بخش دوم پروژه 2025 پیشبینیناپذیریِ مهندسی شدهی ترامپ در عبور از تونل وحشت/ احمد پوری
تحلیل پیشرو، واکاوی عمیق و چندلایه از وضعیت بحرانی نظم جهانی با تمرکز بر نقش مخرب “پروژه ۲۰۲۵” در ایالات متحده و بازتابهای آن بر آینده بشریت است. این خلاصه در سه محور اصلی، دیدگاههای استراتژیک مطرح شده در این گفتگو را بازخوانی میکند:
۱. اصالت تغییر درونزاد در برابر سراب دخالت خارجی
نخستین و بنیادینترین آموزه این تحلیل، تأکید بر این واقعیت تاریخی است که “دموکراسی کالای وارداتی نیست”. تحولات پایدار تاریخی محصول بلوغ درونی، آرمان مشترک و سازماندهی مردمی هستند، نه موشکهای کروز یا مداخلات نظامی قدرتهای خارجی. دخالت خارجی نهتنها آزادی به ارمغان نمیآورد، بلکه با “مصادره فاعلیت تاریخی مردم”، فرآیند تربیت سیاسی و همبستگی ملی را نابود کرده و به جای نظم دموکراتیک، هرجومرج و تجزیه را جایگزین میکند.
دموکراسی حاصل یک موازنه قوای اجتماعی است؛ فرآیندی که در آن گروههای مختلف مردم میآموزند چگونه گفتگو کنند و در برابر استبداد بایستند. هرگونه تلاش برای میانبر زدن به آزادی از طریق قدرتهای خارجی، مسیری به سوی وابستگی جدید و ویرانی ملی است. این نکته به ویژه برای کسانی که در آرزوی بازگشت به رویاهای ارتجاعی و نوستالژیهای سلطنتی هستند، هشداری جدی است: آزادی بادوام تنها از دل مبارزه درازمدت و آگاهانه ملی میروید، نه از نقشههای اتاقهای فکرِ واشنگتن یا تلآویو.
۲. خیرت ماک: نقاب “هرجومرج” بر چهرهی “پروژه ۲۰۲۵”
خیرت ماک، مورخ برجسته، معتقد است آنچه امروز در آمریکا میگذرد، تکرار هولناک فرآیندهای فاشیستی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ایتالیا، اما با سرعتی بسیار بیشتر است. او میان “جلو صحنه” و “پشت صحنه” تمایز قائل میشود:
- جلو صحنه (نمایش حواسپرتی): ترامپ با لفاظیهای پوچ، رفتارهای پیشبینیناپذیر و پیشنهادهای عجیبی مثل خرید گرینلند، رسانهها و افکار عمومی را سرگرم میکند. این “پیشبینیناپذیری مهندسیشده” تونل وحشتی است که مردم را از تمرکز بر اصل ماجرا منحرف میسازد.
- پشت صحنه (تکنوکراسی فاشیستی): در زیر این لایهی هرجومرج، برنامهای بسیار دقیق به نام “پروژه ۲۰۲۵” توسط بنیاد هریتیج و صدها سازمان محافظهکار در حال اجراست. ۷۰ درصد تیم ترامپ مستقیماً از دل این پروژه بیرون آمدهاند. هدف آنها نهتنها تغییر سیاستها، بلکه “توخالی کردن نهادهای قانونی” است. آنها با تسخیر قوه مجریه و جایگزینی پرسنل متخصص با وفاداران سیاسی، قوای مقننه و قضاییه را به پوستههایی بیاثر تبدیل کردهاند.
ماک هشدار میدهد که برخلاف فاشیسم کلاسیک که ماهیتی “عمومی” داشت، فاشیسم جدید در آمریکا کاملاً “خصوصی” و “معاملاتی” است. آنها از “تلخی و خشم مردم” به عنوان سوختِ ماشین خود استفاده میکنند تا نظم جهانی را به سوی آنارشی سوق دهند؛ آنارشیای که در آن دولت دیگر خدمتگزار ملت نیست، بلکه ابزاری در دست گروههای ذینفع خصوصی برای معاملات بزرگ است.
۳. رکسانه فان ایپرن: شتابگرایی و خصوصیسازیِ فاشیسم
رکسانه فان ایپرن بُعد مدرن و خطرناکتری از این تحول را فاش میکند. او معتقد است تفاوت بنیادین میان فاشیسم امروز و فاشیسم دهه ۱۹۳۰ در “جهتِ نگاه” آنهاست. فاشیستهای قدیم مدرنیته را در آغوش میگرفتند، اما جنبشهای راست افراطی امروز (چه در آمریکا و چه در اروپا) ماهیتی “نوستالژیک و ارتجاعی” دارند. آنها با وعدهی بازگشت به یک گذشتهی خیالی و رویایی، تودهها را فریب میدهند.
نکات کلیدی تحلیل فان ایپرن عبارتند از:
- شتابگرایی (Accelerationism): هرجومرج کنونی در آمریکا تصادفی نیست؛ بلکه ابزاری عمدی است تا فروپاشی اجتماعی تسریع شود. هدف این است که مردم از ترس و ناامنی به نقطهای برسند که داوطلبانه مکانیزمهای دموکراتیک را کنار گذاشته و تشنهی یک “مشت آهنین” و حکمرانی استبدادی شوند.
- خصوصیسازی امنیت و نظارت: در پشت صحنه، شرکتهای عظیم نرمافزاری (مانند پالانتیر) و سرمایهگذاران طبقه ثروتمند، سیستمهای نظارتی و پلیسی را قبضه کردهاند. وقتی ۹۰ درصدِ زنجیره دفاعی و نهادهای سرکوب (مانند ICE) در دست بخش خصوصی باشد، “هرجومرج” به یک کالای سودآور تبدیل میشود.
او تأکید میکند که نباید فریب شخصیت دیوانهوار ترامپ را خورد؛ این دیوانگی پوششی است برای یک نقشه دقیق که در آن سرمایهداریِ رادیکال و فاشیسم اداری با هم گره خوردهاند. این سیستم قرن بیستویکمی، بیصدا و در لایههای پنهانِ تکنولوژی مشغول کار است و با جابجایی یک رئیسجمهور از میان نمیرود.
نتیجهگیری
روح این تحلیلها نشان میدهد که بشریت در آستانه نظمی نوین قرار دارد که نه بر پایه قانون، بلکه بر پایه “آنارشی هدفمند” و “سودآوریِ هرجومرج” بنا شده است. در این میان، تنها راه نجات، پرهیز از توهمِ “دخالت نجاتبخش خارجی” و بیداری در برابر نوستالژیهای ارتجاعی است. آزادی واقعی از دلِ مقاومت درونزاد و شناختِ دقیقِ نقشههایی همچون “پروژه ۲۰۲۵” میگذرد که قصد دارند حقوق عمومی را به پای منافع خصوصی و قدرتهای فاشیستی قربانی کنند.
با احترام،
ا.پوری(هلند) 12-02-2025
تا وقتی که فرق بین آنارشیسم و هرج و مرج را نمیدانید، همان بهتر که رژیم، ترامپ و رضا پهلوی تو سر شما بزنند. ما آنارشیستها با همکاری شما با دوستان مرتجعتان خوب آشنايیم و میدانیم که نقشه شما سلطه یافتن بر قربانیان ارتجاع است نه آزادی.