یکشنبه, ۱۱ خرداد , ۱۳۹۹
   

Comments

“موضوع کلودیا نیست، کودتاست” / سوسن آرام — 2 دیدگاه

  1. حالا چرا بردگان مزدی نمی توانند دولت دموکراتیک داشته باشند؟
    .
    دلیلش این است که دولت با سیاستمداری همراه است و وقتی که جامعه فاقد استثمارگری و سوء استفاده انسان از انسان باشد، سیاستمداری و شغل سیاست همراه با حیله گری و حقه بازی اش، منسوخ می شود.
    .
    در جامعه کمونیستی، فعالیتها همه برای رفاه و آسایش است نه سود و ثروت و حاکمیت، برای همین هیچ چیز اجتماعی احتیاج به پنهان شدن و طرح غیر مستقیم و پشت پرده ندارد. ما آنارکوسندیکالیستها به تشکلات کمونیستی کارگری اعتقاد داریم نه حزب سازی چون در تشکل ضد سرمایه داری کمونیستی کارگری، همه چیز برای کارگران هم نظری است و هم آشکار و عملی. ما در میان خود سیاستمدار پرورش نمی دهیم و گول سیاستمداران حزبی را نمی خوریم و علیه آنها پاد زهر داریم و سلسله مراتب و نخبه گری های آنها را افشا میکنیم.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  2. مصدق هوادار سرمایه داری بود و بدست هم طبقه خودش سرنگون شد. دموکراسی مقاله یعنی دموکراسی طبقه استثمارگر سرمایه دار. منظور از نفت باید متعلق به اکثریت باشد، این نیست که نفت باید متعلق به کارگران و زحمتشکان و رعیتهای آن دوران باشد، اکثریت واقعی جامعه، بلکه این است که نفت باید در دست سرمایه داران ایرانی باشد. مصدق استقلال طلب بود. او و حزبش اولیت را حفظ سرمایه داری ملی و ایرانی، قرار میداد. رای همین مورد اعتماد و علاقه سرمایه دارهای انگلیسی و آمریکائی استعمارگر و نوکران ایرانی آنها نبود. آنها هم سرنگونش کردند.
    .
    دشمنی اسلامیون خمینی چی با مصدق از زاویه ضد کارگری و ضد بشری است، این جماعت سکولار نیست و ضد سکولاریسم است. این جریان در عین حال ضد سرمایه داری هم نیست و از هر سرمایه داری سرمایه دار تر هستند. اینها رقیب بازنده آن دوره مصدق و حتی قبل تر، دوره مشروطه بودند. دلیل وحشیگری بیش از حد آنها هم عقده ای بودنشان است. آنها می دیدند که کارگران و زحمتکشان طبقه آنها را رها میکنند و بطرف مخالف گرایش پیدا میکنند، برای همین بعد از کسب قدرت سیاسی شروع کردند سرکوب وحشیانه و ضد بشری مخالفان. آنها آنقدر پول پرست و سرمایه دار هستند که حتی به خودشان هم رحم نمیکنند. عاقبت جریان خمینی ایزوله کامل مرکزیت و هسته اصلی آن توسط خودشان و بلاخره رفتنشان از طریق یک کودتا و یا جنگ است. این جماعت مثل همه سرمایه داران و اربابان جهان، ننگ بشریت هستند.
    .
    در مورد بازماندگان هوادار شاه، این جماعت هوادار امپریالیستها هستند و ملیگرائی آنها ریاکاری و دروغگوئی است. رشد اقتصادی و ضدیت با کمونیسم استالینی بهانه است. همشون نوکر امپریالیستهای غربی هستند اما حرف از ایرانی بودن میزنند. همه آنها همین الان سرمایه های ادغام شده با سرمایه داری جهانی دارند. مخالفت این جماعت هم با مصدق و با جمهوری اسلامی از زاویه ارتجاعی و خودفروشی امپریالیتسی است.
    .
    تکلیف ما کارگران (بردگان مزدی ) ایران روشن است: نه خدا، نه ارباب، نه ملیت. فقط و فقط از همت و تشکل ضد سرمایه داری (داخلی و خارجی) و کمونیستی کارگری دفاع میکنیم وگرنه بازیچه دست اربابان سرمایه دار خواهیم بود. منظور از کمونیسم, کمونیسم آنارشیستی است نه کمونیستی دولتی و مارکسیستی بلشویکی و سوسیال دموکراتیک نیست. آنها سرمایه داری دولتی درست کردند و با خجالت آنرا سوسیالیسم می نامیدند. حتی خود لنین معتقد نبود که کشوری سوسیالیستی به معنای واقعی کلمه دارد.
    .
    اگر این ها که گفتم روشنگری نیست، بگوئید چیست؟
    .
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 1٫560 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار