من درد ِ مشترک ام ، مرا فرياد کن
احمد شاملو

اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشک آن شب لبخند عشق ام بود
قصه نيستم که بگوئی
نغمه نيستم که بخوانی
صدا نيستم که بشنوی
يا چيزی چنان که ببينی
يا چيزی چنان که بدانی
من درد ِ مشترک ام
مرا فرياد کن
درخت با جنگل سخن ميگويد
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن ميگويم
نام ات را به من بگو
دست ات را به من بده
حرف ات را به من بگو
قلب ات را به من بده
من ريشه های ِ تو را دريافته ام
با لبان ات برای ِ همه لب ها سخن گفته ام
و دست های ات با دستان ِ من آشناست
در خلوت ِ روشن با تو گريسته ام
برای ِ خاطر ِ زنده گان
و در گورستان ِ تاريک با تو خوانده ام
زيباترين ِ سرودها را
زيرا که مرده گان ِ اين سال
عاشق ترين ِ زنده گان بوده اند
دست ات را به من بده
دست های ِ تو با من آشناست
ای ديريافته با تو سخن ميگويم
به سان ِ ابر که با توفان
به سان ِ علف که با صحرا
به سان ِ باران که با دريا
به سان ِ پرنده که با بهار
به سان ِ درخت که با جنگل سخن ميگويد
زيرا که من
ريشه های ِ تو را دريافته ام
زيرا که صدای ِ من
با صدای ِ تو آشناست
نظرات قدیمی
arman: نمیدانم ملتی که اینهمه افتخار و سمبل در تاریخ دور و نزدیکش دارد چرا باید در مشکلاتش دست به دامن حسین و علی و غیره شود ، شاملو به درستی بازگو کنندهٔ دلایل ایجاد همهٔ دیکتاتوریها ،بخصوص نوع مذهبی آن بود .
شعر زیبای گفتگوی بشر با زمین را هر انسانی باید از حفظ بداند و شعر بامداد نیز برای هر ایرانی ضروری است که بدانیم که چه بر تاریخ ما رفته است .
در شروع حمله اعراب به ایران( که به ۲۰۰ سال کشتار و جنایتهای آعراب برای ایجاد حکومت اسلامی در ایران انجامید )امام اول شیعیان (علی ) نیز مشاور امور از راه دور بود.
نه… دیگر نباید به خود اجازه فریب خردن بدهیم ،ما نسل آرش ، خود پیامبر آزادی و ندای همه به خون خفتگان راه آزادی هستیم….
Dariush: Really fantastic
Comments
من درد ِ مشترک ام ، مرا فرياد کن — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>