قطع رابطه شهرزاد قصه گو با فرهنگ ايرانی
بهرام بيضايی: داستان بنيادی ضرورت قصه گويی است و مخاطره قصه گويی
آيا ضربات جمهوری اسلامی به فرهنگ ايرانی کم است که يونسکو هم به کمکش آمد؟

روشنگری.مردم ايران به خاطر سيطره رژيم اسلامي، مورد ” مجازات دسته جمعی ” قرار می گيرند، نه فقط در حوزه اقتصادي، بلکه همچنين در حوزه فرهنگی. سال گذشته يونسکو همايشی به مناسبت 300 امين سال ترجمه هزار و يک شب در آلمان و فرانسه برگزار کرد که بنا بر گزارش بی بی سی همه ، از کشورهای عربی گرفته تا هاوايی و يوگسلاوي، به آن دعوت شده بودند، مگر فرهنگ ورزان ايران. بنا بر گزارش همين خبرگزاری در توضيح علت آن گفتند کسی را برای شرکت در همايش پيدا نکردند که به زبان انگليسی به خوبی وارد باشد!
اما مجازات دسته جمعی خود نقض حقوق بشر است. جمهوری اسلامی از اين مجازات آسيب نمی بيند، شايد هم خود مايل باشد قصه های شهرزاد را از تاريخ فرهنگ ايران پاک کند. وزير فرهنگ و ارشاد رژيم اسلامی گفت خمينی ” سرود انجزا” را دوست داشت. بعلاوه در ايران هم داستان هايی در باره منشاء داستان های شهرزاد ساخته و پرداخته اند که حکايت از روحيه مقاومت در برابر استعمار عرب دارد.
قصه های هزار و يک شب بخشی از ادبيات خاور زمين است که در هر کشور چيزی بر آن افزوده شده و تعابير مختلفی از آن به عمل آمده است. از قدرت تخيل تا قدرت تعقل، از فساد قدرت تا فساد حرم، از قدرت زن تا سلطه مرد، از ” مکر زن ” تا هوش زن و سرانجام از قدرت مقاومت و توان آن برای گريز از ” سرنوشت”. اوريانتاليست ها هم تصورات خود را در قالب آن نشانده اند. اما بيضايی می گويد داستان بنيادي، ضرورت قصه گويی است و مخاطره قصه گويی. وآيا کسانی که بيضايی و تعبير زيبايش را از مجموعه ادبيات هزار و يک شب حذف می کنند نقض حقوق بشر نمی کنند.
ميراث فرهنگی بنياد فرهنگ سازی است. جمهوری اسلامی دلسوز فرهنگ مردم نيست که مهاجم به آن است. مجازات دسته جمعی ديگران هم دلگير کننده است، اما باکی نيست. بسياری از حمايت ها و تشويق ها يا عدم حمايت های جهانی هم جنبه سياسی دارد وهميشه به مضمون و کيفيت ربطی ندارد. ديديم که در زمانی که می خواستند با رژيم اسلامی بسازند عليرغم تلاش ايرانی ها حتی از نام گذاری او برای جايزه نوبل خودداری کردند..
و دو زمان است که غنای فرهنگ می تواند شتاب بگيرد: يکی وقتی که دولت و ثروت حمايت خود را پشت آن قرار ميدهد. در ايتاليا و اسپانيا به انبوه آثار معماري، پارک ها، نقاشی ها و آثار هنری بر خورد می کنيم که با حمايت مالی ثروتمندان خلق شده اند. دولت های غربی سرمايه بزرگی را به حمايت از سينما، تئاتر، موسيقی و ساير رشته های هنری اختصاص ميدهند و بسياری از آن ها هنر را به يک از پر رونق ترين صنايع و منابع صادراتی خود تبديل کرده اند. رژيم ما فرهنگ سوز است و ثروتمندان ما وقتی بر حجم دارايی هايی شان اضاقه می شود آن را به سويس منتقل می کردند يا دوبی منتقل ميکنند و همانجا برج وباروی شان را بالا می برند.
زمان ديگر وقتی است که فرهنگ مورد هجوم قرار می گيرد و در مقاومت در برابر آن.
البته اين هردو زمان هم هنگامه هايی است که فرهنگ به شدت در مخاطره است و حتی معرض نابودی. بنا براين تلاش ايرانيان برای جبران کم کاری همايش يونسکو، و کار روی هزار و يک شب قابل قدردانی است و يادآوری و تاکيد.
بنا بر گزارش بی بی سی بهرام بيضايی در جلسه ای که انتشارات فروزان روز به مناسب انتشار يکی از آخرين آثار در باره هزارو يک شب برگزار کرده بود گفت :
آنچه انتظارش را نداشتيم مقاله پروفسور مارزلف در موضوع رابطه هزار و يک شب و فرهنگ ايران است که در آن تا سر حد امکان به ناديده گرفتن فرهنگ ايران و هزار افسان پرداخته است و از آن مهمتر متن فارسی هزار افسان را بکلی ناديده گرفته است تا وانمود کند اين يک متن باستانی و نه معاصر مسعودی و ابن نديم بوده است که ريشه در خيالات دارد
از آرشیو
نظرات قدیمی
نويدی / دوستان عزيز،
فرهنگورز را من ابداع کردهام به جاي اينتلنجنسياي روسي؛ فرهنگ را به جاي فرهيخت به کار بردن علط است. فرهنگ همان کولتو ر است و فرهنگورز هر کسيست که سر و کار او نه با سختافزارهاي توليد مادي (معمار، بنا، نانونا و…) که با نرمافزارهاي فرهنگيست: آخوند، کشيش، معلم، نويستده و…
اين ترکيب نخستين بار در يک بيانية منتشر نشده از طرف هنرمندان ايراني مقيم آلمان که من آن را نوشتم به کار رفت و بعد دوستاني آن را بدون توجه به کار بردند. ما براي رسيدن به انديشيدن منطقي به اين نياز داريم که واژههاي بسيط و مرکبمان را درست به کار ببريم. به جاي فرهنگورزان، در مفهومي که شما مراد داشتهايد، بايد فرهيختورزان استفاده شود.
آزاده / مهم داشتن روشن بینی و مهر آن شهرزاد هست که در وجود بانوان ایران بایست برخیزد
Comments
قطع رابطه شهرزاد قصه گو با فرهنگ ايرانی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>