دکترین اسموتریچ برای سرنگونیِ تشکیلات خودگردان فلسطین / برگردان بهروز عارفی
شکلِ دیگری از اشغال؛ مانع تراشی، اخراج ، فروپاشی:
دکترین اسموتریچ برای سرنگونیِ تشکیلات خودگردان فلسطین
یک رسانه راست مذهبی اسرائیلی، از مسدود شدن داراییهای فلسطینیان و گسترش هرج و مرج در کرانه باختری، به عنوان یک دستاورد سیاسی استقبال میکند.
امیرا هِس
هَآرِتس انگلیسی، ۱۸ مه ۲۰۱۶
برگردان بهروز عارفی
هاگیت روزنباوم، نویسنده روزنامه اینترنتیِ راستگرای مذهبیِ بِشِوا، با صراحتی که از ویژگیهای کلامیِ اوست، سیاست بِتسِلِل اسموتریچ، وزیر دارائی را در قبال فلسطینیها «حمله گازانبری» قلمداد میکند که هدفش «سقوط تشکیلات خودگردان فلسطین» است. این استراتژی، خفقان اقتصادی را با گسترش کنترل مستعمرهسازیها در سرزمینهای فلسطینی درهم میآمیزد.
او در مقاله ای به تاریخ ۱۴ مه با عنوان «پایانِ اسلو: طرحی که اسرائیل را از ۷ اکتبر بعدی در امان نگه خواهد داشت»، بار دیگر نشان میدهد که در حکومت نتانیاهو، وزیر دارایی که وزیرمشاور در وزارت دفاع نیز میباشد، بانفوذترین مقام حکومت است.
این خفقان اقتصادی از طریق توقیف درآمدهای تشکیلات خودگردان فلسطین از عوارض گمرکی که اسرائیل به نام این تشکیلات اخذ میکند، و نیز همراه با آن، ممنوعیت مداوم ورود کارگران فلسطینی برای کار در اسرائیل و بسیاری از شهرکها، اِعمال میشود- گرچه من از تکرار دقیقِ واژه های روزنبام در مورد ماهیت این عوارض خودداری میکنم تا مبادا ناخواسته اظهار نادرستی کرده باشم.
روزنبام تأکید میکند که این کار، ضربه اقتصادی شدیدی به تشکیلات خودگردان است، در حالی که از اسموتریچ و نیز اوریت استروک، وزیر «شهرکسازی و مأموریتهای ملی» به خاطر انجام آن ستایش میکند.
او توضیح میدهد: «همه اینها به فروپاشی تشکیلات خودگردان کمک میکند، که آخرسر، منجر به برچیده شدن عملی توافق اسلو خواهد شد.» روزنبام مینویسد: «عاملِ حیاتی، و شاید کمتر یادشده، برای لغو عملی [توافق اسلو]، دقیقاً عامل اقتصادی است.»
زمینهی مستقیم نگارش این مقاله، اطلاعیه هفتهی گذشتهی اسموتریچ در مورد تدوین برنامهای برای انتقالِ [فلسطینیها] از منطقههای استراتژیکی A و B به منطقهی C در پاسخ به تحریمهای اعمالشده از سوی اتحادیهی اروپا علیه اسرائیلی های ساکن و سازمانهای فعال در این شهرکنشینهاست. شایسته یادآوری است که بهویژه اسموتریچ ، و اردوگاه ایدئولوژیکی که او نمایندگی میکند، در برنامهریزی درازمدت و اجرای دقیق آن مهارت دارند. من گمان میکنم که آنان چنین طرحی را مدتها پیش تدارک دیده و منتظر فرصتی مناسب برای اعلام آن بودند.
روزنباوم موفقیتهای اسموتریچ را به تفصیل شرح میدهد. او «از انتقال پولهای هنگفت به تشکیلات خودگردان فلسطین جلوگیری میکند تا بدین ترتیب بتواند به تدریج امکان بقای آن را از بین ببرد». میتوان به پیامدهای این اقدامها اشاره کرد: از این پس، به دلیل کمبود بودجه، مدرسههای فلسطینی به طور کامل باز نیستند، مهندسان شاغل در مؤسسههای دولتی اعتصاب کردهاند و به طور کلیتر، «زوال اقتصادیِ تشکیلات خودگردان فلسطین» که اسموتریچ بانی آن است… موجب ایجاد هرج و مرج در خیابانهای فلسطین و فلج شدن کارهای دیگر، از جمله طرحهای ساختمانی، شده است.
روزنباوم با نادیده گرفتن فقر میلیونها انسان و آسیب به بهداشت آنان (یک موفقیت دیگر!)، به «یکی دیگر از اثرهای مهم» تصمیمهای خفهکننده اشاره میکند: فرمانداران محلی اکنون «بیشتر نگران بقا هستند و کمتر به مقابله با مکانیسمهای ترور توجه دارند».
به عقیده او، همه اینها میتواند در «دو مسیر مثبت» تحول یابند: هرج و مرج در خیابانهای فلسطین و شورش علیه رهبری محمود عباس و جانشینان او، یا «تشدیدِ نارضایتی عمومی و روند مهاجرت از کرانه باختری به کشورهای خارجی» . (تأکید از من است)
نمیتوان روشنتر از این بیان کرد. روش کار، ایجاد خفقان اقتصادی است، مرحله میانی آن، هرج-ومرج است و هدف نهایی مطلوب، تخلیهی کرانه باختری از فلسطینیان ساکن آنجاست. همه چیز با «طرح نهایی» اسموتریچ در سال ۲۰۱۷ (۱) کاملاً هماهنگ است. من حدس میزنم که روزنباوم در تماس مستقیم با وزیر دارایی است، و قاعدتاً گفتهی او نه یک تفسیر ، بلکه روایتی است واقعی از برنامهها و هدفهای او.
روزنباوم مینویسد، برخی از «نزدیکان به وزیر» به او گفتهاند که «فشار دادن دکمه و انجام یک اقدام سیاسی برای لغو توافق اسلو غامض تر است. اما برچیدن اقتصادی، همراه با فروپاشی دو منطقه A و B، امکان برچیدن عملی توافق به محض فراهم شدن شرایط – مثلاً یک روز پس از مرگ محمود عباس – را فراهم میکند.»
در همین حال، پولی که اسرائیل دور از دسترسی فلسطینیها نگه میدارد، ممکن است مورد استفاده جدیدی پیدا کرده باشد. رویترز در آخر هفته گزارش داد که ایالات متحده در حال بررسی درخواست از اسرائیل برای انتقال بخشی از این پول، که تا اوایل ماه مه حدود ۷/۴ میلیارد دلار تخمین زده میشد، به «هیئت صلح» متزلزل است که نتوانسته بودجهای را که در ابتدا برای خود تعیین کرده بود، یعنی ۱۷ میلیارد دلار، تأمین کند. برآوردهای کنونی، هزینههای بازسازی را ۷۰ میلیارد دلار تخمین میزند و این رقم قطعاً افزایش خواهد یافت.
چندین منبع دیپلماتیک نیز اوایل هفته گذشته به من گفتند که آنچه طبق گزارش تایمز اسرائیل به عنوان یک پیشنهاد اسرائیل در ابتدای سال مطرح شد، اکنون به نظر میرسد که خود هیئت صلح آن را پذیرفته است: استفاده از بخشی از بودجه ضبط شده فلسطین برای تأمین مالی فعالیتهایش.
لازم به یادآوری است که بخشی از پولی که وزارت دارایی اسرائیل ضبط کرده، مربوط به پول محدودی است که تشکیلات خودگردان به عنوان کمک هزینه، حقوق بازنشستگی و حقوق به ساکنان غزه که بیشتر به تشکیلات نزددیک هستند تا حماس، و همچنین برای درمان پزشکی در خارج از باریکه غزه پرداخت میکند.
من همچنین از هیئت صلح پرسش هایی کردم. از جمله پرسیدم که آیا جریانِ انتقال پول در گفتگوهای بنیامین نتانیاهو با نیکولای ملادنوف، هماهنگ کننده ویژه روند صلح خاورمیانه، مطرح شده است یا نه؟ آیا میزان این مبلغ مشخص است؟ و در حال حاضر، تعداد کسانی که از این هیئت حقوق دریافت میکنند، چقدر است؟
هیچ پاسخی دریافت نکردم، به جز یک پاسخ کلی که به سایر رسانهها نیز داده شده بود: از همه طرفها، از جمله اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین، خواسته شده که در این تلاش مشارکت کنند و «ازپولی که در بانک نگهداری میشود برای پیشبرد طرح ۲۰ مادهای رئیس جمهورهیچ استفاده ای نمیشود.».
به عقیده من این انتقاد از اسرائیل نیست، بلکه این است که شاید قصد دارند بخشی از پول دزدیده شده، که در وقع گروگانِ اسرائیل است، برای هدف هایی هزینه شود که هرگز برای آن منظور نشده است. تشکیلات خودگردان سقوط خواهد کرد و هرج و مرج در جامعه فلسطین گسترش خواهد یافت، اما هیئتی که «صلح» و تأیید شورای امنیت سازمان ملل را به بازی گرفته، خواهد توانست به یکی از هذفهای خود برسد. زیرنویس:
برگردان بهروز عارفی
وجود صلح و معاهده صلح در غزه و کرانه باختری یک توهم است.