ایران در دام ناجیطلبی؛ نقدی بر گریز از آزادی و بیعت دیجیتالی روشنفکران محاسبه گر / ا.پوری
جامعه ایران در یکی از سیالترین و خطرناک ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. دهها سال استبداد دینی، شکست پروژههای اصلاحی، تحقیر مداوم و ناامیدی از آینده، مردم را به نقطه جوشی رسانده که در آن “منطق و سند” در برابر “احساسات تودهای” در حال شکست است. ایرانیان از جمهوری اسلامی متنفرند، اما این تنفر به تنهایی برای ساختن فردا کافی نیست.
اریک فروم در “گریز از آزادی” به ما هشدار میدهد: وقتی فشار بیرونی از حد بگذرد، جامعه نه به سمت تعادل، که به سوی افراط مخالف پرتاب میشود. انسان مستأصل، به جای انتخاب آزادی، خواهان submission (تسلیم) به یک قدرت مطلق است تا از رنج تصمیمگیری و عدم قطعیت رهایی یابد.
ایده مرکزی فروم: پارادوکس آزادی
فروم یک گزاره متناقضنما یا ناسازنما(پارادوکسیکال) مطرح میکند: انسان مدرن از قید سنتها آزاد شده، اما این آزادی او را دچار تنهایی، اضطراب و بیقدرتی کرده است. یکی از جملههای کلیدی او: ”آزادی ترسناک است، زیرا به معنای مسئولیت است!”
(Freedom is frightening because it means responsibility).
فروم بین دو نوع آزادی تمایز قائل میشود:
- آزادی منفی: رهایی از قیدهای بیرونی
- آزادی مثبت: توانایی تحقق خویشتن، ساختن معنا و ارتباط خودانگیخته با جهان
مشکل مدرنیته این است که به انسان “آزادی از” داد، اما “آزادی برای” نیاموخت. فروم مینویسد:
”انسان از قیدها آزاد شده، اما برای چه بودن آزاد نشده است”
(Man is free from… but not free to)
در گذشته، هویت از پیش تعیین شده بود: مذهب، طبقه، سنت، جامعه محلی. اما در مدرنیته، فرد “آزاد” شد – ولی این آزادی او را تنها کرد.
سه مکانیسم “گریز از آزادی”
فروم سه راه اصلی فرار از اضطراب آزادی را توضیح میدهد: اقتدارگرایی (تسلیم به قدرت برتر یا سلطه بر دیگری)، ویرانگری (تخریب جهان به دلیل ناتوانی در کنترل آن)، و همرنگی خودکار (انحلال در جمع و پذیرش شخصیت قالبی.)
ایران امروز در آینه نظریه فروم
ایران امروز گرفتار پارادوکسی است که فروم توصیف میکند: مردمی که برای رهایی از یک استبداد مذهبی مبارزه میکنند، در دام وسوسه استبدادی دیگر با چهرهای ظاهراً مدرنتر گرفتار میآیند. اینجا باید تفاوت را دید:
- در بنیادگرایی مذهبی: ”ایدهآل من” (وجدان و آرمانها) به یک مرجع فراطبیعی (خدا، ولی فقیه) سپرده میشود.
- در سلطنتطلبی بنیادگرا: ”ایدهآل من” به یک مرجع تاریخی-اسطورهای (شاه، امپراتوری کوروش) سپرده میشود.
در هر دو حالت، فرد از “خود” (Self) خلع ید میکند و آن را به یک “بت” میسپارد. این همان “مازوخیسم روانی” اریک فروم است.
عصر پساحقیقت: وقتی احساس بر واقعیت پیروز میشود
سلطنتطلبان رادیکال امروز، نه تنها در ایران، که در سراسر جهان، بخشی از یک پدیده جهانی به نام ”پساحقیقت” (Post-truth) هستند. در عصر پساحقیقت، احساسات و باورهای شخصی بر واقعیتهای عینی مقدم میشوند. سلطنتطلبی که به رغم همه شواهد – عدم توانایی رضا پهلوی در حفظ وحدت میان ۸ نفر از همفکران منشور نویس، وابستگی آشکار به آمریکا و اسرائیل، نبود هیچ برنامه مدونی برای اداره کشور – هنوز به او ایمان دارد، یک شهروند پساحقیقتی است.
توهم نجاتبخشی خارجی: درسهای تلخ تاریخ
سلطنتطلبانی که به بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل دل بستهاند و رویای تاجگذاری بر ویرانههای میهن را در سر میپرورانند، باید یک قانون آهنین روابط بینالملل را به خاطر بسپارند: ”قدرتهای بزرگ، از متحدان محلی خود به عنوان ابزار استفاده میکنند و وقتی ابزار دیگر کارآمد نباشد، آن را دور میاندازند.”
تاریخ معاصر ایران پر از شواهدی است که نشان میدهد هرگاه نیرویی با اتکا به قدرتهای خارجی به دنبال تغییر در ایران بوده، در نهایت قربانی همان قدرتها شده است. سلطنتطلبانی که به بمباران ایران دل بستهاند، در حقیقت به ”خودکشی جمعی” دل بستهاند. بمباران ایران نه تنها “بهشت زمینی” به ارمغان نمیآورد، که کشوری ویران، مردمی آواره و اقتصادی فلج شده به جا میگذارد. عراق پس از صدام، لیبی پس از قذافی و افغانستان پس از طالبان، گواه این حقیقت تلخ است.
نقد روشنفکران محاسبه گر و بیعت دیجیتال با قدرت
در این وانفسا، گروهی از روشنفکران محاسبهگر، به جای پیمودن راه ناهموار و دشوار “آزادی برای”، راه آسان “تسلیم به قدرت” را برگزیدهاند. عکسهای یادگاری با رضا پهلوی در شبکههای اجتماعی، نوعی ”بیعت دیجیتال” است؛ همان کاری که روشنفکران محاسبه گر همیشه در برابر قدرتهای مستقر کردهاند، اما این بار با چهرهای بهظاهر مدرن.
وظیفه روشنفکر واقعی در این میان، نه “بیعت با قدرتهای استبدادی داخلی و خارجی” و نه “دنبالهروی بردهوار توده”، که “بیدارگری” است. روشنفکر باید مانند آینه عمل کند: به مردم نشان دهد که “ایمان کورکورانه به رضا پهلوی” همان ساختار روانی را دارد که “ایمان کورکورانه به خمینی”. هر دو، نوعی “خود-تحقیری” (Self-abnegation) و “فرار از آزادی” هستند.
بزرگترین نگرانی امروز این است که ”بررسی علمی، سند و منطق” در حال شکست خوردن از “احساسات تودهای” است؛ احساساتی که توسط رسانههای بیگانهپرست دائماً تولید، بازتولید و منتشر میشوند.
سه هشدار فروم برای امروز ایران
۱. “پیوندهای اولیه زمانی که گسسته شدند، قابل ترمیم نیستند”
سلطنتطلبان نوستالژیک که رویای “امپراتوری کوروش” یا “ایران بزرگ” رضا پهلوی را در سر میپرورانند، در توهمی تاریخی گرفتارند. راهی که فروم پیش مینهد، بازگشت به گذشته نیست، بلکه ساختن آینده با دستان خود، نه انتظار برای نجاتدهندهای که از آسمان یا واشنگتن فرود آید.
۲. “آزادی بدون امنیت، باری غیرقابل تحمل میشود”
فروم معتقد بود مردم آلمان صرفاً فریب نخورده بودند؛ آنها از اضطراب آزادی میگریختند. سلطنتطلبان امروز نیز وعده “امنیت به بهای آزادی” میدهند، اما تاریخ به ما آموخته است که هر که به دیکتاتور پناه برد، نهایتاً قربانی او میشود.
۳. “هر چه زندگی نازیستهتر، تخریبگری شدیدتر”
تهدیدهای سلطنتطلبان به ضرب و شتم مخالفان و آرزوی بمباران ایران، نشانههای همین “تخریبگری” است.
راه حل: نهادسازی به جای قهرمانپرستی
جامعه ایران در ”سیالترین و خطرناکترین نقطه عطف تاریخی” خود قرار دارد. اما “خطر” همیشه با “فرصت” همراه است. فرصت امروز ایران، بیدار شدن از خواب “قهرمانپرستی” است. شاید این بار، مردم ایران یاد بگیرند که “ناجی” نمیخواهند؛ آنها “نهاد” میخواهند. نهادهایی که قدرت را محدود کنند، نه شخصیتهایی که قدرت را متمرکز کنند.
جامعهای که “نهاد واسط” (خانواده مستقل، اتحادیه، حزب، سندیکا، دانشگاه آزاد) ندارد، محکوم به نوسان میان دو افراط است: اطاعت از قدرت موجود، یا اطاعت از قدرت آرمانی.
اگر آزادی مثبت ساخته نشود (نهاد، فرهنگ مدنی، مسئولیتپذیری)، جامعه مستعد اقتدارگرایی میشود. اقتدارگرایی فقط تحمیل از بالا نیست؛ گاهی تقاضای از پایین هم هست. وقتی آزادی تبدیل به سردرگمی شود، نظم – حتی اقتدارگرایانه – جذاب میشود.
سخن پایانی، هموطنان ارجمند:
“آزادی برای” ایران، با “ایمان به ناجی” ساخته نمیشود؛ با “باور به خود” ساخته میشود. ایرانیان اگر میخواهند از این گرداب تاریخی نجات یابند، باید ساخت نهادهای مدنی را آغاز کنند؛ کاری دشوار، زمانبر و پرفرازونشیب، اما تنها راهی که به “آزادی واقعی” میانجامد.
با احترام،
ا.پوری(هلند) 23-02-2026
Comments
ایران در دام ناجیطلبی؛ نقدی بر گریز از آزادی و بیعت دیجیتالی روشنفکران محاسبه گر / ا.پوری — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>