سیامک کیانی: امپریالیسمِ فراموششده؛ واکاوی پرسشهای «نامهٔ مردم» در برابر پاسخهای ضدامپریالیستی و طبقاتی دبیرکل حزب کمونیست ونزوئلا
گفتوگوی «نامهٔ مردم» با رفیق اسکار فیگوئرا، دبیرکل حزب کمونیست ونزوئلا، که در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ پخش شد، به دلیلهای گوناگون، از میان آنها همانندی سرنوشت انقلاب بولیواری و انقلاب بهمن ما، برجسته است؛ زیرا در هر دوی آنها بورژوازی با خیانت، راهِ غیرسرمایهداری آن انقلابها را به سوی سرمایهداری نئولیبرالیستی کشاند. هماکنون در هر دو کشور، بورژوازی میکوشد با گفتمان ضدامپریالیستی و گفتوگوهای پنهانی با امپریالیسم امریکا، زندگی انگلیِ خود را چند سالی درازتر کند. پاسخهای دبیرکل حزب کمونیست ونزوئلا، بهویژه از آنجایی که برخی از گروهها با کژفهمی از سیاست انقلابی پس از انقلاب حزب تودهٔ ایران، سیاست دنبالهروی از بورژوازی انگلیِ فرمانروا در حاکمیت جمهوری اسلامی را در پیش گرفتهاند، بسیار آموزنده است. با این همه، جستارِ بررسیِ این گفتوگو چیز دیگری است.
پرسشگر «نامهٔ مردم» میتوانست با همسنجی جمهوری اسلامی با دولت مادورو به روشنگری در بارهٔ “چپ”های هوادار خط “ضدامپریالیستی” رژیم بپردازد. دولت مادورو که خود را دنبالکنندهٔ خیزش بولیواری میداند، در عمل مانند جمهوری اسلامی به پیادهسازی سیاستهایی اقتصادیِ نئولیبرالیستی روی آورده است. این دگرگونی اقتصادی-اجتماعی پیامدهایی ویرانگر برای زندگی مردم لایههای پایینی ونزوئلا دارد. با از دست دادن پشتیبانی طبقهٔ کارگر و رنجبران، دولت مادورو راه نجات خود را در گفتوگوی پنهانی با امپریالیسم امریکا میبیند، ولی امریکا همانگونه که در برابر جمهوری اسلامی نشان داده است، تا سرسپردگی سراسری دولت مادورو، سیاست فشار و جنگخواهی خود را دنبال خواهد کرد.
پرسشگر «نامهٔ مردم» میتوانست یادآوری کند که امپریالیسم با شیوههای گوناگون می کوشید تا مردم کشورهای پیرامونی را از برگزیدن راه استقلال پشیمان کند. امپریالیسم برای رسیدن به این هدفها جنگ راه میاندازد؛ دندان برای گاز گرفتن نشان میدهد؛ تحریم میکند؛ رهبران این کشورها را میترساند؛ رهبران پیشرو این کشورها را میکشد؛ با همکاری لایههای انگلیِ طبقهٔ بورژوازی، هدفهای انقلاب را از درون تهی میکند؛ با راههای گوناگون تلاش میکند که کشور تازه به استقلال رسیده را دوباره به بند و زنجیر خود گرفتار سازد؛ میکوشد که جنگ درونمرزی برپا کند و این کشورها را چندپاره کند. ولی پرسشگر «نامهٔ مردم» هیچیک از این رویدادها را برجسته نمیکند. به جایش، دبیرکل حزب کمونیست ونزوئلا با پاسبانی از استقلال طبقاتی-ایدئولوژیک، سیاسی و سازمانیِ خود در برابر پرخاشگری امپریالیستیِ آمریکا و اروپا ایستادگی میکند. همزمان، در برابر سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی که رئیسجمهور نیکولا مادورو به سود سرمایهداران و زمینداران پیاده میکند نیز میایستد.
پاسخ دبیرکل حزب کمونیست بیپردهترین و روشنترین نمونههای واکاوی ضدامپریالیستی دربارهٔ شرایط ونزوئلا و آمریکای لاتین است. فیگوئرا با پایبندی آشکار به جهانبینی مارکسیسم–لنینیسم، امپریالیسم را نه یک بانگ سیاسی، بلکه چارچوب اصلیِ تحلیل بحرانهای اقتصادی، دستیازی بیگانه، تحریم اقتصادی، نظامیگری و حتا دگرگونیهای درونی ونزوئلا میداند. او در سراسر گفتوگو بارها—دستکم یازده بار—از «امپریالیسم»، «قدرتهای امپریالیستی»، و «مرحلهٔ امپریالیستی سرمایهداری» سخن میگوید.
اما درست در همین بخش، یک ناهمخوانی نگرانکننده خود را آشکار میکند: پرسشگر «نامهٔ مردم» حتا یکبار هم واژهٔ «امپریالیسم» را به کار نمیگیرد. این زدودن، تنها زدودن یک واژه نیست؛ زدودن یک مقولهٔ برجسته از جهانبینی مارکسیسم–لنینیسم است. در جهانبینی مارکسیسم–لنینیسم، امپریالیسم مقولهای بنیادین برای درک مناسبات چیرگی در سرمایهداری جهانی است. این مقوله به راهبرد یک دولت یا کردار یک سرکرده فروکاسته نمیشود، بلکه بازنمای مرحلهای ساختاری از سرمایهداری است که در آن سرمایهٔ انحصاری، دولتهای امپریالیستی، شرکتهای انحصاریِ فرامرزی و برتری لشکری–اقتصادی در پیوندی درهمتنیده برای دزدی از کشورهای پیرامونی کار میکنند. زدودن این اندیشه، به معنای بریدن همین پیوندهای ارگانیک، برای تحلیل شرایط است.
در برابر، فیگوئرا هر کردار ایالات متحده را در چارچوب برنامهٔ امپریالیستی برای در دستگیری دوبارهٔ آمریکای لاتین میسنجد. او بستن راههای اقتصادی را ابزار چیرگی سرمایهٔ انحصاری و بحران ونزوئلا را پیامد فشارهای امپریالیستی و سازش بخشی از بورژوازی ونزوئلا با سرمایهٔ فرامرزی میداند. شکاف گفتاری آشکار است: پرسشها در اندازهٔ پدیدهها و روابط دولتها میمانند، اما پاسخها بر پایهٔ نبرد طبقاتی و ساختار سرمایهداری جهانی و بر ضدامپریالیسم آمریکا داده میشوند.
در پرسشهای «نامهٔ مردم»، بهجای امپریالیسم، واژههای درهمآمیختهای مانند «سیاست دولت آمریکا»، «فشارهای بیگانه»، «تنشزایی ترامپ»، «بازگشت به دکترین مونرو»، «تهدیدهای آمریکا»، «مداخلهٔ مستقیم نظامی»، «سیاست دولت ایالات متحد آمریکا»، «توازن ژئوپلیتیک»، «تحریمهای مالی»، «مواجه با فشارهای خارجی» به کار برده میشود. این واژهها بازنماییِ شرایط هستند؛ چیزی از امپریالیسم و سرشت آن نمیگویند. پیامد آن است که «دخالت آمریکا» نه تنها با منطق سرمایهداری امپریالیستی پیوند نمی یابد، بلکه تنها همچون راهبردی گذرا یا تصمیم یک دولت ویژه دیده میشود. این همان کوچکانگاریای است که بخشی از چپِ غیرطبقاتی و حتا لیبرالی آن را انجام میدهد.
اینگونه اندیشه هنگام بررسی نسلکشی فلسطینیها از سوی بورژوازی صهیونیسم در غزه نیز در «نامهٔ مردم» دیده میشود. «نامهٔ مردم» بیشتر دوست دارد که بنویسد «دولت دستراستی نتانیاهو»؛ انگار در اسرائیل دولت چپی هم بوده است؟ انگار کشتار ۷۰سالهٔ برنامهریزیشده از سوی بورژوازی صهیونیسم فراموش شده و به دولت دستراستی نتانیاهو کاهش یافته است. اسرائیل نه یک دولت دستراستی یا چپگرا، بلکه تجسم تاریخی پروژهٔ استعمارگرانهٔ بورژوازی صهیونیسم است؛ پروژهای که از آغاز با پشتیبانی امپریالیسم جهانی شکل گرفت و تا امروز پیاده میشود. کوچکسازی این واقعیت به سطح یک دولت یا یک نخستوزیر، همان پنهانسازی سرشت طبقاتی و امپریالیستی صهیونیسم است که «نامهٔ مردم» به آن دامن میزند.
این ناهمخوانی هنگامی جدیتر میشود که به پیشینهٔ اندیشهای «نامهٔ مردم» و حزب تودهٔ ایران نگاه کنیم؛ حزبی که مردم جامعهٔ ما را با مقولهٔ امپریالیسم تا به آنجا آشنا کرد که حتا نیروهای پیشروِ غیرکمونیستی به درک کموبیش درستی از مقولهٔ امپریالیسم رسیده بودند؛ و حزبی که دههها امپریالیسم را ستونبند تحلیل خود از وابستگی، فرمانرواییهای خودکامه و بحرانهای جهان پیرامونی کرده بود. اکنون این پرسش پیش میآید که چه روندی مایهٔ آن شده است که این مقوله در پرسشها گم شود؟ آیا این پرهیز، تلاشی برای «کمهزینه» نشان دادن گفتار در پهنهٔ رسانهای امروز است؟ آیا این پرهیز، تلاشی برای دوستی با “چپ”هایی است که مقوله امپریالیسم را کهنه می دانند؟ یا نشانهای از پسنشینی اندیشهایِ گامبهگام از مقولهٔ امپریالیسم است؟
بیگمان، پیامد یکی است: سست کردن گفتار ضدامپریالیستی. زدودن زبان مارکسیستی، ژرفای تحلیل را میکاهد و پیوند میان نبرد علیه خودکامگی درون مرزی و پیکار جهانیِ ضدامپریالیستی را پنهان میکند. این زبان بیجان، ناخواسته میتواند با روایتهای غیرطبقاتی و حتا لیبرالی همپوشانی بیابد؛ روایتهایی که خودِ امپریالیسم خواستار بازآفرینی آنهاست.
شایان یادآوری است که خودِ فیگوئرا، با پافشاری همیشگی بر مقولهٔ امپریالیسم، این کمبود را ناخواسته آشکار میکند. او بارها تحلیل خود را با «مرحلهٔ امپریالیستی سرمایهداری» پیوند میزند، ولی پرسشها بیشتر به بازنمایی شرایط میپردازند، بدون آنکه حتا در پیوند آن با مقولهٔ امپریالیسم کوششی شود. این شکاف، شکاف میان یک دیدگاه ضدامپریالیستی و طبقاتی و یک دیدگاه غیرطبقاتی است.
در پایان میتوان گفت: گفتوگوی «نامهٔ مردم»، بهویژه از دیدگاه درونمایهٔ پاسخها، پربار و آموزنده است، اما شیوهٔ پرسشها شگفتانگیز است. زدودن مقولهٔ امپریالیسم در گفتوگو با حزبی که در درازنای تاریخ، هویت خود را بهروشنی با سرشت ضدامپریالیستی پیوند داده است، نمیتواند یک پیشآمد یا از فراموشی باشد.
بار دیگر باید پرسید: اگر این دوریگزینی از زبان و چارچوب امپریالیسم بیباوری—یا دستکم دودلی—در بارهٔ این مقولهٔ پایهای نیست، پس چیست؟ و این دوریگزینی چگونه و در چه روند تاریخیای پدید آمده است؟
پاسخ این پرسش ها، نه از دبیرکل حزب کمونیست ونزوئلا، بلکه از خودِ «نامهٔ مردم» باید خواستار شد.
Comments
سیامک کیانی: امپریالیسمِ فراموششده؛ واکاوی پرسشهای «نامهٔ مردم» در برابر پاسخهای ضدامپریالیستی و طبقاتی دبیرکل حزب کمونیست ونزوئلا — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>