صدای قربانیان
روشنگری: این تنش به گردابی تبدیل شده است که هر چه در مدار آن قرار گیرد با دروغ و ریاکاری و تباهی از هر دو سو سرشته می شود و جز تیزتر کردن تیغ سرکوب و اعدام و شکنجه, جز گسترش باز هم بیشتر فقر, گرانی و فلاکت برای مردم ایران,… و جز قهقرا و انهدام هیچ نتیجه دیگری ندارد.
تاکتیک های دوره اخیر آمریکا و جمهوری اسلامی در رابطه با پرونده هسته ای ایران همچنان نشان از بازی با کارت های مختلف است:جنگ، تهدید، مانور، نمایش مذاکره، امتیازخواهی و نرمش های ظاهری در عین پافشاری بر مواضع. این رفتار متناقض و بازیهای دیپلماتیک رژیم و آمریکا حالا تقریبا به نوعی به طبیعت بحرانی که بر محور پرونده هسته ای ساخته شده تبدیل شده است. در زیر این لایه متناقض رفتارهای دو طرف, تحریم ها به تدریج به پیشروی خود ادامه می دهند و چیزی که پژواکی ندارد صدای قربانیان این رویارویی شوم یعنی صدای مردم ایران است.

خاصیت این رویارویی به نوعی است که چرخش ها در هر سمتی با توجه به تعدد کارت ها و استفاده همزمان از آنها از هر دو سو به مردم ایران و مبارزه آنها برای دمکراسی ضربه می زند. زمانی که در بارومترهای سیاسی تحلیل گران احتمال سازش بالا می رود, عوامل رژیم چنان که خود گفته و نوشته اند خطر تحریکات خارجی و راه افتادن انقلاب مخملی و تجزیه ایران را برجسته می کنند و از این طریق موج تازه بازداشت ها, توطئه علیه فعالین جنبش ها, راه اندازی بساط بگیر و ببندهای گسترده خیابانی زنان و جوانان, دستگیری های وسیع و بی رحمانه و صدور احکام وحشیانه اعدام و قرار دادن سایه اعدام بر سر گروه کثیری از دستگیر شدگان , امنیتی تر و میلیتاریزه تر کردن فضا در مناطق دارای خواست های ملی, سرمایه گذاری بیشتر بر تمرکز دستگاه سرکوب و افزایش غلظت امنیتی آن را توجیه می کنند, زمانی که رویارویی نظامی شدت می گیرد, باز به بهانه جلوگیری از همسویی با “دشمن” مقابله با منتقدان سیاست های ماجراجویانه خود را شدت می دهند.
این تنش به گردابی تبدیل شده است که هر چه در مدار آن قرار گیرد با دروغ و ریاکاری و تباهی از هر دو سو سرشته می شود و جز تیزتر کردن تیغ سرکوب و اعدام و شکنجه, جز گسترش باز هم بیشتر فقر, گرانی و فلاکت برای مردم ایران, جز تهدید مبارزه سالم سیاسی در تصفیه حساب مستقل مردم ایران با استبداد سیاه فقاهتی و قرار دادن این مبارزه در معرض فساد, و در یک کلام جز قهقرا و انهدام هیچ نتیجه دیگری ندارد. دو سوی اصلی این تنش اگر با مخالفت گسترده و همه جانبه مردم در ایران و آمریکا و افکار عمومی مخالف جنگ و سلطه طلبی و سلاح هسته ای مهار نشوتد, براساس طبیعت سیاه و ارتجاعی شان, همچنان به کار خود ادامه خواهند داد. و درست مثل ساعت زنگ داری که در وقت معین زنگ می زند, مرحله به مرحله حلقه جنگ و محاصره تحریم ها به گرد مردم ایران تنگ تر می شود. به همین دلیل است که صدای سوم, صدای قربانیان اصلی این رویارویی شوم و بدفرجام ناگزیر است پایان دادن به بحران هسته ای و انجماد این بحران را, “نه به جنگ و تحریم و نه به جمهوری اسلامی” را در دوره کنونی به عنوان معیار عمومی هم در تبیین بسیاری از اولویت های عمل و اقدام مبارزاتی اش و هم در داوری و کنشگری نسبت به مبارزات ضد استبدادی جاری به دقت لحاظ کند.
شعار “نه به جمهوری اسلامی” مقاله همسوئی با امپریالیستهای غربی است. سایت روشنگری همیشه همسو با امپریالیستهای دموکرات غربی بوده است. تصور کنید همین الان “نه به جمهوری اسلامی” تحقق پیدا کند. چه می شود؟ آمریکا و اسرائیل بر ایران حکومت خواهند کرد و بخش دموکرات امپریالیستها می آیند برای کارگران ایران روضه دموکراسی میخوانند. آنها نوکران سکولار را ارباب ایران میکنند (کمپرادورها) و هر دو سال و چهار سال یکبار شامورتی بازی انتخاباتی لیبرال و دموکرات راه می اندازند تا کارگران برده مزدی بمانند و رای بدهند تا فکر کنند آزادی هستند.
تعریف “مردم” در این مقاله ناروشن است. مردم شامل کارگران و سرمایه داران می شود. کارگران نباید با سرمایه داران سکولار علیه سرمایه داران خارجی و اسلامی متحد شوند. کارگران باید با هم علیه همه سرمایه داران متحد شوند.