با بکار گیری هنر هفتم از طرف سازمان های اطلاعاتی حکومت مذهبی ایران جهت توجیه جنایات خود در دهه شصت، این قلم بناچار مجددا به گردش درآمد.
سال هاست که سازمانهای اطلاعاتی رژیم در مورد سازمان های سیاسی مخالف، مجموعه ای از حقیقت و دروغ را می نویسد و بخورد نسل جوان ایران می دهند. مخاطب این «کتاب» ها نسل جوان اهل کتاب بودند تا با روایت حاکمان سرکوبگر در مورد درگیری های دهه شصت و توجیه جنایات فراموش نشدنی این دهه سیاه آشنا شوند.
و اما گوئی چند صباحی ست اطلاعات مخاطبان خود را عوض کرده است و به کمک هنر هفتم بطور مسلسل و به مناسبت سالگرد وقایع سیاسی این دهه سیاه، بکمک نت ورک سیستم حکومتی تودههای مردم را مخاطب قرار داده است. چرا؟
از آنجا که در شرایط امروز ایران و افشا شدن اجتماعی جنایت دهه شصت و اوج آن قتل عام زندانیان سیاسی و عقیدتی در تابستان ۱۳۶۷ که مصداق جنایت علیه بشریت است، در مراجعه به آرای عمومی حاکمان بیش از گذشته نیاز به تطهیر خود و توجیه جنایات دهه شصت دارند. بی تردید این بازی کثیف با حقیقت، همچون هر پدیده دیگر، نقاط قوت و ضعف خود را دارد!
فراموش نکنیم که در رای گیری های گذشته رقبا ضمن پذیرش مشکل عمومی که اقتصاد کشور است، از هر ابزاری برای نفی دیگری استفاده کردند. در محور این ابزارها در نفی رقیب، دخالت و یا عدم دخالت در کشتارهای دهه شصت بود!
این همه باعث شد تا اطلاعات با بکار گیری هنر هفتم به سراغ این دسته از بینندگان مناظره ها که اهل کتاب نیستند برود تا در مواجهه با همگانی شدن کشتارهای دهه شصت و اوج آن تابستان خونین ۱۳۶۷ را توجیه کند!
اطلاعات در جهت دفاع از کلیت حاکمیت مذهبی ایران، با بودجه نامحدود و هزینه ای گزاف موفق شد به بهانه هر سالگردی، به سبک و سیاق «بولی وود» هر چند هفته یک فیلم بسازد تا بخورد نسل جوان ایران دهد.!
سالگرد قتل مجید شریف، سالگرد درگیری های آمل، سی خرداد، هفت تیر، درگذشت عبدالرضا نیک بین، و هر سالگرد دیگری از درگیری های دهه شصت تا حرث نسل جوان انقلابی دگراندیش در دهه شصت را توجیه کند و همه گناهان را بر گردن نسل از جان گذشته انقلاب اندازد!
اما هدف از انتشار این سیاه قلم افشای «دروغی» ست که هر دو طرف اصلی درگیری، در مورد تظاهرات سی ام خردادماه ۱۳۶۰ می گویند تا جنایت های خود در فردای این تظاهرات مسالمتآمیز اعتراضی را توجیه کنند.
هر دو طرف درگیری، تظاهرات سی ام خردادماه را بمثابه دلیل خود در توجیه کشت و کشتارهای بعدی خود ارایه می دهند و بدروغ ادعا می کند که در این تظاهرات طرف مقابل دست به سلاح برده است و درگیری مسلحانه بین دو طرف متخاصم را آن دیگری آغاز کرده است!
اما در سی ام خردادماه ۱۳۶۰ چه گذشت؟
یکم: به روایت ناظران در صحنه، درگیری های سی ام خردادماه ۱۳۶۰ مسلحانه نبوده است!
چه در صورت مسلحانه بودن یک تظاهرات سراسری اند صد هزار نفره امکان ندارد؛ که به آمار خود دو طرف؛ کشته های سازمان مجاهدین خلق ایران در سطح تهران ۴ نفر، کشته های سپاه پاسداران در تهران یک نفر و کشته های دوطرفه در سطح کشور ۱۴ نفر باشد!
دوم: تظاهرات سی ام خردادماه تنها برای پایان دادن به فضای خفقان در بهار ۱۳۶۰ نبود چه جبهه ملی ایران و جبهه دموکراتیک ملی ایران روز ۲۴ خردادماه برای درهم شکستن اختناق دست به تظاهرات زدند و رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران به نیروهای نزدیک و دور خود دستور داد که اکیدا در این تظاهرات شرکت نکنند!
از این روست که بعد از شکرآب شدن روابط رییس جمهور وقت با شورای ملی مقاومت، رهبری سازمان به دروغ متوسل می شود و انگیزه اصلی برای سازماندهی تظاهرات سی م خردادماه را جعل می فرماید!
دلیل محوری انتخاب سی م خردادماه از طرف رهبری سازمان برای برگزاری یک تظاهرات گسترده سراسری ایجاد فشار تودهای میدانی از پایین جلوگیری جهت جلوگیری از خلع رییس جمهور وقت بوسیله مجلس اسلامی در سی یکم خردادماه، بصورت مدنی، غیر مسلح و سراسری بود که هم در تاکتیک و هم در هدف بسختی سرکوب شد و در تمامیت خود شکست خورد!
طرح برگزار کنندگان، آغاز تظاهرات محلی در شرق و غرب و شمال شهر تهران برای جمع کردن نیروهای مردمی در اعتراض به عزل رییس جمهور وقت با شعار «درود بر بنی صدر- سلام بر رجوی»، «مرگ بر ارتجاع» و «مرگ بر دیکتاتور» و جمع کردن حداکثری جمعیتی فزون تر از نیروهای اند چند هزار نفری سازمان مجاهدین خلق ایران در میدان فردوسی تهران و دیگر شهرهای بزرگ کشور بود که با شکستی فاحش روبرو شد!
چرا؟
از آنجائی که این تظاهرات با موتور بخش اجتماعی سازمان برنامه ریزی شده بود، خط و برنامه و شعار محوری «درود بر بنی صدر- سلام بر رجوی» و « مرگ بر ارتجاع» و «مرگ بر بهشتی» و دستور موکد مسلح نبودن تظاهر کنندگان بود، ساعت و مکان آغاز تظاهرات محلی و حتی مخل تمرکز نهایی تظاهرات برای نیروهای اطلاعاتی لو رفته و مشخص شده بود!
سوم: اطلاعات نوپای جمهوری اسلامی با آگاهی از جزئیات طرح، با توقف و متواری کردن تظاهرات محلی از رسیدن این تظاهر کنندگان به میدان فردوسی جلوگیری کرد و به دستگیری های گسترده در میدان فردوسی و خیابان های اطراف آن دست زد.
برای احترام به وقت خوانندگان در این مختصر از بحث جمعبندی برگزار کنندگان تظاهرات در فردای این شکست فاحش سیاسی و نظامی و بتبع آن عزل رییس جمهور در فردای این تظاهرات در سی یکم مردادماه در می کذرم. در فرصتی دیگر به جمعبندی فرماندهان این تظاهرات از شکست سیاسی و نظامی سی م خردادماه، راههای جبران این شکست، سرپیچی مسعود و پیروان اطاق پنجی او از جمعبندی سازمان دهندگان و فرماندهان این عملیات سراسری و عملکرد خودسرانه مسعود رجوی و بخش نظامی سازمان با عملیات «سوزنی استثنایی» ۷ تیرماه در پاسخ به این شکست در فرصتی دیگر خواهم پرداخت!
اما در کوتاهترین شکل ممکن به عملکرد سواستفاده فرصت طلبانه اطلاعات از تظاهرات ۳۰ ام خردادماه در توجیه کشتار جمعی زندانیان در سال شصت می کنم. استفاده از هنر هفتم، سلسله فیلم های اطلاعات ساخته و مصاحبه چند شماره ای با علی فلاحیان، به باور نویسنده آخرین کوشش مذبوحانه اطلاعات در توجیه این کشتارها در تقلا برای مشروعیت بخشیدن به کل حاکمیت است!
از این رو باید ببینیم توضیحات علی فلاحیان از یک سو چقدر با واقعیت تاریخی منطبق است و از دیگر سوی دیگر عملکرد حضرات چقدر با احکام اسلام که قرار. است «یدالله» باشد، منطبق است؟
خاطره آیت الله موسوی اردبیلی از بچه های خردسال زندانی در اوین
https://www.zeitoons.com/32868
خاطره آیت الله موسوی اردبیلی از بچه های خردسال زندانی در اوین
خاطره زیر را به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیک مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی شنیده ام. متن زیر به نقل از ...
منصور عدالت
بازمانده تبعیدی
سی امردادماه ۱۳۹۶
مرتبط
Comments
چرا هر دو طرف درگیریهای خونین تابستان ۱۳۶۰ دروغ می گویند؟- منصور عدالت — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>