“تنها امید کوبا به کارگران جهان است”
برگردان مسعود کوچک
این مصاحبه در وبسایت چپ “لا ایزکیردا دیاریو”، رسانهای وابسته به جریانهای سوسیالیستی، منتشر شده است. با توجه به وضعیت بحرانی اقتصادی و سیاسی کوبا و آشنایی فعالان چپ ایران با این شرایط، این مصاحبه به فارسی ترجمه و ویرایش شده است تا در جهت تقویت همبستگی انترناسیونالیستی و بازتاب صدای مبارزات مردم و کارگران کوبا مورد استفاده قرار گیرد. فارغ از هرگونه ارزیابی دربارهٔ ماهیت دولت کوبا، وظیفهٔ فوری نیروهای چپ، کمونیستها و طبقهٔ کارگر جهان، حمایت عملی از کارگران و تودههای انقلابی کوبا در مبارزه علیه امپریالیسم آمریکای شمالی و دیگر قدرتهای امپریالیستی است.
مسعود کوچک
آمریکای لاتین — “تنها امید کوبا به کارگران جهان است”
مصاحبه با یک فعال چپ کوبایی مقیم برلین
تحریمهای دوران ترامپ زندگی در کوبا را بسیار دشوار کرده است. دولت کوبا برای مقابله با بحران، برخی امتیازات سیاسی و اقتصادی به امپریالیسم آمریکای شمالی ارائه کرده است، اما به گفتهٔ منتقدان، این اقدامات نهتنها بحران را حل نکرده بلکه شرایط را تشدید کرده است. گفتوگو با فرناندو، فعال چپ کوبایی مقیم برلین، دربارهٔ وضعیت زندگی روزمره در جزیره انجام شده است.
محاصره اقتصادی کوبا که در دورهٔ ترامپ تشدید شد، با حمایت دولتهای راستگرای آمریکای لاتین همچنان ادامه دارد و با سکوت یا همراهی برخی دولتهای موسوم به “مترقی”، مانند کلودیا شینباوم، رئیسجمهور مکزیک و لولا در برزیل، که عملاً در برابر فشارهای امپریالیسم آمریکای شمالی واکنش مؤثری نشان نمیدهند.
مردم دربارهٔ زندگی روزمره در این جزیره چه میگویند؟
زندگی هر روز دشوارتر میشود. دولت اقداماتی را اعلام کرده است که یادآور سیاستهای “دورهٔ ویژه” در دههٔ ۱۹۹۰ است (پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی)؛ دورهای که با کمبود شدید کالا، سوخت و انرژی همراه بود. دانشگاهها تعطیل شده و آموزش بصورت مجازی ادامه دارد. بیمارستانها تنها با ظرفیت حداقلی فعالیت میکنند و سیستم حملونقل عمومی تقریباً، حتی میان استانها، متوقف شده است.
من در هاوانا و کاماگوئی (در مرکز جزیره) فامیل دارم. چند ماه پیش خاموشیها بیشتر در استانهای شرقی رخ میداد، اما اکنون سراسر کشور را دربر گرفته است. در بهترین حالت، مردم تنها دو یا سه ساعت در روز برق دارند. وضعیت طی سالها بتدریج وخیمتر شده و با تشدید محدودیتهای واردات نفت، شرایط بطور چشمگیری بدتر شده است.
تورم بسیار بالاست و قیمت کالاهای اساسی به سطحی رسیده که برای بسیاری از مردم غیرقابلتحمل است. مادرم، که پزشکی با بیش از ۳۰ سال سابقه است، درآمدی معادل حدود ۱۰ دلار در ماه دارد، در حالی که حداقل هزینهٔ مواد غذایی دستکم ۳۰ دلار است.
نظام بهداشت و درمان نمونهای دردناک از بحران کنونی است. کوبا هنوز پزشکان آموزشدیدهٔ فراوانی دارد، اما داروها عملاً برای بیشتر مردم در دسترس نیست. داروخانهها خالیاند و بسیاری از تجهیزات پزشکی از کار افتادهاند. مادرم اخیراً تحت جراحی سرطان قرار گرفت و دستگاههای لازم برای آزمایشهای پس از عمل در هیچ نقطهای از کشور موجود نبود.
وابستگی کوبا به نفت وارداتی باعث شده تحریمها تقریباً بر همهٔ جنبههای زندگی – حملونقل، تأمین غذا، برق و خدمات درمانی – اثر بگذارند. از نظر روانی نیز این وضعیت بسیار فرساینده است. زندگی مردم از برنامهریزی روزانه به برنامهریزی ساعتی تبدیل شده است: برق چه زمانی وصل خواهد شد؟ آیا باید نیمهشب یا سحر آشپزی کرد؟ چگونه به محل کار بروم؟ اگر بیمار شوم چه باید کرد؟ چگونه میتوان غذا را نگهداری کرد؟
احساس خستگی و فرسودگی عمیقی در جامعه وجود دارد. دولت از “مقاومت خلاقانه” سخن میگوید، اما بسیاری از مردم حتی بدون برق امکان شنیدن این پیامها را ندارند.
ناوگان همبستگی “نوئسترا آمریکا” اخیراً با کمکهای بشردوستانه وارد کوبا شده است. مردم چگونه به این اقدام واکنش نشان دادهاند؟
این اقدام نشانهای مهم از همبستگی بینالمللی است و شامل دارو، مواد غذایی و پنلهای خورشیدی بوده است، اقلامی که مردم بشدت به آنها نیاز فوری دارند. با این حال، این کمکها محدودیتهای نمادین همبستگی را نشان میدهد و نمیتوانند بحران ساختاری کشور را حل کنند. آنچه کوبا بیش از همه نیاز دارد، دسترسی پایدار به انرژی و بهویژه نفت است. پایان محاصره اقتصادی نیازمند تصمیمات و فشارهای سیاسی در سطح بینالمللی است، نه فقط کمکهای انسانی.
برخی کوباییها انتقاد میکنند که دولت از حضور این ناوگان برای اهداف تبلیغاتی و نمایشهای عمومی استفاده میکند. نشستهای رسمی برگزار میشود که فاصلهٔ زیادی با واقعیت زندگی روزمره مردم دارد. بعنوان نمونه، پابلو ایگلسیاس، سیاستمدار چپگرای اسپانیایی، در یکی از هتلهای پنجستاره هاوانا اقامت داشته است.
دولت کوبا پس از ماهها انکار اعلام کرد که دربارهٔ دادن برخی امتیازات سیاسی و اقتصادی به امپریالیسم آمریکای شمالی گفتوگو کرده است. چه تغییراتی مطرح است؟
هیچ بیانیهٔ رسمی دربارهٔ جزئیات مذاکرات منتشر نشده و مردم تنها میتوانند حدس بزنند. با این حال، گزارشهای اخیر نشان میدهد گفتوگوها احتمالاً حول گشایشهای اقتصادی بیشتر و برخی اصلاحات سیاسی احتمالی جریان دارد.
در حوزهٔ اقتصادی، تغییرات سالهاست آغاز شده است. قانونی جدید به کوباییهای غیرمقیم اجازه میدهد در کسبوکارها سرمایهگذاری کرده و مالک آنها شوند. این روند ادامهٔ اصلاحاتی است که از دههٔ ۱۹۹۰ آغاز شد، در دوران همکاری با ونزوئلای هوگو چاوز کند شد، سپس در دورهٔ رائول کاسترو از سر گرفته شد و در دورهٔ رئیسجمهور فعلی، میگل دیاز-کانل، با سرعت بیشتری ادامه یافته است.
منتقدان از دیدگاههای مختلف این روند را زیر سؤال میبرند. برخی نیروهای چپ معتقدند این اصلاحات نابرابری اجتماعی را افزایش داده و بدون حل بحرانهای ساختاری، به شکلگیری یک طبقهٔ جدید اقتصادی با قدرت و ثروت بیشتر انجامیده است. در عین حال، این سیاستها حتی رضایت کامل سرمایهگذاران خارجی را نیز جلب نکردهاند. همچنین بحثهایی دربارهٔ جبران خسارت مالکان املاکی که پس از سال ۱۹۵۹ مصادره شدند، مطرح شده است.
برخی سیاستمداران آمریکایی، از جمله مارکو روبیو، آشکارا از تغییر حکومت در کوبا سخن گفتهاند. از دید منتقدان، هدف سیاست آمریکا ایجاد دولتی است که بیشتر با منافع واشنگتن همسو باشد. دولت کوبا این برداشت را رد میکند، اما انجام مذاکرات بخوبی نشان میدهد که کشور تحت فشار سیاسی شدید قرار دارد.
نظام بهداشت و درمان کوبا زمانی بهعنوان نمونهای از ظرفیتها و دستاوردهای یک اقتصاد غیرسرمایهداری شناخته میشد. با این حال، مشارکت دموکراتیک واقعی و گسترده در تصمیمگیریهای اقتصادی همواره محدود بوده است. این ساختار اقتصادی در زندگی روزمرهٔ مردم چگونه خود را نشان میدهد؟
بوروکراسی نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیریها دارد؛ امری که حتی در سیمای شهری هاوانا نیز بازتاب یافته است. هتلهای بزرگ و نوساز ساخته شدهاند، اما بسیاری از آنها خالی ماندهاند، در حالی که مردم با کمبود آب روبهرو هستند و میپرسند آیا منابع عمومی بجای نیازهای مردم، به صنعت گردشگری اختصاص داده شده است.
گردشگری به محور اصلی سیاستهای بوروکراسی حاکم تبدیل شده است. به نظر میرسد این تصور وجود داشته که اگر نظام با بحران یا فروپاشی روبهرو شود، دستکم زیرساختی قابل عرضه به سرمایهگذاران ــ بهویژه آمریکاییها ــ باقی خواهد ماند و از این طریق موقعیت ساختار قدرت حفظ میشود. شرکت GAESA [مجموعهٔ اقتصادی وابسته به ارتش] نیز به دلیل نبود شفافیت در فعالیتهای اقتصادی خود شناخته میشود و در عمل همچون یک بنگاه اقتصادی عظیم با کارکردی شبهخصوصی عمل میکند.
بسیاری از مردم احساس میکنند هیچ کنترلی بر نظام اقتصادی ندارند و شکافی عمیق میان تصمیمگیریهای اقتصادی و زندگی روزمرهٔ آنان ایجاد شده است. دولت این مدل اقتصادی را سوسیالیستی میداند، اما منتقدان معتقدند دور شدن کارگران از کنترل واقعی بر ابزار تولید میتواند مشروعیت اجتماعی این نظام را تضعیف کند.
بخش بزرگی از طبقهٔ کارگر مجبور است در بخش خصوصی کار کند یا برای تأمین نیازهای اولیهٔ زندگی، به شغلهای پارهوقت در شرکتهای خصوصی روی بیاورد. گسترش این بخش حتی بخشهایی از تولید و توزیع دولتی را نیز تحت تأثیر قرار داده و کنترل مردم بر اقتصاد را به حداقل رسانده است. کالاهای اساسی تنها در اختیار کسانی قرار دارد که پول نقد دارند و دیگران مجبورند برای تأمین معیشت به شبکههای غیررسمی و فعالیتهای جانبی متوسل شوند.
کوبا چگونه میتوانست خود را برای فشارهای دورهٔ ترامپ آماده کند؟
کوبا جزیرهای کوچک در نزدیکی ایالات متحده است و همواره در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیر بوده است. با این حال، گزینههای جایگزینی وجود داشت که میتوانستند آسیبپذیری کشور را کاهش دهند. استقلال انرژی باید زودتر در اولویت قرار میگرفت، زیرا کوبا ظرفیت بالایی در انرژی خورشیدی دارد. منابعی که صرف ساخت هتلها شد، میتوانستند در توسعه زیرساختهای انرژی سرمایهگذاری شوند و از آسیبپذیری کشور در برابر محاصره اقتصادی بکاهند.
از سوی دیگر، یک مسئلهٔ سیاسی نیز وجود دارد: اگر نظام اقتصادی کوبا دموکراتیکتر بود و کارگران در تصمیمگیریها نقش واقعی داشتند، مشکلات زودتر شناسایی میشد و امکان ارائهٔ راهحلهای مؤثرتر فراهم میگشت. تمرکز شدید تصمیمگیری در یک ساختار بوروکراتیک، هم ابتکار عمل را محدود کرده و هم پاسخگویی به جامعه را دشوار ساخته است.
به نظر میرسد جامعهٔ کوبا دچار نوعی دوقطبی سیاسی شده است: مخالفت با فشارهای خارجی اغلب به حمایت از دولت تعبیر میشود و انتقاد از حزب کمونیست در برخی موارد به همسویی با سیاستهای آمریکا نسبت داده میشود. آیا فضایی برای یک چپ مستقل وجود دارد؟
انتقادهایی وجود دارد، اما به ندرت به تغییرات ملموس منجر میشود. کسانی که میخواهند حزب را از داخل اصلاح کنند، اغلب در سازوکار بوروکراتیک جذب میشوند. منتقدان یا باید مواضع خود را به نام “وحدت” تعدیل کنند یا خطر متهم شدن به “ضدانقلاب” را بپذیرند.
بسیاری از مردم دیدگاهی انتقادی نسبت به سوسیالیسم و کمونیسم پیدا کردهاند. برخی میگویند این ایدهها در نظریه جذاباند، اما در عمل مشکلات معیشتی را حل نکردهاند. شعارهای ضدکمونیستی در میان برخی کارگران و اقشار فقیر بیشتر ناشی از ناامیدی اقتصادی است تا گرایشهای راست افراطی.
در نتیجه، طرح دیدگاههای سوسیالیستی مبتنی بر دموکراسی کارگری برای نیروهای چپ بسیار دشوار شده است.
چشمانداز شما برای کوبا چیست؟
به باور من، مهمترین مانع تغییرات مترقی در حال حاضر امپریالیسم آمریکای شمالی است. رفع محاصره اقتصادی برای جریان یافتن نفت بطور فوری ضروری است. دولتهای مکزیک، کلمبیا و ونزوئلا باید از اطاعت از ترامپ دست بردارند و کشورهای اتحادیهٔ اروپا نیز باید موضعی روشن در مخالفت با محاصره اعلام کنند.
در نهایت، امید کوبا به همبستگی کارگران جهان گره خورده است. در شرایطی که خاموشیهای مداوم و کمبود غذا زندگی روزمره را مختل کرده، سازماندهی اجتماعی بسیار دشوار شده است. بنابراین، اعتراضات در آمریکای شمالی، اروپا و آمریکای لاتین برای پایان دادن به محاصره اقتصادی ضروری است.
بهتر است چنین امیدی نداشته باشد چون برای رهائی آنها هیچکاری نکرد.