Comments

مبارزه با فرصت طلبان ریز و درشت از مبارزه با ارتجاع و امپریالیسم جدا نیست / اسد شفیعی — 4 دیدگاه

  1. 1/3- ما تاکنون ندیده‌ایم که کسی راهکار یا بقول ایشان «نسخه بپیچد» قبل از آنکه واقعیت پیشاروی (ضرورت یا واقعیت عینی) یا صحنه مبارزه طبقاتی را از دید خویش ( صحیح یا ناصحیح) توضیح نداده باشد! اصلاً «وضعیت واقعی» چیست؟ چرا ایشان دقیقا «وضعیت واقعی» را از خود اختراع کرده اند؟ «وضعیت عینی (ضرورت پیشاروی)» یک واژه مارکسیسمی است؛ اما «وضعیت واقعی» که اساسا یک واژه مارکسیسمی نیست، پس چرا ایشان از این واژه پوپولیستی به‌جای «وضعیت عینی» صحبت می‌کنند؟ زیرا ایشان «وضعیت واقعی» موردنظر خودشان را می‌خواهند به دیگران به‌زور تحمیل کنند! بنابراین مشکل باید این باشد که کسی «وضعیت واقعی» موردنظر ایشان را ندیده است. وانگهی اگر یک کمونیست انقلابی با اتکا به شیوه و رویکرد علم سوسیالیسم (که توسط مارکس و انگلس بنیاد شد) به انقلاب واقعی معتقد است نیاز دارد راهکارش طبق واقعیت عینی را در سطح جنبش بیان کند و این تلاش امر صحیحی است در خدمت جنبش‌های اجتماعی در ایران. حتی افراد غیر کمونیست مترقی هم باید این گستاخی را داشته باشند که بدون ترس از سرکوب از طرف دیگران نظرشان را ارائه دهند، برخی مواقع این افراد و نیروهای روشنفکر (غیرپرولتری) حقایقی منطبق با شرایط عینی را کشف می‌کنند که برای کمونیست‌ها ناروشن است و این به نفع پرولتاریا است که آن حقایق کشف‌شده را بپذیرند و به رسمیت بشمارند… زیرا حقیقت طبقاتی نیست و این‌طور نیست که گویا این فقط طبقه پرولتاریا است که می‌توانند حقیقت مرتبط با شرایط عینی را کشف کند.مشکل دوست عزیز شهاب برهان این است که به همه مانند مبصر کلاس طبقاتی ایران هم پوزخند میزند و هم تشر میزند و می‌گوید «وضعیت واقعی» را مثل من ببینید! دست از پا خطا نکنید والا از کلاس مبارزه طبقاتی ایران اخراج می‌شوید!

    یادمان نمی رود که بی برهان چگونه در جنبش ژینا از سرکوب کردها توسط شونیستهای ترک دفاع کرد!

  2. ما تاکنون ندیده‌ایم که کسی راهکار یا بقول ایشان «نسخه بپیچد» قبل از آنکه واقعیت پیشاروی (ضرورت یا واقعیت عینی) یا صحنه مبارزه طبقاتی را از دید خویش ( صحیح یا ناصحیح) توضیح نداده باشد! اصلاً «وضعیت واقعی» چیست؟ چرا ایشان دقیقا «وضعیت واقعی» را از خود اختراع کرده اند؟ «وضعیت عینی (ضرورت پیشاروی)» یک واژه مارکسیسمی است؛ اما «وضعیت واقعی» که اساسا یک واژه مارکسیسمی نیست، پس چرا ایشان از این واژه پوپولیستی به‌جای «وضعیت عینی» صحبت می‌کنند؟ زیرا ایشان «وضعیت واقعی» موردنظر خودشان را می‌خواهند به دیگران به‌زور تحمیل کنند! بنابراین مشکل باید این باشد که کسی «وضعیت واقعی» موردنظر ایشان را ندیده است. وانگهی اگر یک کمونیست انقلابی با اتکا به شیوه و رویکرد علم سوسیالیسم (که توسط مارکس و انگلس بنیاد شد) به انقلاب واقعی معتقد است نیاز دارد راهکارش طبق واقعیت عینی را در سطح جنبش بیان کند و این تلاش امر صحیحی است در خدمت جنبش‌های اجتماعی در ایران. حتی افراد غیر کمونیست مترقی هم باید این گستاخی را داشته باشند که بدون ترس از سرکوب از طرف دیگران نظرشان را ارائه دهند، برخی مواقع این افراد و نیروهای روشنفکر (غیرپرولتری) حقایقی منطبق با شرایط عینی را کشف می‌کنند که برای کمونیست‌ها ناروشن است و این به نفع پرولتاریا است که آن حقایق کشف‌شده را بپذیرند و به رسمیت بشمارند… زیرا حقیقت طبقاتی نیست و این‌طور نیست که گویا این فقط طبقه پرولتاریا است که می‌توانند حقیقت مرتبط با شرایط عینی را کشف کند.مشکل دوست عزیز شهاب برهان این است که به همه مانند مبصر کلاس طبقاتی ایران هم پوزخند میزند و هم تشر میزند و می‌گوید «وضعیت واقعی» را مثل من ببینید! دست از پا خطا نکنید والا از کلاس مبارزه طبقاتی ایران اخراج می‌شوید!

    یادمان نمی رود که بی برهان چگونه در جنبش ژینا از سرکوب کردها توسط شونیستهای ترک دفاع کرد!

  3. 1/2- بی برهان ابتدا به دیگران می‌گوید «و هنوز هم خیلی‌ها بعنوان تحلیلگر و پژوهشگر و کارشناس یا زندانی سیاسی سابق و فیلسوف و نویسنده و شاعر و نمیدانم چه، در جلو کامپیوتر یا دوربین این و آن تلویزیون می نشینند و فراخوان می دهند و نسخه می پیچند و گمان می کنند مردم منتظراند آن ها فراخوان بدهند و کار تمام است.» اما نمی دانند که خود ایشان هم برای نوشتن نظرش ناگزیر پشت کامپیوتر نشسته است و به دیگران همان ایرادی را می گیرد که به خودشان هم وارد است!

    ایشان به‌دلخواه و باسلیقه خویش چند عنوان را انتخاب کرده‌اند و به آن پرداخته‌اند. گفته‌اند «در این نوشته روی سه دسته فراخوان همچون راه غلبه بر جمهوری اسلامی و سرنگونی آن درنگی می‌کنم: مبارزه مسلحانه؛ اعتصاب عمومی صنعت نفت؛ نهادسازی مدنی.» نکته اساسی ایشان این است که چرا آن‌ها در آن فراخوان‌ها نسخه پیچیده‌اند قبل از اینکه «وضعیت واقعی» در نظر بگیرند! او که ابتدابه‌ساکن خود را نادان در طرح راهکار اعلام کرده است اما طرح دیگران را سوای اینکه از دید نویسنده این سطور صحیح یا ناصحیح باشند رد می‌کند! راهکار همه آن‌ها ( باز تأکید می‌کنم سوای اینکه از دید نویسنده این سطور صحیح یا ناصحیح باشند) را به «نسخه پیچیدن» تقلیل داده و تلاش می‌کند همه را با نقد فرجام گذشته آن راهکارها (نسخه پیچیدن‌هایشان در دهه‌های گذشته) رد کنند!

  4. 1/1- شهاب برهان نوشته‌اند: «من اگر پاسخ بس دشوار به این پرسشِ آسان را داشته باشم، آن را برای خودم نگاه نمی‌دارم، ولی همیشه اعتراف می‌کنم که نمی‌دانم! مسائل در ایران بی‌نهایت پیچیده‌تر از آن است که کسی یا حتا جمعی بتوانند برایشان راه‌حلی معقول، عملی و مؤثر پیدا کنند کما این‌که همه باهم در باز کردن این کلاف، سردرگم درمانده‌اند. درهرحال، هرکس و هر گروهی هم برای آن‌که بتواند در مسیر نزدیک شدن به راه‌حل درست حرکت کند، ابتدا باید وضعیت واقعی را فهم و صورت مساله را درست طرح کند.»
    او ادامه می دهد و می نویسد:
    «ولی همیشه اعتراف می‌کنم که نمی‌دانم! »
    شهاب بی برهان خود اعتراف می‌کند که پاسخ را نمی‌داند! نسبت به پاسخ (که منظورشان ارائه راه‌حل است) به سؤال نادان هستند و بنابراین ایشان در موقعیتی نیستند که نظر دهند! بگذریم که تظاهر می‌کند با تواضع این را می‌گوید!
    ایشان که از نادانی خویش صحبت کردند اما واقعیت شرایط عینی-وضعیت واقعی- را به‌راحتی فوت‌وفن است. که البته برخی حقایق در مورد وضعیت عینی بازگو می‌کنند اما آنچه ایشان می‌گوید هم همه حقایق در مورد وضعیت واقعی نیست.
    ادامه…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>