دشمن جنگ طلب و…معرفی میکنند.
“اینبار نیز به سهم خود هشدار می دهم که امپریالیسم جهانی توان اقتصادی و نظامی برای سرنگونی حاکمیت مذهبی ایران را ندارد و حملات نظامی به ایران باعث تشنج و تلاطم اجتماعی گستردهتر و تعمیق و تشدید اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی می شود و از همه بدتر با تلفات انسانی بیشتر و گسترش نفرت طبقاتی معضل فرهنگی ملل ساکن ایران و انشقاق اجتماعی در سراسر ایران خواهد افزود.”
فکر کنم باید اول روی این مسئله کار کنید که انقلاب دموکراتیک (متعلق به سرمایه داران) در ایران ممکن نیست و اگر هم ممکن باشد نوکر امپریالیتسهای غربی خواهد بود.
آنارشیست
ناشناس گرامی؛
در دوران استیلای سرمایهداری بی تردید از انقلاب بورژوا دموکراتیک بایستی عبور کرد.
در این دوران برای عبور از نظام سرمایهداری و بسط و گسترش دموکراسی به رهبری پرولتاریا نیازمندیم.
در صورت عدم انسجام و حضور پرولتاریا در صحنه اقتصادی و سیاسی، سرنوشت انقلاب مظلوم بهمن ماه و استیلای مجدد نظام سرمایهداری ناگزیر خواهد بود!