Comments

توفان: تفاهمنامه ای مبهم، ناپایدار وتکرار بازتولید جنگ تجاوزکارانه علیه ایران  — 4 دیدگاه

  1. تا وقتیکه جنگ شروع نشود تفاهم نامه خوب است.
    حتی اگر دست اندرکاران جمهوری اسلامی ذخایر ارزی را هم بجیب بزنند که می زنند و تحریمها قطع شود، بعلت شکوفا شدن سرمایه داری ایران، اوضاع برای زنان و کارگران جامعه خوب می شود. خوب، البته، بمعنای ازاد بودن نیست، بمعنی برده گرسنه نبودن و ثبات است. ثبات کمک میکند که زنان و کارگران فریب خورده فرصت بهتری برای فکر کردن و انتخاب کردن و پذیرش انقلاب کمونیستی و آنارشیستی و ترویج آن پیدا کنند. همانطور که گفته شد، وقتی آگاهی طبقاتی وجود ندارد، شرایط جنگی کمک نمیکند و اوضاع خرابتر می شود. وقتی آگاهی طبقاتی (نه غرب زدگی، “زن زندگی آزادی”، وطن پرستی و چرندیات دیگر) در ذهن بخش قابل توجهی از زنان و کارگران شکل بگیرد، امکان تبدیل شدن جنگ به انقلاب زیاد می شود، مخصوصا اگر از لحاظ منطقه ای وسعت داشته باشد.
    آنارشیست

  2. در ارتباط با جریانات مختلف ارتجاع،
    افشای جریانات مختلف ارتجاع فقط به این درد میخورد که نشان دهیم که پیروزی یکی بر دیگری دردی از طبقات قربانی ارتجاع (زنان و کارگران) دوا نمیکند. تمام جریانات ارتجاع در در دراز مدت وحدت دارند و خواستار حاکمیت بر زنان و کارگران و خواستار تداوم استثمار نیروی کار هستند. امپریالیست و غیر امپریالیست بودن ارتجاع، مذهبی و یا سکولار بودن آن و یا قومی و یا “پارسی” بودن آن، اصلا مهم نیست. اختلافات درونی مرتجعین، اصلا به ما زنان و کارگران ربطی ندارد، گور پدر هر دو.
    آنارشیست

  3. در ارتباط با مذاکرات،
    در قسمت “نظرات در مورد مقالات دیگران”،
    تمام روند مذاکرات قبل از جنگ ۱۲ روزه تا این جنگ دوم که میتوان گفت جنگ مثلا ۳۰ روزه ، روز به روز ارزیابی شده است. روند این جنگ تا به امروز نشان میدهد که رژیم بازنده بوده است و بر سر دو راهی قرار دارد. یا باید نابود شود و یا به یکی از دو قطب فعلی امپریالیستها وابسته گردد، یعنی نوکر شود.
    جناح دست راستی حاکم فعلی آمریکا آمده تا مسئله ایران را برای خود و امپریالیستهای غربی حل کند. این جناح ادعا دارد که میتواند اینکار را بکند و برای همین رهبرش را بجای زندان انداختن رییس جمهور کرده اند. اما اوضاع داخلی آمریکا و اسراییل و غرب، علی رغم پیروزی در سوریه، جالب نیست و دولت آمریکا که رهبر امپریالیستهای غربی است باید جام جهانی و تابستان و مشغولیات کلیشه ای انتخابات نوامبر را پشت سر بگذارد تا برگردد به اصل قضیه.
    کوششهای امپریالیستهای غربی در ایجاد انقلاب مخملی، یعنی چهار شورش بزرگ در دهه گذشته، میسر نبوده و جنگ دوازده روزه و جنگ ۳۰ روزه هم جواب نداده. اما امپریالیستها کوتاه نمی آیند. از آنجا که جنبش کارگری و زنانه انقلابی نداریم، سرنگونی فایده ندارد و بهتر است که رژیم به یکی از امپریالیستها وابسته شود تا اوضاع اجتماعی جامعه ایران ثبات پیدا کند. این ثبات نسبی خواهد بود. وضعیت فعلی از هر چیزی بدتر است. اگر جنبش کارگری و زنان کمونیستی بحای دنبال ماتحط لیبرال دموکراتهای امپریالیست غربی راه افتادن ، جنبشی ضد روابط ارتجاعی درست کرده بودند، وضعیت فعلی مفید بود و هر دوی ارتجاع حاکم بر ایران و ارتجاعی امپریالیستی عقب نشینی کرده بودند و اوضاع امیدوار کننده بود. فعلا وضعیت غیر جنگی همراه با نوکری کامل، بهترین شرایط است. البته:
    جناح واپسگرا و بغایت مرتجع و تندروی رژیم که همیشه اصل رژیم بوده، مقاومت میکند و فعلا تنها جریان واقعا وطن پرست جامعه است. اما این جناح در مسیر نابودی قرار دارد. اینکه بلاخره نوکران امپریالیستهای شرقی و یا غربی حاکم شوند، فعلا معلوم نیست. فعلا همه جناحهای رژیم یک توازن برقرار کرده اند چون همگی در خطرند.
    نابودی رژیم در شرایط فعلی به یک رژیم و شرایط سکولار ارتجاعی تبدیل می شود که در کوتاه مدت به نفع زنان و کارگران جامعه است، اما انقلاب امری دراز مدت است. زنان و کارگران به شرایط جدید عادت خواهند کرد و دوباره خود را در زندان ارتجاع ،‌یعنی زندان هیرارشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها و خرافات و افکار غیر علمی و ضد علمی خواهند دید.
    آنارشیست

  4. این مقاله باید به بالای مقالات سایت روشنگری منتقل شود تا بحث بروی مطالب آن باز شود، اما کو بحث!
    عمده نکردن وضعیت جنگی فعلی فقط کار رژیم نیست، متاسفانه کار سایت روشنگری هم هست. نگاهی به مقالات بیاندازید، مقالات اصلا به این جنگ نمی پردازند و اوضاع را عادی نشان میدهند، دلیل این سیاست وقیح این است که اپوزیسیون ارتجاعی رژیم هنوز منتظر حمله برای سرنگونی رژیم است و روی این حساب میکند که امپریالیستهای “لیبرال دموکرات” غرب بر ایران حاکم شوند، این خواب آنارشیستهای دروغین روژاوا هم بود که نمیدانیم چرا آنارشیست بودند اما دولت هم داشتند و دارند!!

    طبقه کارگر هیچ وقت در دفاع از وطن منافع ندارد زیرا وطن واقعیتی است متعلق به استثمارگران در تاریخ نه قربانیان آن. حتی اگر استعمار شکم کارگر خودی را پر کند، بردگی کارگر خودی را از بین نمی برد چون بردگی صرفا شکم نیست. همه کارگران شکم پر رای دهنده در کشورهای غربی، برده هستند.
    رویکرد انقلابی کارگری در ایران نباید وطن پرستانه باشد. طبقه کارگر باید بر اساس طبیعت واقعی خود، یعنی برده مزدی بودن علیه ارباب سرمایه دار آموزش ببیند. وطن پرست کردن طبقه کارگر بنفع ارباب است نه کارگر. وقتی طبقه کارگر ذهنیتی پیدا کند که ضد سرمایه داری است، ضد امپریالیسم هم هست، یعنی اینکه، مهم نیست ارباب سرمایه دار ملی است و یا سرمایه دار خارجی، مثلا در چین، الان طبقه کارگر چین از طریق سرمایه دار ملی و سرمایه دار خارجی استثمار می شود. در حقیقت، انترناسیونالیسم طبقه کارگر موثرترین سلاح علیه امپریالیسم و نواسنعمار است.
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>