دیکتاتورها، قبل از پنهان شدن در سوراخ و نحسی بعد از آن
روشنگری.هرچه مشروعیت رژیم اسلامی ایران بیشتر بر باد رفته و بر دامنه بیزاری بخش عظیمی از مردم افزوده میشود، تجلیل و ستایش از «رهبر» هم افزایش یافته و ابعاد زشت و سخیف تری پیدا میکند. نمونه های تجلیل از خامنه ای :«رهبرم خاک پایت توتیای چشم ماست»، «جانم فدای رهبر»، تیری در قلب فرو رفته به نشانه عشق آتشین به «رهبر»… اینها را داده اند روی در ودیوار، خودرو، کف دست دختر و پسر جوان یا کودکان خردسال نقاشی کرده و از آنها در موقعیت های مختلف و ژست های گوناگون عکس گرفته اند و عکس ها را در رسانه های شان منتشر میکنند.
اینها بخشا برای مصرف خارجی است اما مضحک این است که بخشا هم نه فقط برای مصرف داخلی و بین بخشی از مردم بلکه به عنوان قوت قلب برای خود حاکمان متزلزل برنامه ریزی میشود. همانطور که وقتی با موشک و تانک عکس میگیرند نه فقط به ما بلکه شاید به خودشان هم میخواهند بباورانند که «قدرت» بزرگی هستند، که آمریکا و اسرائیل هم از آنها میترسند، که گویا همه این ها به جز درد و رنج افزون تر برای مردم کشور تاثیر تعیین کننده ای برای ماندگاری خودشان دارد و ماهیت پوشالی قدرت شان را جبران میکند.
قذافی درست وقتی که شورش قطعی علیه دیکتاتوری و آغاز پایانش شروع شد در مصاحبه ای با کریستیان امام پور گفته بود:« همه مردم لیبی عاشق من هستند و میخواهند مرا حفظ کنند.»
دیکتاتورها به این کارها تا لحظه آخر، تا لحظه ای که مثل قذافی و صدام به سوراخ بخزند ادامه میدهند و این روش را به عنوان نشانه دیگری از «قدرت» و «مقاومت سرسختانه» خود تعبیر کرده و در بوق میدمند. متاسفانه این «مقاومت» نه فقط تا زمانی که ادامه دارد درد و رنج مردم را افزون میکند، بلکه عقوبت آن حتی بعد از سقوط دیکتاتور هم دامن مردم را میگیرد.
به صحنه های دلخراش دستگیری و قتل قذافی و پسرش که در دوربین های کوچک مردم ضبط شده نگاه کنید. کشوری که 6 ماه زیر بمباران ناتو بود و شورای انتقالی آن عملا در جهان به رسمیت شناخته شده بود، اما نفرت از دیکتاتور و حکومتش به حدی است که شادی سقوط دیکتاتور راه را برای فرار از مسوولیت برای مسوولان داخلی و خارجی بسته بود.
رابرت فیسک گزارشگر توانای انگلیسی در رابطه با سقوط قذافی نوشته است:
«آیا او اینطور نابود شد؟ با شلیک تیر هنگامی که سعی میکرد مقاومت کند؟ ما با مرگ چائوشسکو «و مرگ همسرش» کنار آمدیم، چرا در مورد قذافی نه؟ و همسر قذافی در جای امنی است. چرا دیکتاتور نباید بمیرد؟ سوال جالبی است. آیا دوستان ما در شورای انتقالی ملی حکم مرگ او را صادر کردند؟ یا این یک حادثه «طبیعی» بود، مرگ به دست دشمنانش، پایانی شایسته برای مردی بد؟ برای من سوال است. چقدر غرب باید احساس راحتی کند که محاکمه ای در کار نباشد، نه سخنرانی های طولانی «رهبر بزرگ»، و نه دفاعی از رژیم او. وقتی هیچ محاکمه ای در کار نباشد، بحثی از rendition [انتقال زندانیان غرب برای شکنجه در زندان های لیبی] هم در کار نخواهد بود و بحثی هم از قطع اندام جنسی زندانی زیر شکنجه به میان نخواهد آمد.»- رابرت فیسک. ایندیپندنت

بنابراین وقتی به تحمیل مفهوم باستانی و قرون وسطایی «رهبرفرزانه» بر کشورمان فکر میکنیم، وقتی عکس های سخیف استقبال از «رهبر »و جملاتی مثل «جانم فدای رهبر» را می بینیم، باید مواظب باشیم: سقوط این «رهبر» ها حتمی است اما مبادا آنها شیوه های قرون وسطایی خود را به ما تحمیل کنند. ما باید بر محاکمه «رهبر» و دستیارانش و گشودن پرونده همه جنایات صورت گرفته و حل معمای توطئه های سر به مهر تاکید کنیم.
ویدیوی مصاحبه جرمی بون و کریستیان امان پور با قذافی بعد از شروع شورش را ببینید که او در آن میگوید:« همه مردم لیبی عاشق من هستند»
http://www.bbc.co.uk/news/world-africa-12603259
نطرات درباره ی این مطلب از آرشیو:
نوشتۀ من در پاسخ به شما اصلا در ارتباط با دین نبود، آنرا کمی پوشیده نوشته بودم تا از تلخی آن کاسته شود! ولی همچنان که ساختارهای ما جدا از دین نیست و رفتارهای ما نیز از باورهای ما ( دینی و یا ضد دینی ) جدا نیست! شما می توانید مطالعات طولانی از دین داشته باشید ولی شناخت شما از آن ژرف نیست! و باز هم مسائل را سفید و سیاه کرده و انعطاف پذیری را تماما جدا از دیگر عوامل ارثی می دانید! این درست است ما از بدو تولد زیر این بمبارانهای آموزشی هستیم ولی بودند افراد زیادی علی رغم باورهای دینی از همان بدو آغاز شقاوتهای پاسداران و حزب الهی های خمینی به مخالفت با آنها بر خاستند. در اینجاست که عدم توجه به شیوه های! مخالفت گروههای کوچکتر هر چند دارای حقانیت، ولی در مقابل دیکتاتورهای جبار ( داخلی ـ خارجی ) و دارای قدرت، شانس دام و قوام نخواهند داشت!! یکی از مهمترین روشهای مبارزه با این آموزشها و خرافات شناختن دین و روشنگری صادقانۀ آن است چرا که حقیقت سبب آزادی و رهایی می شود. برای من مبارزه با آن نه زجر، بل ره شادی آفرین است. شاد باشید
*******************
سخنان جنابعالی زمانی متین و صادق است که روش تربیتی در خانواده و آموزش و پرورش بر پایه آزادی و آزادگی باشد. سرچشمه ای که خود گل آلود و متعفن است را چگونه میتوان ازتعفن مبرا و زلال کرد؟ تمام سیستم تربیتی انسانها اکثراً از خانواده و بعد تعالیم آموزش و پرورشی ، بر پایه همین منابع عفن آور باورهاست. کودکی که از بدو تولد تا پایان دوره درسی و آموزشی یکریز با این خزعبلات دینی بمباران میشود ، چگونه میتواند انعطاف پذیری و انسانیت و آزادگی بیاموزد؟
جنابعالی توصیه میفرمایید در روش ها انعطاف پذیر باشیم اما از توضیح چگونگ! ی آن طفره میروید چه، بخوبی واقفید ، که شکل گیری شخصیت انسانها وابستگی بدون چون و چرا با آموزششان دارد و انعطاف پذیری و ایثار از صفات ارثی نیستند!!!
کسی که تا عنفوان جوانی بعمد و بر پایه سخیف و هولناک باوری، محرومیت کشیده و تربیت شده و در صورت کوچکترین لغزشی از امور سخیف و هولناک دینی، با شدتی کمابیش آزاردهنده مورد شتم و عتاب قرار گرفته ، استدعا دارم بفرمایید چگونه اعمال خوشنتبار خودش را خطا بداند؟ خوب است برائی العین مشاهده میفرمایید که چگونه وحوشی بنام بسیج و حزب الهی و مزدوران پاسدار ، با تکیه به باور سخیفشان مثل وحو ش هار ، زن وم 585;د و خرد و کلان را با شقاوتی اسلامی لت وپار میکنند!
حضرتعالی میفرمایید ( اگر در روشها انعطاف پذیر نباشیم مثل این دیکتاتورهای تمامیت خواه حذف خواهیم شد ) اما بخوبی و نیکی کا! ملاً آگاه و واقفید که انعطاف پذیری در مقابل دستورات هولناک و جنایت منشانه دینی ، یعنی کاپیتولاتسیون و در این مورد ادیان به اصطلاح آسمانی یعنی کلیمی، مسیحی و هولناکترین! ;ش اسلام ناب 605;حمّدی هیچگونه تفاوتی با یکدیگر ندارند. یا زمانی بشر موفق میشود بر پایه مرگ یکدفعه و شیون یکدفعه خود را از این تاروپود سمی و کشنده دینی برهاند یا اینکه مرتب مانند 2000 سال گذش&! #1578;ه در زیر سایه آن زجر میکشد و بیشتر به آن میچسبد؟!
از لحن پاسخ پوزش میطلبم فقط کوتاه عرض میکنم که مطالعات بنده در مورد ادیان بسیار ژرف و طولانیست. موفق باشید.
*******************
سفید و سیاه دیدن مسائل ما را کمک نمی کنند آن چیزهایی را که شما می دانید دیگران نیز می دانند ولی آن چیزی که به ما کمک می کند دانستن خطاهای خودمان حتی از زمان نو جوانی است!! دید مطلق در حل مشکلات به ما کمک نمی کنند اگر در روشها انحطاف پذیر نباشیم مثل این دیکتاتورهای تمامیت خواه حذف خواهیم شد! و شما بر خلاف این کامنتها بهتر از هر کس دیگری آن را می دانید! چرا باید جوان تر نیز همان خطاها را تکرار بکنند!
*******************
تمام این تراوشات مستهجن و عفن آور از کوزه بزرگ باوری سخیف و مافیایی بنام ادیان ابراهیمی و بویژه دین مبین اسلام ناب محمّدی میتراود. کلیمی، مسیحی و هولناکتر از آندو اسلام ناب محمّدی با قوانین توحش بربریت و سلاخی انسان بر بشریت چنان جنایانی روا میدارند که ماحصلش را خوب مشاهده و احساس میکنیم. قوانین هولناک و تهوع آور سرمایه داری ! 08; قطع دست بخاطر مال دنیا و کشتار انسانها بعلت عدم قبول این قوانین مستهجن در خاخام های وحشی و پاپ های آدمکش و روحانیان آخوند و مفتی الولعظم برای نشر این دستورات انسان ستیز و آبیاری درخت اسلام ناب محمدی با خون انسانهای شریف با هم متفق القولند.
بنابر این تا کوزه متعفن مملو از جنایت و آدمکشی بنام ادیان ابراهیمی برقرار است تراوشاتش همین است که جناب آقای ع.ع میفرمایند.
این باورهای هولناک مروج فساد و زنبارگی و قوانین رن کُش و تماماً بدون استثنا بر پایه شهوانی مردان استوار است. برای همین سرمافیای اسلام ناب محمّدی در کتابش مرتب قول بهشت برین و جاری بودن نهرها در آن و درخدمت گماری حوریان بهشتی و مزخرفات عفن آور شهوی از این قبیل به مردان میدهد تا آنها را برای همراهی به راهزنی و سرگردنه بگیری و دزدی اغوا کند. نوشتارهایش را بخوانید و ببینید چه عفنی از این کوزه میتراود؟!
*******************
ع . ع
از کوزه همان برون تراود که در اوست
از کوزه فقر و گرسنگی می تراود
از کوزه بیکاری و فساد و قتل و جنایات می تراود
از کوزه تورم و گرانی و سرگردانی مردم از مستاصل شدن زندگی می تراود
از کوزه دزدی سه هزار میلیارد تومان می تراود
از کوزه اختصاص دادن 50 میلیارد دلار به مسجد جمکران و عدم رفع بیکاران می تراود
از کوزه نابودی کشاورزی کشور و واردات مواد غذائی و میوه خارجی می تراود
از کوزه ناراحتی و گرفتاری و تنفر از حاکمان و دولتمردان می تراود
از کوزه تظاهر و ریا و چاپلوسی و منافق بازی اطرافیان حاکمان می تراود
و هزاران چیزهای دیگری از کوزه می تراود که در هیچ کشوری پیدا نمیشود
و این است حاکمیت مدیریت مملکت دارد مدیران و نابود کننده گان کشور ایران و عقب انداختن آن به مدت صد سال دیگر با کم شدن نفت و از دست رفتن سرمایه برای نسل های دیگر کشور
*******************
در سرمایه داری قوانین بین المللی فقط علیه شکست خورده بکار برده می شود. مثلا یکبارهم نشده قوانین بین المللی را علیه جنایات جنگی اسرائیل و آمریکا و غیره بکار برده شود. خودتان را با این مقولات مسخره سرگرم نکنید.
*******************
این زنها و مردهایی، که عکسهاشان در حمایت از رژیم و رهبرش پخش می شوند، همه و یا بیشترشان از خانواده های ملاها، سپاه، بسیج و …. هستند. رژیم همینها را برای تظاهرات و ر! ای گرفتن و … براه می اندازد. اگر هم قرار باشد، همینها برای سرکوب و کشتار مردم آماده هستند. در صورت درگیری، نباید فکر کنیم، که اینها مردم هستند. اینها هم نیروهای رژیم هستند. رژیم توانسته است برای خودش ملت بسازد. امروزه در ایران ما دو تا ملت جداگانه داریم: ملت رژیم، و ملت ایران. هر ساله رژیم موفق می شود ملت ایران را کمتر کرده و به شمار ملت رژیم بیافزاید: همۀ ویرانگریهای اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی با هدفی آگاهانه انجام می شوند.
ورود بی رویۀ کالاهای مشابه خارجی برای سرکوب تولید داخلی و از بین بردن ساختار اقتصادی-اجتماعی کشور صورت ! می گیرد. رژیم می پندارد با فروش نفت و گاز می تواند کسانی را، که به نوکری رژیم درمی آیند سیر نگه دارد-سیری، که همطشه گرسنه و آماده برای دریدن دیگران باشد. مردمی، که پست فطرت شده و با غذای نذری و اعانه زندگی کنند، برای نان و خرما به تظاهرات بروند(مانند سالهای 56 و 57 پیش از انقلاب، با آنکه مردم در آن روزها نیازمند نبودند، اما همان نان و خرمای تظاهرات هم کارساز بود). پخش ساندیس و … ایجاد روحیۀ پست و لاشخوربازی می کند. بیکاران و روستائیان ورشکسته به صف لمپنها می پیوندند، معتادان و خیابانخوابها افزایش می یابند. لشگری برای سوءاستفاده آماده و در دسترس است. همین یعنی فساد ملت و به وجود آمدن ملتی تازه برای رژیم.
*******************
برخورد با قذافی ماهیت حقوق بشر غرب را یکبار دیگر هم نشان داد و دیدیم که با رژیم خودمان فرقی ندارند.
*******************
یک از حقایق ایران وجود رابطه سرمایه دار ی و هزاران آقا بالا سر میلیونها مردم فقیر و کارگر و زحمتکش است. سرنگونی جمهوری اسلامی و آمدن لیبرالها دردی دوا نمیکند. چاره درد انقلاب کارگری عیه ریاکاران رنگارنگ سرمایه است.
*******************
همه میدانند رژیم ایران جنایتکار است اما همه نمیدانند که جنایتکار بودن آن بخاطر سرمایه داری ست.
*******************
چرا ما علتها را نادیده گرفته و یا فراموش می کنیم! مگر قذافی مثل سران رژیم ایران به مردم کشورش توهین نمی کرد و آنها را موش خطاب نمی کرد! مگر سران رژیم ایران بعد از دستگیری هویدا و دیگران چه رفتاری با آنها کردند! آیا آنها را محاکمه کردند؟! و یا بعد از کشتار مخالفین خود در داخل کشور! بی توجه به قوانین بین المللی چه رفتاریهایی!! با مخالفین خود در کشورهای دیگر کرده و می کنند!!! فقط کسانی که به هوای نفس خود کنترل دارند شاید بتوانند بری از این رفتارها بمانند.
*******************
با نظر روشنگری، کاملا موافقم. نه تنها رهبر، که همه مسئولان حکومتی در سی و دو سال گذشته، باید بصورت علنی محاکمه شوند تا برای یکبار هم شده، مردم از حقایق تاریخی مملکت خود مطلع شوند. تا دیگر حرف و حدیثی در کار نباشد و باز روز از نو، روزی از نو نشود. تا ……….
*******************
سرنوشت قذافی نشان داد که پلیدترین جریانات سیاسی دنیا دموکراتهای غرب هستند. اپوزیسیون رژیم ارتجاعی ایران هم باید درس بگیرد. اینها درسهاست:
1- از غرب کمک نگیرید چون سر شما را هم زیر آب می کنند، 2- دموکراسی غرب فاسد است و برای کلاه برداری از طبقه کارگر درست شده.
تنها راه آزادی، سرنگونی سرمایه داری و برقراری حاکمیت شورائی کارگران بر اقتصاد و جامعه است.
خب، قذافی سرنگون شد، نتیجه؟
نتیجه حاکمیت امپریالیستهاست بر زنان و کارگران لیبی. بهتر نبود مثال دیگری پیدا میکردید؟ واقعیت این است که مثال دیگری وجود ندارد چون سرمایه داران و امپریالیستها بر تمام جهان انسان حاکم هستند و نتیجه سرنگونی ها را آنها تعیین میکنند.
آنارشیسم