یک پرچم، یک استراتژی و دو تاکتیک!
جواد قاسم آبادی
در خیزش های مردمی و بویژه در آخرین خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴ که با بیرحمی و تشدید دور از انتظار سرکوب معترضان مطالبه گر میلیونی و با استفاده از سلاحهای جنگی، به خاک و خون و دستگیری ناشمار قربانیان منجر شد، شاهد حضور پرچم شیروخورشید و استراتژی واحد دو جریان سیاسی-تشکیلاتی جهت جایگزینی خود بجای حاکمیت کنونی ایران، با دو تاکتیک متفاوت بودیم. در نتیجه برای بررسی این استراتژی واحد خانمان برانداز، این مختصر را از بررسی پرچم واحد شروع می کنم.
۱- پرچم واحد
پرچم شیروخورشید، پرچم انقلاب مشروطیت ایران است و رو به گذشته شده دارد.
پرچم شیروخورشید در انقلاب مظلوم بهمنماه ۱۳۵۷ بزیر کشید شد و پرچم سه رنگ ایران؛ بدون هیچ نوشته دال بر نوع حکومت و هر گونه علامت ایدیولوژیک؛ در سراسر ایران به اهتزاز در آمد.
با توطیه «شورای ضدانقلاب بورژوازی ایران» علامتی ایدیولوژیک که نمایش ضدانقلابی و غیرمردمی بودن این حاکمیت از یک سو و تحمیق تودههای مسلمان ناآگاه جهت سرکوب انقلاب و انقلابیون از سوی دیگر، اعتقادات تودههای مردم و «الله» را جهت سرکوب سیستماتیک انقلاب و تصاحب کل قدرت، با حمایت مادی و نظری عوامل از خودبیگانه دوران جنگ سرد، بازیچه دست قرار دادند!
پرچمی که امروز در دست دو جناح اصلی بورژوازی در کمین قدرت ایران است، همچون پرچم ایدیولوژیک «الله» نشان حاکمیت رانتی جنایتکار کنونی بلحاظ تاریخی هویت سیاسی و اجتماعی خود را از دست داده اند.
تردیدی نیست که با نفی جمهوری اسلامی، هر پرچم ایدیولوژیک به کنار گذاشته خواهد شد و «شورای موسس قانونگذاری» پرچم جدید ایران را تهیه، به عموم مردم پیشنهاد و به رای همگانی خواهد گذاشت.
۲- استراتژی واحد
دو جریان عمده مدافع حاکمیت بورژوازی پرچم شیروخورشید در دست؛ که در کمین قدرت و ستیز برای کسب قدرت سیاسی هستند؛ همواره هردو دارای استراتژی واحد جهت سوار شدن بر موج اعتراضات مردمی بوده و هستند.
این استراتژی واحد، هربار با کوشش در سوار شدن بر موج اعتراضات مردمی وو تبدیل این اعتراضات تودهای سراسری به جنبش براندازی به فاجعه انسانی بدل شده و به قهقرا رفته است.
این استراتژی واحد جهت سوءاستفاده از خیزش سراسری مردم اینبار نیز به فاجعه ای بس بزرگتر انجامید.
فاجعهای که در آن حاکمیت مذهبی ایران در عرض کمتر از یک هفته، هزاران معترض بی گناه را به خاک و خون کشید و هزاران فعال جامعه مدنی ایران را به سیاهچال های قرون وسطایی سرازیر کرد.
با توجه به چند روز کشتار خیابانی و اعدام معترضانی که در اسارت بسر می برند، حاکمیت مذهبی ایران در کشتار جمعی معترضان، گوی سبقت از حاکمیت مذهبی اسراییل ربود!
۳- دو تاکتیک
می بینیم که این جماعت پرچم شیروخورشید در یک دست و پرچم اسراییل در دستی دیگر؛ با درک نادرست خود از توازن قوای خود و حاکمیت تا بن دندان مسلح؛ که ۷ اکتبر دیگری در ایران آفریدند از دو تاکتیک متفاوت برای جلب حمایت امپریالیسم جهانی و جایگزینی خود با حاکمیت مذهبی ایران سود می بردند.
یکی با اغراق در نیروی خود و نمایش علنی هرچه بزرگتر خود بکمک «نت ورک» سیستم امپریالیستی و دیگری با سازماندهی فوق نظامی دور از بدنه جامعه مدنی ایران، از حمایت جناحی از امپریالیسم جهانی برخوردار شدند.
۴- سخن کوتاه
این قلم ریزنقش بر این باور است که از این دو آلترناتیو بورژوایی، شیروخورشید در یکدست و پرچم اسراییل در دست دیگر، چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت نه تنها آبی برای ملل ساکن ایران گرم نخواهد شد بلکه؛ با حمایت علنی امپریالیسم از یکی و حمایت یواشکی از دیگری؛ در آینده خسران بیشتری بر ملل ساکن ایران تحمیل خواهند کرد!
هشیار باشیم که به تایید تجربه تاریخی در سراسر جهان، کسب آزادی، برقراری دموکراسی و ایجاد حاکمیتی برآمده از اراده اکثریت ساکنان ایران، کار خود ملل ساکن ایران است که با سازماندهی کم سر و صدای جامعه مدنی ایران در هسته ها و گروهای انقلابی و ایجاد شبکه ای متحد از این نیروها، مستقل از اقتصاد و سیاست و فرهنگ بورژوازی، زودتر یا کمی دیرتر محقق خواهد گردید.
به امید آن روز دست در دست و شانه به شانه، به پیش!
جواد قاسم آبادی (م. ع. ب)
آموزگار تبعیدی
بهمنماه ۱۴۰۴
اگر بورژوازی بد است قاعدتا کارگران باید انقلاب سوسیالیستی کنند نه انقلاب دموکراتیک بورژوازی. ترویج ناآگاهی طبقاتی میکند.