از تاریخ دو قرن مبارزات مستمر طبقاتی چه می آموزم؟ / هادی میتروی
تاریخ دو قرن گذشته بشر شاهد ظهور طبقهای ست که رسالت تغییر کیفی در کل کائنات را بر دوش دارد!
طبقهای که آموزگاران بزرگ کمونیسم آنرا «پرولتاریا» (۱) می نامند!
طبقهای که اکثریت بزرگ جوامع کنونی را در دل دارد و نه تنها کوچکترین نقشی در بهرهکشی انسان از انسان ندارد بلکه خود قربانی اصلی بردگی مدرن است!
طبقهای که فاقد «سرمایه» است و برای «رها» کردن کل جامعه از ننگ بهرهکشی انسان از انسان، بجز زنجیر بر دست و پا و قفل بر دهان چیزی برای از دست دادن ندارد!
طبقهای که برای «رهایی» بشریت از ننگ بهرهکشی انسان از انسان دست به «انقلاب» می زند!
تاریخ دو قرن گذشته نشان می دهد که دوران انقلابات احساسی، خودبخودی و عجولانه در همه جوامع بشر بسر رسیده است و «چرخ تکامل» جوامع گوناگون بدون سازماندهی آگاهانه این جوامع بجلو نخواهد رفت!
شاهد این ماجرا انقلابات شکوهمند قرن گذشته، از نخستین آن در اکتبر ۱۹۱۷ تا آخرین آن در بهمنماه ۱۳۵۷ است!
انقلاباتی که بدون سازماندهی میلیونی جوامع خود و دخالت گری در مدیریت تولید در پایین و تسخیر دولت در بالا میسر نخواهند شد.
قانونمندی عام این انقلابات، نقش تعیین کننده سازماندهی این اکثریت عظیم خواهان تغییرات انقلابی ست.
هنری که رفقا کارل و فردریک و همراهان از ۱۸۴۶ در ایجاد «اتحادیه کمونیستها» (۲) و رفیق ولادیمیر و همرزمان از ۱۸۹۶ با سازمان دادن «حزب سوسیال دموکرات روسیه» (۳) به آن پرداختند و ماشین دولتی بورژوازی را؛ موقتا هم که شده؛ بطور کامل درهم شکستند!
بی تردید جوانی جنبش پرولتری از یک سو و قوام یافتن حاکمیت چند قرنه بورژوایی از سوی دیگر باعث شد تا این جنبشهای انقلابی یک به یک یا سرکوب شده و یا در فرهنگ بورژوایی مستحیل شوند.
با پیشرفت علم و فناوری و انقلاب ارتباطات، پرولتاریا به رشد کیفی و کمی خود ادامه داد بطوری که امروز اکثریت قاطع جوامع گوناگون را لشگر میلیاردی فاقدان سرمایه تشکیل می دهند.
ما شاهد شکستهای خونین قرن گذشته و پراکندگی پرولتاریا در فرقهها و محافل گوناگون و نداشتن انسجام و رهبری سراسری هستیم چه در کمتر کشوری پرولتاریا بمثابه یک طبقه مستقل در صحنه اجتماعی و سیاسی حضور دارد.
با این مشاهدات می بینیم که پرولتاریای ملل گوناگون بیش و کم از پراکندگی و عدم انسجام جنسی، حرفهای و فرهنگی رنج می برد.
غرض نویسنده از این مقدمه تاکید بر لزوم سازماندهی مجدد پرولتاریای هر ملت است. امری که کمتر آزادیخواهی ست که آنرا کتمان کند و از چنین پراکندگی زجر نکشد.
نیازی که برغم تمامی شعر و شعارها در «همگرایی» عملاً روندی معکوس را طی می کند و هر لحظه شاهد ظهور محفل کوچک دیگری از روشنفکران مدعی آزادی و حمایت از طبقه کارگر هستیم که پراکندگی در صفوف پرولتاریای ملل گوناگون را بازتولید می کند!
اما چرا؟
ببینیم ریشه پراکندگی پرولتاریا در کجاست؟
بنظر نویسنده ریشه این مشکل سازماندهی روشنفکران مدعی سوسیالیسم از بالا و در خارج از طبقه کارگر است.
بنظر نویسنده روشنفکران مدعی سوسیالیسم که عمدتاً نقش «پیشگام» و یا «پیشرو» برای خود قائل هستند خود را خارج از روند تولید سازماندهی کرده و بجای درک «مسولیت» خود در مقابل تودهها به احساس «رسالت» نسبت به پرولتاریا مبتلا می شوند!
احساس رسالتی که باعث می شود بجای انجام وظایف عاجل خود در ایجاد اتحادی فراگیر در حمایت و دفاع از مبارزات مدنی جامعه ستمدیده ملت خود، به نسخه پیجی در شکل سازماندهی و روش مبارزاتی پرولتاریای ملل گوناگون آنهم از راه دور و از «بالا» بپردازند!
احساس رسالتی که برای هر زنده ای؛ از جمله هنرمندان و ورزشکاران و دانشجویان و دانشگاهیان؛ تعیین تکلیف می فرماید!
احساس رسالتی که هر دگراندیش و دگر زیستی را باطل، خارجی و کشتنی می داند!
گیریم آسیب شناسی نویسنده از وضع موجود در کلیت آن درست باشد، حال برای رفع این از خودبیگانگی؛ بویژه در میان روشنفکران مدعی حمایت از منافع پرولتاریا؛ چه می توان کرد؟
آنچه مسلم است وارونه کردن این احساس «رسولانه» به درکی «مسولانه» با موعظه محقق نمی شود و شایسته است این فرهنگ نوین از پایین و با کار جمعی آغاز گردد.
نطفه اولیه این سازماندهی نوین بایسته است بپذیرد تا زمانی که در یک «هسته» یا «گروه» سوسیالیستی در محل زیست و کار خود متشکل نشده باشیم هرگز قادر به عبور از احساس رسالت و کشف مسولیت های فردی و جمعی خود نخواهیم گردید.
تنها در چنین صورتی و داشتن دو پا بر زمین قادر به کشف اشکال مناسب سازماندهی و روش های مناسب مبارزاتی، در هر تاریخ و جغرافیای مشخص خواهیم گردید.
تنها در صورت سازماندهی مناسب و منطبق با هر تاریخ و جغرافیای مشخص، قادر به گسترش آرام و کم سروصدای هستهها و گروههای سوسیالیستی و ایجاد شبکه ای سراسری جهت دخالت موثر در مبارزات مطالباتی تودهها خواهیم گردید.
غرض از این مختصر برحذر داشتن سوسیالیستها در اقدامات عجولانه و هیجان زده جهت ایجاد آلترناتیو انقلابی ست.
تجربه خونین چهار دهه گذشته ایران نشان می دهد که تشکلهای بزرگ «قانونی – علنی» یا با معضلات گوناگون «پلیسی – نظامی» روبرو شدهاند و یا بخاطر دوری از صحنه مبارزات طبقاتی تحلیل رفته، نخ نما شده و یا متأسفانه پاک از صحنه گیتی محو شده اند.
همین تجربه خونین نشان می دهد که هستهها و گروههای کوچک انقلابی دور از چشم و گوش پلیس سیاسی بورژوازی، درست برعکس روزبهروز در روند مبارزه طبقاتی رشد و گسترش پیدا کرده، به انجام وظایف انقلابی خود در راستای ارتقا و تعمیق مبارزه طبقاتی و گسترش دموکراسی؛ در راستای «رهایی» بشریت از بردگی مدرن و بازگشت به فطرت اجتماعی انسان؛ همچنان پابرجا هستند و به پیش می روند!
رفقای کارگر، کمونیستها؛
قبل از هرچیز بایستی بپذیریم که راه دور و درازی در پیش داریم!
بایستی بپذیریم که هرنوع اراده گرایی و کوشش در سوزاندن مراحل سازماندهی اجتماعی و شیوع آگاهی انقلابی، نه تنها ما را به اهداف رهاییبخش خود نزدیک نمی کند بلکه از یک سو باعث خستگی و بالارفتن هزینه فعالان و از سوی دیگر به بیگانگی جامعه از خط و برنامه انقلابی و بتبع آن باعث تأخیر در «رهایی» جوامع از ننگ بهرهکشی انسان از انسان و بازگشت انسان به فطرت اجتماعی خود خواهد گردید!
رفقای کارگر، کمونیستها؛
با اراده و صبر انقلابی همواره و در همهجا در ایجاد هسته ها و گروههای سوسیالیستی، دور از چشم و گوش پلیس سیاسی بورژوازی، کوشا باشیم!
زنده باد انقلاب!
برقرار باد حاکمیت مستقیم اکثریت عظیم تولیدکنندگان!
زنده باد کمونیسم!
هادی میتروی (م. ع. ب)
دانش آموخته فیزیک در تبعید
تیرماه ۱۴۰۵
(۱)
بدنبال کشف نیروی بخار و آغاز تولید انبوه در مراکز گوناگون، آموزگاران بزرگ کمونیسم شاهد شرایط نوین تولید و تمرکز کارگران در واحدهای بزرگ تولیدی بودند.
مشاهده این شیوه نوین تولید و حضور جمع کثیری از کارگران در واحدهای تولیدی باعث ظهور روابط جدیدی بین کارگران شد.
کارگرانی که از یک سو شاهد شرایط سخت و خطرات کار آنهم بیش از ۸۰ ساعت در هفته بودند و از طرف دیگر از شاهد لوکس و رفاه اغراق آمیز کارفرمایان و خانوادههای کارگری بودند!
این تمرکز و تماس دائمی تعداد زیادی از کارگران و مشاهده تضاد بین شرایط زیست کارگران و کارفرمایان، روابط، نقش و وظایف جدیدی به کارگران صنعتی عطا کرد که با پیشرفت علم و فناوری و رشد کمی و کیفی پرولتاریا در همه حوزههای تولیدی و خدماتی، رسالت این طبقه برای «رهایی» از ننگ بهرهکشی انسان از انسان را بیش از قرن گذشته، آشکار کرده است!
(۲) https://youtu.be/yPapgN8VaQg?is=foPGffAXHrmOCKWK
(۳) https://share.google/PZpfnhSunXAQ0xwSc
Source : Marxists Internet Archive Marxists Internet Archive. Farsi
| Marxists Internet Archive. Fars |
Comments
از تاریخ دو قرن مبارزات مستمر طبقاتی چه می آموزم؟ / هادی میتروی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>