کسی به فکر کارگران نیست.
هماره
کسی به فکر کارگران نیست!
وقتی ساعتِ کارخانه از نفس میافتد
و دستها
از کار
از درد
از تکرارِ بیپایانِ نان!
کسی به فکر کارگران نیست
وقتی حقوق،
مثل دود
در هوا حل میشود
و سفره
کوچکتر از سایهی خودش است
کارگر
میماند میان دو سنگِ
سرمایه و سرکوب!
کسی به فکر کارگران نیست
وقتی حقوقها عقب میافتد
و خط فقر جلو میدود
وقتی اجاره خانه
مثل چکمه
روی گردنِ زندگی میایستد
وقتی خستگی
دیگر حالتِ موقت ندارد
شکلِ بدن میشود!
کسی به فکر کارگران نیست
وقتی اعتصاب
با تهدید پاسخ میگیرد
وقتی اعتراض
با زندان
وقتی صدا
با سکوت اجباری!
کسی به فکر کارگران نیست
در جنگ
در آتش
در ویرانی
کارخانه میسوزد
اما سرمایه
جایی دورتر
سودش را حساب میکند!
کسی به فکر کارگران نیست
چون قرار نیست باشد
اگر کارگر
از «من» عبور کند
و به «ما» برسد
آنوقت
ترس عوض میشود
و تاریخ
یک بار دیگر
از پایین نوشته میشود
و مارکس اگر بود
میگفت
دنیا را آنها تغییر میدهند
که چیزی برای از دست دادن ندارند
جز زنجیرهایشان!
هماره ۲۰۲۶
کارگران باید خودشان بفکر خودشان باشند. کسانیکه هوادار کارگران هستند، کارگر نیستند، مگر اینکه هوادار خودشان باشند. سیاستمداران و سرمایه داران بفکر خودشان هستند و برای این باید کارگر برده مزدی بماند. درک این ضوع اصلا مشکل نیست. خدمت سیاستمداران به کارگران مثل رسیدگی به گاوهای مزرعه است، هر چه به سلامت گاوها برسی و چاق و چله شان کنی، شیر و گوشت بیشتر میدهند اما آزاد نیستند و متعلق به صاحب هستند.