ویدئوی هوش مصنوعی غزه ترامپ
فرح نوتاش
ویدئوی هوش مصنوعی غزه ترامپ
فرح نوتاش جبهۀ جهانی ضد امپریالیسم قدرت زنان 27 فوریه 2025
امروز ویدئوی غزه ترامپ که با هوش مصنوعی ساخته شده است منتشر شد!
ولی بدون مردم غزه، با بدبختی تحمیلی که دارد تا مغز استخوانشان را می سوزاند.
عکس او با نتان یاهو در ساحل، بیانگر ارتباط عمیق او با این قاتل روانی صهیونیست است.
بر حسب عناصری که در این ویدئو بکار گرفته شده اند، و همگی انعکاس حقیقی عقاید او هستند، این شخص نیاز به مراقبت های جدی پزشکی دارد. زیرا او از عقده حقارت جدی، توأم با بیماریهای دیگری مثل حرص بی پایان رنج می برد.
مجسمه بسیار بزرگ او با روکش طلا در کشور دیگران، بخشی از درگیری او با همین بیماری است.
تمام یادگاری ها از مجسمه های کوچک او برای توریست های خیالی، به رنگ طلا هستند!
باد کنک بزرگ از صورت او نیز به رنگ طلا است!
این افراط در بکار گیری رنگ طلا در همه جا، عمدا بعنوان روکشی باشکوه، برای چیزی که موجود نمی باشد است. و تولید کننده از فقدان آن آگاه است. و مصمم است که عقده حقارت خود را با درخشندگی حجم طلای بسیار پنهان کند.
این عقده حقارت در او آنچنان شدید است که او، 2 میلیون نفر زخمی، گرسنه، بیمار و غمگین را که در انتظار انسانی با دست یاری دهند هستند را نادیده می گیرد. و در عوض حتا مصمم به دزدیدن کشور آنان است. او فقط خودش را می بیند. خود خواهی!
از این رو در بالا مرکز خوش گذرانی برای خالی کردن جیب اعراب ثروتمند، به عنوان روکش درست می کند، تا در ته دریا، در ساحل غزه منابع عظیم گاز و نفت را غارت کند!
اگر مردم خاورمیانه نیاز به ریویرا داشتند، خودشان می ساختند. چرا کوشنر و ترامپ از آن سر دنیا باید نگران ریویرای مردم خاور میانه باشند!؟
آیا این حرص طلای سیاه در زیر ساحل غزه نیست که این ها را دیوانه و کور می کند!؟
نابود باد استعمار گران
womens-power.farah-notash.com
www.farah-notash.com
Women’s Power
پنهان کردن حقایق به معنای غیر علمی بودن نیست، تنها به این معناست که دروغگوئی محصول شناخت این پدیده رفتاری و استفاده علمی از آن برای سلطهگری و استثمارگری است. کمی توضیح بیشتر:
در تغییر و تحولات درونی ارتجاع در تاریخ، باید عنصر ثابت اقتدار و استثمار نیروی کار و بازی با زنان و کارگران را دید، در غیر اینصورت، علم به جامعه ممکن نیست. میتوان جامعه را در خدمت طبقه حاکم، بصورت علمی مدیریت کرد، اما ضرورتش دروغگوئی است. دروغگوئی کاری غیر علمی نیست ، چون دروغ، واقعیت عینی ذهن فریب خورده (حتی احمق شده) بوجود می آورد که برای حاکم بودن ضروری است. تنها ادعای در خدمت جامعه بودن اقتدارگرایان است که علمی نیست، چون علم مفید بودن برای همه جامعه، علم به و از بین بردن سلطه جوئی و استثمار نیروی کار است.
دزدی ایده های خوب و انقلابی چطور؟
از آنجا که در ایده درست انقلاب، اقتداروجود ندارد، دزد مجبور است ایده دزدی شده را پس بدهد تا مرتجع شناخته نشود. اگر مرتجع شود، علیه ایده دزدی شده اش خواهد بود. برای همین است که “انقلابی” دروغگو کم نداشته ایم.
آنارشیست
حداقل ۵۰ درصد از از جمعیت ۲۵۰ میلیونی بزرگسالان آمریکا اینطور فکر میکنند که در حقیقت بیمارند۰ سئوالی که پیش می آید این است که آیا ۵۰ در صد بقیه و بقیه اهالی دموکراسی های دیگر یعنی اروپا، بیمارگونه فکر میکنند یا نه؟ پاسخ هست، اقلا نصف آنها، دیوانگی شبیه به او دارند. اکر اینطور نبود، اسرائیل نمیتوانست به راحتی در یک سال اشغال کند و اقلا ۵۰ هزار آدم بی سلاح بکشد و کسی نتواند جلویش را بگیرد.
ارتجاع بیماری است. کدام یک از اینها بیماری نیست:
مردسالاری
سرمایه داری (بردگی مزدی)
امپریالیسم
هیراشی
انواع تعصبات
تبهکاری
انقلاب آنارشیستی کمونیستی که علیه ارتجاع فوق است، در حقیقت، رفتار درمانی انسان مریض سلطه جو (آتوریته چی) است. تمام صاحبین سلطه در عمل بیمارند.
متاسفانه، مارکس و انگلس این را نفهمیدند و فکر میکردند که رفتارهای اقتصادی کورکورانه بشر طبیعی و قابل قبول است و احتیاجی به اخلاق و ایده نیست. برای همین به مخالفان کمونیست خود میگفتند ایده الیست!!! ماتریالیسم آنها یعنی اینکه اقتصاد تعیین کننده است، در اقتصاد ایده وجود ندارد، بلکه اقتصاد ایده تعیین میکند که نقشی دراز مدت در تحول جامعه ایفا نمیکند. گرچه تفاسیر دیگر وجود دارد، این تفسیر رایج ترین آن از متن اصلی گفتار آنهاست. در دیدگاه مارکس، ابتکار و اخلاق اهمیت ندارد. در این نگرش، استثمار وجود دارد اما مهم نیست، مهم رشد نیروی های مولده است. در یک مقطع، طبقه سرمایه دار رشد دهنده مناسبات تولیدی، انقلابی تر (اخلاقی بگوییم، بهتر) از طبقه کارگر است و طبقه کارگر بهتر است استثمار شود تا شرایط مادی انقلاب کمونیستی بوجود بیاید.
ذهنیت مارکس و انگلس هم فاقد بیماری نبود، اقتدارگرا بودند و حتی نژاد پرست و قوم گرا، مثلا، مارکس لاسال را جهود نگرو (سیاه)میدانست. تعصبات و ندیدن زجر و بدبختی کارگران و زحمتکشان دنیا و امید بستن به تکامل مادی کور اقتصادی جامعه، نه علمی است و نه سالم، بیماری است. تفاسیر دیگر از ماتریالیسم تاریخی تنها از طریق عدم اتکا به ماتریالیسم ممکن است، اینکه به ایده نقش تاثیر گذار بدهیم. معلوم نیست که چرا اصلا باید مارکس کتاب می نوشت وقتی که ماده تعیین کننده است و ایده هیچ.
اپوزیسیون مارکسیست و غیر مارکسیسم هم مثل رژیم حاکم، پر از بیماری است که مرکز آن سلطه جویی و بی اعتنایی به استثمار نیروی کار است.
انقلاب در حقیقت رفتار درمانی نوع بشر است که فعلا نسبت به جانوران دیگر، در ارتباط با نوع خود، احمق تر بوده است.
آنارشیست