چرایی حمله نظامی آمریکا به ایران و عواقب آن!
جواد قاسم آبادی
نویسنده بر این باور است که حمله آمریکا و هم پیمانانش، نه از حب مردم ستمدیده ایران و نه از بغض حاکمیت آزادی ستیز، ضد زن و دگراندیش کش حاکم بر ایران است!
این حمله نظامی نقطه عطف برنامه استراتژیک عموسام برای بزانو درآوردن اژدهای سرخ، رقیب جوان و قدر قدرت آمریکا در زمینههای اقتصادی و فضایی و نظامی ست!
از آغاز هزاره سوم و رشد غیرقابل پیش بینی چین، با بیش از یک میلیارد نیروی کار، وحشت از دست دادن اقتدار جهانی، سراسر وجود پیر و فرتوت عموسام را درنوردیده است!
وحشتی که تنها راه نجات از آن کنترل اقتصاد در حال رشد چین از طریق کنترل گلوگاه صدور سوخت به این کشور در تنگه هرمز می تواند صورت پذیرد!
استراتژی که برای تحقق آن آمریکا نخست می بایستی به منابع سوخت کافی؛ برای خود و هم پیمانان خود؛ دست پیدا می کرد، تا بتوان بند ناف خود و هم پیمانان خود از نفت و گاز منطقه نفتخیز خلیج «ایران-عرب» قطع کند و متعاقب آن بتواند با بستن تنگه هرمز و کنترل بازارهای چهارگوشه جهان، رشد اقتصادی اروپا و چین و دیگر رقیبان خود را کنترل کند.
پروژه خودکفایی انرژی ایالات متحده عموسام که حداقل از سال ۲۰۱۲ مطرح و آغاز شده است و با کودتای نظامی و کنترل حاکمیت ونزویلا؛ بمثابه یکی از منابع غنی نفت جهان؛ هم اکنون به پایان رسیده است.
از این رو آنچه طرفین درگیر با بوق و کرنای گوشخراش در «نت ورک» سیستم امپریالیستی می گویند و می شنویم، تنها بخش کوچکی از سناریوی حمله به ایران است.
آنچه در بطن این پروژه جنگی مطرح است، طعمه قرار دادن حاکمیت مذهبی ایران به بهانههای گوناگون، جهت توجیه لزوم حمله به ایران و ناچاری در بستن تنگه هرمز بمثابه گلوگاه سوخت اروپا و چین و هند با نیمی از جمعیت و بیش از نیمی از نیروهای مولده جهان است.
رقبایی که با دستیابی به دانش و فناوری، حرمت ارباب را شکسته اند و هریک در زمینههای گوناگون از عموسام و کارگزارانش گوی سبقت ربوده اند.
هدف این چند خط، جلب توجه ایرانیانی ست که حمله نظامی به ایران را از دیدگاه منافع خود بررسی می کنند و بر این باورند که جنگ پیش رو جنگ «خیر و شر» است و وظیفه اخلاقی و انسانی آنهاست که با تمام قوا به این جنگ پرداخته و در به نفع یکی از طرفین درگیر، در آن مشارکت ورزند.
این درک نادرست بظاهر «میهن پرستانه» که ایران را مرکز جهان می داند باعث شده است تا بخشی از حمله نظامی آمریکا و هم پیمانانش؛ جهت رهایی ملل ساکن ایران از حاکمیت قرون وسطایی حاکم بر ایران؛ دفاع کنند و بخش دیگری حمله به ایران را محکوم و با آن به مخالفت برخیزند!
این استقبال از حمله در یک سو و محکومیت این حمله در سوی دیگر، کار را بجایی رسانده است که ایرانیان در جهان واقعی و جهان موازی بجان هم افتند و حت آرزوی مرگ دیگری با صدای هرچه بلندتر فریاد زنند!
خوانندگان محترم، غرض از نگارش این مختصر یادآوری این نکته است که بدنبال دو قرن رشد انگلی سرمایهداری ایران در حاشیه منافع استعمار کهن و متعاقب آن رشد در حاشیه منافع سرمایههای امپریالیستی، ایران مرکز جهان آشفته کنونی نیست و شاهدیم که ملل ساکن ایران حداقل در دو قرن گذشته، قربانی کلان سیاستهای جهانی و رقابتهای مابین سرمایههای امپریالیستی بوده و هستند!
اگر چنین است لازم است هشیار باشیم که چه با جنگ و چه؛ با توافق حاکمان آمریکا و ایران؛ و بدون جنگ، تنها و تنها راه مقابله و پایان بخشیدن به کرنش در مقابل کلان سیاستهای جهانی، سازماندهی آرام و انقلابی جامعه ایران، دور از چشم و گوش سرمایهداری بومی و سرمایهداری جهانی، در بطن جامعه ایران است و لاغیر!
جواد قاسم آبادی (م. ع. ب)
آموزگار تبعیدی
بهمنماه ۱۴۰۴
Comments
چرایی حمله نظامی آمریکا به ایران و عواقب آن! <br> جواد قاسم آبادی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>