بحران خاموش ترک درمان
بیمارانی که به خاطر هزینههای بالا، یا درمان را به تعویق میاندازند، یا قطع میکنند
نیلوفر حامدی
حسین هنوز برگه MRI را از ترس هزینه بالا در کیفش نگه داشته است. آنطرفتر، مادری در پایان هر هفته حساب میکند که چند نوار تست قند خون برای فرزند مبتلا به دیابتش باقی مانده است؛ نوارهایی که به گفته متخصصان، قیمت آنها در ماههای اخیر چهار برابر شده است. در خانهای دیگر، یک بازنشسته با دندانی شکسته غذا میخورد و درمانی را که میداند ضروری است، به زمانی نامعلوم موکول میکند. در این خانهها، درمان، بیش از هر زمان دیگری، از یک حق و ضرورت به کالایی وابسته به توان مالی افراد تبدیل شده است.
افزایش تعرفههای پزشکی و تشخیصی، رشد قیمت دارو و تجهیزات درمانی، سهم محدود بیمهها در پوشش هزینهها و کاهش قدرت خرید خانوارها، همزمان فشار مضاعفی بر بیماران و ارائهدهندگان خدمات درمانی وارد کرده است. متخصصان حوزه سلامت هشدار میدهند که بسیاری از بیماران ناچار شدهاند آزمایشها، تصویربرداریها، درمانهای دندانپزشکی و حتی مراقبت از بیماریهای مزمن خود را به تعویق بیندازند یا بهطورکامل کنار بگذارند؛ پدیدهای که از نگاه کارشناسان، صرفا یک مسئله پزشکی نیست، بلکه نشانه شکلگیری آن چیزی است که برخی جامعهشناسان از آن با عنوان «بحران خاموش ترک درمان» یاد میکنند.
«تینا» هر شب قبل از خواب، تعداد نوارهای قند خون باقیمانده را میشمارد. پسر ۹ سالهاش دیابت نوع یک دارد و باید روزی چندین بار قند خونش کنترل شود. تا یک سال پیش، خرید نوارها سخت بود اما شدنی؛ حالا هر بسته حدود ۷۰۰ هزار تومان قیمت دارد و کمتر از یک هفته دوام میآورد. سمیه بارها به این فکر کرده که سراغ نسخه ایرانی نوار قند برود، اما دلش طاقت نیاورده است. به جای آن، او و همسرش مدتهاست از خریدهای دیگرشان زدهاند تا درمان فرزندشان ادامه پیدا کند.
«اسدلله رجب»، رئیس انجمن دیابت ایران به «شرق» میگوید: «یک نوار قند خون که جزء ضروریترین لوازم درمانی یک بیمار دیابتی است، در ماههای اخیر چهار برابر گرانتر شده است. کودکی که دیابت نوع یک داشته باشد، باید در طول روز نزدیک به ۱۰ مرتبه قند خونش را تست کند. نسخه ایرانی این محصول الان بستهای ۲۵۰ هزار تومان شده است و هر بسته، حدود یک هفته کفاف او را میدهد. یعنی فقط هزینه نوار قند خون ایرانی یک کودک با دیابت نوع یک، بیش از یک میلیون تومان و در طول ماه نزدیک به پنج میلیون تومان میشود».
«فاطمه»، بازنشسته ۶۴ساله، بیش از یک سال است با یک دندان شکسته غذا میخورد. دندانپزشک گفته باید عصبکشی و روکش انجام شود. یک دندان دیگرش را هم کشیده و باید ایمپلنت کند، اما هزینه درمان از توان مالی او خارج است. حساب سرانگشتی که هشت ماه پیش برای این کارها انجام داده بود، بیشتر از ۱۵۰ میلیون میشد. بیمهاش هم سهم خاصی از این درمان را تقبل نمیکند. در نتیجه راه دیگری برای خودش پیدا کرده است. مثلا در این مدت به خوردن غذاهای نرمتر عادت کرده و از لبخندزدن در جمع پرهیز میکند.
«علیاصغر سعیدی»، جامعهشناس و دانشیار و مدیر سابق گروه برنامهریزی و رفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران توضیح میدهد که چگونه حذف برخی گروههای جامعه از دسترسی به بهداشت و درمان، بر بیاعتمادی عمومی و همبستگی اجتماعی نیز اثر منفی میگذارد: «یکی از کارکردهای مهم سیاستهای بهداشتی در سیاست اجتماعی، ایجاد همبستگی اجتماعی است. اما وقتی بخشی از مردم تصور کنند که این امتیاز به آنها تعلق نمیگیرد، نسبت به نهادهای رسمی احساس بیاعتمادی پیدا میکنند. احساس تعلق اجتماعیشان کاهش پیدا میکند و در نتیجه، همبستگی اجتماعی هم در آن جامعه کمرنگ میشود. نمونهاش مسئله دندانپزشکی است».
کانال کانون صنفی معلمان ایران به نقل از شرق
Comments
بحران خاموش ترک درمان — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>