Comments

جهان چندقطبی، نبرد با دیکتاتوری، پاسداری از میهن: در جستجوی جایگاهی مستقل برای ”چپ” ایران / سیامک کیانی — 4 دیدگاه

  1. به آنارشیست رئالیست، که همان ایرانگراست،
    جای تو همان سایت اینترنشنال است. برو همانجا، اینجا سایت ضد سرمایه داری هاست.

  2. آنارشیسم زنانه توهمی ویکیپدیایی شعاری ایده آلیست / چون چشم خود را روی واقعیات جامعه طبقاتی در غرب می بندد، در وطن بورژوازی نشسته، و برای کارگران بیچاره فلک زده نسخه بی خیالی شعاری می پیچد/ و وجود دولت و نیرو و قدرت اقتصادی و نیروهای سرکوب دشمن را انکار میکند/ خودش حامی،همراه، همکار ارتجاع و کاپیتالیسم و جهانی شده است !

  3. مبارزه با امپریالیسم برای کارگران کشوری که مورد تجاوز قرار میگیرند حساب و کتاب روشنی دارد که از این قرار است:
    – مبارزه با سرمایه داری قطع نمی شود و با دولت و سرمایه داران ملیت خود همکاری صورت نمی گیرد. یکی از دلایلی مه مبارزه کارکران حزبی نباید باشد، مبارزه باید در محل کار و زندگی و شورائی و کلکتیو باشد.
    – اگر اربابان ملیت خود پیروز شدند، اساسا چیزی عوض نشده و مبارزه طبقاتی ادامه پیدا میکند.
    – اگر امپریالیستها پیروز شدند، اربابان می شوند دو تا، همان اربابان ملی قبلی و اربابان خارجی. در این شرایط، اصل مبارزه طبقاتی ضد سرمایه داری تغییر نمیکند و این مبارزه باید ادامه پیدا کند و صرفا ضد امپریالیستی نباشد. ضد سرمایه داری خودش ضد امپریالیستی می شود.
    – مبارزه با سرمایه داری باید جهانی باشد و بشود تا موفق شود وگرنه فقط انگلهای سرمایه داری دولتی ملی بوجود می آورد که نمونه هاش زیاد هستند.

  4. میخوانیم:
    “ آینده ایران وابسته به توانایی طبقه کارگر در هم‌زمانی این دو نبرد است: نبرد با سرمایه‌دار خود برای سندیکا، دوری از شرایط کاری نئولیبرالیستی، دستمزد، دموکراسی و آزادی، و نبرد با امپریالیسم غربی برای تمامیت ارضی و استقلال ملی.”
    *
    این کلاه برداری است زیرا هیچ یک از اینها مبارزه با سرمایه داری نیست.
    ببینیم چرا:
    1- سرمایه داری دویست سال است که با سندیکا وجود دارد و‌سندیکا هیچ چیز نبوده جز تشکل جلوگیری کننده از مبارزه طبقاتی با برسمیت شناختن اربابان سرمایه دار.
    ۲ – سرمایه داری دولتی ضد نئولیبرالیسم است اما کماکان سرمایه داری است و کارگران را استثمار میکند، نمونه اتحاد جماهیر شوروی و بخشا چین و بخشهای دپلتی کشورهای دیکر.. در سرمایه داری دولتی مشتی تحصیل کرده زالو از طریق مالیات مفت خوری میکنند و در حقیقت اربابند.
    ۳ – مبارزه برای افزایش دستمزد در نظام سرمایه داری با افزایش قیمتها خنثی می شود.
    ۴ – در غرب بیش تر از یک قرن است که دموکراسی وجود دارد اما خبری از آزادی طبقه کارگر نیست و دولتهای این دموکراسی همگی امپریالیست بوده اند.
    ۵ – مبارزه با امپریالیسم غربی با دموکراسی ممکن نیست چون در دموکراسی سرمایه داری آزاد است و سرمایه داری تمایلات امپریالیستی و یا نوکری برای امپریالیسم را افزایش میدهد. برای مبارزه با امپریالیسم باید منبع آنرا از بین برد که هست سرمایه داری خصوصی و دولتی.
    ۶ – کارگران در حفظ تمامیت ارضی منافع ندارند، کارکران در انترناسیونالیسم ضد سرمایه داری منافع دارند. پیروزی کارگران در یک کشور از طریق ارتجاعیون همسایه و امپریالیستها سرکوب می شود.
    ۷ – استقلال ملی یعنی استقلال سرمایه داران ملی چون کارگران صاحب هیچ چیز نیستند و در عمل همه چیز، از زمین تا کارخانه، متعلق به ارباب است. جنگ ملیتها جنگی است که کارگران را به جان هم می اندازد. مالکیتهای دولتی ملتها، از طریق روابط سرمایه داری وجود دارد نه مستقل از آن.
    *
    پس،
    این مقاله ترویج ایدئولوژی سرمایه داری دولتی سوسیال دموکراتیک است نه علم طبقه کارگر.
    طبقه کارگر وطن و دولت لازم ندارد.
    طبقه کارگر احتیاجی به معامله با ارباب سرمایه دار ندارد.
    طبقه کارگر باید نظام سرمایه داری و دولت را از بین برده تا بتواند برای مدیریت اقتصاد و جامعه خود آزادی داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>