چگونه یک نسل کشی را انکار می کنند
برگردان رويا شريفيان

اگر برای دولت یک کشور قدرتمند ارتکاب قتل عام نسبتاً آسان است، پذیرش رسمی مسئولیت یک نسل کشی دشوارتر میباشد . پس باید وقایع کوچک ، کم اهمیت جلوه د اده شده و پنهان شوند و تاریخ از نو نوشته شود. پرونده نسل کشی ارامنه (۱۹۱۶-۱۹۱۵) که هنوز توسط مقامات ترکیه مورد مناقشه است، منطق و روشهای چنین انکاری را آشکار می سازد.
نویسنده RAZMIG KEUCHEYAN برگردان رويا شريفيان
آقای بت دیوید مجری برنامه و تهیه کننده پادکست، در اوت ۲۰۲۵ از بنیامین نتانیاهو پرسید:« چرا اسرائیل نسل کشی ارامنه را برسمیت نمی شناسد؟ وی جواب داد:« من آنرا برسمیت میشناسم . حالا این کار انجام شده است». اما برای آنکه نسل کشی ارامنه وجهۀ رسمی بیابد، باید بصورت متنی به رأی پارلمان اسرائیل،کنسِت، گذاشته شود.با این حال این پاسخ، نتانیاهو را به نخستین رئیس دولت اسرائیل تبدیل میکند که بهطور علنی نسلکشی ارامنه را به رسمیت شناخته است.
اما چرا اینکار با یک قرن تأخیر پس از وقوع نسل کشی انجام میگیرد؟(1) بعقیده بت دیوید با توجه به تاریخ اسرائیل، این بهرسمیت شناختن میتوانست بسیار زودتر انجام پذیرد. ولی تل آویو بطور سنتی همواره روابط خوبی با آنکارا داشت و آنکارا اولین پایتختی با اکثریت مسلمان بود که اسرائیل را در سال ۱۹۴۹ برسمیت شناخت. سکوت اسرائیل بنوعی برای حفظ روابط حسنه با ترکیه است.
در عین حال امتناع اسرائیل از برسمیتشناختن نسلکشی ارامنه، بخشی از تمایل این کشور به حفظ نوعی انحصار قربانی «جنایت نسلکشی» بودن است. شیمون پرز وزیر خارجه وقت اسرائیل در سال ۲۰۰۱ در سفر به ترکیه چنین توضیح داد:« «ما تلاشها برای ایجاد شباهت میان هولوکاست و ادعاهای ارامنه را رد میکنیم. هیچ چیز مشابه هولوکاست رخ نداده است. آنچه ارامنه متحمل شدند یک تراژدی بود، اما نسلکشی نبود».در چهار چوب این چشم انداز، مقایسه نابودی یهودیان توسط نازی ها با سایر نسل کشی ها به منزله «نسبی سازی» آن تلقی میشود و در نتیجه نقش آن را در مشروعیتبخشی به پروژهٔ صهیونیستی، تضعیف میکند.
روابط دو کشور ترکیه و اسرائیل در حال حاضر بشدت رو به وخامت گذاشته است (۲) و آقای رجب طیب اردوغان صراحتاً اعلام کرد که اسرائیل خود در غزه نسل کشی کرده است.
اظهارات آقای نتانیاهو پاسخی است به این اتهامات، نخست وزیر اسرائیل در دفاع از خود بین نسل کشی و « جنگی» که مدعی است علیه حماس انجام داده است،تمایز قائل میشود.بهرسمیت شناختن نابودی ارامنه باعث کم اهمیت جلوه دادن جنایات خود اوست.
نفی نسل کشی سال ۱۹۱۵ دارای این ویژگی است که از سیاست یک دولت نشأت میگیرد : ترکیه، جانشین امپراتوری عثمانی که خود مرتکب جنایات بیشماری شده است. به زعم پیتر نادال- ناکه مورخ، در این مورد « قاتلان حافظه» مورخ های جعلی حاشیهای یا اعضای گروهک های نئو نازی نیستند بلکه دولتی مدرن مجهز به امکانات وسیع مادی و نمادین است. آنکارا در چهار گوشه جهان میلیونها دلار صرف بی اعتبار کردن « ادعاهای ارامنه» و مبارزه با برسمیت شناختن نسل کشی انجام داده است . برای مثال از طریق لابیگری شدید نزد نمایندگان منتخب آمریکا.
چرا چنین تلاشی؟ نسل کشی ارامنه « جنایت بنیان گذار» ترکیه مدرن است. برای انتقال از امپراتوری عثمانی به ترکیه مدرن نیاز به ساختن « ترک گرایی» و حذف هویت ملی اقلیتها از جمله مسیحیان امپراتوری میبود. به گفته مایکل مَن جامعه شناس نسلکشیها حاصل بربریت دوران کهن نیستند؛ آنها اغلب در بستر شکلگیری دولتهای مدرن رخ میدهند.(۳) این «سویۀ تاریک دموکراسیها»ست که در زمان پیدایش خود نمیتوانند نسبت به تکثر زبانی یا مذهبی تساهل داشته باشند.بدین جهت اسرائیل میتواند همزمان خود را یک دمکراسی برای شهروندان یهودی معرفی کند ودر عین حال از آغاز پیدایش، بطور ادواری، اقدام به نسل کشی فلسطینیان کند. ترس دستیابی گروه هایی بجز گروه « قومی-ملی» حاکم به حقوق شهروندی و منابع کشور موجب پدید آمدن این خشونت است.
به رسمیتشناختن نسلکشی ارامنه از سوی ترکیه مستلزم پرداخت غرامتهای سرزمینی و مالی خواهد بود. نسلکشی همواره با انتقال اموال منقول و غیرمنقول به نفع عاملان آن همراه است. برای مثال، پارک مشهور گِزی در محلهٔ تقسیم استانبول — که در سال ۲۰۱۳ اعتراضات گستردهای علیه تخریب آن صورت گرفت — بر روی محل یک کلیسا و قبرستان ارمنی ساخته شده است.(۴) سنگ قبر ها بعنوان مصالح ساختمانی بکار برده شدن. این غارت گسترده،برای ساخته شدن ترکیه مدرن الزامی بود و در صورت به رسمیتشناختن نسل کشی باید پرداخت غرامت صورت گیرد. (۵)
«ایجاد تردید و شک، کالای کسب و کار من است»
ترکیه برای در امان ماندن از این موضوع، مجموعۀ وسیعی از تکنیکهای انکار گرایانه را بکار میبرد. ممنوعیت یا گزینش سختگیرانه برای دسترسی به آرشیو ها برای مثال اسناد مالکیت ارامنه قبل از تبعید آنها، تاسیس به اصطلاح انستیتو های مختلف در رشته تاریخ برای نفی نسل کشی،تامین مالی کرسی های دانشگاهی در کشور های مختلف، نشر روایت تحریف شده از وقایع، در کتب درسی، فعالیت در اینترنت و شبکههای اجتماعی.(۶)
در سال ۱۹۳۴ شرکت سینمایی مترو گلدن مایر(MGM) تصمیم گرفت فیلمی از رمان « چهل داغ» اثر فرانس ورفِل بسازد که روایت ارمنیانی بود که در زمان نسل کشی در کوه موسی نزدیک سوریه پناه گرفته بودند و سر انجام کشتی فرانسوی به نجاتشان آمد.سفارت ترکیه در ایالات متحده آمریکا با تمام توان مانع ساخت این فیلم شد و موفق هم گردید. همان سال نازی ها کتاب را در آلمان ممنوع کردند زیرا شباهت سرنوشت ارامنه و یهودیها بسیار مشهود بود. یک قرن بعد، در مراسم یادبود نسل کشی توتسی ها در رواندا در کیگالی ،گالری ها تاریخ کشتار های جمعی در قرن بیستم را به نمایش گذاشتند. سالنی که به نسل کشی ارامنه اختصاص یافته بود ناپدید شد.ترکیه کمک اقتصادی به آن کشور را به بسته شدن آن مشروط کرده بود. همبستگی بین ملتهای قربانی نسل کشی، گاه در برابر ملاحظات دیگر رنگ می بازد.
مورخین بطور مستمر بکار خود ادامه میدهند . این واقعیت که ترکیه با توسل به چنین منابع عظیمی سعی در نفی نسل کشی میکند خود دلیلی است بر پیشرفت آگاهی.امروزه اجماعی دانشگاهی وجود دارد مبنی بر اینکه وقایع ۱۹۱۶-۱۹۱۵ بیتردید یک نسلکشی بوده است. این پژوهشها حاصل کار نسلهای جدیدی از محققان است، بخشی از آنان ترکتبارند اما اغلب خارج از ترکیه فعالیت میکنند. طبق مادهٔ ۳۰۱ قانون جزای ترکیه، تأیید واقعیت نسلکشی «توهین به ملت ترک» محسوب میشود.
این پیشرفتهای علمی در عین حال تحول گفتمان انکار گرایان را نشان میدهد. انکار، همزمان با خودِ نسل کشی شروع شد،زمانی که مقامات عثمانی می بایست به خارجیان مقیم امپراتوری مانند سفرا، کنسولها،شخصیت های مذهبی و بازرگانان، وقایع مربوط به کشتار و تبعید را توضیح دهند. از همان زمان دو رویکرد متمایز بوجود آمد : انکار و توجیه. به تعبیر متناقض تاریخ دان رونالد سانی:« نسل کشی رخ نداده است ارامنه مسئول آن هستند».(۷)
دلایل انکارگرایان :« آمار کشته شدگان ارمنی اقرار آمیز است»،«این یک جنگ بود و همه در آن رنج کشیدند»،«برای امنیت جمعیت ارامنه می بایست آنها را از محل جنگ دور نگه داشت»،«اپیدمی فجیع و تبهکاران محلی مسئول این امر بودند»، «آری مرگ های زیادی رخ داد ولی با قصد و نیت نسل کشی نبود».دلایل توجیه گرایان:« ارامنه با دشمنان غربی توطئه می کردند»،« جنبش ملی ارمنی به امید فروپاشی امپراطوری در صدد بدست آوردن سرزمین مستقل بود»،«بازرگانان و سرمایه داران ارمنی مردم ترک را استثمار میکردند» .جلادان خود را قربانی نشان میدهند این یکی از ارکان انکارگری است.
زمانی که تاریخ نگاران، اینگونه استدلال هارا بیاعتبار کردند،انکارگرایان ترفند دیگری بکار بردند : «تردید بهظاهر مشروع». از دهه ۱۹۸۰ ترکیه همان شرکتهای روابط عمومی را بکار گرفت که برای صنعت سیگار کار میکردند و شرکتهایی که بعد ها به گسترش تردید در باره تغییرات اقلیمی پرداختند.جملۀ معروف مدیر یکی از این شرکتها این است:« ایجاد تردید و شک، کالای کسب و کار من است » و بدین ترتیب حافظه تاریخی را نیز مخدوش می کنند.(۸)به جای تأیید بی ضرر بودن سیگار، « فروشندگان تردید» اعلام میکردند که هیچ نظر قطعی در باره تأثیرات مضرسیگار وجود ندارد و صنعت دخانیات از تحقیقات دروغینی حمایت مالی می کرد که سستی استدلال وجود ارتباط مستقیم یا عدم وجود رابطه علت و معلولی بین سیگار و بیماری را نشان دهند.با وجودی که بعد ها تمام این ادعا ها تکذیب شد ولی شک و تردید نزد برخی باقی ماند.
ترکیه نیز با مطرح کردن « مناقشه ترک-ارمنی» از همین روش استفاده کرده است ، گویی دو دیدگاه در مقابل هم قرار گرفتهاند و هدف محترم جلوه دادن نفی و انکار با پوشش علمی است.در طول این مدت محمد طلعت ملقب به محمد پاشا که معمار نسل کشی ارامنه است به قهرمان ملی بدل شد و در هر شهر خیابانها و اماکن مختلف به اسم او نامگذاری شدند.
فعالیتهای تاریخ نگاران در عرصه سیاست اثر گذار بود و بیش از ۳۰ کشور نسل کشی ارامنه را بطور رسمی بهرسمیت شناختند. البته بهتر بود که دولتها در تعیین حقیقت تاریخی مداخله نمیکردند ولی در این مورد، دولتِ متهم به نسل کشی، بطرز فعالی سعی در نفی آن دارد. در طول جنگ سرد، ترکیه متحد کشور های غربی بود و برای مدت مدیدی از سکوت هم پیمانان خود بهره برد ولی فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی راه را برای موجی از شناسایی ها هموار کرد . تغییر اتحاد هایِ ژئوپولیتیک، میتوانند پیشرفتهای حقیقت تاریخی را یا تسهیل کنند یا متوقف .
مسئلهٔ غرامت نیز پیشرفت کرده است. در سال ۲۰۰۵، شرکت بیمهٔ فرانسوی آکسا مجبور شد حدود ۱۵ میلیون یورو به نوادگان قربانیان نسلکشی بپردازد. کسانی که بیمهنامههایی از «اتحادیهٔ بیمههای پاریس» (UAP)، یکی از شرکتهای پیشین آکسا، داشتند ، حدود ده هزار مشتری عثمانیِ ارمنیتبار بودند که بهطرزی مشکوک ناپدید شده بودند .
حافظه ای پراکنده در بخشی از جامعه مدنی ترکیه باقیمانده است.(۹) اغراق آمیز است اگر بگوییم گروهی از جامعه ترکیه در مقابل گفتمان تحمیلی دولت مقاومت می کند. بخشی از ترک ها و کرد ها در این جنایت دست داشتند و از منافع مادی آن برخوردار شدند. اما « انکار» فجایعی که دیده شده، مشکل است و روایت این فجایع گاه نسل به نسل منتقل می شود. از دهه ۲۰۰۰ به بعد پدیده « ارمنی های مخفی» در عرصه عمومی ترکیه ظهور کرد. ترک هایی که بخاطر میآوردند که یکی از اعقابشان ارمنی بوده ولی برای بقا، هویت خود را مخفی کرده بود. امروزه تعصب گرایی رژیم اقتدار گرای رجب طیب اردوغان مانع بروز چنین پدیدهای می شود.
پدران بنیانگذار جنایتکار و دزد بودند
توازن قوا در مورد «باز سازی حافظه» تحت تأثیر فشار خارجی تغییر کرده است. فعالیت آلمان در « بازسازی حافظه» در مورد کشتار یهودیان و همچنین درخواست ترکیه برای الحاق به اتحادیه اروپا، اهرمهایی هستند که میتوانند برای مطالبه بهرسمیت شناختن و درخواست غرامت بکار گرفته شوند. در دهه های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ حتی چند کنفرانس در مورد نسل کشی در استامبول برگزار شد.
اما همانطور که تاریخ نگار ترک تانر آکچام میگوید:« برای یک ملت آسان نیست که پدران بنیانگذارش را جنایتکار و دزد بخواند». این امر زمانی که جنایت هنوز ادامه دارد بیشتر صادق است : فلسطینیان غزه در حال حاضر متحمل وضعیتی هستند که متخصصین آنرا « نسل کشی تدریجی و فرسایشی» می نامند.این تفکر را میتوان در آثار رافائل لمکین ابداع کننده مفهوم « نسل کشی» یافت. خشونتهای مسلحانه ادامه دارند و مرگهای ناشی از نابودی شرایط زندگی در غزه نیز به آن افزوده می شود. نسل کشی بطور « خودکار» انجام میشود و به این فرض دروغ که خشونت کاهش یافته، اعتبار می بخشد.
۱- Eldad Ben Aharon, « A Unique Denial : Israël’s Foreign Policy and the Armenian Genocide », British Journal of Middle Eastern Studies, vol. 42, n°4, Abingdon-on-Thames, 2015.
۲- مقالۀ « اسرائیل و ترکیه، دوستان دشمن نما؟» لوموند دیپلماتیمک، مه ۲۰۲۵. https://ir.mondediplo.com/2025/05/article5330
۳- Michael Mann, The Dark Side of Democracy. Explaining Ethnic Cleansing, Cambridge University Press, 2005.
۴- Ayşe Parla and Ceren Özgül, « Property, Dispossession, and Citizenship in Turkey; or, The History of the Gezi Uprising Starts in the Surp Hagop Armenian Cemetery », in Public Culture, vol. 28, n°3, New York, septembre 2016.
۵- Lire Raymond H. Kévorkian, « The Property Law and the Spoliation of Ottoman Armenians », in Thomas Kühne Marc A.Mamigonian et Mary Jane Rein (sous la dir. de), Documenting the Armenian Genocide. Essays in Honor of Taner Akçam,Palgrave Macmillan, Londres, 2024.
۶- Bedross der Matossian, « Le négationnisme du génocide arménien à l’ère du numérique. Les “événements de 1915” revisités sur Internet », Revue d’Histoire de la Shoah, n°221, Paris,2025.
۷- Ronald Grigor Suny, « Truth in Telling: Reconciling Realities in the Genocide of the Ottoman Armenians », in American Historical Review, vol. 114, n°4, Chicago, 2009.
۸- Marc A. Mamigonian, « Academic Denial of the Armenian Genocide in American Scholarship: Denialism as Manufactured Controversy », Genocide Studies International, vol. 9, n°1, Toronto, 2015.
۹- Uğur Ümit Üngör, « Lost in Commemoration: the Armenian genocide in memory and identity », Patterns of Prejudice, vol. 48, n°2, Abingdon-on-Thames, 2014.
۱۰- Elyse Semerdjian, « Gazafication and Genocide by Attrition in Artsakh/Nagorno Karabakh and the Occupied Palestinian Territories », Journal of Genocide Research, Abingdon-on-Thames, 2024.
RAZMIG KEUCHEYAN
رازميک کوچيان، استاد جامعه شناسي در دانشگاه سوربون
Comments
چگونه یک نسل کشی را انکار می کنند <br> برگردان رويا شريفيان — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>