جزیرهی خصوصی “خدمات عمومی”
میدانستید که در کشورمان ، جزیرهای خصوصی وجود دارد به نام “جزیرهی خدمات عمومی”؟. ورود به این جزیره فقط با دعوتنامهای طلایی رنگ با متن : “به پاس سالها خدمت صادقانه!” ممکن است و نشان مُهر روی پیشانی متقاضی باید طبق استاندارد نظام پر رنگ و بزرگ باشد.
ویژگیهای منحصربهفرد این جزیره:
- ورزش مورد علاقه: پرتاب توپِ “مسئولیت” به سمت دیگران. هرچه قدرتی که پشت پرتاب باشد بیشتر باشد، تشویق بیشتری میگیرد.
- غذای اصلی: استیکِ “انکار” با سسِ “توجیه” و مخلفاتی چون شلاق، زندان و سالاد “فراموشی”. گفته میشود این غذا باعث میشود حافظهی تاریخی افراد به شدت ضعیف شود.
- سرگرمی شبانه: رقص “حلقهی عرفانی -اخلاقی”. هرکس بتواند در حالی که حلقهای از توجیهات به دور خود پیچیده، طوری برقصد که گویی هیچ حلقهای وجود ندارد، برنده بازی میشود.
- قانون طلایی جزیره: “هرچه اینجا میبینی، اینجا میماند. مگر اینکه یک عکاس مستقل با مدارک شناسایی جعلی و با دوربین ضدضربه خود را به وسط محفل برساند.”
- شعار جزیره: “ما برای خدمت به شما در ساعات اداری اینجا هستیم… البته فقط جلوی دوربینها. ساعات غیراداری برای برنامههای خصوصی خدمترسانی به خودمان محفوظ است.”
مسئولان این جزیره مدام در سخنرانیهای عمومی خود بر “شفافیت”، “صداقت” و “ارزشهای خانوادگی” تأکید میکنند. تحلیلگران میگویند این کلمات در فرهنگ لغت خصوصی جزیره، معانی متفاوتی دارند.
هر از گاهی طوفانی رسانهای به جزیره میرسد. در این مواقع، ساکنان جزیره به سرعت کلاه “قربانی توطئه” را بر سر میگذارند و با چتر “تحقیق داخلی” از خود در برابر قطرات باران “حقیقت” محافظت میکنند تا طوفان بگذرد و همه چیز به حالت “عادی” بازگردد.
و این بود داستان جزیرهای که همه درباره آن حرف میزنند، اما هیچکس مسئولش نیست.

گزارش یک نشست مهم ساکنان جزیره
قبل از گزارش نشست ، فقط یکی از شرکت کنندگان را معرفی میکنم ، بقیه کم و بیش شبیه او هستند.
حاجعلامة الخداع پسر(درست حدس زدید. فرزند حاجعلامة الخداع پدر) تسبیحبهدست طبق معمول همیشه با چهرهای ملکوتی و لبخندی که انگار تازه از بهشت برگشته وارد میشود؛
با دست راست تسبیح میچرخاند وذکر می.گوید و با دست چپ “پاداش”های خدمات غیررسمی را میگیرد.
وقتی کسی اعتراض میکند، تسبیح را سریعتر میچرخاند و میگوید:
«برادر! این پول که رشوه نیست… این یک هدیهی معنوی برای تسریع امور دنیویته!»
جالبتر اینکه رابطهی مستقیمی است بین سرعت گردش دانههای تسبیح و سرعت گردش پول به حسابش.
آخر سر هم میگوید «من پاکم… فقط دستم برکت دارد!»
***
جلسه/ یکی از مقامات ارشد جمهوری اسلامی در جلسهای پنهانی با همکارانش میگوید:
“بچهها، میخواهیم شفافیت را در کشور پیاده کنیم!”
همه با تعجب نگاه میکنند و یکی از آنها میپرسد:
“یعنی چی؟”
مقام ارشد جواب میدهد:
“یعنی از امروز، هر فساد اقتصادی را باید در سیستم وارد کنیم، اما در یک فرم خاص! مثلاً اگر 1میلیارد تومان رشوه گرفتیم، باید در قسمت “پرداختهای قانونی” ثبت کنیم. اینطوری مردم نمیفهمند، ولی ما همچنان پولها رو میزنیم به جیب!”
همه با رضایت سر تکان میدهند و یکی از آنها اضافه میکند:
“آهان! پس دیگه نباید هیچ چیز رو مخفی کنیم!”
مقام ارشد میگوید:
“دقیقاً! فقط در سیستم ثبت کنید و برای پاک بودن، همیشه یک “گزارش شفاف” منتشر کنید. هیچ کسی نمیفهمه که چه خبره!”
و از آن روز به بعد، فساد اقتصادی در جمهوری اسلامی به عنوان یک “سیاست شفاف و ملی” بهطور رسمی اجرا شد
Comments
جزیرهی خصوصی “خدمات عمومی” — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>