بار سنگین جنگ بر دوش زحمتکشان،
محمد حسین یحیایی
یکی از دستآورد های جمهوری ولایت از ابتدای تاسیس خود جنگ و ویرانی هدفمند بوده است. با انقلاب 1357 که با مشارکت توده های مردمی از هر قشر و طبقه ای بود، انتظار می رفت که با مشارکت همگانی عقب ماندگی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جبران شود و جامعه از استبداد سنتی رهایی یابد. از همان روز های نخست انقلاب این جنبش عمومی و خیزش همگانی که ظرفیت مهم و نهفته در درون خود داشت و قادر بود جامعه را در مسیر پویایی و سازندگی قرار دهد، از سوی ارتجاع به انحراف کشیده شد و انقلاب مردمی با واژه های ساختگی، نهاد های ارتجاعی و سیاست های غلط و اشتباه اقتصادی، گذشته را به روش و شیوه ای دیگر بازسازی کرد و در نهایت استبداد خشن مذهبی را بر جامعه حاکم نمود تا از یک سو هیجان انقلابی و سازندگی را از بین ببرد و از سوی دیگر با بحران سازی و جنگ آفرینی منابع اقتصادی و مردمی را نابود سازد. .
خمینی از همان روز های نخست انقلاب نغمه صدور آن را زمزمه کرد، هنگامی که شور انقلابی را مشاهده کرد، جنگ ویرانگر ایران و عراق آغاز شد. 8 سال این جنگ ویرانگر ادامه یافت، منابع مهم اقتصلدی و انسانی برباد رفت، در همه این مدت سخن از پیروزی بود که گویا عنقریب بغداد و قدس را تصرف خواهد کرد ولی در نهایت جام زهر نوشید. در پشت جبهه ارتجاع به اهداف پلید خود که سرکوب همگانی بود دست یافت. این جنگ شیطانی به فقر توده ها به بهانه کمک به جبهه ها انجامید ولی همزمان کاسبان آن که در سیاست هم دستی داشتند به سرمایه های انبوهی دست یافتند و جامعه با دوقطبی شدن فقر و ثروت آشنا شد. این قطب ها در دوران سازندگی فربه تر شدند و نیرو های نظامی و مسلح برگشته از جبهه در تقسیم غنیمت ها مشارکت کردند. در دوران اصلاحات سرمایه های انباشت شده، خواستار همسویی با جهان سرمایه داری و در برخی از حوزه ها خواستار مشارکت با سرمایه های جهانی شدند که مورد تائید برخی از مقامات سیاسی و نظامی رژیم واقع نشد.تا دوران احمدی نژاد فرا رسید و نیرو های نظامی و مسلح در مرکز قدرت قرار گرفتند. در این دوره افزایش قیمت نفت سرمایه هنگفتی را وارد کشور کرد و بار دیگر صدور انقلاب و تشکیل گروه های نیابتی ( محور مقاومت ) مطرح شد، در همه این مدت خامنه ای به تقویت جایگاه خود پرداخت و استبداد خود را با همکاری دوستان و یاران پیش برد و با ابلاغیه ها و حکم حکومتی ها عملا مجلس را به ابزار خود تبدیل کرد.
رژیم ولایت در سال 2015 برجام را امضاء کرد ولی مخالفت در درون بالا گرفت و ترامپ هم در دور اول ریاست خود از آن خارج شد و بار دیگر تحریم ها تشدید و گسترش داد. در اکتبر سال 2023 حادثه حمله حماس به خاک اسرائیل و کشته شدن تعدادی از جوانان که در فستیوال موسیقی شرکت کرده بودند تعادل، آرامش و سکونت حاکم بر منطقه را بهم زد. جمهوری ولایت و سران نظامی آن بطور ضمنی از این حمله دفاع کردند و دور جدیدی از ترور ها در منطقه آغاز شد. حکومت دست راستی اسرائیل از فرصت بدست آمده استفاده کرد، تا ضربات نهایی را بر پیکر رژیم ولایت وارد سازد. رهبران حماس در تهران و مناطق دیگر به طرز عجیبی ترور شدند و رئیس جمهور ولایت هم بطور مشکوک و مرموز کشته شد. همه این حوادث نشان می داد که در آینده نزدیک خبر های مهمی در راه است. ناگفته نماند که رژیم ولایت در همه این مدت منابع بزرگ اقتصادی را هزینه نظامی ( موشک، پهباد و … ) کرده، هرگونه جنبش عدالت خواهی را به شدت و بی رحمانه سرکوب کرده است.
در چند ماه گذشته بحران اقتصادی و اجتماعی در ایران عمیق تر شد، بازار به اعتصاب روی آورد، تنش به سرعت در جامعه افزایش یافت و خشونت و سرکوب هم پا به پای آن رونق گرفت. رژیم ولایت کلافه شده بود و نیاز به خروجی از این بحران داشت، شاید یک جنگ محدود به نفع اش بود. خامنه ای تهدید کرد که در صورت حمله به ایران جنگ به منطقه سرایت خواهد کرد.و در صورت ادامه آن تنگه هرمز را خواهد بست. در همان روز های نخست تعداد زیادی از فرماندهان در منازل مسکونی خود کشته شدند و در نهایت نوبت به خود خامنه ای و سران دیگر رژیم رسید. و آنها هم یکی بعد از دیگری از میان برداشته شدند و این بار رژیم به تاکتیک دیگری دست زد و کشور های پیرامونی را مورد هرف قرار داد و همزمان خواستار مذاکره برای خاتمه جنگ شد.
حال نزدیک به 80 روز از آن تاریخ می گذرد، رژیم از شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ سخن می گوید و مدیحه سرایی می کند، با استفاده از امکانات دولتی هزاران نفر را شب ها در خیابان نگهداشته، بزم شبانه راه انداخته و قدرت نمایی می کند. البته بیشتر برای سرکوب و وحشت آفرینی در داخل کشور است.زیرا همزمان به اعدام ها ادامه می دهد، از نیرو های خارجی برای سرکوب استفاده می کند و دستگیری ها هم همچنان ادامه دارد. جالب است با این هم ضایعه و ویرانی جنگ، رژیم خود را پیروز جنگ می نامد. در حالی که در همه این مدت تولید خوابیده، مدارس و دانشگاه ها، حتی کودکستان ها تعطیل است. کارخانه های بزرگ تولیدی، مراکز پتروشیمی و منابع دیگر ویران شده اند. در این میان فاجعه قطعی انترنت که بیش از 10 میلیون از طریق آن نان می خورند قطع شده است. انترنت امروزه از ارکان مهم زندگی در دنیای معاصر است، بخش مهمی از کار ها در همه حوزه های کسب و کار، آموزش، بهداشت، ارتباطات و… از طریق آن به پیش می رود. در نتیجه جنگ یک فاجعه برای مردم از هر جهت است. افزون بر آن فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان می گوید: برآورد های اولیه نشان می دهد که خسارت جنگ بیش از 270 میلیارد دلار است البته خسارت های وارده به تاسیسات تخریب شده هنوز محاسبه نشده است
سران رژیم سخن از مقاومت و پیروزی بر زبان می آورند، عارف معاون اول رئیس جمهور در گفتگو با رویداد 24 می گوید: حالا ایران بعنوان قدرت برتر منطقه و قدرت جهانی شناخته می شود، باید متناسب با این جایگاه جدید برنامه ریزی کنیم. فالی باف می گوید جمهوری اسلامی برای همه گزینه ها آماده است، در حالی که واقعیت چیز دیگری را به نمایش می گذارد، مردم بویژه توده های تهیدست و زحمتکش در اضطراب اند، از یک سو با بیکاری و فقر روبرو هستند و از سوی دیگر با افزایش شدید قیمت ها در رنج و عذابند.
وزارت خزانه داری ایالات متحده هم بسته های جدید تحریمی را با عناوین مختلف به اجرا می گذارد، آخرین آن عنوان « خشم اقتصادی » را دارد که هدف از آن محدود کردن درآمد های نفتی است، در این راستا ناوگان های سایه، شرکت های بیمه و پالایشگاه های چینی تهدید می شود. چین مهمترین و بزرگترین خریدار نفت ایران است و ایران هم تهدید می کند در صورت عدم صدور نفت به چین در بازار انرژی جهان تلاطم بوجود می آورد و مانع از عبور انرژی از تنگه هرمز می شود. در این میان برخی از نظامیان با ادامه نه جنگ و نه صلح موافقند زیرا در سایه آن اقتصاد غیر رسمی، زیرزمینی و امنیتی رونق می گیرد و آنها از آن بهره مند می شوند.
آنچه مسلم است بار همه این بازی های سیاسی و نظامی بر دوش طبقه زحمتکش سنگینی می کند، همه کالا ها گرانتر می شود، دولت می گوید کاری از دست ما بر نمی آید. ولی همه بدبختی ها را بر دوش طبقه زحمتکش آوار می کند. نگاهی به تصمیم شورای عالی کار در اسفند ماه در تعیین حداقل حقوق کارگران آن ظلم و ستم را برملا می سازد. شورای عالی کار در نشست های پی در پی و گفتگوهای خسته کننده، حداقل حقوق را 16 میلیون و پانصد هزار تومان تعیین کرد که در مقابل افزایش قیمت ها بسیار ناچیز است. روزنامه دنیای اقتصاد در گزارش خود که در 23 اردیبهشت منتشر کرد نوشت: شکاف بسیار عمیق بین حقوق اسمی و قدرت خرید واقعی بوجود آمده، یعنی زحمتکشان به شدت فقیر تر شده اند. نگاهی به شاخص تورم در فروردینماه 1405 نسبت به سال سال پیش آن را نشان می دهد.رشد قیمت ها در این مدت به 74 درصد رسیده که در آن کالاهای ضروری برای زحمتکشان مانند نان و غلات، روغن و چربی ها بیش از 100 درصد بوده است. فاجعه بار تر آن است که حداقل دستمزد در ایران که در سال 1390 به میزان 300 دلار بوده در سال 1405 به 105 دلار کاهش یافته، در حالی که قیمت برنج به 700 هزار تومان و تخم مرغ شانه ای از 600 هزار تومان تجاوز کرده است و افزایش قیمت ها همچنان ادامه دارد. ناگفته نماند ارزان ترین نیروی کار در منطقه در ایران و زیر سایه ولایت است که ساعتی در سال 2026 کمتر از 48 سنت است ( در عربستان سعودی این رقم بالای 6 دلار است ) این خود یکی از عوامل مهم در مهاجرت نیروی کار زبده و خبره به خارج و کشور های همسایه است. بنابرین جنک یکی از عوامل مهم ویرانی در کشور است باید با جنگ طلبان داخلی و خارجی مبارزه پیگیر کرد، آنها دشمن واقعی زحمتکشان و تهیدستان اند. ایران بعد از سال ها ویرانی نیازمند آرامش و ثبات است که بتواند بر ارتجاع فائق آید و از این گردنه سخت و خطرناک عبور کند…..
محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.se
Comments
بار سنگین جنگ بر دوش زحمتکشان، <br> محمد حسین یحیایی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>