Comments

استیصالِ ملی <br> ی. صفایی — 5 دیدگاه

  1. این:
    نویسنده این مقاله را خائن می نامند، خائنی که میخواهد رژیم اشغالگر را نگه دارد. فاجعه در کلام بعدا میشود فاجعه در عمل. این شبیه همان “کمونیسم آمریکایی” و “منافق” دوران سالهای ۶۰ است.
    باید بشود این:
    نویسنده این کامنت را خائن می نامند، خائنی که میخواهد رژیم اشغالگر را نگه دارد. فاجعه در کلام بعدا میشود فاجعه در عمل. این شبیه همان “کمونیسم آمریکایی” و “منافق” دوران سالهای ۶۰ است.

  2. “بد” و “بدتر” باید تعریف داشته باشد. تحت حاکمیت ارتجاع و تحت حاکمیت اپوزیسیون ارتجاعی ، معانی این دو اصلا روشن نیست. برای همین است که سعی شده بد تعریف شود. در تعریف بد گفته شده که بد ارتجاع است و بصورت روابط اجتماعی و وضعیت ذهنی لیست شده، به اینصورت:
    هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافات، افکار ضد علمی و شبه علمی.
    اپوزیسیون دولتهای ایران هرگز نیامده اند “بد ها” را نقد کنند، همیشه دولتها را نقد کرده اند. بد جای بدتر که می آید،‌ روابط ارتجاعی دست نمیخورد، مثل رفتن صدام و یا قذافی و یا اسد که در حقیقت در هر سه مورد، این “بد” بود که رفت و “بدتر” امد. اما در مورد ایران، احتمالا همان “بد تر” می رود و “بد” می آید – شاید خوش بینی است. بد جدیدا آمده سرکوبگر و نوکر امپریالیستهای غربی خواهد بود. بعد ما وارد دورانی خواهیم شد که تکرار گذشته است: وطن بر باد رفته، انقلاب استقلال طلبانه باید کرد، دموکراسی نداریم و از این خزعبلات همیشگی اما ایتبار ضد رژیم سکولار آینده، شبیه دوران شاه. چیزی که دست نخواهد خورد همان روابط ارتجاعی خواهد بود.
    هنرمندان سینما و نویسندگان رمانها و شاعران، با اصالت بیشتری از سیاسیون، “بد” را در ایران نقد کرده اند. آنها بیشتر انگیزه از بین بردن ارتجاع در پائین جامعه را داشته اند نه تسخیر بالا و ارباب جدید شدن. بیخود نیست که رضا پهلویون بعضی از آنها را مثل دشمن و یا خائن می بینند.
    کار ما در نقد بد در پائین بسیار اهمیت دارد. اگر شروع کنیم، شاید به این زودی ها انقلابی بوجود نیاید، اما روح انقلاب آسیب زیادی نمی بیند و بقا پیدا میکند، در غیر اینصورت جامعه بصورت جامعه هیتلر در می آید که در آن توده ها خودشان جنایتکار می شوند. فی الحال دارند ایده “اشغالگر” را در خونریزی و “پاک” سازی توجیه تئوریک میکنند و نویسنده این مقاله را خائن می نامند، خائنی که میخواهد رژیم اشغالگر را نگه دارد. فاجعه در کلام بعدا میشود فاجعه در عمل. این شبیه همان “کمونیسم آمریکایی” و “منافق” دوران سالهای ۶۰ است.

  3. متاسفانه حکایت مردم ایران همان «به مرگ بگیر و به تب راضی شود» هست. یا تجربه شکست خورده انتخاب بد به جای بدتر

  4. ادامه کامنت قبلی،
    تمایل بخشی از زنان و‌کارگران ایران به استعمار غرب، از تبلیغ و ترویجات سیستم استعماری امپریالیستهای غربی است. سیاسیون دموکراسی خواه داخل و خارج هم در همسوئی با این تبلیغ و ترویجات بوده اند. برای همین وضعیت ذهنی این بخش از توده ها صرفا از واپسگرا بودن رژیم نیست. همه این عوامل دست بدست هم داده است.
    نقد آنارشیستی از ارتجاع دموکراسی خواهی حاکم بر اپوزیسیون ، دقیقا به این علت است که دموکراسی غربی از استعمارش جدا فهمیده می شود. وقتی در اموزش انقلابی (به زبان رایج آموزش سیاسی)، ازادی به معنای درست کردن یک سیستم حقوقی جدید باشد،، مثلا سیستم دموکراتیک، نه تعیین سرنوشت، نه خودمدیریتی روابط اقتصادی-اجتماعی، نمیتوان انتظار داشت که توده هایی که زیر بمباران تبلیغاتی استعمار و رژیم هستند، دنبال یک حق دهنده نباشند. اپوزیسیون دنبال دادن توان و قدرت به توده ها نبوده، برای همین انها نمیخواهند خود را مدیریت کنند، میخواهند اربابی بهتر آنها را مدیریت کند.
    احتمالا این بحث درک نخواهد شد، لااقل آرشیو خواهد شد.

  5. استدلال این مقاله اشتباه است. تمام خصوصیات مذهبی و سرکوبکرانه رژیم را دولتی مثل عربستان و حتی طالبان هم دارد، اما آنها وضع ایران را ندارند. دلیل اصلی وضعیت فعلی جامعه ایران جنگ رژیم با اسرائیل و امپریالیستهای غربی است نه جنگ با اهالی خودی. دلیل اینکه اپوزیسیون این حقیقت را پنهان میکند برای این است که میخواهد رژیم به هر نحوی شده سرنگون شود.
    در ارتباط با افکار زنان و کارگران ایران در انتهای مقاله،
    زنان و‌کارگران هیچ کشوری رها از مهندسی فکری مرتجعین حاکم شان نیستند و برای همین عقاید آنها و ایده هایی که آنها با آن زندگی و شورش میکنند، از خود آنها نیست. روند انقلاب روند از بین بردن مهندسی فکری است. متاسفانه اپوزیسیون رژیم چنین مقصودی ندارد و از روی انتقام و نفرت حرکت میکند نه علم و دانش. در حقیقت، کسانیکه تظاهر میکنند که دارند آگاه میکنند، کسانی هستند که نمیخواهند آکاه کنند، میخواهند از ناآکاهی زنان و کارگران استفاده کرده روزی ارباب آنها شوند. فقط کمونیستهای آنارشیست هستند که چنین انگیزه ای ندارند و یا قرار است نداشته باشند چون در آلترناتیو آنارشیستی سلطه یافتن، استثمار کردن و دولت ساختن برای این دو منظور وجود ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>