رسانه ها و جنگهای نیابتی در خاورمیانه و ناکامی ایرانیان
آریان پ
منظور از «خاورمیانه» در این نوشتار، منطقه فرهنگی ـ اسلامی گستردهتری است که شمال آفریقا، پاکستان و افغانستان را نیز دربر میگیرد که همواره درگیر جنگهای نیابتی یا بمبارانهای مستقیم بوده است. هزاران کیلومتر دورتر، در جنوبغربی این محدوده، کشورهایی چون مراکش و الجزایر نیز از طریق نیروهای نیابتی نظیر «جبهه پولیساریو» درگیر مناقشاتاند. در سودان، کشورهای مختلف عربی و حتی ترکیه از جناحهای متخاصم حمایت میکنند، بیآنکه کشتار صدها هزار نفر و آوارگی میلیونها انسان برایشان اهمیتی داشته باشد. وضعیت در لیبی نیز مشابه است، و تا سال گذشته سوریه نیز از همین بحران رنج میبرد. در واقع، دخالت نظامی، سیاسی و رسانهای در امور داخلی سایر کشورها به یکی از ابزارهای اصلی فشار و چانهزنی در دیپلماسی خاورمیانهای بدل شده است.
برخی تحلیلگران غربی معتقدند که خاورمیانه به دلیل اقتصاد تکمحصولیِ مبتنی بر نفت و گاز و نیز موقعیت ژئوپلیتیکی به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب، همواره در سطحی مناقشهآمیز از روابط باقی مانده است. افزون بر این، حضور قدرتهای بزرگ جهانی در این منطقه و بهرهبرداری آنان از منابع و شکافهای درونی آن، این بیثباتی را تشدید کرده است. اما پرسش اصلی این است: آیا عوامل عمیقتر و ریشهدارتری نیز در بروز این وضعیت مؤثر نبودهاند؟ چرا کشورهای خاورمیانه در چارچوب روابط سیاسی ـ که باید شامل همکاری، رقابت و تعارض باشد ـ بیش از همه درگیر ستیز و تخاصماند؟
تئوریهای آکادمیک متعددی برای توضیح این چرخه دائمی جنگ ارائه شده، اما به باور نگارنده، این نظریات درک دقیقی از واقعیت تاریخی و فرهنگی خاورمیانه ارائه نمیدهند. زیرا این منطقه قرنها پیش از کشف نفت و گاز، و حتی پیش از شکلگیری کشورهای مدرن مانند پاکستان، عراق، سوریه، لبنان یا الجزایر، نیز صحنهی مداوم درگیری و ستیز بوده است.
به باور نویسنده، ریشه این منازعات در بستر فرهنگی و مذهبی منطقه نهفته است؛ فرهنگی که در طول تاریخ با منافع شخصی، قبیلهای و طبقاتی گره خورده و به طمعورزی، معاملهگری و چانهزنی شهرت یافته است. این الگوی رفتاری، ریشه در ساختار روانی و اجتماعی دیرینه دارد و الزاما همواره ارتباط مستقیمی با منابع طبیعی یا موقعیت ژئوپلیتیکی ندارد. سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، قرنها پیش در توصیف همین ویژگی چنین سروده است:
ز دهقان و از ترک وز تازیان ؛ نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود ؛ سخنها به کردار بازی بود
زیانِ کسان از پیِ سودِ خویش ؛ بجویند و دین اندر آرند پیش
همه گنجها زیر دامن نهند ؛ بمیرند و کوشش به دشمن دهند
به گیتی کسی را نماند وفا ؛ روان و زبانها شود پر جفا
ادیان ابراهیمی باور دارند که در طول حدود ده هزار سال گذشته، حدود ۱۲۴ هزار پیامبر در این منطقه برای هدایت بشر ظهور کردهاند. اما این پرسش مطرح است: چرا این پیامبران در سایر نقاط جهان، مانند چین، استرالیا یا قاره آمریکا ظاهر نشدند؟ این تمرکز پیامبران در خاورمیانه میتواند نشانهای از عمق بحران فکری و اجتماعی در این منطقه باشد؛ جایی که اندیشه آزاد و نقد، در برابر عصبیت قبیلهای و ایلی، مجال بروز نیافته است. در نتیجه، درگیری، تعصب و خرافهگرایی بهصورت فرهنگی و ناخودآگاه در ذهنیت جمعی جوامع این منطقه نهادینه شده است. وانگهی اگر بپذیریم هر سال حدود ۱۲ پیامبر (ماهانه یکی) ظهور کرده است. پس چرا در طی بیش از ۱۴۰۰ سال گذشته حتی یک پیامبر هم ظهور نکرده که مورد قبول مسلمانان باشد.؟
به همین دلیل، حتی با پیشرفت علم و گسترش دموکراسی و حقوق بشر در سایر نقاط جهان، بسیاری از کشورهای خاورمیانه هنوز اختلافات خود را از طریق خشونت، قهر و جنگ حل میکنند. این خشونت ذاتی را نهتنها در میان کشورها، بلکه در میان نیروهای سیاسی ظاهراً همهدف نیز میتوان مشاهده کرد. در صورت بروز اختلاف، اغلب این کشورها به جای گفتوگو، به جنگ مستقیم یا جنگ نیابتی روی میآورند. بیش از ۷۰ درصد جنگهای معاصر جهان در این منطقه رخ میدهد. پدیده «نیابتی» و «مزدوری» در خاورمیانه بسیار رایج است؛ افرادی که تنها برای منافع مالی، وفاداری سیاسی خود را تغییر میدهند. مثلا چگونه ممکن است کسانی که سالها در خدمت نظام بودهاند، ناگهان به مخالفان سرسخت آن بدل شوند؟ این رفتار را میتوان در میان برخی مدیران و تحلیلگران رسانههای فارسیزبان و صادراتی های (مُقَرّبُ الحَضْرَت) نیز دید.
بنابراین شگفتی، شاید دقیقترین واژه برای توصیف خاورمیانه باشد. برای نمونه، احمد حسین الشرع (ابومحمد الجولانی) که تا چندی پیش از فرماندهان القاعده و متحد داعش بود و آمریکا برای دستگیری او جایزه ۱۰ میلیون دلاری تعیین کرده بود، اکنون با چرخشی ۱۸۰ درجهای، به عنوان متحد غرب در «ائتلاف بینالمللی ضد داعش» معرفی میشود! و دو روز دیگر (دوشنبه) به کاخ سفید می رود تا رسما به ائتلاف بین المللی ضد داعش بپیوندد. سخن آخر اینکه رسانه های فارسی زبان وابسته به بیگانگان مثل بی بی سی, ایران اینترنشنال, منوتو, کانال یک و بقیه رسانه ها که توسط کشورهای عربی تغذیه ی شوند, برای رضای خدا موش نمی گیرند.
آریان پ
در کامنتی میخوانیم:
آنارشیست بحثی نیست.
بسیار عالی، در این صفحه، آنارشیسم کمونیستی تبلیغ شده و نظرات بسیار روشن و قابل فهمی است. دیکتاتوری که نمی کنیم، جای کامنت باز است. بازنده آن کسی است که از بحث فرار میکند و نمیتپاند نظراتش را تبلیغ کند.
.
حال چند حکم.
.
دلیل بحرانی بودن وضع رژیم چیست؟
مقاومت قربانیانش.
.
دلیل آشفتگی فکری اپوزیسیون جمهوری اسلامی جیست؟
انارشیستی- کمونیستی نبودن ذهنیت آن که باعث شده هر جریان و فردی برای خودش یک ایدئولوژی برای رقابت اختراع کند تا سوار زنان و کارگران شود.
.
دلیل آشفتگی فکری در تمام جوامع چیست؟
آنارشیستی-کمونیستی نبودن اهالی جوامع که باعث شده هر کشوری و منطقه و محلی یک ایدئولپژی اختراع کند تا سوار زنان و کارکران شود.
.
آنارشیست
آرین پ نوشته:
“ ادیان ابراهیمی باور دارند که در طول حدود ده هزار سال گذشته، حدود ۱۲۴ هزار پیامبر در این منطقه برای هدایت بشر ظهور کردهاند. اما این پرسش مطرح است: چرا این پیامبران در سایر نقاط جهان، مانند چین، استرالیا یا قاره آمریکا ظاهر نشدند؟ این تمرکز پیامبران در خاورمیانه میتواند نشانهای از عمق بحران فکری و اجتماعی در این منطقه باشد؛ جایی که اندیشه آزاد و نقد، در برابر عصبیت قبیلهای و ایلی، مجال بروز نیافته است.”
این جملات و تمام مقاله بر اساس یک تعصب بنا شده و آشفتگی فکری است.
این پیامبران فقط در خاورمیانه نیستند. در حقیقت اکثریت هواداران مذاهب ابراهیمی خارج از خاورمیانه ، در اروپا ، آمریکای شمالی و جنوبی و آفریقا، هستند. پس باید آنها هم اندیشه آزاد نداشته باشند و بحران اجتماعی آنها از دینشان باشند.
پس باید رفت سراغ جوامعی که فرهنگ ابراهیمی ندارند.
جناب آرین، وجود بحران اجتماعی و فکری در آسیای شرقی را چگونه میتوانید توضیح داد؟ سعی کنید توضیح دهید، خواهید فهمید که چرا درکتان از قضیه کاملا غلط و غیر علمی است. امپراتوری ژاپن بر چین و کره اصلا تابع مذهب ابراهیمی نبود و در طول حاکمیتش پر از بحران بود. درجه و محتوای فقدان “ تفکر آزاد” در ژاپن با آن در آمریکا تفاوتی نداشت. کجای مذاهب غیر ابراهیمی علمی و آزاد هستند؟ نشانه ای وجود ندارد! مثلا، بودایی ها اندیشه آزاد دارند؟ این چه خزعبلاتی است که رواج میدهید؟!!! مذهب در سرخپوستان آمریکای جنوبی و شمالی قبل از استعمار، کجای این مذاهب بر اساس اندیشه آزاد بوده است؟
بعلاوه، واقعیت این است که اندیشه آزاد هم خودش میتواند چرندیات باشد، مهم محتوای اندیشه است. مثلا، ایده درست کردن اقتصاد سرمایه داری میتواند یک اندیشه آزاد باشد، اما اندیشه ای است استثمارگرانه و استعمارگرانه. دولت سکولار شاید مثلا اندیشه آزاد است، اما می بینیم که میتواند دولت هیتلر و یا انگلیس استعمارگر باشد..
دچار آشفتگی فکری هستید!
آنارشیست
پس بخوبی توضیح داده شد که چرا مقاله ارتجاعی است و کسی نتوانسته این نقد را نقد کند.
از حالا به بعد، مقالات آقای آرین پ کاملا رصد و نقد خواهد شد تا پای ارتجاع را در این وب سایت باز نکند.
فکر کردید به این سادگی هاست!
کامنتهای دفاع از او هم همه بدون منطق و علم و شبیه نعره الله و اکبر حزب الهی هاست که از ذهنیت منطقی و علمی دور است.
آنارشیست
بحث کردن با یک آنارشیست کار عاقلانه ای نیست. کار یک آنارشیست مخالفت با هر چیز و همه چیز و همه کس است. این بن مایه ذهن آشفته و مکدر یک آنارشیست است. به هیچ نظم و قاعده ای باور ندارد. لذا بر اساس کدام مبنای فکری و یا اصولی می خواهید یک بحث و یا حتی مجادله خردمندانه با یک آنارشیست که از پریشانی ذهنی رنج میبرد، داشته باشید. بقول زنده یاد شاملو: رهایش کن !
پاسخ به سئوال دوم جناب حسن،
سئوال هست:
سوال: چرا 70% جنگ های دنیا در این منطقه است؟”
مقاله آریان پ، دارای یک حکم کلی است، ذاتی بودن فرهنگ بد اهالی خاورمیانه:
“به همین دلیل، حتی با پیشرفت علم و گسترش دموکراسی و حقوق بشر در سایر نقاط جهان، بسیاری از کشورهای خاورمیانه هنوز اختلافات خود را از طریق خشونت، قهر و جنگ حل میکنند. این خشونت ذاتی را نهتنها در میان کشورها، بلکه در میان نیروهای سیاسی ظاهراً همهدف نیز میتوان مشاهده کرد. در صورت بروز اختلاف، اغلب این کشورها به جای گفتوگو، به جنگ مستقیم یا جنگ نیابتی روی میآورند. بیش از ۷۰ درصد جنگهای معاصر جهان در این منطقه رخ میدهد. ”
.
یک حکم چرند.
.
اگر فرهنگ تاریخی است که حقیقا هست، داده من درآوردی “70 در صد” که بقول ایشون مربوط به دوران معاصر است نمیتوانند داده ای باشد که ما با آن فرهنگ چندین هزار ساله خاورمیانه را نتیجه بگیریم و بگوئیم “ذاتی” است. امپراتوری فارس و اسلام و غیره که ذاتا نیابتی نبود!!!!!
میگوید “معاصر”، کلمه معاصر خیلی مبهم است. تاریخ اروپا حداقل در دوبست سال گذشته پر است از جنگ داخلی و خارجی و نیابتی و همشون هم دموکراتیک. منظور از معاصر فرض کنیم مثلا دویست سال نیست، هست 50 سال، میشه از مثلا حدود 1985. در فلسطین که جنگ نیابتی نبوده، جنگ استعماری و ضد استعماری است. جنگ ایران و عراق هم نیابتی نبوده، جنگ استعماری و ضد استعماری بود. کجا دموکراتهای غربی خواسته اند مسئله فلسطین دموکراتیک حل شود؟ کودتا کردن در ایران و گذاشتن سرسپرده در اردن و مصر و جنگ داخلی راه انداختن در سوریه که از فرهنگ این اهالی نیست، کلی تحقیق و مقاله علمی در مورد دست اندرکاران دموکراسی غربی در این وقایع وجود دارد.
حال از خاورمیانه خارج شویم. آسیای شرقی، آمریکای لاتین، آفریقا همه دارای تاریخ جنگهای نیابتی و غیر نیابتی هستند. این چه تعصب کور علیه فرهنگ این قربانیان ارتجاع جهانی است که مقاله میخواهد تلقین کند.
آنارشیست
جناب حسین،
نوشته ای:
“آقا یا خانم ناشناس. اصلا خودت فهمیدی چی نوشتی و به چه چیزی اعتراض داری؟ ”
اعتراض به این است که مقاله تعصب به فرهنگ خاورمیانه دارد و فاقد مرجع علمی و انقلابی است. هیچ کشور و منطقه ای در جهان نیست که پر از جنگ داخلی، آدم کشی، جنگ خرافی، جنگ ملی و از این گنده ها و جنایات نباشد. بعلاوه، امارات و غیره همه نوکرهای امپریالیستهای غربی هستند که یعنی مسائل خاورمیانه فقط به فرهنگ خاورمیانه مربوط نیست، به رفتارهای امپریالیستهای غربی هم کاملا مربوط است. ایشون همه اینها را ول کرده به چیز ناروشن و سطحی یعنی “ذات” فرهنگ خاورمیانه چسبیده که سمبلکاری ذهنی و بسیار دیدی بنجل است.
ممنون از کامنت،
آنارشیست
آقا یا خانم ناشناس. اصلا خودت فهمیدی چی نوشتی و به چه چیزی اعتراض داری؟ این مقاله از آقای آریان خیلی خوب و روشنگرانه است. سوال: چرا 70% جنگ های دنیا در این منطقه است؟ چرا حتی مخالفین سکولار رژیم جمهوری اسلامی مثل قبیله ها بجای ائتلاف به سر و کله هم می زنند. کشورهای بزرگ مثل سعودی و مصر و ایران و ترکیه بجای خود, اما چرا دو کشور کوچولو اما ثروتمند مثل قطر و امارات در همه جنگ ها (سوریه, یمن, لیبی, سودان, غزه و و و) دخالت می کنند. این مقاله خوب بصورت مختصر ریشه مشکلات را تشریح کرده است.
یک مثال در مورد روش ییشنهاد شده به روشنگری:
این مقاله در سایت روشنگر:
https://www.gozareshgar.com/post/8456
عنوان مقاله:
کالبدشکافی تجاوزهای قدرتهای غربی و اسرائیل علیه حاکمیت ایران در یکصد سال گذشته: اقدامات غیرقانونی، غیراخلاقی و مبتنی بر منافع پنهان
–
|اسم مقاله اینجا| هیراشی |مردسالاری| بردگی مزدی |امپریالیسم | تعصبات | تبهکاری |خرافات و اندیشه های غیر علمی و ضد علمی |
نتیجه خواندن مقاله:
|0| + |0| + |0| + |1| + |0| + |1| + |1|
ضد هیراشی نیست
ضد مردسالاری نیست
ضد بردگی مزدی (سرمایه داری) نیست
ضد امپریالیستی است
ضد تبهکاری است – اشاره به “قانون جنگل” در مقاله.
ضد خرافه و غیره است، بعلت استفاده از روش علمی، یعنی مراجعه به داده ها.
مجموعه جبری:
منفی: (1-) ندارد چون هیچ جای مقاله دفاع از ارتجاع نیست، اما این مقاله که کامنت فعلی زیرش است، “رسانه ها و جنگ نیابتی …”، یک مقوله دفاع از ارتجاع دارد.
صفر: یعنی خنثی است.
یک :(1) یعنی در کمپ نزدیک صف انقلاب است.
مجموع می شود “3+”، مقاله آقای بهرام سلطانی در ستون “مطالب رسیده” قرار میگیرد.
.
حال،
آیا مقاله آـقای سلطانی قابل نقد است؟
آری، ضدیت با امپریالیسم در مقاله صرفا متکی به داده هاست نه تجزیه و تحلیل داده ها. وقتی داده ها را تجزیه و تحلیل کند وارد مسائل عمیق تر امپریالیسم که مربوط به اقتدارگرائی و استثمارگری در تاریخ و جهان سرمایه داری است می رسد، که این راه را نرفته. در ارتباط با “قانون جنگل” در مقاله، شکل خالص روابط بازاد در جامعه سرماهه داری، خودش قانون جنگل است، یعنی رقابت برای از بین بردن حریف اقتدارگرا به ضرر زنان و کاگرگران و شکست خورده ها. برای همین امپریالیسم خودش هم به همین قانون جنگل متوسل شده است و البته، نقدهای بیشتر، اینکه تمامیت ارتجاع داده دارد و کل سیستم میتواند یکجا نقد شود.
.
آنارشیست
اینک سایت گزارشگر:
https://www.gozareshgar.com/
به روشنگری،
یک نمونه از کارهای بد در این سایت ترجمه هاست. نه اینکه ترجمه بد است، انتخاب مقالات واقعا خراب است! مترجمین بجای ترجمه کردن بهتر است چند سالی مطالعه و فعالیت سیاسی داشته باشند تا بفهمند دنیا دست کیست.
.
تشخیق خوب از بد برای روشنگری بنظر مثل تشخیص خوب از بد توسط مرتجعین، مشکل شده است. حال زیاد منفی نباشیم و بعنوان اخرین اخطار، سازنده باشیم.
به روشنگری،
تشخیص خوب از بد ساده است و در تعریف از ارتجاع موجود است:
ارتجاع: هیراشی، مردسالاری، بردگی مزدی، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری، خرافات و اندیشه های غیر علمی و ضد علمی.
انقلاب ضد ارتجاع است و میشود خوب. ارتجاع بد است. این دیگه ساده ترین نوع بیان و واقعا قابل استفاده است.
—
راهنما:
روی یک ورق کاغذ هفت ستون بکشید.
بالای هر ستون یک عنصر ارتجاع را بنویسید، مثل این:
| | هیراشی |مردسالاری| بردگی مزدی |امپریالیسم | تعصبات | تبهکاری |خرافات و اندیشه های غیر علمی و ضد علمی |
اسم هر مقاله را سمت راست ستونها بگذارید، قسمت خالی.
یک مقاله را بخوانید.
ببینید که در مورد این هفت عنصر ارتجاع چه اطلاعتی داده و یا چه تجزیه و تحلیلی کرده است. اگر هوادار ارتجاع بود، بنویسید “-“ ، اگر مخالف بود، بنویسید “+”. اگر تعداد جمع جبری ردیف مقاله از سه تا مثبت کمتر بود، مقاله را بگذارید قسمت “دیگر مطالب”، اگر جمع جبری منفی بود، مقاله ارتجاعی است، باید برود توی جعبه آشغال. ببینید، آزادی بیان مشروط است. هر غذایی را نمیتوان خورد. نمی شود هر روز چهار تا کیک خامه ای خورد. باید معیار تعیین کرد و معیارها را بطور علمی بکار برد وگرنه سالی چند بار باید برپم اتاق اورژاتس.
.
ببینید، من سعی خودم را کردم. راهنما هم برایتان گذاشتم، نگید ایراد الکی میگیره و بهانه در می آورد. یک ماه فرصت دارید تا این روش را یاد گرفته و بکار ببرید. اگر نظر دارید بنویسید. بحث پشت پرده، ضد آنارشیسم است، وهمانطور که میدانید تماس مستقیمی برقرار نیست ، همینجا بنویسید.
در انتها،
کیفیت مهمتر از کمیت است، مثال، میلیونها آلمانی به هیتلر رای دادند و در جنایات او شرکت کردند. کمیت معیار نیست.
.
آنارشیست
به عبارت دیگر، ترجیح بر این است که مقالات خوب وجود داشته باشد تا آزادی کامنت نویسی. از خیر کامنت نویسی میگذریم. نمی شود زیر هر مقاله ای کامنت نوشت تا خوانندگان متوجه نامعقول و غیر علمی بودن بشوند. این خیلی وقت می بره. از هر ده مقاله در این سایت، شاید یکی واقعا آموزنده است. اما از هر ده مقاله در اخبار روز توده های سابق، اقلا سه تاش ایده ها و اطلاعات موثق و مفیدی ارائه میدهند. سایت “گزارشگر” هم هست که بهتر است کامنتی ننوشت اما درصد کیفیت خوب مقالاتش بالاست.
آنارشیست
واقعا تقصیر روشنگری است. همان سایت سانسور چی “اخبار روز” توده ای های سابق آموزنده تر است. عجب وقتی تلف میشود!
آنارشیست