وقایع نوروز اورمیه
روزبه کوراغلی
“آنهائیکه سعی در وارونه سازی حقایق دارند تبهکارند،
دفن حقایق و به بیراهه بردن اذهان جامعه اقدامی است مجرمانه”
قبل از پرداختن به وقایع نوروز اورمیه که هدف این نوشتار است، لازم دیدم در ارتباط با جشن نوروز که یکی از زیباترین، باشکوه ترین و انسانی ترین جشن های جامعه بشری است مختصر توضیحی داده باشم. می دانیم که اعتبار و جایگاه خاص نوروز میان مللی که آنرا جشن می گیرند چیزی نیست که کسی از آن بی خبر باشد. بارزترین و انسانی ترین ویژگی این جشن جهان شمول همان است که تاکنون نه تاریک اندیشان دین و قدرت و نه انحصارطلبان تنگ نظر نتوانسته اند تراوشات اذهان آلوده و پلشت خود را بر آن تحمیل نموده و آنرا بخدمت اهداف و تمایلات و منافع خاص فردی و گروهی خویش درآورند.
آری نوروز یکی از معدود جشن های جامعه بشری است که از تعلق رنگ و انحصار بدور است. بر این اساس است که از دیرباز برسم آئین ها و فرهنگ ها و آداب و رسوم و سنن مختلف و بظاهر متفاوت حتی در تاریکترین دوران های تاریخ این جوامع بطرز باشکوهی در شور و شوق و سرور جشن گرفته شده است. در حقیقت جشن نوروز جشن استقبال از بهار است، و فراخوان انسان مولد برای کار و تلاش و کشت و تولید که ادامه ی حیات را میسر می سازد. در عین حال پیامی است برای نوع بشر که روابط و مناسبات انسانی را به چرک و تعفن آلوده است.
همانطور که مطلع هستید روز ۲۸ اسفند مصادف با آخرین شب چهارشنبه سال ۱۴۰۳ مراسمی در پوشش باصطلاح “جشن نوروز” و در ظاهر با فراخوان دو عضوء کُرد شورای شهر اورمیه در زمین های شهرک فجر این شهر برگزار شد. فراخوان دهندگان از همه کُردها، اعم از کُردهای ساکن در اورمیه و کُردهای دیگر شهرها و استان ها خواسته بودند همه با لباس کُردی در این جشن حضور پیدا کنند.
شورای شهر که اکثریت قاطع اعضاء آن تُرک هستند ظاهرا به خاطر ماه رمضان و ایام ضربت خوردن علی (امام اول شیعیان) با برگزاری این مراسم مخالفت میکنند و مجوزی صادر نمی شود. در پی اصرار کُردها حکومت وارد میدان می شود و وزارت اطلاعات مجوز صادر میکند. البته من بر این باورم این تصمیم در شورای عالی امنیت ملی گرفته شده است. و جالب است قبل از درخواست کُردها شورای شهر به درخواست گروه های هنری تُرک که خواهان برگزاری مراسم جشن نوروز بودند مجوز نداده بود، بعدا نیز داده نشد.
برای درک مسئله ضرورت دارد از جزئیات آنچه بنام “جشن نوروز” توسط کُردها به نمایش درآمد اطلاعات دقیق از مجاری بیطرف و سالم دریافت کرد. چرا که بدون شناخت از اهداف و برنامه های آن نمایشِ سیاسی که بقصد اعمال قدرت جهت فراهم کردن شرایط ذهنی و مادی برای پیاده کردن سیاست های توسعه طلبی طراحی شده بود، سخن گفتن در این ارتباط و نیز اظهار نظر در باره تظاهرات دوم فروردین هیچ اعتبار و ارزشی نخواهد داشت. به بیانی آنچه در این چند روز توسط جریانات کُرد و متحدین و متفقین شان، چه آن نقاب برچهره های “چپ” آلوده به ناسونالیست شوونیست، و چه دیگران تلاش کردند به جامعه چنین حُقنه کنند که گویا اعتراض تُرک ها به شادمانی و جشن سرور بوده است که کُردها بنام “جشن نوروز” اجرا کرده بودند. حال اینکه این باصطلاح مدعیان حقوق انسان خود می دانستند ماهیت آن جشن چه بود و اعتراض تُرک ها علیه چه چیزی. با اینهمه در آگاهی کامل به حمایت از جریانات توسعه طلب کُرد دست به تخفیف و تحریف اعتراض مردم تُرک دست زدند. بدین صورت این فریبکاران نیرنگ باز صورت مسئله را پاک کردند و معلول ها را بجای علل جا زدند. و با داد آدرس های غلط اقدامات سیاسی کُردها را از توده ها استتار نموده، اعتراض ده ها بل صدها هزار مردم تُرک را که نه به بازی مضحک و ارتجاعی رژیم تن داده بودند و نه به تعرض سازمان یافته ی کُردها، همسو با عوامل رژیم معرفی کنند.
بنا به شواهد و دلایلی که در ذیل ارائه می کنم نمایش کُردها در پوشش باصطلاح جشن نوروز اورمیه نه یک جشن، بلکه یک متینگ سیاسی، یک اقدام تعرضی سازمان یافته و یک نمایش قدرت علیه آذربایجان و مردم تُرک در راستای ادعاهای ارضی کُردها بود. قطع به یقین این حرکت حاصل هماهنگی و تصمیم مشترک احزاب کُرد ایرانی، پ ک ک، عوامل اقلیم کردستان عراق و کُردهای حکومتی بود که با مساعدت و رای و نظر جمهوری اسلامی اجرائی شد.
– برخلاف سنت رایچ در برخی از مناطق استان کردستان، در آذربایجان تا به امروز هیچوقت مرسوم نبوده مردم مراسم نوروز را بصورت جمعی برگزار کنند. در آذربایجان مشخصا در اورمیه و دیگر شهرهای تُرک نشین طبق رسم دیرینه مردم شب چهارشنبه در حیاط خانه خود یا در کوچه آتش روشن می کنند و صبح روز چهارشنبه به سر آب (رودخانه یا چشمه آب) می روند.
– این تاکتیک اولین بار توسط پ ک ک در دهه نود میلادی در پوشش جشن نوروزسازماندهی شد که هدف آن جلب مردم کُرد بطرف این جریان، تهییج مردم و تبلیغ سیاسی جهت درگیر کردن مردم با هویت کُردی بود. آن موقع ارتش ترکیه با این حرکت بصورت قهری برخورد کرد و چند سالی برگزاری اجتماعاتی که در پوشش جشن نوروز سازمان داده می شد ممنوع بود.
– تبلیغ وسیع مدیایی این مراسم، درخواست از کُردهای ساکن در تمام استان های ایران جهت شرکت در آن نمایش. در حالی که چنین فراخوانی و چنین تبلیغاتی نه برای شهر مهاباد و سقز و مریوان که اکثریت کُرد نشین هستند و نه به سنندج که مرکز کردستان است صورت داده نشده بود.
– پوشیدن لباس پیشمرگه توسط یکسری جوانان شرکت کننده در مراسم با صفوف منظم و رقص ریتمیک رزمی با پرچم کردستان عراق که امروزه کُردها در چهار بخش کُرد نشین از آن بنام پرچم کُردستان بزرگ نام می برند..
– پخش آهنگ کردستان با صدای خواننده ناسیونالیست کُرد بنام شوان پرور. آهنگی رزمی که پیشمرگه را تهییج می کند و می گوید اورمیه کوردستان است، نقده کردستان است و وووو. اینجا لازم است یادآوری کنم خواننده فوق در دوره ای همراه با ابراهیم تاتلیسس خواننده دیگر کُرد اهل ترکیه در کنار رجب طائب اردوغان صحنه گردان متینگ های انتخاباتی حزب عدالت و توسعه در شهرهای کُرد نشین ترکیه بود.
– اجرای سرود کُردی بنام اورمیه ولات منه، (اورمیه شهر و وطن من است)، اورمیه سرزمین عشیره هاست، اورمیه وطن آباء و اجداد من است….
– تمجید و پاسداشت یاد اسماعیل سمکو که جنایت ها و فجایع وسیعی را در آذربایجان مرتکب شده است. احمد کسروی در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان به تفصیل به شرح جنایات و فجایع او پرداخته است.
– سر دادن شعار اورمیه دلی کوردستانه(اورمیه قلب کردستان است)، اورمیه پایتخت کردستان است…. و ده ها شعر و شعار با همین مضمون و ماهیت و هدف. یعنی در اینجا تلاش شد با تهییج و تحریک جماعت کُرد شرکت کننده در مراسم که عمدتا هم از شهرها و استان های دیگر آمده بودند با اعلان جنگ به مردم تُرک به آنچه که سالها ادعا دارند( ادعای ارضی بر اورمیه و کل آذربایجان غربی) بتوانند با ایجاد ترس و هراس دل مردم تُرک جنبه ذهنی و مادی طرح اشغال و الحاق را فراهم کنند. بزبانی ساده هدف این متینگ وحشت انداختن به جان مردم تُرک با بخدمت گرفتن تاکتیک های جنگ روانی بود. با این تاکتیک پیشروی سنگر به سنگر برای تسخیر و اشغال ارومیه دژ آذربایجان و بعد پیشروی در کل استان آذربایجان غربی برای متحقق ساختن استراتژی شان که به محض خلع قدرت در پی عملی کردن آن هستند.
– رژیم با مراسم های نوروزی مردم در سراسر ایران که بجز مراسم کُردها در اورمیه بقیه خودانگیخته و یا خود سازمان یافته از طرف مردم بود عمدتا به ممانعت از اجرای جشن ها پرداخته است و در برخی جاها به نیروی سرکوب متوسل شده است. در حالیکه متینگ سیاسی کُردها در اورمیه با امنیت کامل و زیر پرچم رژیم و پرچم اقیلم عراق برگزار شده است.
– این متینگ اورمیه یا باصطلاح جشن نوروز کاملا با هویت کُردی برگزار شد. مردم تُرک در این متینگ تعرضی سیاسی کُردها شرکتی نداشتند، و حکومت به خود تُرک ها هم مجوزی جهت برگزاری نوروز عمومی صادر نکرد. اهمیت ذکر این مورد از آنجاست که جریان کُرد، متحدان و مزدبگیرانش تلاش داشته و دارند این نمایش تعرضی علیه آذربایجان را در پوشش جشن نوروز و بنام مردم اورمیه یعنی تُرک و کُرد جا بزنند.
– بازتاب و حمایت وسیع این متینگ هدفدار تحت عنوان بزرگترین و بی سابقه ترین جشن نوروز کُردها در مدیای کُردها و شرکاء (وراث جریان لختی)، اپورتونیست های حماقت پیشه، شوونیست- ناسیونالیست های پان ایرانیست و پان فارس در نقاب “چپ” و غیره…
– و ده ها مورد ریز و درشت که در مجال این متن نیست…
اما موضوع مراسم مذهبی دوم فروردین که با فراخوان و سازماندهی عوامل حکومت و برای هدف معین برگزار شد. چیزی که جریانات کُرد و متحدانش از هر جنس و قماش آنرا دست آویزی برای دفاع از متینگ تعرضی کُردها و کوبیدن آذربایجانی های معترض قرار دادند. آنها می توانستند حرکت را از زوایای مختلف و همه جانبه مورد بررسی قرار دهند و یا در صورت نداشتن اطلاعات لازم و کافی از اشخاص بیطرف و سالم پرس و جو کنند، و بعد اظهار نظر کنند، اما چنین نکردند، چرا که هدف چیز دیگر بود. واقعیت توده ی عظیم جمعیت تُرک حاضر در آن تظاهرات حکومتی که بخش ناچیزی تعلق خاطر به عوامل سازمانگر آن اقدام رژیم داشتند، اکثریت شرکت کننده ها با گرایشات و تفکرات سیاسی و ایدئولوژیکی مختلف از زنان و دختران گرفته تا پیر و جوان با این هدف در آن شرکت کرده بودند که بتوانند آنرا تبدیل به اعتراضی کنند هم علیه رژیم که عملا توسعه طلب کُرد را حمایت کرده بود، هم خود جریان توسعه طلب کُرد را که در حمایت و پشتیبانی کامل حکومت و در یک هماهنگی وسیع که در بالا اشاره شد مورد اعتراض قرار دهند. با رویکردی بیطرانه و مسئولانه در بررسی ماهیت متینگ کُردها و آنچه باجرا گذاشتند، و در سوی دیگر شعارهای این توده ی عظیم که به مدعیان ارضی جواب داده اند، و ماهیت و شکل شعارهای تظاهر کنندگان حکومتی تشخیص و درک علت ها و تضاد چندان سخت نیست، البته اگر شخص یا اشخاص آلوده به منفعت طلبی و جانبداری و روابط و مناسبات و بده و بستان های حقیرانه و از کین و نفرت و خصومت عاری باشند.
شعارهایی که اکثریت معترضان تُرک در دوم فروردین دادند نه فقط هیج پیوندی با شعارهای جماعت رژیمی نداشت بلکه حاکمیت شوونیست و فاسد و جنایتکار سرمایه داری سالهاست معترضان آذربایجانی را که خواهان مطالبات حقوقی- سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود هستند با استناد به همین شعارها سرکوب کرده است و با انگ تجریه طلبی به معترضان احکام زندان و محرمیت صادر کرده است. غرض ورزان باید توضیح دهند شعارهای اکثریت معترض چه رابطه ای با شعارهای ارتجاعی رژیم داشت که در جعبه های جادوئی تلاش کردند همه را رژیمی معرفی کنند.
تاکتیکی که زنان و جوانان معترض تُرک در این حرکت استفاده کردند با توجه به اینکه می دانستند هر تاکتیک دیگری در آن شرایط می تواند شرایط ادامه ی اعتراض را سخت و چه بسا فرصت سرکوب خونین را بر جنبش اعتراضی تحمیل کند، کاملا آگاهانه و با خلاقیت و کاردانی بکار بسته شد. البته در همین جا هم دستگاه سرکوب رژیم دست به سرکوب و بگیر و ببند زد و بسیاری از معترضان را دستگیر کرده است که هنوز از سرنوشت شان چندان اطلاعی در دست نیست. منتهی مغزهای جامد که ادعای رهبری جامعه را می کنند نه فقط قادر به فهم شرایط نیستند، بلکه از درک موقعیت ها و تاکتیک های متناسب با شرایط که بتواند با کمترین هزینه بیشترین نتیجه را به نفع توده ها حاصل کند به دلیل بی بضاعتی ناتوان هستند. یا شاید می دانند اما برای سرپوش گذاشتن به بی عملی ها و ضعف ها و خطاها و بی اعتباری های خود روشی را پیش گرفته اند که بدور از اصول و مبنای انسانی و اخلاق انقلابیون است.
با ادبیات حکومت به تقبیح و تخفیف و تحقیر مردم پرداختن روش ارتجاع است. روشی که سالهاست توسط شوونیست فارس و پان ایرانیست ها شرور علیه مردم آذربایجان بکار گرفته می شود. مثل آن مرد شیاد عضوء آن جریان لختی پرو صهیونیست و پرو امپریالیسم که در قیام خرداد سال ۱۳۸۵ با ادبیات چاله میدانی مردم آذربایجان را خر خطاب کرد و مردم را از اعتراض و قیام منع می کرد.. یا شوونیست های مرتجع که ادعا می کنند در آذربایجان چیزی بنام ستم ملی وجود ندارد. و نشخوارهایی از این دست…
کسانیکه تمام نیروی اجتماعی این حرکت را بنام پانتُرک و طرفداران حکومت جا زدند و ماهیت تمام وقایع و رخدادهای نوروز اورمیه را تقابل اردوی باصطلاح انقلابی با اردوی ارتجاع جا زدند، اگر خصومتی با مردم ندارند پس دلیل این کار چیست.؟ آیا کلیت مردم معترض تُرک را عقب مانده و مذهبی و ارتجاعی و طرفدار رژیم معرفی کردن و حقانیت دادن به جریان توسعه طلب و همراهی با توطئه های حکومت و تخم کین و نفرت کاشتن بین تُرک و کُرد نیست.؟ مزخرفات و مهملاتی که بنام چپ از مغزهای جامد تراوش شد، چه نتیجه جز تشدید تضادی که حاصل مناسبات جامعه طبقاتی است می تواند داشته باشد.؟ آنانکه تلاش دارند جنگ مردم با حاکمیت را به جنگ مردم با مردم بکشانند بی تردید خود بخشی از وضع موجود هستند.
آیا رژیمی که از دل بحران با کودتای امپریالیسم غرب علیه انقلاب ضد سلطنتی توده ها و با سرکوب خونین انقلاب بقصد حفظ نظم گذشته بقدرت نشانده شد، می توانست یا می تواند بدون تولید بحران به حکومت فاسد و چرک و خون خود بقا بخشد.؟ اینکه رژیم دائم در حال تولید بحران است و با تشدید تضادهای قومی و مذهبی بمثابه ابزار سرکوب سعی در سرکوب جامعه و حفظ وضع موجود دارد، تصور نمی کنم هیچ انسان آگاهی که با مسائل سیاسی حداقل آشنایی دارد از درک آن ناتوان باشد، اما مسئله اینجا اهمیت پیدا می کند که جریان توسعه طلب با حمایت همین رژیم فاسد و جنایتکار و وحوش متمدن غربی و دولت صهیونیستی، نوکران امپریالیسم در اقلیم و غیره در پی دولت ملت سازی از جنس دولت دست ساز اسرائیل هستند که با اشغال فلسطین و کشتار و توحش پایان ناپذیری که علیه فلسطینی ها شکل گرفته است.
واقعیت در بیش سه دهه اخیر با بحران هایی که دول امپریالیستی در منطقه بوجود آورده اند، خصوصا آنچه که با حمله امریکا و متحدانش به عراق بوجود آمد و حکومتی که در کردستان عراق بکمک امریکا و غرب شکل گرفت، این اوضاع جریانات کُرد ایرانی را نیز متاثر کرده است. در این سه دهه خصوصا با پایان جنگ ارتجاعی رژیم با صدام جریانات توسعه طلب کُرد که رهبرانشان درس های خود را از رهبران اقلیم می گیرند سیاستی را در پیش گرفتند که ما امروز نتایج آنرا در وجهی در نوروز اورمیه شاهد شدیم. مهاجرت های هدفمند و سازمان یافته با چراغ خاموش، خرید املاک و مستغلات و خانه در شهرهای تُرک نشین آذربایجان غربی خصوصا در ارومیه و خوی و دیگر شهرها، حتی کسانیکه ظاهرا در پوشش پناهنده سیاسی به غرب آمده اند، و کوچ بیش از یک میلیون کُرد عراقی در خلال چهار دهه گذشته به استان آذربایجان غربی و شهرهای همجوار در این استان تضادها را تعمیق کرده است. از طرفی تضاد حکومت جمهوری اسلامی با دولت ترکیه و نیز تضاد رژیم با جمهوری آذربایجان، جنبش ملی در آذربایجان را وارد مرحله دیگری کرده است که جمهوری اسلامی و حتی اپوزیسیون همجنس اش سخت از آن در هراس است.
بر این اساس رویکردی که جمهوری اسلامی نسبت به کُردها در پیش گرفته است تا حدودی حاصل بیداری ملی در آذربایجان است. به همین خاطر رژیم تلاش می کند با بخدمت گرفتن کُردها حائلی بین آذربایجان با ترکیه و جمهوری آذربایجان ایجاد کند، و به زعم خود با تعمیق تضاد قومی در استان آذربایجان غربی پتانسل نیروی گریز از مرکز در آذربایجان را مهار کند. هدف دیگر این رویکرد منفعل کردن توده های تحت ستم کُرد و مهار مبارزه طبقاتی در آذربایجان و کردستان است. بیخود نیست جریان کومله از “استقلال” کردستان صحبت می کند و در وقایع نوروز اورمیه کنار بقیه ایستاده است. چیزی که کومله بنام استقلال کردستان طرح می کند همان استراتژی تشکیل دولت ملت کُرد است که سال هاست برنامه حزب دمکرات است.
سخن پایانی
واقعیت حکومت جمهوری اسلامی، این تبهکارترین و فاسدترین و جنایتکارترین مکمل دولت سرمایه با تضادها و بحران های عدیده و لایه لایه ای دست بگریبان است. تضادها و بحران های منطقه ای و بین المللی، بحران های همه جانبه ای که در داخل با آن روبروست، بحران ها و تضادهای لاینحل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و بحران مشروعیت که این رژیم را بیش از هر زمان دیگری در موقعیت فروپاشی قرار داده است. برای همین است امروز توله سگ وار بدنبال میانجی برای توافق با ترامپ است. لذا امروز مدعیانی که تظاهر به دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان و فرودستان جامعه را دارند باید توضیح دهند چه رابطه ای هست بین سیاست جانبدارانه که در قبال وقایع اورمیه گرفتند با سرنوشت و منافع توده ها. در شرایط اسفبار کنونی که توده ها قادر به تامین نان شب زن و فرزند خود نیستند بر چه اساس و با کدام منطق و تفکر انسانی کسانی می توانند زمینه های جنگی را فراهم کنند که اولین قربانیان آن کودکان و زنان خواهند بود. آیا می توانید توضیح دهید شما را با سوسیالیسمی که اساس و محور آن انسان و رهایی انسان از نظم پلشت است چه سنخیتی هست. ؟ با قاطعیت باید بگویم هرگونه تلاش و یا حمایت از سیاست الحاق طلبی و توسعه طلبی و تقویت تضاد موجود در آذربایجان یا هر جای دیگر نه تنها شدیدا محکوم است، بلکه اقدامی است مجرمانه علیه منافع و سرنوشت توده ها. پرواضح است هر جریان یا جریاناتی که در این مسیر به توطئه و دسیسه مشغول اند مسئول مستقیم فجایع فردا خواهند بود.
در هر حال توده های تحت ستم کُرد و آذربایجان باید متوجه باشند دشمنان طبقاتی همراه با جمهوری اسلامی بدنبال شعله ور کردن اختلافات اتنیکی میان این دو توده ی همسرنوشت است. لذا بر توده ی کارگر و زحمتکش است که در مقابل این تحرکات و تحریکات دشمنان طبقاتی شان که بدروغ پرچم جنبش های ملی را بدست گرفته اند هوشیار باشند. توده ها باید بدانند بورژاوزی را با ستمکشان هیچ نفع مشترکی نیست.
و اما توده های آذربایجانی که در این شرایط حساس و بحرانی کنونی فاقد تشکیلات انقلابی هستند و در سی و اند سال گذشته بوسیله عوامل نفوذی رژیم، مرتجعین و سازشکاران و خائنین از شرکت در مبارزات روزمره علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی تحت عناوین مختلف یا در پوشش باصطلاح مبارزه مدنی منع شده اند، باید برای غلبه بر وضع انفعالی کنونی احساس مسئولیت نموده رویکردی انقلابی به مبارزه و مسائل جامعه خود داشته باشند. بدون کسب تجربه مبارزاتی ساقط کردن این حکومت جنایتکار و دست یابی به حق تعیین سرنوشت ممکن نیست، همچنانکه غلبه بر هر نیرویی که در حال توطئه و تعرض است به دانش مبارزاتی و سازماندهی توده ای نیاز دارد. در یک کلام قهر را باید با قهر برانداخت.
در پایان قید کنم جریانات توسعه طلب کُرد بعد از واکنش مردم تُرک به متینگ تعرضی کُردها درصدد برآمدند فیلم هایی را مونتاژ و به مدیا تزریق کنند، بطور مثال:
آذربایجان اویاخدی کوردستانا دایاخدی
بژی آذربایجان یاشاسین کوردستان
و اعلامیه های دست ساز تحت عناوین مختلف که هدف گمراه کردن اذهان عمومی و ساکت کردن اوضاع است، تا شرایط را به پیشروی مرحله بعدی تعرض شان فراهم کنند. توده ها تحت هیچ شرایطی نباید فریب این جعلیات را بخورند. تمام این تلاش ها فریبکارانه است. و اطلاعیه هایی را که مدام تولید و با جمع آوری امضاء صادر می کنند فاقد هرگونه اعتبار و ارزش حقوقی و سیاسی است. چرا که همه ی آنها جانب جریانات متعرض کُرد هستند، و اساسا آنها خود بخشی از این بحران هستند. ضمنا برای تنویر افکار عمومی جریانات توسعه طلب کُرد روشن کنند اولا مرز این “کردستان” که در شعارهای مجعول ابداعی طرح می کنند کجاست، ثانیا در کردستان چه اتفاقی افتاده است که مردم تبریز در وقایع نوروز اورمیه یعنی مرکز آذربایجان غربی بنا به جعلیاتی که مدعیان ارضی تولید می کنند احساس مسئولیت کرده است.
زنده باد انقلاب
زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی ملل تحت ستم
سرنگون باد جمهوری اسلامی این تهبکارترین و فاسدترین و جنایتکارترین مکمل دولت سرمایه
روزبه کوراغلی
سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۴
Comments
وقایع نوروز اورمیه <br> روزبه کوراغلی — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>