اروپا شرم بر شما؛ چرا سکوت کردهاید؟
حسین زال زاده
مخالفت با جنگ تنها یک موضعگیری سیاسی نیست؛ دفاع از بنیادیترین حق انسانی، حق زندگی است. جنگ کنونی میان ایران و قدرتهای خارجی، یعنی آمریکا و اسرائیل، نه آزادی و دموکراسی میآورد و نه امنیت، بلکه مستقیماً مردم بیگناه را هدف قرار داده است. مردم ایران اکنون میان دو خشونت گرفتار شدهاند: از یک سو نظام فاشیستی و سرکوبگر داخلی که در خیزش دیماه ۱۴۰۴ هزاران نفر از شهروندان را کشته و زخمی کرده است، و از سوی دیگر کشورهای امپریالیستی و صهیونیستی که با بمباران و تهدید زیرساختهای کشور، جامعه ایران را در معرض نابودی قرار میدهند. این جنگ نه برای آزادی مردم، بلکه برای تثبیت سیاستهای قدرتهای خارجی و امنیت اسرائیل در منطقه طراحی شده است.
نویسنده حسین زال زاده
آقای مرس، صدر اعظم آلمان، تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را «انساندوستانه» میخواند. این ادعا در حالی است که مردم بیگناه هر روز در معرض موشکها، حملات و ویرانی زیرساختها هستند. نماینده بلژیکی پارلمان اروپا، مارک بوتنگا، خطاب به همکارانش گفت که بسیاری از شما نه تنها جنگ ترامپ و نتانیاهو علیه ایران را محکوم نمیکنید بلکه از آن حمایت میکنید، و با این حال مدعی ایستادن در کنار مردم ایران هستید. جرأت دارید این را در چشمان آن دختربچه هفت سالهای بگویید که کولهپشتیاش هنوز کنار میزش بود، وقتی که در پی اصابت موشک آمریکا به مدرسه کشته شد.
فیلسوف آلمانی، ریچارد دیوید پرشت، و سیاستمدار آلمانی، سارا واگنکنشت، و قدیمیترین سناتور سنای آمریکا، خانم الیزابت وارن، بارها فریاد زدهاند که باید به این جنگ ارتجاعی و نابودکننده پایان داده شود. تجاوز غیرقانونی و انسانی آمریکا و اسرائیل به ایران نه برای آزادی مردم بلکه برای ویرانی زیرساختها و تثبیت سیاستهای ارتجاعی اسرائیل در منطقه است.
مردم ایران در خیزش دیماه ۱۴۰۴ با شجاعت علیه سالها سرکوب و فساد قیام کردند، اما پاسخ نظام فاشیستی داخلی گلوله و سرکوب بیرحمانه بود. هزاران نفر کشته و هزاران نفر دیگر بازداشت یا تبعید شدند. تجاوز نظامی خارجی تنها درد و رنج مردم را دوچندان میکند و شرایط زندگی و امنیت آنان را به شدت بدتر میسازد. تجربه عراق، افغانستان، لیبی و سوریه نشان داده است که جنگهای به اصطلاح «آزادسازی» چیزی جز ویرانی و آوارگی گسترده برای مردم عادی به همراه نداشتهاند.
تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران هیچ ارتباطی با آزادی یا دموکراسی ندارد. بمباران شهرها، مراکز درمانی، مدارس و زیرساختهای حیاتی مردم بیگناه را هدف قرار میدهد؛ کودکانی که هیچ نقشی در سیاستهای منطقهای ندارند، خانوادههایی که در زندگی روزمره خود گرفتارند و جامعهای که تلاش میکند برای بقا و عدالت اجتماعی مقاومت کند. هرگونه مداخله نظامی خارجی، تحت هر عنوان، ادامه استثمار و خشونت است.
در چنین وضعیتی، ادعای مداخله «انساندوستانه» صرفاً یک فریب سیاسی است. بمبها و موشکها نه آزادی میآورند و نه عدالت؛ بلکه هرجومرج، ویرانی و مرگ را به همراه دارند. تاریخ نشان داده است که هیچ جنگ خارجیای نتوانسته دموکراسی واقعی ایجاد کند؛ بلکه همیشه قدرتهای امپریالیستی و متحدان منطقهای آنها از این بحرانها سود بردهاند و مردم عادی را قربانی کردهاند.
برای کشوری مانند ایران با جمعیتی بیش از هشتاد میلیون نفر، هرگونه جنگ گسترده میتواند پیامدهایی فاجعهبار داشته باشد. تخریب زیرساختهای انرژی، شبکههای حملونقل، مراکز درمانی و اقتصادی میتواند به سرعت یک بحران انسانی بزرگ ایجاد کند. تجربه کشورهایی مانند عراق و سوریه نشان میدهد که بازسازی چنین ویرانیهایی گاه دههها طول میکشد.
در نهایت، مسئله اصلی این است که مردم ایران نباید میان دو شکل از خشونت گرفتار شوند: از یک سو سرکوب داخلی و از سوی دیگر جنگ خارجی. دفاع واقعی از مردم ایران به معنای مخالفت همزمان با هر دو شکل از خشونت است. تاریخ بارها نشان داده است که آزادی با موشک و بمب ساخته نمیشود. دموکراسی زمانی پایدار میشود که از دل جامعه و از طریق مبارزه اجتماعی مردم شکل بگیرد، نه از طریق جنگی که از بیرون تحمیل میشود.
سکوت اتحادیه اروپا در برابر حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران نه تنها شرمآور، بلکه غیرانسانی است. اروپا، با تمام ادعاهای حقوق بشر و دموکراسی، عملاً تماشاچی قتلعام مردم بیگناه است؛ کودکانی که هیچ نقشی در سیاستهای منطقهای ندارند، زنانی که در خانههایشان پناه گرفتهاند و خانوادههایی که هر روز با ترس از بمب و موشک زندگی میکنند، قربانی این سکوتاند. آیا خون ۱۶۵ کودک دبستانی، دختر و پسر هفت تا هشت ساله، با خون فرزندان اروپا تفاوت دارد؟ وجدانهای بیدار کجا هستند؟ کجاست آن حق انسانی که باید پاس داشته شود؟
اروپا شریک تجاری اسرائیل است و با وجود قدرت اقتصادی خود، هیچ اهرم واقعی برای فشار بر این رژیم کودککش به کار نمیگیرد. این سکوت، پشت کردن به انسانیت است؛ حمایت اقتصادی و سیاسی از کشوری که در غزه و حالا در ایران مردم را قتلعام میکند، نشان میدهد که منافع و تاریخ گذشته بر اخلاق و عدالت اولویت دارد. اروپا در این لحظه نه قدرت و نه اخلاق، بلکه منفعتطلبی را بر حق زندگی مردم و نه حکومت جمهوری اسلامی ایران ترجیح داده است. اروپایی که خود را مدعی آزادی، کرامت و حقوق انسانی معرفی میکند، امروز سکوت کرده است.
در پایان این نوشته باید اذعان کرد که حمله آمریکا و اسرائیل نهتنها جمهوری اسلامی را از پای نخواهد انداخت، بلکه به استحکام و بقای این نظام کمک خواهد کرد. تنها کسانی که در این جنگ زیان فراوان میبینند، زنان، کودکان و خانوادههایی هستند که در آینده زیر فشار مضاعف رژیم قرار گرفته و از تأمین ابتداییترین نیازهای خود باز میمانند؛ چرا که زیربناهای ایران توسط این دو کشور نابود شده است. تورم و بیکاری ناشی از این جنگ خانمانسوز پایانی نخواهد داشت و در نهایت، نظام جمهوری اسلامی زخمیتر از پیش، همچنان پابرجا مانده و مردم را دوباره به حصر خود در خواهد آورد.
منبع مجله Tabula Rasa Magazin
منابع:
• دیدهبان حقوق بشر – گزارشهای حقوق بشر و سرکوب اعتراضات در ایران.
• سازمان عفو بینالملل – مستندات بازداشتها، کشتهها و خشونت دولتی در ایران.
• مؤسسه پژوهش صلح استکهلم – دادهها و تحلیلهای مداخلات نظامی و جنگهای جهانی.
• پروژه هزینههای جنگ دانشگاه براون – پژوهش در مورد هزینههای انسانی و اقتصادی جنگهای پس از ۱سپتامبر.
• شورای حقوق بشر سازمان ملل – گزارشهای پیامدهای انسانی و اجتماعی جنگ و درگیریهای مسلحانه.
یعنی هنوز نمیدانید که حقوق بشر را علیه رقبای امپریالیست شان ابداع کردند؟