پرویز قلیچخانی، در دو میدان ورزش و سیاست.
شباهنگ راد
در جوامع طبقاتی پیوند و درهمآمیختگی میان ورزش و سیاست پدیدهای جدید به شمار نمیآید. در مورد رابطه ورزش و هنر که از شعر و نقاشی تا دیگر جلوههای فرهنگی را شامل میشود، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. دیدگاه نخست بر این باور است که ورزش و هنر باید بهطور مستقل از سیاست و مسائل ایدئولوژیک مورد بررسی قرار گیرند؛ در مقابل، دیدگاه دوم معتقد است که هیچ پدیدهای را نمیتوان از ساختارِ قدرت، فرهنگ و ایدئولوژیِ حاکم بر جامعه جدا کرد. بر این اساس، ورزش و هنر نیز بازتابدهنده روابط اجتماعی و طبقاتی هستند و هر یک بهنوعی سخنگو و نماینده بخشهای مختلف جامعه، ازجمله فرادستان و فرودستان میباشند. درنتیجه فعالیتهای ورزشی و خلق آثار هنری نهتنها حامل ارزشها و هنجارهای فرهنگیاند، بلکه در بسیاری از موارد به ابزارهایی برای بازآفرینی یا به چالش کشیدن ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود تبدیل میشوند. پرویز قلیچخانی نیز به این دسته تعلق داشت و سیاست مخالفت با طبقه حاکم در دو نظام سرکوبگر را برگزید.
در روزهای اخیر مطالب بسیاری درباره [درگذشت] پرویز قلیچخانی نوشته و گفته شده است؛ از نقلقولهای مستقیم گرفته تا روایتِ خاطرات و تحلیلهای ورزشی؛ اما آنچه او را از بسیاری دیگر، بهویژه از افراد متملق عرصه ورزش و هنر، متمایز میکرد، مخالفت و پایداریاش، در برابر ستمگران و مدافعان تعرض به معیشت طبقات فرودست بود. نه حکومت پهلوی بدون دلیل در پی تسلیم و سرکوب او بود و نه جمهوری اسلامی کوچکترین سنخیتی با افکار و نگاهش داشت. پرویز قلیچخانی از معدود چهرههایی بود که همزمان در میدان ورزش و سیاست، در برابر ناهنجاریها و استبداد ایستادگی کرد و برخلاف بسیاری از هم روزگارانش، هزینه مخالفت را به جان خرید، اما به سازش و خواری تن نداد. میتوان هر شیوهای از زندگی را برای رهایی از دغدغههای سیاسی برگزید، اما انتخابِ همنشینی و همراهی با حاکمانی که کارنامهشان سرکوبِ محرومترین اقشار جامعه است، انتخابِ زندگی برای آزاد زیستن نیست، بلکه تن دادن به سرافکندگی و پستی است. این همان راهی است که برخی از ورزشکاران همدورهٔ قلیچخانی و نیز شماری از شاعران و هنرمندان در دو نظام برگزیدند و بیشک نامشان با لکهای از ننگ در تاریخ باقی خواهد ماند. ولی پرویز قلیچخانی برخلافِ چاپلوسان هر دو نظام، در سمت درست تاریخ قرار گرفت و تا پایان عمر به آرمانها و باورهای خود وفادار ماند.
با این تفاسیر، پرویز قلیچخانی نه از سر مصلحتجویی و نه برای زیستن در حاشیهای امن، بلکه آگاهانه و از همان آغاز در کنار معدود ورزشکارانی ایستاد که میخواستند ورزش را از انفعال و بیطرفی اجباری و بهویژه حمایتهای تحمیلیِ حکومتی خارج کنند و آن را به بستری برای اعتراض سیاسی بدل سازند. این پیوند میان ورزش و سیاست در آن دوره، تأثیری عمیق بر نسل جوان و فضای ورزشی جامعه داشت؛ نسلی که حاضر به تحمل سکوت، سرکوب و فضای خفقانآور حاکم بر نظام پهلوی نبود و سودای تغییر در سر داشت. همراهی با دانشجویان معترض، نافرمانی و امتناع از دستورات شاهنشاهی و درنهایت بازداشت توسط ساواک، همگی از مسیری حکایت میکردند که جامعهٔ ورزشی را به جامعهٔ سیاسی گره میزد. در مقابل، گروهی از ورزشکاران و هنرمندان نیز ترجیح دادند در چارچوب مطلوب حکومت باقی بمانند. این افراد با سکوت، سازگاری و بهرهمندی از روابط قدرت، عملاً در تضعیف جریانهای اعتراضی و تقویت نظام سرکوبگر و فساد موجود نقش داشتند. آنها آسایش و امنیت شخصی را به مقاومت و همراهی با مطالبات اجتماعی ترجیح دادند. این انتخاب نهتنها ناشی از اجبار، بلکه بازتابی از ساختار اجتماعی و ویژگیهای یک جامعه است که در آن هر فرد، بهنوعی نماینده یا سخنگوی قشر یا گروهی خاص به شمار میرود.
خلاصه اینکه، پرویز قلیچخانی پلی میان ورزش و سیاست برقرار کرده بود و ورزش را بهعنوان ابزاری برای بازتاب دردها و رنجهای جامعه و دفاع از حقوق تودههای ستمدیده در برابر بیعدالتیها تبدیل کرد. زندگی او در تبعید، صراحت در بیان دیدگاههای سیاسی، انتشار نشریه «آرش»، مخالفت و ایستادگی در برابر سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، همگی نشاندهنده مسیری است که او برای مقابله با نابرابریهای اجتماعی برگزیده بود.
28 مه 2026
7 خرداد 1405
Comments
پرویز قلیچخانی، در دو میدان ورزش و سیاست. <br> شباهنگ راد — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>