مرز بین قهر و گفتگو و همکاری چیست؟
جواد قاسم آبادی
از آنجایی که جهان خارج از ذهن؛ برغم تغیرات پرشتاب دائمی بجز دوران نادر انقلابی؛ دچار تحولات کیفی نشده است و نمی شود، بی تردید هر انسان متعادل راه و روش خود را برای تنظیم رابطه با این جهان پیرامون خود را بدست می آورد.
برای مثال مسأله برای من نوعی به این شکل طرح و حل می شود:
یکم قهر؛
من نوعی با دولتها و کارگزاران دولتهای کشنده آزادی و امنیت و برابری و رفاه و صلح اجتماعی «قهر قهر» هستیم!
من نوعی هیچ نوع رابطهای با چنین دولتها و کارگزاران این دولتها نداریم و نمی خواهیم داشته باشیم!
من نوعی حتی از حضور در زمین بازی «انتخابات»ی این دولتها دوری می کنیم.
من نوعی همکاری که هیچ، حتی از گفتگو با کارگزاران این دولتها پرهیز می کنیم.
سخن کوتاه من نوعی از هرگونه تماسی با این دولتها و کارگزاران آن بطور جدی و پیگیر امتناع می کنیم.
دوم گفتگو؛
من نوعی با هر وجدان شریفی چه مستقل و چه متشکل که به آزادی بیندیشد گفتگو می کنیم.
گفتگو می کنیم تا یکدیگر را بهتر بفهمیم و ببینیم در راستای درانداختن جهانی دیگر و تحقق آزادی و امنیت و برابری و رفاه و صلح پایدار چه قدمهایی ممکن هستند و می تواند برداشته شود؟
گفتگو می کنیم تا ببینیم برای دفاع موثر از حق حیات و ممنوعیت قتل عمد دولتی و جرم تلقی کردن هر نوع شکنجه در سراسر جهان، چه می توان کرد؟
گفتگو می کنیم تا ببینیم برای کسب آزادی فردی و جمعی و تحقق برابری تمام و کمال شهروندان دهکده کوچک هشت میلیاردی، چه می توان کرد؟
گفتگو می کنیم تا ببینیم برای رفع ستم های گوناگون جنسی و ملی و فرهنگی و طبقاتی چه می توان کرد؟
گفتگو می کنیم تا ببینیم برای کند کردن رشد مداوم فاشیسم؛ چه در کشورهای پیشرفته صنعتی و چه در کشورهای پیرامونی؛ چه می توان کرد؟
گفتگو می کنیم تا مرز بین دولت و ملت، و بعبارت دیگر تضاد بین منافع اقلیت ناچیز حاکمان و اکثریت عظیم محکومان چیست تا سیاست روشنی برای «قهر» با حاکمان ظالم و «آشتی» با محکومان مظلوم بیابیم و به اجرا گذاریم!
سوم همکاری؛
اما در مورد همکاری من نوعی با کسانی وارد کوشش مشترک برای تفسیر و تغییر جهان متوحش کنونی می شویم که امیدی به خدا و شه و قهرمان برای اصلاح حاکمیت های مافیایی در مصدر قدرت نداشته باشد.
با کسانی وارد همکاری می شویم که به ضرورت «انقلاب» برای تغییر کیفی در اوضاع کنونی جهانی باور داشته باشد.
با کسانی همکاری می کنیم که برای تغییرات گام به گام به لزوم سازماندهی جامعه مدنی و کسب آمادگی جهت رویارویی با موقعیت انقلابی، بدانند که جدا جدا و پراکنده به پیش نخواهیم رفت!
با کسانی همکاری می کنیم که برای تغییر اوضاع نابسامان کنونی در «انتظار» موقعیت انقلابی دست روی دست نگذارند و در زمینههای گوناگون از همین امروز به سازماندهی و مبارزه مدنی بپردازند.
این مبارزه روزمره از شخص خود و خانواده تا محل زندگی و کار آغاز می شود.
مبارزهای مستمر و طولانی که برای صعود به جهانی دیگر و ایجاد خانواده بزرگ جهانی دههها و شاید قرنها بطول انجامد!
اما چه باک؟
اگر با چنین آرمان والایی در بازگشت به فطرت پاک انسانی، آرام و محکم و متین و مستمر طی طریق کنیم، بی تردید زودتر و یا دیرتر این آینده نصیب فرزندان ما و دیگر حیوانات و نباتات خواهد شد!
آیندهای آزاد و آباد که با پیشرفت علم و فناوری و انقلاب ارتباطات، مادر همه ما زمین، قادر به فراهم کردن هوای پاک، آب آشامیدنی گوارا، خورد و خوراک و پوشش و مسکن مناسب برای ۱۰ میلیارد اعضای این خانواده بزرگ جهانی خواهد گردید!
آزادیخواهان جهان؛
انقلاب ارتباطات و گسترش سریع اطلاعات در پنج قاره جهان نشان می دهد که از آغاز هزاره سوم میلادی اوضاع در پنج گوشه جهان رو به وخامت است.
می بینیم در سراسر جهان، تمرکز هرچه بیشتر ثروت در دست اقلیتی کوچک و همزمان کاهش قدرت خرید و نزول شرایط زندگی اکثریت عظیم جوامع سیری شتابدار گرفته است.
می بینیم که این سیر صعودی انباشت ثروت در دست اقلیت حاکمان و همزمان، سیر نزولی سطح معیشت اکثریت عظیم محکومان بزودی به فاجعه عظیم انسانی منجر خواهد گردید و در مدت زمانی نه چندان دور کل حیات را از کائنات محو خواهد کرد!
آری مبارزات امروز ما برای تغییر وضع موجود و برقراری آزادی و امنیت و برابری و رفاه و صلح پایدار نه تنها برای خود و خانواده و ملت خود، بلکه برای نجات مادر همه ما زمین و حیات در کل کائنات است!
کوشش امروز ما در «دیو زدائی»، «رهایی» انسان از خودبیگانگی و بازگشت انسان به فطرت پاک خود، در نهایت برای حفظ حیات در کل کائنات است!
آزادیخواهان جهان؛
بیایید برای تحقق آینده امن و آرام و حفاظت از مادر همه ما زمین، دست بدست و دوش بدوش و هم سر، دست بکار شویم.
بیایید با عزمی راسخ اما آرام و متین و مستمر با توجه به شرایط هر کشور، به سازماندهی اکثریت عظیم «محکومان» ادامه دهیم.
بیایید نیازهای فوری هر قشر از این اکثریت عظیم محکومان را بدرستی بشناسیم و سعی کنیم این اقشار گوناگون و خواستهای متفاوت آنها را سازمان داده و هماهنگ و همزمان در بستری واحد به پیش بریم.
بیایید بپذیریم که انقلاب از آسمان آبی نازل نمی شود بلکه بر روی زمین سخت و با تسلیح اکثریت عظیم تولیدکنندگان به آگاهی طبقاتی و تشکیلات مناسب با هر تاریخ و جغرافیای مشخص، به پیروزی خواهد رسید.
بیایید ضمن به رسمیت شناختن تفاوتها و پذیرفتن حقوق حداقلی همه جانداران برای زندگی بهتر، حوزه قهر و آشتی اجتماعی را در هر ملت مشخص کنیم و به پیش رویم!
آزادیخواهان جهان؛
بدون تردید ضعف ما در پراکندگی و قدرت ما در همبستگی و همکاری جهت شناخت و تغییر جهان است.
در راستای همبستگی و همکاری در راه آزادی کمربندها را سفت کنیم و زن و مرد و پیر و جوان دست در دست و دوش بدوش و هم سر به پیش رویم!
جواد قاسم آبادی (م. ع. ب)
آموزگار تبعیدی
اردیبهشتماه ۱۴۰۵
بسیار خوب بود.همانند این نوشته، آزادی را باید بر امنیت مقدم داشت،
مقاله سعی کرده که اصل قضیه که استثمار نیروی کار هست را از مسئله انقلاب خارج کند. اصل قضیه استثمار نیروی کار است.