پیوندهای هوش مصنوعی و حکومت ها،
برگردان شهباز نخعی

افزایش قدرت و نقش صنعت فناوری آمریکا را چگونه می توان درک کرد؟ در نشریات از مفاهیم «فئودالیسم فناوری»، «روشناییهای تاریک» و «فناوری فاشیستی» برای تشریح این نفوذ و رسوخ جاری نام برده می شود. یک چشم انداز تاریخی ایده ای قدیمی تر را مطرح می سازد، ایده ای که استحکام بیشتری نیز دارد و امپریالیسم نامیده می شود.
نویسنده SEBASTIEN BROCA برگردان شهباز نخعي
در عرصه بی نظمی های شدید کنونی جهان، از چند ماه پیش مفهوم امپریالیسم جایگاهی گسترده تر یافته است. دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ این مفهوم را بر سر زبان ها انداخته و از آن مکررا برای انتقاد از سیاست خارجی ایالات متحده استفاده می شود. این درحالی است که امپریالیسم در ابتدا مفهومی دقیق تر به معنای ارتباط تنگاتنگ بین حکومت ها و انحصارات بزرگ اقتصادی داشت و توسعه گرایی، در چهارچوب رقابت بین قدرت ها وجه اشتراک آنها بود. این مفهوم که در آغاز قرن بیستم توسط بسیاری از نظریه پردازان ساخته و پرداخته شد، امروز می تواند به طور ویژه روشنگر رابطه وابستگی آمیز دوجانبه بین حکومت آمریکا و «فناوری های بزرگ» باشد.
پس از ثبات نسبی بین المللی در دوران پس از ناپلئون، دهه های پیش از جنگ جهانی اول (۱۹۱۸- ۱۹۱۴) خصلتی استعماری مبنی بر تشدید آشتی ناپذیری بین قدرت های بزرگ داشت. در عرصه اقتصادی، اجرای سیاست های حمایتی باعث ایجاد شکافی در لیبرالیسم دوره های پیشین شد. جان هابسن، اقتصاد دان انگلیسی در سال ۱۹۰۲ از «امپریالیسم» با خصلت رودررویی بین «امپراتوری های رقیب که هرکدام بر اثر محرک هایی مشابه به توسعه گرایی سیاسی و نفع بازرگانی رو می آورند» (۱) نام می برد.
چند سال بعد، بسیاری از اندیشمندان مارکسیست هم به استفاده از این مفهوم روآوردند. رودلف هیلفرینگ، رزا لوکزامبورگ، نیکولای بوخارین و مشهور تر از همه، ولادیمیر ایلیچ اولیانوف، موسوم به لنین از جمله آنها بودند. با آن که توضیحات آنها درمواردی تفاوتهایی دارد، همه در تجزیه و تحلیل های خود بر تغییرات اقتصادی تأکید دارند. از آن پس، خصلت ویژه سرمایه داری، در اتحاد سرمایه صنعتی و بانکی (که هیلفرینگ آن را «سرمایه مالی» می نامید) و نیز اتحاد بین موسسات بزرگ و حکومت هایی که از انها سرچشمه میگرفت، مشخص میشد. بوخارین از «انحصارات سرمایه داری ملی (۲)» سخن می گفت. موسسه بزرگ متمرکزی که بر بازار ملی تسلط داشت، براثر نیاز قدرت سیاسی و نظامی برای حمایت از رقابتی که وحشیانه شده بود، در سطح جهانی عمل می کرد.
از دید نظریه پردازان مارکسیست، امپریالیسم عبارت از «تبدیل نظام سرمایه داری به یک نظم اقتصادی و اجتماعی برتر (۳)» بود. در این مورد، تاریخ نشان داد که آنها اشتباه می کردهاند. به این ترتیب، می توان امپریالیسم را نوعی سرمایه داری دانست که به شکلی چرخشی، هنگامی که یک قدرت برتر دچار تزلزل می شود، باز می گردد. گذار از لیبرالیسم به امپریالیسم در سال های ۱۹۱۴- ۱۸۸۰ به دلیل سقوط صنعتی انگلستان بود که دست به دامان حمایتگری برای جلوگیری از پیش افتادن رقیب ها شد. آیا ما نیز دوران مشابهی را می گذرانیم؟ تضعیف ایالات متحده موجب زیر سئوال رفتن جهانیگری هوادار مبادله آزاد شده که خود این کشور مدافع آن بود. شاهد این امر پیشرفت و ترقی چین، به حاشیه رانده شدن «سازمان تجارت جهانی» (OMC)، موانع تعرفه ای جدید و پس رانده شدن قوانین بین المللی است. این درست چیزی است که هووارد لوتنیک، وزیر بازرگانی آمریکا در ۲۰ ژانویه گذشته در داووس بر آن تأکید کرد: «جهانی گری برای غرب و ایالات متحده کارساز نبود و سیاستی شکست خورده است».
موسسهای «بزرگ تر از آن که سقوط کند» (too big fail)
همانند آغاز قرن بیستم، انباشت سرمایه در سالهای اخیر به شکلی چشمگیر افزوده شد. در ژانویه ۲۰۲۶، ۷ موسسه اصلی فناوری آمریکا (انویدیا، آلفابت، اپل، مایکروسافت، آمازون، متا و تسلا)، ۳۴ درصد از کل ارزش شاخص بورس S & P 500 را در اختیار داشتند، در حالی که این میزان در سال ۲۰۱۶ فقط ۱۲.۵ درصد بود. درسال ۲۰۲۵، رشد آمریکا عمدتا ناشی از سرمایه گذاری های گزاف اختصاص یافته به فناوری برتر جهت ایجاد زیرساخت های هوش مصنوعی (AI) و حمایت از ستاره های این بخش یعنی « OpenAI و Anthropic » بود. در سال ۲۰۲۶، این سرمایه گذاری ها می باید بازهم افزایش می یافت و فقط برای آمازون، آلفابت (گوگل)، مایکروسافت و متا به ۶۵۰ میلیارد دلار می رسید (رویترز، ۲۳ فوریه ۲۰۲۶).
با آن که در دوره ای سوددهی زیاد این موسسه ها باعث روان شدن سرمایه به سوی این موسسه ها شد، اما این کافی نبود. OpenAI و Anthropic پیش بینی کرده اند که در سال ۲۰۲۶ وارد بورس شوند تا بتوانند نقدینگی ها دیگری را نیز جلب کنند. این بخش همچنین می بایست ارقامی بزرگ تر را نیز از بازیگران مالی غیربانکی، مانند شرکتهای سرمایه گذاری خصوصی (Private equity)، شرکتهای مدیریت دارایی و شرکتهای اعتباری خصوصی جلب کند. تأمین کنندگان زیرساخت برای هوش مصنوعی، اوراکل و کورویو تا میزان ۱۰۰ میلیارد دلار بدهکار شده اند. بازیگران بزرگ مانند آمازون، گوگل و متا هم به گرفتن وام های مشارکتی از محافل مالی رو آورده اند (۴). به این ترتیب، فناوری بیش از همیشه با مسائل مالی درهم آمیخته، درحالی که چشم اندازهای سودبخشی چندان اطمینان بخش نیست و OpenAI پیش بینی نمی کند که پیش از سال ۲۰۲۹ به سوددهی برسد.
همه اینها بیانگر نقش قاطع حکومت امریکا است که اکنون «خطرزدایی» از این هزینه ها را پذیرفته است. در ۵ نوامبر ۲۰۲۵، مدیر مالی OpenAI در نشریه وال استریت ژورنال از یک «تضمین فدرال» برای امنیت دادن به سرمایه گذاری ها در زیرساخت های هوش مصنوعی سخن گفت. این حرف با موجی از اعتراض ها روبرو گردید و به زودی تصحیح شد. با این حال، این پیام رسانده شد که: از این پس، OpenAI «بزرگ تر از آن است که سقوط کند»، یعنی مهم تر از آن است که حکومت بتواند دربرابر مشکلات بالقوه آن بی تفاوت بماند.
در ورای این مورد خاص، دولت ترامپ سیاستی صنعتی درپیش گرفت که بر مبنای آن احداث مراکز داده ها، نیروگاه های ذغال سنگی و اتمی در زمین های دولتی را ترغیب می کند. دولت همچنین این تأسیسات را از رعایت انجام مطالعات اثر بر محیط زیست مقرر توسط «قانون ملی سیاست محیط زیست» (NEPA) معاف می نماید. سرانجام کاخ سفید از وزارت بازرگانی خواست تا به حمایت مالی (وام، تضمین، یارانه، مشوق های مالیاتی و معافیت های گمرکی) از این برنامه های راهبردی بپردازد (۵) و با این ترتیب دست به کاری زد که با بازار خود تنظیم گر فاصله بسیار دارد.
بیش از یک قرن پیش، بوخارین تأکید می کرد که سیاست امپریالیسم ایجاد انشقاق در بین المللی کردن اقتصاد و اراده «قرار دادن آن در چهارچوب های ملی (۶)» است. این برداشت امروز از جهتی درستتر به نظر می آید. از چندین دهه پیش، جهانی گری لیبرالیسم نو به موسسه های فناوری آمریکا امکان داده که به ارزش تولید شده در زنجیره جهانی چنگ انداخته و این کار را با توسل به تعداد زیادی خرده پیمانکار، عمدتا در آسیای جنوب شرقی، انجام دهند. اما، این سازماندهی اقتصادی در زمانی انجام شده که دولت های پی درپی در آمریکا قصد کاهش وابستگی های راهبردی ایالات متحده را داشته و روی هوش مصنوعی برای حفظ برتری بر چین حساب می کرده اند. به این ترتیب، نگهداری فناوری آمریکایی در ساختار اقتصادی جهانی با خواست واشنگتن برای سازماندهی مجدد زنجیرههای ارزش بر اساس الزامات امنیت ملی در تضاد است.
از آن زمان، مداخله گری اقتصادی شکل های مختلفی به خود گرفت. حکومت آمریکا وارد سرمایه گذاری در موسسه هایی شد که آنها را راهبردی می پنداشت. این موسسه ها از بهره برداری معدنی تا نیمه هادی ها و حتی انرژی هسته ای را دربر می گرفت. با موسسه انویدیا به توافقی دست یافت که به آن امکان دستیابی به ۲۵ درصد از درآمد حاصل از فروش تراشه های H200 به چین، که قبلا مشمول تحریم بود، را می داد. براین مبنا، وال استریت ژورنال از ظهور یک «سرمایه داری حکومتی» جدید سخن می گوید (۱۱ اوت ۲۰۲۵).
یک نمونه دیگر، اتحاد «پیمان سیلیکا» به سرپرستی وزارت امور خارجه و هدایت جیکوب هلبرگ، معاون وزارت امور اقتصادی و یک مقام پیشین گوگل است که به خاطر مواضع سازش ناپذیر خود دربرابر چین شهرت دارد. هدف «پیمان سیلیکا» ساخت یک ائتلاف بین «متحدان و شریک های مورد اعتماد» تحت نظارت آمریکا برای تأمین زنجیره ارزش هوش مصنوعی – از خاک های کمیاب گرفته تا پیشرفته ترین مدل های فناوری است (۷). درحال حاضر، کشورهای استرالیا، کره جنوبی، امارات متحده عربی (EAU)، یونان، هند، اسرائیل، ژاپن، قطر، انگلستان و سنگاپور عضو این پیمان هستند. هریک از این اعضاء باید برحسب توانایی و داشته های خود در آن مشارکت نماید یعنی استرالیا فلزات کمیاب را تأمین کند، قطر و امارات متحده عربی سوخت ارزان قیمت و نیز سرمایه مورد نیاز را بدهند و ژاپن و کره جنوبی دانش و تخصص خود در زمینه نیمه هادی ها را در اختیار بگذارند و… ایالات متحده هم دست اندازی خود بر حیاتی ترین روند نوآوری با تأمین چشم انداز آینده را حفظ می کند. به این ترتیب، «پیمان سیلیکا» پاسخی به سیاست عدم وابستگی فنی- علمی به چین است. این نمونه ای از دنیایی است که فناوری آمریکایی نمی تواند به طور خودکفا در آن عمل کند و می باید وابستگی های بین المللی خود را با نگاهی جدید به اولویت های سیاسی حفظ کند.
مانند همه نهادهای تاریخی از نوع امپریالیستی، مسئله نظامی مرکزیت دارد. نسبت وابستگی متقابل بین حکومت آمریکا و فناوری، حول موضوع هایی مانند دفاع و امنیت تنظیم می شود که نمونه آن را می توان در فوریه گذشته در زورآزمایی بین موسسه آنتروپیک(Anthropic) و پنتاگون دید که این موسسه از موافقت با استفاده حکومت آمریکا از هوش مصنوعی IA Claude آن برای هدایت تسلیحات مستقل بدون نظارت انسانی یا تفتیش شهروندان آمریکایی ، خودداری کرد و رییس جمهوری آمریکا به نهادهای فدرال دستور داد که از هرگونه همکاری با این موسسه خودداری کنند. برای بسیاری از فناوری های توسعه یافته با برچسب هوش مصنوعی، هدف تأمین برتری نظامی و تفوق اقتصادی واشنگتن است. هدف کاخ سفید «سلطه بلامنازع و معارض بر فناوری جهانی» است. پنتاگون حتی هوش مصنوعی را «تقدیر جدید آمریکا» معرفی کرده است (۸).
در چنین زمینه ای، اکثریت بزرگی از موسسه های سیلیکون ولی بر اکراه خود درباره کار کردن با پلیس و نظامی ها غلبه کرده اند. این تغییر موضع را آلکساندر کارپ، بنیانگذار مشترک موسسه «پالانتیر»( Palantir) چنین توجیه می کند که حفظ برتری آمریکا «اتحاد حکومت و صنعت نرم افزار (۹)» را الزامی میکند. آمازون از سال ۲۰۱۳ خدمات «کلود» خود را به «آژانس مرکزی اطلاعات» (CIA)، از سال ۲۰۲۱ به «آژانس امنیت ملی» و از سال ۲۰۲۲ در چهارچوب یک قرارداد با گوگل، مایکروسافت و اوراکل به وزارت دفاع عرضه می کند. اکنون متا اجازه استفاده نظامی از هوش مصنوعی مدل لاما(IA Llama) را می دهد و هوش مصنوعی اسکیل(Scale AI) که یک گنجینه دفاعی است ، توسط مایکل کراتزیون که امروز مشاور اصلی دونالد ترامپ در زمینه فنی- علمی است توصیه و بازخرید شده است. OpenAI هم به سرعت از مغضوب شدن آنتروپیک بهره برده تا جای آن را در پنتاگون بگیرد. جابجایی متخصصین با «درهای چرخان»( revolving doors) بین «فناوری بزرگ» و نهادهای نظامی هم رو به ازدیاد است (۱۰). این امر با تخیلات آزادی فناوری، که برمبنای آنها موسسه های فناوری دربرابر حکومت استقلال عمل داشته باشند فاصله بسیار دارد و یک مجتمع نظامی- رقومی به وجود آورده است. وضعیتی که یادآور دوران آغاز قرن بیستم است.
با این حال، جنبه هایی وجود دارد که دوره کنونی را متمایز می کند. حتی با آن که برتری جویی آمریکایی دستخوش بحران است، رقابت بین قدرت های امپریالیستی خیلی بیش از قبل از سال ۱۹۱۴ دچار عدم تعادل است. اتحاد «حکومت» و سرمایه در زمینه ای از وابستگی متقابل اقتصادها شکل می گیرد، که تا حدی بسیار زیاد بیش از آغاز قرن بیستم است. در نتیجه، قدرت سیاسی و نخبگان سرمایه دار بین گرایش های متناقض در نوسان اند. دولت ترامپ هم بین «بازها»ی هوادار سختگیری نسبت به چین و گرایشی بیشتر لیبرال نو که خواستار نرم تر شدن مواضع درمورد محدودیت های فناوری و بازرگانی است، دستخوش تفرقه شده (۱۱). این دوگانگی در میان موسسه های سیلیکون ولی هم به چشم می خورد. موسسه هایی مانند اوراکل به هیچ وجه نمی خواهند از مبادلات اقتصادی با چین صرفنظر کنند، درحالی که «فناوری دفاعی» نسبت به تشدید رقابت چین و آمریکا نظر نامساعد ندارد.
«مسابقه ای که نمی توان در آن برنده شد»
چرخش امپریالیستی فناوری باعث ناراحتی هایی در موسسه ها می شود. به عنوان نمونه، در گوگل در میان کارکنانی که اکثرا از حزب دموکرات هستند (۱۲) . فساد، استبداد، و سوء استفاده از قدرت که مشخصه اتحاد فناوری با دولت ترامپ است ، این خطر را نیز دربر دارد که شکاف بین نخبگان سیلیکون ولی و پایگاه مردمی جنبش «ماگا» (به آمریکا عظمت دوباره بخشیدن) را عمیق تر کند. آخرین ناشناخته، که آن را دستکم هم نباید گرفت، مربوط به خود فناوری است: برخی از کارشناسان، توسعه هوش مصنوعی «به هر قیمتی که شده» را یک خطای راهبردی می دانند. به نظر گری مارکوس «این امکان وجود دارد که برنده واقعی کشوری باشد که خود را تا حد ویرانی وضعیت مالی، در تلاشی نامعقول برای برنده شدن در مسابقه ای که نمی توان در آن برنده شد، بدهکار نمی کند (۱۳)». این شیوه ای دیگر برای گفتن این است که امپراتوری ها به طور کلی در اثر افراط گری خود ازبین می روند.
۱- John A. Hobson, Imperialism. A Study, James Pott & Co., New York, 1902.
۲- Nikolaï Boukharine, L’Économie mondiale et l’Impérialisme. Esquisse économique, Anthropos, Paris, 1971 (1re éd. : 1917). ۳- Vladimir Ilitch Lénine, L’Impérialisme, stade suprême du capitalisme, Éditions sociales, Paris, 1945 (1re éd. : 1917).
۴- cf. aussi Advait Arun, « Bubble or nothing : Data center project finance » (PDF), Center for Public Enterprise, novembre 2025.
۵- Cf. Brian J. Chen, « The big AI state : How the Trump administration is shaping US industrial policy toward “global technological dominance” », Data & Society, 21 janvier 2026.
۶- Nikolaï Boukharine, L’Économie mondiale et l’Impérialisme…, op. cit.
۷- United States department of state, « What is Pax Silica ? »,.
۸- « Winning the race. America’s AI action plan », The White House, juillet 2025 ; « The war department unleashes AI on new GenAI.mil platform », Ministère américain de la guerre, 9 décembre 2025.
۹- Alexander Karp et Nicholas Zamiska, The Technological Republic. Hard Power, Soft Belief, and the Future of the West, Crown Publishing, New York, 2025.
۱۰- مقالههای « کودتای فناوری اقتدارگرا » و « استقلال ملی به مثابه محصولی ساخت آمریکا » که هر دود در ماه نوامبر ۲۰۲۵ در لوموند دیپلماتیک منتشر شده است https://ir.mondediplo.com/2025/12/article5549.html
https://ir.mondediplo.com/2025/11/article5529.html
۱۱- Cf. Mathilde Velliet, « Les trumpistes veulent-ils vraiment faire la guerre à la Chine ? », Institut français des relations internationales (IFRI), Paris, 3 février 2026.
۱۲- Cf. Kali Hays, « Google staff call for firm to cut ties with ICE », BBC, 6 février 2026 ; lire aussi Frédéric Lordon, « Marx va avoir raison (IA et lutte des classes) », La pompe à phynance, 2 mars 2026.
۱۳- Gary Marcus, « The core misconception that is driving American AI policy », Marcus on AI, 14 décembre 2025.
خوب که چی؟