نظرسنجی غلط, هدفمند و باطل تلویزیون ایران اینترنشنال
عبدالستار دوشوکی
تلویزیون ایران اینترنشنال که گویا قبلاً نظرسنجیهای تبلیغی و هدفمند خود را به مؤسسه گمان «برونسپاری» میکرد، قریب به یک هفته پیش در صفحه ایکس خود نظرسنجیای را از مخاطبان خود قرار داده است که از چند نظر حائز اهمیت است:
اول اینکه چه اتفاقی بین مؤسسه گمان و تلویزیون ایران اینترنشنال صورت گرفته است که این برونسپاری انجام نشده است؟
دوم اینکه بعد از پنج روز، این تبلیغ تا به این ساعت (سهشنبه ۱۶ دسامبر؛ ساعت یکونیم بعدازظهر ایران) بیش از صد و چهار هزار نفر از مخاطبان تلویزیون ایران اینترنشنال آن را دیدهاند، اما فقط ۱۲۵ نفر آن را لایک کردهاند که بهخودیخود گویاست و احتیاج به تفسیر ندارد.
سوم اینکه گزینههایی مانند «آیا تلویزیون ایران اینترنشنال را نگاه میکنید یا نه؟» و یا گزینه «هیچکدام» در سؤالهای هدفمند وجود ندارد و مخاطب مجبور است یکی از گزینهها را انتخاب کند.
چهارم و خطرناکتر از همه اینکه در بالای صفحه نوشته شده است: «پاسخهای شما بهصورت ناشناس ثبت میشود». اما تعجب کردم که چرا آدرس ایمیل من اتوماتیک وار در ابتدای صفحه ظاهر شده است که شانسی آن را دیدم، چون حواس انسان بلافاصله به سؤالها میرود و نه خط ریز دوم که آدرس ایمیل فرد است. این عمل عجیب و مزورانه برخلاف قانون است و در اروپا (و حتی آمریکا) باید رضایت آگاهانه (informed consent) داده شود.
پنجم علیرغم اینکه رأیگیری برای مدت حداقل پنج روز در بالای صفحه اول ایکس تلویزیون ایران اینترنشنال الصاق دائمی (Pinned) شده است، فقط ۱۲۵ نفر آن را لایک کردهاند؟
ششم اینکه تا این لحظه ۱۲۸ نفر نظر دادهاند و اکثریت نظرات، انتقاد از سوگیری و غیرحرفهای بودن این رسانه است. کاربری نوشته بود: «اسم شبکهتون رو عوض کنید بذارید سطلی_اینترنشنال». کاربر دیگری پرسیده بود: «همه اطلاعات ما رو میخوای برای نظرسنجی؟؟؟»
هفتم اینکه این رسانه در مورد حوادث اخیر مشکوک مشهد، در انعکاس صدای تفرقهاندازان سنگ تمام گذاشت که نشان میدهد چه مأموریتی دارد. نگارنده مقالات روشنگرانه بسیاری در مورد نقش این رسانه نوشتهام، از جمله «نقدی به دروغ اختصاصی ایران اینترنشنال» و یا «ایران اینترنشنال و راستیآزمایی که وجود ندارد». دو ماه پیش نیز در مقاله «از کنفرانس مونیخ تا اسلو؛ نقش مزورانه ایراناینترنشنال در ایجاد تفرقه»، نقش این رسانه را مورد کالبدشکافی قرار دادم.
هشتم اینکه نباید منتظر نتیجه این بهاصطلاح نظرسنجی بود، زیرا بعد از پنج روز و بیش از صد و چهار هزار بیننده، فقط ۱۲۵ نفر آن را لایک کردهاند. باید گفت: «مُشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید»؛ یا بهعبارتی «رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون».
کلام پایانی: بنده در مقاله چند روز پیش در مورد حوادث و فحاشی ها و تبلیغات گمراه کننده و هیاهو فرقه ای حادث در مشهد مایوس شده بودم. اما اکنون بر اساس داده ها و اطلاعات موثق می بینم که اکثریت مطلق هموطنان از شعور سیاسی بسیار بالایی برخوردار هستند و نباید از صدای بلند دُهل خالی و هیاهو و سازهای تعزیه خوانی، طبل، نَقّاره، و سرنا و شیپورو شعار و نی و سنج و “سنگ اندازی” مایوس شد.
عبدالستار دوشوکی
سهشنبه ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵
خب، حاضر نشده اند که رضا پهلوی را نقد کنند چون میترسند که در جریان بحث ماهیت ضد بشری کمونیسم بلشویکی-استالیتی-ترتسکستی و یا دموکراسی خواهی امپریالیستی شان رو شود.
به معیارهای انقلاب مراجعه کنید و آنرا با دیدگاه سلطنت طلبها، بلشویکها،سوسیال دموکراتها، لیبرالها، محافظه کارها و مذهبیون دولتی و بیرون از دولت و غیره مقایسه کنید، متوجه میشود که رژیم و اپوزیسیون غیر آنارشیست ش همگی مرتجع هستند.
معیارهای انقلاب ضدیت با این عینیتهاست که مجموعه ای ست بنام ارتجاع:
ساختار هیرارشی جامعه
مردسالاری
بردگی مزدی
امپریالیسم
تعصبات
تبهکاری ها
خرافات و افکار ضد علمی و نبمه علمی
فقط کمونیستهای آنارشیست هستند که ضد همه اینها هستند، بقیه اپوزیسیون یک یا چند تا از این انواع عینی ارتجاع را حمل میکنند و ارباب هستند نه ضد ارباب.
در اپوزیسیون غیر آنارشیست،
از بلشویکها بپرسید چرا از استالین جلاد دفاع میکنند و ربطش به لنین جیست، و چرا اتقلاب اکتبر آتها به گند گشید، خواهید دید که لال می شوند.
از دموکراسی خواهان بپرسید که چه نظامی میخواهند درست کنند که از نظامهای دموکراتیک امپریالیستی غرب جنگ طلب و کودتاگر بهتر است.
از مذهبیون اسلامی بپرسید چرا مسلمان تر از دستگاه حوزه علمیه سرمایه داری و فاسد و هرجایی شده و پول نفت به جیب زن و آدم کش هستند.
از سلطنت طلبان بپرسید چطور وطن پرست هستید ولی با بمب اندازان و تحریم کنندگان و کودتاگران سرمایه دار و امپریالیست و فاسد همکاری میکنید.
.
دوام نظم موجود ارتجاع در تاریخ ایران از نداشتن ذهنیت آنارشیستی کمونیستی در زنان و کارگران است.
.
آنارشیست
فراموش نشود که گفتم من خودم را جای رضا پهلوی میگذارم، سعی کنید نظرات من را نقد کنید. به اخطار هم توجه کنید، شجاع باشید. خواهید دید که چرا نظرات رضا پهلوی و یا حتی رژیم قابل توجیه است. فقط این دو نیست، استالین و هیتلر و اسراییل و ترامپ و همه تا وقتیکه معیارهای انقلاب معیار نیست، قابل توجیه هستند. این وضعیت بشر اقتدارگرا-استثمارگر است. در این وضعیت،موقعیت اقتصادی تعیین کنند نیست، انگیزه مهم است.
آنارشیست
قسمت دوم
۴ – نمی گوئیم که چرا آقای فولادی زیر کامنت یک نویسنده دیگر کامنت میگذارد اما کامنت نویسی زیر مقالات خودش را مسدود کرده. اشکالی ندارد، قسمت کامنت نویسی در انحصار کسی نیست، همه میتوانند کامنت بنویسند. پیشنهاد می کنم که آقای فولادی بحث را همینجا ادامه دهد. اگر مقاله دوست دارد بنویسد، اشکالی ندارد. اما مامور رژیم دانستن من هیچ کمکی به او نمی کند. اینجا مسئله نظر است.
.
۵ – اگر آقای فولادی معیارهای اتقلابی بودن را بپذیرد، حتما میگوئیم نظراتش انقلابی شده.
–
کلا هیچ دلیلی وجود ندارد که زنان و کارگران معیارهای انقلابی بودن را نپذیرند و در سیستم فکری خودشان جای ندهند. همه انسانها میتوانند آنارشیسم کمونیستی را در نظر بپذیرند و ارتجاع را در زندگی روزمره، محل کار و محل زندگی نقد کنند. معیارها خیلی ساده هستند.
.
چرا زنان و کارگران معیارهای انقلاب را نمی پذیرند؟
ارتحاعیون به آنها فرصت فکر کردن نمیدهند و اپوزیسیون هم که قرار است توده ها را آموزش بدهد، افکار ارتجاعی در ذهنشان می کارد و همش میگویند سرنگونی، سرنگونی!
.
چرا اپوزیسیون که فرصت فکر کردن دارد معیارهای انقلاب را نمی پذیرد؟
زیرا در ان منافع ندارد و میخواهد خودش ارباب شود. شعار سرنگونی اش هم دقیقا برای همین است.
.
وقتی میگویند نیروهای اپوزیسیون متحد شوند حول دموکراسی، یعنی اینکه اربابان سکولار که در ایران دولت ندارند، برای دولت داشتن متحد شوند. البته بحثهای ضد وحدت هم وجود دارد، مثلا، چرا مجاهدین از رضا پهلویون و برعکس نفرت دارند؟ رقابت برای ارباب اول شدن.
.
انقلاب میخواهید برای رهایی زن و کارگر؟
معیارهای آنرا به ذهنیت خود تبدیل کنید. معیارها در (۳) توضیح داده شده.
.
تا وقتی که به معیارها میگوئید نه، ابزار دست ارتجاعیون حاکم بر جهان هستید.
.
پایان
آنارشیست
پاسخ به کامنت آقای فولادی،
.
قسمت اول
.
۱ – آقای فولادی، چندین سال پیش، در سایت روشنگری، خودش در کامنتی ذکر کرده بود که به خاتمی رای داده. در انتخاباتی که روحانی کاندید بود، گفت برای گفتن نه به خامنه ای به روحانی رای بدهیم. هر دو این موارد یعنی شرکت در انتخابات رژیم که هست انتخابات مورد نظر خمینی. مثلا وقتی میگوییم حزب کمونیست شوروی، میتوانیم بگوییم حزب لنینی. منظور از انتخابات خمینی در کامنتم این است.
.
۲ – سعی میکند من را مامور رژیم وانمود کند. حتی اگر من مامور رژیم هم باشم ، اصلا در اینجا مسئله مهمی نیست، چون در اینجا اصل بحث مهم است. این یک قانون منطق است. اگر مثلا خمینی بگوید سرمایه داری یعنی بردگی مزدی، نمیتوان گفت سرمایه داری بردگی مزدی نیست چون خمینی گفته. ما الان با مسئله امپریالیسم درگیر هستیم. نمیتوانیم بگوییم چون رژیم مواضع ضد غرب میگیرد، مواضعش غلط است. غرب زنان و کارگران ایران را هم تحریم کرده. ما رژیم را از زاویه معیارهای انقلاب نقد میکنیم نه از زاویه دید ارتجاع. ارتجاع بیرون حاکمیت هم از رژیم نقد خودش را دارد. معیارهای نظر انقلابی در (۳).
.
۳ – در ارتباط با انقلابی دانستن آقای فولادی، من جایی ننوشتم که آقای فولادی انقلابی است، برای همین تناقض نگفته ام. در صدها کامنت آنارشیستی نوشته شده نقد و نفی ارتجاع یعنی انقلاب. ارتجاع هست اقتدارگرایی و استثمارگری. اشکال عینی ارتجاع هست: ساختارهای هیرارشی جامعه، مردسالاری، بردگی مزدی (سرمایه داری)، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاریها، خرافات و افکار ضد علمی و غیر علمی. نظرات آقای فولادی منطبق با این معیارها نیست.
.
پایان قسمت اول
آنارشیست
با درود به سایت ارجمند روشنگری و خوانندگان محترم. من فقط به یک ادعا و یا درواقع اتهام ناشناس پاسخ می دهم و پاسخ به دیگر اتهام ها را موکول می کنم به یک مقاله ی عموم خوان.می نویسد” فولادی به همه ی انتخابات های خمینی رای داده است” سوآل، اولن مگر جنابعالی علم غیب داری یا مسئول خواندن و شمارش آرای انتخابات های رژیم بوده ای که این اطلاعات را داری؟ ثانین، پس اینهمه مقاله ی من علیه استبداد حاکم رای به خمینی و اعوان و انصارش بوده، یا تشویق به شرکت در انتخابات های رژیم و رای دادن به حاکمان؟ ثالثن این تناقض گویی نیست که هم من را طرفدار انقلاب می دانی و هم طرفدار رژیم خمینی؟
آقای دوشوکی از طریق انقلابیون مخملی هم نقد میشود:
عبدالستار دوشوکی و آمارهای گمان پرداز!
خدامراد فولادی
–
در این مقاله آقای فولادی هوادار ایران اینترنشنال است و مقالات ایشون را در قسمت اصلی سایت خود که هست “مطالب رسیده”، درج میکند.
در مقاله آقای فولادی آمده که ایران اینترنشنال در میان ایرانی ها بسیار معتبر و محبوب است. باور نکردنی ست که یک مدعی فیلسوف بودن چنین حرفی بزند. هیتلر هم میان زنان و کارگران بسیار معتبر و محبوب بود. خمینی هم موقع قدرت گرفتن بسیار معتبر و محبوب بود و خود آقای فولادی جزء شرکت کنندگان در انتخاباتهایش بوده است.
بهرحال،
فراموش نشود که نوشتم من حاضرم بعنوان رضا پهلوی از خودم دفاع کنم. ذکر کردم که آماده باشید تا به گند پنهان فکر خودتان پی ببرید.
آنارشیست
کامنت دیگری از آرش در سایت اخبار روز چپ:
“ آرش گفت:
یکشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۴ در ۱۰:۴۴ ب٫ظ
انقلاب رنگی یکی از شیوههای جدید تغییر رژیم از سه دههی گذشته تا کنون است.دوران انقلاب های آرام و براندازی خاموش از سال ۱۹۸۹ ؛ شروع شده و هم اکنون بهطور جدی در دستور کار قدرتهای بزرگ امپریالیستی و در راسش آمریکا قرار دارد.این تحول، همچنان که از نام آن پیداست، بر رویکردی نرم و شیوهای آرام برای تغییر حاکمان و حکومتها تأکید و تمرکز دارد. این “انقلابها”بیشتر توسط سازمانها و بنیاد های آمریکایی و اروپایی طراحی شده و در کشورهایی که زمامداران آن بنابر انگیزههای مختلف بهزیر بار زور گوییهای سیاستهای دول غربی نمیروند، عملیاتی شده و به اجرا در میآیند و شعار مشترک آنها اغلب فریاد آزادی و رنگ نئولیبرالیستی و اقتصاد”غیر دستوری” دارد.این”انقلابات”اگرچه ظاهری غیر خشونت آمیز دارند اما سرانجام با خشونت و مداخله مستقیم و غیر مستقیم خارجی برای تغییر رژیم خیز بر میدارند. اوکراین، رومانی و گرجستان.. نمونه هایی از این دستند.
خانم نرگس محمدی نماد و سمبل انقلاب مخملی در ایران است.اهدای جایزه صلح نوبل به او با همین هدف صورت گرفته است.”
—
درست یا غلط؟
برای همین است که در کامنتی ذکر شد، مخالفان رژیم در ایران، یا خارج، شناخته شده یا شناخته نشده، زندانی یا بیروون از زندان، باید حتما علیه امپریالیسم و انقلاب مخملی اعلام موضع کنند. متاسفانه، الان همه سایتها دارند با امپریالیستها همسوئی میکنند.
همسویی صرفا نگفتن علیه امپریالیستها نیست. همسویی شامل تزریق ایده سیسم دموکراتیک سرمایه داری آنها به اپوزیسیون است.
تمام این احزاب و گروههای مثلا چپ دارند همین راه می روند.
این مقاله را هم در سایت اخبار روز بخوانید:
وقتی چپ مدیریت سرمایهداری را بر عهده میگیرد، راست افراطی به قدرت میرسد – برگردان: حمید پارسا
–
آنارشیست
کامنتی زیر یکی از مقالات سایت اخبار روز:
—-
“آرش گفت:
سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ در ۵:۲۳ ق٫ظ
“جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقطهی عطفی در تاریخ معاصر اعتراضات ایران بود؛ ” ( از مقاله)
جماعتی گمان داشتند که با هوچیگری وخبرهای جعلی در رسانههای ماهوارهای بی بی سی ، عربستان اینترناشنال ، صدای آمریکا و منوتو و دیگر کانالها و رسانهها و فضاهای مجازی ضد ایران و ایرانیِ داخل و خارج ، میتوانند رژیم اسلامی سرکوبگر با حداقل پنج نیروی تا دندان مسلح و سازمان یافتهِ سپاه پاسداران و بسیج و نیروی انتظامی و لباس شخصی و نیروی چند صدهزار نفره ارتش و پانزده سازمان اطلاعاتی موسوم به سربازان گمنام ” امام زمان” را بدون سازماندهی، بدون تشکیلات، بدون رهبریت و بدون داشتن تئوری انقلابی و بدون مشارکت میلیونی مردم و بدون اعتصابات عظیم کارگری و کارمندی ، آنهم با کمک “بایدن” و “مکرون” و انگلیس و کانادا و فاشیست های حزب سبز آلمان و غیره که اکثرشان رشوه بگیر و نوکر و اسیر پولاند و عجالتا با بحرانها و مشکلات عظیم داخلی مواجهاند ، سرنگون سازند !”
—
توضیح،
منظور از “بدون داشتن تئوری انقلابی” در کامنت آرش هست: بعد از رژیم قرار است جه نظمی برقرار شود، سئوالی که صد ها بار در این سایت در کامنتهای آنارشیستی مطرح شده ولی پاسخی داده نشده.
آنارشیست
جناب،
اگر انقلاب پلورالیستی و دموکراتیک است و ایران اینترنشنال را دوست ندارید، سراغ شان نروید.
رضا پهلوی و ترامپ و ناتانیاهو هم در انقلاب دموکراتیک همه با همی حق و حقوقی دارند، نه؟ بگذارید همه هر کاری که برای سرنگونی میخواهند را بکنند، این معنی دموکراسی و پلورالیسم است، درست؟ ایران اینترنشنال دارد بسهم خود در انقلاب همه با همی- پلولاریستی -دموکراتیک شرکت میکند.
اگر انقلاب پلورالیستی و دموکراتیک نیست، برای ما توضیح بدهید که قرار است نظم بعد از رژیم چگونه باشد.
راهی دیگر،
من طرفدار رضا پهلوی،
من را قانع کنید که چرا طرفدارش نباشم.
قبل از جواب دادن خودتان را برای یک بحث مفصل و طولانی و بسیار عمیق آماده کنید و از آشکار شدن گندهای جنایتکارانه موجود در ذهنتان نهراسید. از اسم مستعار استفاده کنید که اگر در بحث باختید احساس شرم نکرده، براحتی نظرتان را عوض کنید. اسلامیون شیعه ولایت فقیهی ، ماموران سپاه، موساد،سیا، ام ۶ ،همه و همه میتوانند در این بحث شرکت کنند، هیچ محدودیتی نیست، جز کامنت ۹۰۰ حرفی.
من سلطنت طلب هقت تیر به کمر ، آماده دوئل، بیائید ببینم چه دارید.
آنارشیست