انگ تجزیه طلبی, سلاح سرکوبگران و سلطنت طلبان
عبدالستار دوشوکی
مقدمه
سازمان ملل متحد حق تعیین سرنوشت را به عنوان یک اصل بنیادین در منشور خود و قوانین بینالمللی پذیرفته است. این اصل شامل دو جنبه اصلی است: جنبه بیرونی (استقلال) و جنبه درونی (مشارکت در حکومت)
منشور ملل متحد: حق تعیین سرنوشت در بند ۲ ماده ۱ منشور ملل متحد ذکر شده است.
میثاقهای بینالمللی: این حق در میثاقهای حقوق بشر سال ۱۹۶۶ سازمان ملل نیز گنجانده شده است.
قطعنامههای شورای امنیت: شورای امنیت در قطعنامههایی مانند ۱۵۱۴ و ۱۸۰۳ به این حق اشاره کرده است.
قطعنامههای مجمع عمومی: این حق در بسیاری از قطعنامههای مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز مورد حمایت قرار گرفته است.
پیشگفتار
در سال ۱۹۴۵ که سازمان ملل تشکیل شد, فقط ۵۱ کشور رسمیت داشتند. از آن زمان تا به امروز این رقم حدود چهار برابر شده است. اگر جدایی یا استقلال (بقول شما تجزیه طلبی) جرم و منفور بود, چرا سازمان ملل تجزیه (استقلال) قریب به ۱۵۰ کشور دیگر را به رسمیت شناخت؟ و این رقم علیرغم مخالفت استعمارگران رو به افزونی است. وانگهی بسیاری از این کشورهای مستعمره مثل سنگاپور و مالزی و استرالیا و نیوزیلند و تیمور شرقی و غیره توسط استعمارگران آباد شده بودند. بر عکس مثلا بلوچستان سهم آنها تنها سرکوب و اعدام و زندان و فقر و تبعیض و تحقیر بوده است. هفته پیش در زادگاه بنده (چابهار) مامورین گجر (غیربومی) منازل و کلبه های مردم بومی بلوچ را با بولدوزر تخریب کردند. همین امروز (شنبه) منازل مردم بلوچ در شهر و زادگاه خودشان یعنی زاهدان تخریب شدند. این ظلم و ستم و مصیبت برای دهها تکرار شده است و لذا برای بلوچها که عایدی جز اعدام و فقر و تحقیر و تبعیض و تصرف زمین های آنها توسط اجنبی و غیربومی نداشته اند, “ایرانی” بودن ابدا مایه افتخار نیست؟ سهم بلوچها از ایران چه بوده است؟ همین مولفه در مورد دیگران (مثلا کردستان) نیز صدق می کند
مثال بلوچستان یا کردستان
بلوچستان از نظر جمعیت بلوچ در رده ۵۹ در بین حدود ۲۰۰ کشور جهان قرار می گیرد. و ار نظر مساحت با مساحتی حدود ۷۰۰ هزار کیلومتر مربع (تجزیه شده بین سه کشور) در رده ۳۹ سازمان ملل بعد از زامبیا با مساحت ۷۵۲ هزار کیلومترمربع قرار می گیرد. زبان بلوچی نیز در بین هزاران زبان زنده دنیا در بین صد زبان اول قرار دارد. قدمت مستند بلوچستان به هزاران سال پیش برمی گردد و در شاهنامه از جنگ های فراوان بین شاه ایران و شاه مکُران زمین (بلوچستان) بارها یاد شده است.
سوال؟
چرا کشورهایی مانند نوآرو (Nauru) با جمعیت ۱۰ هزار نفر, تووآلو (Tuvalu) با جمعیت ۱۱ هزار نفر و پلاؤ (Palau) با جمعیت ۱۸ هزار نفر و سان مارینو (San Marino) با ۳۴ هزار نفر و قریب به ۱۴۰ کشور دیگر دنیا بدون هویت تاریخی و با قدمت تاریخی ـ سیاسی و مساحت و جمعیتی بسیار کمتر از بلوچستان, حق حاکمیت و حق عضویت در سازمان ملل را دارند, اما اگر یک بلوچ و یا کُرد همین حق ذاتی و قانونی را برای ملت خود طلب کند, بعنوان خیانتکار و تجزیه طلب سرکوب خواهد شد؟ چرا؟ چرا کشورهای مصنوعی جدیدالتاسیس مثل پاکستان, امارات, بحرین, عراق, سوریه, لبنان, و فلسطین و غیره حق “ملت” بودن و “استقلال” را دارند؛ اما برای دهها میلیون بلوچ و کُرد تابو (حرام) و خیانت و جرم است؟ چرا؟
نتیجه گیری
آیا برای یک اسیر و زندانی که رهایی و آزادی خود را طلب می کند, چنین درخواستی جرم و خیانت است؟ آیا درخواست رهایی ۱۵۰ ملت در طی ۸۰ سال گذشته جرم و خیانت بوده است؟ مخصوصا اگر این زندانی قربانی شکنجه و تحقیر و گرسنگی و تشنگی باشد. نگارنده بیش از چهار سال و نیم پیش در برنامه ای مستند بنام ” در قمار تاریخ ما بلوچها چرا و چگونه بلوچستان را باختیم” با این موضوع پرداختم (لینک ۱) و بیش از یک سال پیش نیز در مطلبی بنام “این وطن هرگز برای ما وطن نبوده است” به جزئیات آن پرداختم (لینک ۲). نتیجه گیری و خلاصه کلام نگارنده نیز همین است: “این وطن هرگز برای ما وطن نبوده است”.
عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴
و باز هم ذکرمصیبت!و دیگر هیچ.
قربان شکلت چرا کاسه کوزه ناتوانی خود وهم پیالگانت در ساختن تشکیلاتی بر اساس خواسته هایتان را بر سردیگران می شکنی؟
میفرمائید این وطن هرگزوطن شما نبوده است.
باشد چشم بسته قبول.حال پس از قبول حرف شما این پرسش پیش میاید که چرا این وطنی که وطن شما نیست را طلاق نمی دهید؟.
یا بجای طلاق چرا حاظر به پرداخت بهاء لازمه ای نیستید تا این وطن را از سرکوب گران؟!و سلطنت طلبان پس بگیرید وطن خود سازید؟.
تا به کی فرار بجلو در ماست مالی نداشتن همت لازمه برای گرفتن وطن از سلطنت طلبان وسرکوب گران؟!با شیوه کهنه شده ذکر مصیبت!
شمارا که بنا به فرمایشات خودتان هویتا با جنبش زن زندگی آزادی کاری نیست اما دست کم از خواهرمریم ومنافقین که اینهمه سنگ آنان به سینه میزنید تشکیلات سازی را یاد بگیرید.
راستی اگر جسارت نباشد چنانچه مرکز مطالعات بلوچ در لندن!بواقع وجود دارد و اگر وجود دارد یک تشکل مخفی نیست راجع به دایره مطالعات این مرکزو منبع بودجه آن و…توضیحاتی بفرمائید.
چرا که فکر نمی کنم هم میهنان تحت ستم بلوچ مانه شما را بشناسند و نه این مرکز!و خدماتش! را ونه شمائی که با تخفیف ودر کمال خوش بینی یک تجزیه طلب فرنگ نشین میباشد آنها را.
هم میهنانی براستی گرسنه که روز نیست برای جا بجا کردن دو بشکه گازوئیل ویا دو جعبه پرتقال و…با گلوله های قشون اشغالگران مسلمان جانشان گرفته میشود.
پاسخ به این سئوال:
آیا استقلال طلبی یک جرم و جنایت است یا نه؟ اگر آری !
البته که نه.
اما استقلال تمام مسئله نیست.
مطمئنن هیتلر توانست در سالهای 1930 کاملا آلمان را مستقل کند، اما بقیمت مرگ میلیونها آلمانی، بین 6 تا 9 میلیون. آلمان تحت معاهده ورسای 1919 بخشی از استقلال و بخشی از خاک خود را از دست داد و این بهانه به بعضی از حاکمین المان داد تا هیتلر بسازند و از دست رفته را بازپس بگیرند و حتی بیشتر تصرف کنند.
پس استقلال کافی نیست و به خودی خود بد نیست اما میتواند جنایتکارانه شود، هم جنایت علیه خودی و هم جنایت علیه غیر خودی.
برای همین است که نگرش آنارشیستی کمونیستی بهترین نگرش انسان به زندگی اش است.
در نگرش آنارشیستی کمونیستی روابط زشت باید نقد و نفی شود که در کامنت قبلی روابط زشت لیست شد.
ضد اقتدار
گور پدر سازمان دول که اکثر آنها دولت های دیکتاتوری هستند. آقای دوشوکی یک سوال ساده مطرح کرده است. تا آنجایی که من می دونم ایشون تجزیه طلب نیستند. طرح یک سوال ساده باید خیلی ساده باشد. یک سوال ساده؟ آیا استقلال طلبی یک جرم و جنایت است یا نه؟ اگر آری ! پس اکثر کشورهای سازمان ملل (150) مجرم و جنایتکار هستند؟ سوال خیلی ساده است. البته نه برای مغز قندوقی هاهی سطلی.
سازمان ملل اگر خیلی انسان دوست بود اجازه نمیداد ارتشهای دولتهای امپریالیستی کشورهای ضعیف را اشغال کنند. سازمان ملل تحت سلطه امپریالیستهاست. چرا علیه تجاوز صدام به کویت اقدام کرد اما علیه تجاوز کشورهای امپریالیستی به کشورهای ضعیف هیچ اقدامی نمیکند؟
تمام زنان و کارگران قومها باید با هم علیه ارتجاعیون خودی و غیر خودی متحد شوند نه اینکه دنبال جدائی باشند.
زنان و کارکران فارس و ترک و بلوچ و ترکمن و کرد و عرب و غیره، علیه ارتجاع متحد شوید.
ارتجاع هست هیراشی، مردسالاری، بردگی مزدی (سرمایه داری)، امپریالیسم، تعصبات، تبهکاری ها، خرافات و افکار غیر علمی و ضد علمی.
ضد اقتدار