بررسی “بیانیهای خطاب به وجدان بشریت”
فرح نوتاش
بررسی “بیانیهای خطاب به وجدان بشریت”
فرح نوتاش
15.4.2026
فرقی نمی کند چند کامیون، مدارک تحصیلی، تیتر و مقام امضاء کنندگان “بیانیه ای خطاب به وجدان بشریت” را یدک می کشد، باید دید آنان چه متنی را امضاء کرده اند!
این متن، با پیش درآمدی از دیدگاه و برخی از جنایت های آمریکا در جهان، شروع شده و با بزرگداشت سید علی خامنه ای به عنوان رهبر معنوی ایران و دبیر شورای عالی امنیت ملی، بدون کوچکترین توجهی به رنج بی پایان ملت ایران در 47 سال گذشته، شش مادۀ پیشنهادی رژیم ملا برای صلح را تکرار کرده و به امضای این افراد رسانده است. این بیانیه علت جنگ را ذکر سلطه خواهی آمریکا بر معادن جهان و ایران ، بدون کوچکترین اشاره ای به غنی سازی و فعالیت هسته ای ایران اعلان کرده است.
و حال آنکه علت اصلی حمله به ایران فعالیت هسته ای و غنی سازی بالاتر از حد مجاز بوده است. و نه تنها آن، بلکه کرکری های چندین دهۀ حاکمیت از زمان محمود احمدی نژاد ، در امر پاک سازی اسرائیل از روی نقشۀ جهان، آتش بیار این جنگ بوده است.
و در 6 شرط بیانیه، کوچکترین اشاره ای به وضعیت هسته ای ایران نشده است.
و این همان چیزی است که جوابش را سپاه پاسداران، نمی تواند به خورد مردم بدهد. و باید بطور مشخص مسئلۀ هسته ای ایران روشن شود. در این جا مسئلۀ فرد و یا رهبر قلابی و حقیقی مطرح نیست. بازی با زندگی مردم و دارو ندارشان و وطنشان مطرح است. یک مشت پاسدار رانت خوار نمی توانند نقش قیم را برای ملتی با دروغ و ریا بازی کنند. ملت ایران بیدار و ناظر است.
این بیانیه بدون شک توسط یکی از حقوق بگیران رژیم ملا نوشته شده وبرای جمع آوری امضاء، به امضاء کنندگان ارسال شده است. و این افراد با نفرت از جنگ و عملکرد آمریکا، بی توجه و یا اساسا بی اطلاع از وضع اسفناک ملت ایران در دوران حاکمیت رژیم استعماری ملا، آن را امضاء کرده اند.
نویسندۀ حقوق بگیر این بیانیه، با تکرار شرط های شش گانۀ رژیم ملا برای دسترسی به صلح، آن را با چاشنی تمدن ملتی باستانی، به خورد خواننده داده است.
و حال آنکه رژیم ملا امتی انگلیسی است و برایش ملی گرایی سم مهلک است. سید علی خامنه ای در انگلستان 5 دبیر خانه داشت . و حجتیه تمام نماد های ملی قبل از اسلام را از ستون های تخت جمشید گرفته، تا بقیه آثار در کل ایران، شبانه دزدیده و نابود می کرده و یا می فروخته است. تا آغاز تمدن ایران را، به اسلام گره بزند. و هویت ملی ایرانیان را انکار کند. برای حجتیه، امت مطرح بوده نه ملت.
سند این گفتار : حضور نیابتی های عراقی، لبنانی و افغانی، با تفنگ و پرچمشان روبروی ملت ایران در خیابان های ایران، بجای سپاه پاسداران .
کسی که این واقعیت های استعماری را امروز می خواهد زیر پوشش ملی گرایی و تمدن باستانی ایرانیان پنهان کند، و علت حمله آمریکاـ اسرائیل به ایران را که غنی سازی در حد بالا بوده، از اذهان مخفی دارد دزد مغز است و دارد خاک بر چشم مردم می پاشد. و این بیانیه تیغی بر قلب ملت مظلوم تحت ستم و شکنجۀ شده توسط اختاپوس حجتیه و نوکرانش در ایران است.
هواداران چپ ضد امپریالیستی ایران ، یا هنوز در نشعۀ باور های مذهبی گونۀ ضد امپریالیستی بودن ملایان اند و یا از حقوق بگیران ملا! چون این همه پافشاری برای پنهان کردن چهرۀ کریه این نظام، واقعا سوال بر انگیز شده است.
و کتمان واقعیت استعماری ملایان ، خیانت محض به ملت رنج دیده ایران است.
در این بیانیه صحبت از رهبر معنوی ملت ایران شده است. ایران هرگز در این برهه رهبر معنوی نداشته، و ایرانیان هرگز با انتخابات، و یا در میدان مبارزه، رهبری را برای خود بر نگزیده اند. سید علی خامنه ای، توسط شارلاتانی چون اکبر رفسنجانی در خبرگان رهبری ، به رهبریت دست یافته و با چنگ و دندان آن را تا آخرین لحظۀ عمر سراسر جنایتش حفظ کرده است. و تصمیم داشته سلطنت اش را موروثی کند. که توسط رانت خوران سپاه، این خواست او با دروغ مجدد به ملت ایران، انجام شده است. همانطوریکه اکنون پسر معلول اش، بیش از 40 روز است که در کما بسر می برد و پاسداران با تکیه بر همان کانال استعماری ، حاکمیت را به دروغ تحت لوای رهبری به همان سیاق سیاست استعماری گذشته ، بدون در نظر گرفتن وضع و شرایط ملت ایران به پیش می رانند. و این بیانیه نیز بخش از همان سناریوی دروغ و ریا به ملت ایران چیز دیگری نیست.
اتفاقا بر علیه تمام آنانی که در حال باد کردن رژیم ملا روی دست هم بلند می شوند، که حاکمیت ایران ابر قدرت تازه وغیره، حقیقت این است که ایران بازنده اصلی است. چون9000 زیر ساخت صنعتی اش را از دست داده و به فئودالیسم غلطیده است. فئودالیسمی که آب ندارد. و فاجعه این است که این پاسداران رانت خوار ملت ایران را تا توانسته اند زجر داده اند. و حال مسئول نابودی ملک و ملت ایرانند.
و این 6 ماده شرایط و بیانیه، سناریویی است که با مقام و مرتبت امضاء کنندگان دارد شرایط را به خورد ملت ایران می دهد.
این است واقعیت ،
رقابت شدید امپریالیست های انگلیس و آمریکا، این شرایط را، بدون توجه به توانمندی ملتی که هر روز به نوعی در 47 سال گذشته سلاخی شده، بر روی کاغذ آورده است.
این ملت گرسنه، بیمار و بی دارو، و زندگی باخته ، رژیم ملا را می خواهد چه کند؟ که اینقدر دارید بادش می کنید؟ و این حقوق بگیران دارند، جنایت و دزدی های استعماری این رژیم را با خون این ملت بی پناه می شویند؟
در 6 ماده آمده است، آمریکا باید از منطقه برود!
وقتی تمام دولت های منطقه خواهان پایگاه های آمریکا در ممالک منطقه، برای حفظ و حراست از دولت خود هستند، ملت ایران چرا باید به قربانگاه این پایگاه زدایی آمریکا، به نفع انگلیس، در منطقه برود؟ هر ملتی خودش می داند با دولتش. ملت ایران هرگز نمی تواند قربانی این خواست انگلیس بشود. و توان این آمریکا زدایی را برای انگلیس در منطقه ندارد.
در این بیانیه از علی لاریحانی به عنوان نابغۀ علمی یاد شده است.
اگر علی لاریجانی نابغۀ علمی بود، که به دنبال مذهب نمی افتاد ! اگر علی لاریجانی
خالص و پاک بود، که در عرض چند روز، دولت انگلیس برایش پاس انگلیسی صادر نمی کرد،
اگر علی لاریجانی ، که دبیر شورای امنیت ملی ایران شده بود، ضد آمریکایی بود، که فرزندانش در آمریکا با میلیارد ها دلار در حساب بانکی از ارز ملت ایران ، زندگی در ناز و نعمت نمی کردند!
این حقوق بگیر ناجوانمرد ملت فروش بیانیه نویس ، سخت در اشتباه است. اگر چه امضاِی خودش را پای این خیانت نامه نگذاشته ولی بوی خود فروشی او عالم را به گنداب کشانده است.
این سقوط به هیچ است. پشت کردن به ملت رنجدیدۀ ایران و عمیق تر کردن زخم زحمتکشان ایران است.
موارد 6 ماده آورده در بیانیه :
این موارد شامل تضمینهایی علیه تجاوزات آینده،
در جایی که نقض امضا و تضمین ها، بکرات توسط آمریکا دیده شده است، مثل برجام، این در خواست از چه ارزشی بر خوردار است؟
برچیدن تأسیسات نظامی ایالات متحده در منطقه، در جایی که دولت های منطقه همه خواهان پایگاه های آمریکا در ممالک خود هستند، ایران به چه دلیل فکر می کند پیروز این در خواست می تواند بشود؟
محکومیت رسمی بینالمللی اقدامات تجاوزکارانه، محکومیت از طرف انگلیس که انجام شده است ! و چه فرقی به حال مردم در حال غرق در فقر سیاه دارد، که بقیه هم آمریکا را محکوم بکنند یا نه!
جبران خسارات ناشی از جنگ، جبران خسارت ناشی از جنگ را آمریکا اگر به ویتنام و کره و عراق و بقیه داده است ، حتما به ایران هم خواهد داد!
ایجاد یک چارچوب قانونی جدید برای تنگه هرمز با به رسمیت شناختن حاکمیت ایران. مگر تنگه هرمز در خاک ایران است که حاکمیت آن با ایران باشد؟ یک طرف آن ایران و طرف دیگرش عمان است. اگر حقی باشد، باید بین تهران و مسقط حل و فصل شود. ولی زیاده خواهی مانع صلح، و سبب ویرانی و کشتار می شود.
و پیگرد قانونی و استرداد عوامل رسانههای ضد ایرانی است که به این خونریزی دامن زدهاند.
همه دنیا، بغیر از حقوق بگیران ملا از این رژیم ضد انسانی متنفرند. حال تمام دنیا را می خواهید دستگیر بکنید؟! ولی هیچ کس بیشتر از خود رژیم ملا به این جنگ دامن نزده است.
آنان با دخالت محض در امور دیگر ممالک و ایجاد نیابتی های مسلح در کشورهای منطقه، تمام قوانین بین المللی را بهم ریختید. آنان هرگز به فکر مردم ایران نبوده اند . آنان در فکر حفظ حاکمیت خود و پیاده کردن منویات انگلیس، در گسترش سلطه اش از طریق حجتیه در منطقه بوده اند. این جنگ باید در اولین قدم متوقف شود. و رژیم ملا باید دست از برنامۀ هسته ای و نیابتی بردارد. آمریکا و اسرائیل دارند زور می گویند و رژیم ملا نیز همسان آنان است. و به ملت ایران زور می گوید. و مردم جهان از هر سه بیزارند.
www.farah-notash.com/womens-power
www.farah-notash.com
Women’s Power
********************
********************
۶ شرط غیرقابل مذاکره دانشمندان ۳۰ کشور برای پایان جنگ آمریکا: جمعی از هواداران اتحاد چپ ضدامپریالیست- ایران
۶ شرط غیرقابل مذاکره دانشمندان ۳۰ کشور برای پایان جنگ آمریکا
ِEditor — 12 آوریل 2026 add comment
خبرگزاری فارس، ۲۲ فروردین،۱۴۰۵ —
بیانیهای خطاب به وجدان بشریت:
شش شرط غیرقابل مذاکره از سوی دانشمندان و مقامات سابق از ۳۰ کشور برای پایان دادن به جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران در بحبوحه تهدید ترامپ به جنایات جنگی» اعلام شد.
به گزارش خبرنگار گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاری فارس، وجدان بشریت در برابر «همه چیز برای ما، هیچ چیز برای دیگران» مقاومت میکند، این شعار امپراتوری درندهای است که بر روی اجساد ملتها بنا شده است.
طمع و گستاخی بیشرمانه به اوج خود رسیده است و تهدیدات ترامپ، روح فاسد یک تمدن رو به زوال را نشان میدهد.
ما نباید شاهدان منفعل باشیم، بلکه باید معماران فعال دنیای جدیدی باشیم که در آن تکبر فرو میریزد و عدالت پیروز میشود.
یک گروه بزرگ بینالمللی شامل چهرههای برجسته – از جمله مقامات پیشین سازمان ملل و دیپلماتهای باسابقه، وزرا، دانشگاهیان و اندیشمندان، چهرههای سیاسی و نمایندگان سابق مجلس، متخصصان نظامی و امنیتی، هنرمندان، حقوقدانان و همچنین روزنامهنگاران، فعالین سیاسی و رهبران ضد جنگ، از ۳۰ کشور – طی نامهای سرگشاده به شدت از نقش جهانی آمریکا انتقاد کرده و خواستار ایجاد یک نظم بینالمللی جدید با محوریت حاکمیت و مقاومت در برابر آنچه که آنها “سلطه غرب” مینامند، شدهاند.
در کنار اغلب امضاکنندگان که از کشورهای غربی هستند، اسامی آسیایی، آمریکای لاتینی و آفریقایی نیز دیده می شود.
این متن با عنوان «بیانیه ای برای وجدان بشریت» توسط بیش از ۱۸۰ امضاکننده از کشورهایی از جمله ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، آلمان، فرانسه، پرتغال، بلژیک، ایتالیا، اسکاتلند، ایرلند، استرالیا، سوئیس، هلند، سوئد، صربستان، لهستان، بوسنی و هرزهگوین، لیتوانی، روسیه، مالزی، چین، هند، برزیل، ونزوئلا، آرژانتین، مکزیک، آفریقای جنوبی، لبنان، ترکیه و ایران امضا شده است.
در این نامه مبتنی بر واقعیت، نویسندگان انتقاد گستردهای از سیاست خارجی و رفتار تاریخی آمریکا ارائه میدهند.
در ادامه آمده است که «ایالات متحده به مدت ۲۴۹ سال – که همه قدمت خود از سال ۱۷۷۶ را در بر میگیرد – سابقهای از قساوت و بیرحمی پایهگذاری کرد که متعلق به سدههای تاریکی و پیش از تمدن میشد» و این کشور را «امپراتوری غارتگری که بر روی اجساد ملتها بنا شده است» توصیف میکند.
امضاکنندگان، از جمله اساتید فعلی و سابق ۵۵ دانشگاه و کالج در سراسر جهان، واشنگتن را به حفظ سلطه نظامی جهانی از طریق حضور گسترده در خارج از کشور متهم میکنند.
آنها اظهار میکنند که ایالات متحده «بیش از ۸۰۰ پادگان نظامی را اداره میکند که بیش از ۹۰ کشور و سرزمین خارجی را آلوده به سم کرده است» و آنچه را پرورش داده که این چهرههای بینالمللی از آن با نام «دکترین غارت مطلق» یاد میکنند.
با اشاره به «وحشت نسلکشی ویتنام»، «نابودی کامبوج» و «کشتار روشمند کرهایها» و همچنین نابودی عراق، لیبی، سوریه و أفغانستان، این بیانیه همچنین دخالتهای ایالات متحده در جنگهای بزرگ قرن بیستم و بیست و یکم را محکوم میکند.
راهبرد توسعهطلبانه ایالات متحده با هدف تسلط بر منابع جهانی
تمرکز اصلی متن، جنگ فعلی علیه ایران است. این افراد شاخص استدلال میکنند که وضعیت فعلی منعکسکننده چیزی است که آنها آن را “راهبرد توسعهطلبانه ایالات متحده با هدف تسلط بر منابع جهانی” توصیف میکنند.
طبق این بیانیه، دولت ایالات متحده توسط «باور شیطانی ‘همه چیز برای ما، هیچ چیز برای دیگران’» هدایت میشود، که به گفته آنها به دنبال کنترل منابع جهانی از «نفت ونزوئلا» گرفته تا «ثروت معدنی گرینلند» یا «ذخایر انرژی کانادا» است.
امضاکنندگان همچنین تاکید میکنند که سیاست ایالات متحده اکنون «بر ایران متمرکز شده است» زیرا این کشور «بیش از هفت درصد از ثروت معادن و انرژی جهان» را در اختیار دارد، که آنها آن را «مرز نهایی چپاولگری» توصیف میکنند.
این اعلامیه همچنین با انتقاد از راهبری معاصر آمریکا، استدلال میکند که «فروپاشی اخلاقی غرب در چهره رقتانگیز آقای ترامپ تجسم مییابد» و خواستار پایان دادن به «دوران غارتگری» است.
این نامه سرگشاده فراتر از انتقاد از سیاست ایالات متحده، چندین خواسته را مطرح میکند که امضاکنندگان میگویند برای پایان دادن به جنگ فعلی علیه ایران ضروری است.
این موارد شامل تضمینهایی علیه تجاوزات آینده،
برچیدن تأسیسات نظامی ایالات متحده در منطقه،
محکومیت رسمی بینالمللی اقدامات تجاوزکارانه،
جبران خسارات ناشی از جنگ،
ایجاد یک چارچوب قانونی جدید برای تنگه هرمز با به رسمیت شناختن حاکمیت ایران
و پیگرد قانونی و استرداد عوامل رسانههای ضد ایرانی است که به این خونریزی دامن زدهاند.
نویسندگان همچنین از متفکرین، دانشگاهیان، نهادها و سازمانهای جامعه مدنی در سراسر جهان میخواهند آنچه را که عادیسازی نقض قوانین بینالمللی توصیف میشود، محکوم کنند و ساختارهای جهانی که سلطه و مداخله نظامی را تقویت میکنند، به چالش بکشند.
در پایان، امضاکنندگان استدلال میکنند که لحظه کنونی یک نقطه عطف تاریخی تعیینکننده است.
در این نامه آمده است: «ما در کنار عدالت میایستیم – نه به عنوان شاهدان منفعل، بلکه به عنوان معماران فعال یک دنیای جدید.»
در این نامه تأکید شده است که جامعه بینالمللی باید با آنچه بازگشت قدرت غارتگرانه در سیاست جهانی مینامد، مقابله کند.
در میان اسامی ذیل متن، دانشمندان و چهرههای برجستهای از طیف وسیعی از تخصصها به چشم میخورد: فیلسوف، اقتصاددان، مورخ، جامعهشناس، حقوقدان، محقق الهیات، اسلامشناس، کشیش، فیزیکدان، زیستشناس، روانشناس، انسانشناس، پزشک، موسیقیدان، فیلمساز، ترانهسرا، خواننده، کمدین، کارآفرین، مهندس، رماننویسان، نظریهپرداز. این ائتلاف متنوع، منعکسکننده وجدان جهانی بشریت علیه استثناگرایی ایالات متحده است.
اساتید فعلی و سابق دانشگاهها و کالجهای ذیل از چهرههای امضاکنندگان این اعلامیه بینالملی هستند:
آکسفورد، پرینستون، کالیفرنیا برکلی، دانشگاه کالیفرنیا لسآنجلس (UCLA)، نیویورک، امپریال کالج لندن، کوئین مری لندن، کالیفرنیا سانتا باربارا، مینهسوتا، ویسکانسین–مدیسن، میشیگان ایالتی، سیدنی، ملبورن، ناتینگهام ترنت، منچستر، بریستول، شفیلد، لیورپول، استراثکلاید، بث، جرج واشینگتن، اراسموس روتردام، رنمین چین، بولونیا، تورین، ساپینزا رم، پاریس (سوربن)، کاتولیک لوون، استانبول، گجرات، آمریکایی لبنان، ملی خودمختار مکزیک (UNAM)، سیمون بولیوار، متروپولیتن خودمختار (مکزیک)، فری استیت، کویمبرا، ایست لندن، وست چستر، دیپال، راتگرز، نورث ساوت، شچچین، یان دوگوش، سوفیا توکیو، هاوانا، ترمو، ایشیک، هیتیت، میمار سینان هنرهای زیبا، نوتردام استرالیا، تهران، توماس جفرسون (دانشکده حقوق)، کالجهای سنت مری ایندیانا، هوبارت و ویلیام اسمیت، جونیور مودستو و مؤسسه ملی زبانها و تمدنهای شرقی پاریس.
از ایران اسامی پروفسور سعیدرضا عاملی، پروفسور محمد مرندی، و دکتر بیژن عبدالکریمی در میان امضاکنندگان به چشم میخورد که هر سه شخصیت علمی و از کنشگران برجسته در فضای رسانهای ملی و بینالمللی در دوران پسا ۷ اکتب هستند.
دکتر عاملی جدا از حضور طولانیمدت در عرصه ارتباطات کشور و حضور در برنامههای گفتگومحور، با نگارش یادداشتهای دقیق با چند صد هزار بازدید بویژه در مباحث مرتبط با سواد رسانه، جنگ شناختی، تقابل تمدنی غرب با مبانی اسلامی و استعمارزدایی از ذهن شناخته میشود.
دکتر مرندی با ظهور و بروز منحصر به فردش در شبکههای غربی در کنار تسلط به مبانی مناظره و زبان تیز در مقابله با چهرههای رسانهای ضدیرانی در مرکز توجه قرار گرفت تا جاییکه اکانت اسرائیلی معروف در تویتر برای ترور او جایزه یک میلیون دلاری جنجالی تعیین کرد که موجب به راه افتادن پویشهای حمایت از این استاد ایرانی با چند میلیون بازدید شد.
دکتر عبدالکریمی اما از زمنیهای متفاوت پا به این عرصه گذاشت. در چند سال اخیر به دلیل ایستادن پای موضوع فلسطین نام وی بیش از پیش مطرح شد و در ادامه انتقاد از انفعال جامعه دانشگاهی و نقد عریان جریان روشنفکری به خاطر عدم دفاع از کشور و دوری از حقایق روابط قدرت جهانی و نیز تمرکز بر مفهوم “غربپرستی” برخی نخبگان و تاکید بر اهمیت “امر ایرانی” از دیدگاه فلسفی-تاریخی موجب محبوبیتش نزد مخاطب عام شده است.
متن کامل این بیانیه، همراه با فهرست کامل امضاکنندگان، به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، اسپانیولی، آلمانی، ایتالیایی و ترکی در سایتها و شبکههای اجتماعی در حال بازنشر است.
بیانیهای خطاب به وجدان بشریت
ملل جهان، اندیشمندان، دانشپژوهان و پویندگان راه عدالت،
شبح منحوس بازگشتِ سلطهای غارتگر، اکنون بر فراز وجدان بشریت در پرواز است؛ شبحی که دیگر هرگز بدون مکافات نخواهد ماند.
طی ۲۴۹ سال گذشته؛ یعنی کل دوره موجودیت کشور ایالات متحده از سال ۱۷۷۶ میلادی تاکنون، این کشور سابقه ننگینی از فجایع پیشاتمدنی و قرون وسطایی را رقم زده است. رژیم آمریکا، امپراتوریِ غارتگری بنا شده بر اجساد ملتها است. از نسلکشی نزدیک به ۵ میلیون نفر از بومیان، بربریت بردهداری بیش از ۴ میلیون آفریقایی و مُثلهکردن بیش از ۴۰۰۰ شهروند سیاهپوست در دوره به اصطلاح «قانون» جیم کرو تا ایجاد بیش از ۸۰۰ پایگاه نظامی که خاک بیش از ۹۰ کشور و قلمرو مستقل در سراسر جهان را ملوث کرده است،
این رژیم همواره دکترین درندهخویی مطلقه را پرورانده است. از نسلکشی ددمنشانه در ویتنام با قتل عام بیش از ۳ میلیون انسان؛ تا پروژه محوسازی کامبوج که در آن ۲ میلیون نفر تحت تروریسمِ مورد حمایت رژیم آمریکا جان باختند؛ تا کشتار نظاممند کرهایها که به قیمت از دست رفتن جان بیش از ۴ میلیون انسان تمام شد و تا ویرانی عراق، لیبی، سوریه و افغانستان که فقط در عراق و لیبی به ترتیب یک میلیون و دهها هزار نفر در آتش افروخته شده توسط رژیم آمریکا سوختند، در سراسر جهان ردپای جنایات این رژیم نمایان است.
اگر چه پیش از این، عقلانیت حاکم بر جهان به بشریت کمک کرد تا چنین فجایعی را پشت سر بگذارد و روح انسانیت این بربریت را به زبالهدان تاریخ سپرده بود، اما اکنون دوباره شاهد بازگشت آن هستیم.
ابعاد فاجعه به آتش کشیدن نظاممند و مداوم غزه از طریق حمایت مستمر از رژیم نسلکش اسرائیل که طی آن تا کنون بیش از ۷۷ هزار غیرنظامی فلسطینی نسلکشی شدهاند، این حقیقت انکارناپذیر را آشکار میکند که رژیم آمریکا به مشیِ وحشیگری خویش بازگشته است.
این همان مسلک اهریمنی «همه چیز برای ما، هیچ چیز برای دیگران» است. این رژیم با طمع شرمآور خود، ادعای مالکیت منابع راهبردی جهان اعم از نفت ونزوئلا، ثروتهای معدنی گرینلند یا ذخایر انرژی کانادا را دارد. اکنون، آن چشمان حریص به ایران دوخته شده است؛ چرا که ایران با دارا بودن بیش از ۷ درصد از ثروت معدنی و انرژی جهان، به چشم آخرین فقره غارتگری نگریسته میشود.
با این حال، از منظر ایرانیان، این جنگی صرفاً اقتصادی نیست بلکه مسئله «شرافت» مطرح است. جهان شاهد است که رژیم آمریکا فعالانه اقدام به تجاوز جنایتکارانهای موسوم به «جنگ رمضان» علیه ملت ایران کرده است.
قتلعام در حال وقوع توسط آن رژیم تاکنون جان ۲۰۸ کودک بیگناه را گرفته است. باشد تا جهان جنایت رژیم آمریکا در قتل عام ۱۶۸ دختر خردسال در مدرسه «شجره طیبه» در شهر میناب را در حافظه تاریخی خویش ثبت کند. آن دانشآموزان دبستانی در کلاسهای درس خود توسط تروریسمِ سازمانیافته رژیم آمریکا به خاک و خون کشیده شدند.
توطئههای عبث و مذبوحانه آنان، با اهداف به اصطلاح تغییر رژیم و تجزیه ایران آغاز شد تا با سلب استقلال سرزمینی این ملت، غارت نظاممند منابع را تسهیل کنند. رژیم آمریکا با قساوت تمام و در اوجِ وقاحت و شرارت، رهبر معنوی و فکری ایران، آیتالله سید علی خامنهای که یکی از چهرههای اصلی جهانی در مبارزه با استکبار و تروریسم شناخته میشوند را به همراه خانوادهشان ترور کرد.
آنان جنایات جنگی مبتنی بر ترور هدفمند را علیه ارکان بنیانی دولت ایران به راه انداختهاند. تا به امروز، تجاوزات رژیم آمریکا منجر به قتل جنایتکارانه ۳۹ تن از دولتمردان ایرانی، از جمله نابغه علمی، دکتر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، شده است.
اکنون، این گستاخی به اوج خود رسیده است. رئیسجمهور رژیم آمریکا در رسانههای اجتماعی به صراحت ملت ایران را به نابودی زیرساختهای انرژی تهدید میکند.
سقوط اخلاقی غرب در چهره رقتانگیز آقای ترامپ تجسم یافته است
این امر، نشانگر روح منحطِ تمدنی در حال فروپاشی است. سقوط اخلاقی غرب در چهره رقتانگیز آقای ترامپ تجسم یافته است که رفتار فاجعهبارش در دو سال گذشته، نه تنها مابقی جهان، بلکه مردم خود را نیز به ستوه آورده است. زمان آن فرا رسیده است که یکصدا اعلام کنیم: «دیگر بس است! دوران غارتگری به پایان رسیده است.»
اما رژیم آمریکا دچار اشتباه محاسباتی مرگباری شده است. آنچه در برابر او ایستاده، نه صرفاً یک ملت، بلکه تمدنی است که بنیانهای وجودی خویش که آمیزهای از نبوغ سازمانیافته باستانی و حاکمیت علمی قرن بیست و یکم میباشد را به سلاح بدل کرده است. این است واقعیتِ «بازدارندگی فعال» ایران؛ قطب قدرتی جهانی که شرایط نبرد را دیکته کرده و با بازنویسیِ قواعد دفاع فعال، دشمن را به عقبنشینی راهبردی وا داشته است.
اکنون، سازماندهیِ تطبیقی، تداوم تمدنی و وحدت اجتماعی ایران در قالب نیرویی واحد و شکستناپذیر در یکدیگر ادغام شدهاند.
دفاع همهجانبه و بازدارندگی فعال ایران، فرصتی طلایی برای پایان دادن به هژمونی جهانی است.
دکترین خدشهناپذیرِ تاریخی و تمدنی ایران بر این اصل استوار است که «قدرت هرگز حق ایجاد نمیکند و سلطهگری مبنای عدالتخواهانه ندارد». این باور، سنگبنای تسلیمناپذیری و شکستناپذیری ایران قدرتمند است.
جهان میتواند از این نقطه عطف تاریخی بهره جسته و با تمسک به همین دکترین آزادیبخش، به سلطه و ستم در هر کجای این کره خاکی پایان دهد.
استثناگرایی رژیمهای آمریکا و اسرائیل، جهان را به سوی انتخابی تاریخی و سرنوشتساز میان «قدرت» و «حق»، «استقلال» و «سلطهپذیری» و «عزت» و «ذلت» کشانده است. این لحظه باید به عنوان زنگ خطری برای بشریت در نائل شدن به آگاهی از وجود مسیرهای جایگزین دیگر در نظر گرفته شود. این وضعیت باید ملتها در سراسر جهان را وادارد تا با تمام توان خود، ساختارهای زیربناییِ نظامی جهانی را که به تمامی ارزشهای اخلاقی، از جمله حق حیات بیحرمتی کرده است، به چالش بکشند.
ایران آخرین سنگر رهایی است
( از ماست) !!!
ایران آخرین سنگر رهایی است. اگر ایران سقوط کند، امید به آیندهای بهتر و روشنتر برای کل جهان با آن فرو خواهد ریخت. نمیتوانیم اجازه دهیم چنین اتفاقی رخ دهد. تجاوز به ایران بخشی از نظام قدرت جهانی است که همه ما را تحت ستم قرار میدهد. نمیتوانیم منفعلانه نظارهگر طغیان اقتدارگراییِ مستکبرانه باشیم. آیندهِ همهِ ما به موفقیت ایران بستگی دارد.
از این رو، ما هیچ پیامدی از این جنگ را که متضمن بازگشت به وضعیت پیشین باشد، برنمیتابیم. آنان که چنین رنجی را تحمیل میکنند، باید بهای سنگینی برای جنایات خود بپردازند. آنان باید بفهمند که قدرت نظامی، آنها را از مسئولیتِ پاسداشت قوانینی که صلح و امنیت جهان ما به آن وابسته است، مبرا نمیسازد.
بدین منظور، از شروط تعیین شده توسط ایران برای پایان دادن به این جنگ حمایت میکنیم.
از منظر عدالت جهانی، شروط قطعی و غیرقابل مذاکره پایان دادن به این جنگ از این قرار است:
۱. تضمین عدم تکرار و تعهد بینالمللیِ الزامآور جهت اطمینان از عدم وقوع هرگونه تجاوز در آینده.
۲. برچیدن فوری تمامی تأسیسات نظامی ایالات متحده در منطقه.
۳. پذیرش رسمی تجاوز، محکومیت بینالمللی متجاوزان و پرداخت غرامت کامل برای خسارات جانی و مالی.
۴. پایان فوری جنگ در تمامی جبهههای منطقهای.
۵. ایجاد یک رژیم حقوقی جدید برای تنگه هرمز با به رسمیت شناختن حاکمیت کامل ایران.
۶. محاکمه و استرداد عوامل رسانههای ضد ایرانی که به این خونریزیها دامن زدهاند.
ما امضاکنندگانِ این بیانیه، همتایان خود، اندیشمندان، دانشپژوهان، نهادهای آگاه و مدافعان عدالت را در سراسر جهان فرا میخوانیم تا:
• رژیم آمریکا را به دلیل عادیسازی نظاممندِ تحقیرِ میثاقهای بینالمللی و بازگشت به روح وحشیگری و بربریت تاریخی، به طور قاطع محکوم کنند.
• رژیم یاغی آمریکا را به دلیل جنایات مستمر علیه بشریت، در تنگنای دیپلماتیک و اقتصادی قرار دهند.
• حق ذاتی ایران در بازدارندگی فعال در برابر تجاوزات بیدلیل را به رسمیت بشناسند.
• توقف فوری تروریسمِ آمریکایی و تروریسمِ تحت حمایت آن رژیم و محاکمه آمران آن را مطالبه کنند.
همانگونه که همواره چنین بوده است، تاریخ شجاعت کسانی را که از سکوت امتناع ورزیدهاند، ثبت خواهد کرد. ما نه به عنوان شاهدانی منفعل، بلکه به عنوان معماران فعالِ جهانی نو که به آستانهای رسیده است که در آن استکبار فرو پاشیده و حق پیروز خواهد شد، در کنار عدالت ایستادهایم. مستکبران باید در هم شکسته شوند؛ جهان چنین میطلبد و عدالت آن را محقق خواهد کرد.
امضا شده با هم
بنظر می آید که شما از اینکه جنگ رژیم را سرنگون نکرده خیلی عصبانی هستید. غصه نخورید، رژیم بسیار تضعیف شده امکانش زیاد است. حالا اگر فردا نه، ده سال بعد، حتما. صدام را به یاد بیاورید.
درضمن، آخوندهای اسلامی منطقه به سکولاریسم راضی بودند اما این اسرائیل و آمریکا بودند که سکولار نمی خواستند. انگلیس تضعیف شد و رفت و اختیار را داد به آمریکا. وقتی تروریست بازی سکولارها شکست خورد و عرفات کوتاه آمد، دیگر کسی نبود که جلوی خانه سازی اسرائیل را بگیرد جر اسلامیون تندرو. با آمدن رژیم تندروی ایران، کار آمریکا و اسرائیل خراب شد تا همین دو سه سال پیش. حالا تندروهای غرب دموکراتهای شیاد را کنار کذاشته اند و میخواهند کار را یکسره کنند. مثل قبل، دو ارتجاع به جان هم افتاده اند. اگر موشکهای رژیم نبود الان تهران مثل بغداد فتح شده بود. کجای کارید!
درباره جنوب جهانی ها و چپ ضد امپریالیست،
این دسته از مارکسیستها معتقدند که باید روابط سرمایه داری رشد کافی کند تا انقلاب کمونیستی ممکن شود. امپریالیسم مانع رشد سرمایه داری در کشورهای جنوب است، پس انقلاب کمونیستی ممکن نیست مگر با نجات کشورهای جنوب از دست امپریالیستهای متجاوز.. اینها یک نظریه اقتصادی-ماتریالیسم تاریخی جدی دارند. نقد شما اصلا بدرد نمیخورد تا این مسئله را حل کنید. مثلا، شما معتقدید که انگلیسها خوب کاری کردند که زولو را سرکوب کردند؟ ببینید، جواب ندارید بدهید چون افکار محدودی دارید. حالا فکر میکنید که آمریکا و انگلیس کار خوبی میکنند که میخواهند رژیم را نابود کنند؟ دهها نفر از اعصای رژیمم را ترور کرده اند. هنوز فکر میکنید رژیم انگلیسی است؟ عجب بابا!
آنارشیست