Comments

در خصوص تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد.<br> شباهنگ راد — 1 دیدگاه

  1. طبقات حاکم همیشه از طریق سلطه داشتن بر طبقات تحت سلطه بر زندگی اجتماعی خویش حاکم بوده اند. مثلا بخشی از طبقه سرمایه دار آلمان که تحت رهبری هیتلر متحد شده بودند، بر زندگی اجتماعی خویش حاکم بودند. آنها مجبور نبودند آن بلاها را بر سر یهیودیان در بیاورند و یا به کشورهای دیگر حمله کنند. عمر امپراتوری یاماتو در ژاپن ۱۵۰۰ سال شد. طبقات تحت سلطه هستند که بر زندگی اجتماعی خویش حاکم نیستند و اختیارشان در دست اربابانشان است. انقلاب کمونیستی انقلاب مردم نیست، انقلاب طبقه کارگر است. انقلاب کمونیستی و آنارشیستی باعث میشود که کسی بر زندگی اجتماعی کسی دیکر حاکم نباشد. حتی اگر در جامعه فقر و بیکاری وجود نداشته باشد، سلطه و استثمار میتواند وجود داشته باشد. در جامعه سرمایه داری، این رابطه میتواند تا ابد ادامه داشته باشد:
    ارزش کالاهای تولید شده بر جهان = سرمایه ثابت درجهان+ سرمایه متغیر در جهان + ارزش اضافی در جهان.
    تا وقتیکه اراده طبقه کارگر علیه این رابطه نیست، این رابطه برای کارکران دست نمی خورد و آنها بر زندگی اجتماعی خود حاکم نخواهند بود و اصلا مهم هم نیست که سرمایه داری در بحران است یا خیر. تا وقتیکه طبقه کارگر آگاهی طبقاتی ندارد، بحرانها به ازادی طبقه کارگر منجر نمی شود. آزادی طبقه کارگر به کوشش فعالین ضد سرمایه داری در ترویج و گسترش دادن ایده کمونیسم و آنارشیسم بستکی دارد. این کار یک امر ارادی است نه مستقل از اراده. وقتی یک فرمول علمی کشف می شود، میتواند بکار گرفته شود و یا بکار گرفته نشود و در کشوی میز بماند. وقتی بکار گرفته می شود، اراده در کار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>