چگونه پرو رژیم ها چپ ِ ضد ِ رژیم را فریب می دهند
خدامراد فولادی
طرفداران ِ رژیم ِ اسلامی ِ حاکم بر ایران با شناختی که ازنقطه ضعف های چپ ِضد ِرژیم دارند در صدد ِ بهره برداری ازاین نقطه ضعف ها به سود ِحکومت برآمده اند. این نقطه ضعف ها که خود ِ رژیم هم به آنها وقوف دارد همان اشتراک ِ نظرها و همسویی های مواضع ِ سیاسی- عقیدتی ِ چپ و رژیم است. با این توضیح که ضدییت ِ چپ ِ در کمین ِ قدرت با رژیم فقط در رقابت و تلاش برای کسب ِ قدرت ِ سیاسی است، در حالی که در تمام ِ مواضع ِ سیاسی و حتا اعتقادی اش با رژیم اشتراک ِنظر ِ کامل دارد که آنها را یک به یک برخواهم شمرد.
مواضع ، دیدگاه ها و عملکردهای مشترک ِ چپ و رژیم:
در واقع، همچنان که گفتم دشمنی ِ این دو تشکل ِ حکومتی و غیر ِ حکومتی، یا دو تشکل ِ در قدرت و برقدرت، فقط بر سر ِ مالکییت بر حاکمییت است در حالی که از دیگرجهات ِ نظری و عملی نه تنها باهمدیگر اختلاف ندارند بلکه به دلایلی که یک به یک برخواهم شمرد شباهت ِ تام و تمام دارند. یعنی همان شباهت هاو اشتراک ِ مواضعی که پرورژیم ها یا قلم به مزدهای فاقد ِهوییت ِآشکار، با پنهانکاری ِ مرسوم ِچپ ها ازآنها برای فریب دادن ِ چپ استفاده می کنند . همسویی ها و اشتراکاتی که خود ِچپ هم از آنها آگاهی دارد اما طبق ِ روال و رویه ی معمول اش آنها را به شیوه ی خاص ِخود توجیه می کند. توجیه ِ بلاموجهی که عمل( پراتیک ِ سیاسی) یقینن آن را ثابت خواهد کرد. این همسویی های غیر ِقابل ِ انکارعبارت اند از:
یک: نخستین جهت گیری ِهمسویانه ی چپ و رژیم که عامل و منشاء پیدایش ِ دیگر جهت گیری های مشترک است، ضدییت با نظام ِ تاریخی- دورانی ِ سرمایه داری است که هم چپ و هم رژیم برای رد گم کردن به مخالفان ِ فکری عقیدتی ِ شان به آن لیبرالیسم می گویند تا به گمان ِ خود اصل ِ موضوع یعنی ضدییت با نظام ِتاریخی ودستاوردهای آن را با این نامگذاری ِبه حاشیه ببرند. درحالی که لیبرالیسم یکی از خصوصیات ِ اقتصاد ِ رقابتی ِ نظام است که توام با دیگرخصوصییت های تاریخی ِآن نقش ِتعیین کننده درمسیر ِدیالکتیکی-تکاملی ِنظام برای فرارفت ِ قانون مند ِآن به مرحله ی عالیتر،یعنی سوسیالیسم وکمونیسم دارد . ازاین رو،لیبرالیسم برخلاف ِتصور وادعای چپ و رژیم نه تنها نقطه ی ضعف نیست بلکه یکی از نقاط ِ قوت ِ نظام ِ سرمایه داری است که در تکامل اش ضرورتن به برابری یا همترازی ِ حقوقی ِانسان ها در سوسیالیسم و کمونیسم می انجامد. لیبرالیسم در واقع رقابت است بر سر ِ بهینه سازی و کارآمدی ِ بیش از پیش ِ تولید واقتصاد که نهایتن با طرد و نفی عملکردهای اخلال کننده در مسیر ِ کارکردهای مفید ِ نظام ، موجب ِ تکامل و فرارفت ِ کلییت همبسته ی نظام به مرحله ی عالی ترمی گردد. به بیان ِ دیگر، لیبرالیسم جزء جدایی ناپذیر ِ نظام ِ سرمایه داری است، همچنان که خود ِ سرمایه داری جزء یا مرحله ی جدایی ناپذیری از تاریخ ِانسانی وتا به امروز تکامل یافته ترین مرحله ی آن در جامعه های پیشرفته است. بر این نکته هم باید تاکید نمایم که نظر ِ من در باره ی لیبرالیسم و سرمایه داری با نظر ِ سرمایه داران و مدافعان ِ این نظام کاملن متفاوت و در تضاد با نگرش و دیدگاه ِ آنان، وصرفن از نظر گاه ِدیالکتیک ِ ماتریالیستی و تاریخی است. به این معنا که درک و برداشت ِ من نه از دیدگاه مطلق گرای آخرالزمانی ِ پایان ِ تاریخ ، بلکه از نظرگاه ِ نسبی گرایانه و مراحلی ِ گذار از تغییرات ِ کمی به دگرگونی های کیفی است که رکن ِ اساسی ِدیالکتیک ِماتریالیستی و تکامل است. نتیجه تا به اینجااین که:نمی شود درحرف وادعا خود را مارکسیست نامید و مدام دیالکتیک دیالکتیک نمود، اما در عمل درست خلاف ِ جهت گیری ِ تاریخ و تکامل ِ آن را در پیش گرفت و همسو و همنظر با رژیم ِ مرتجع ِ قرون ِوسطایی-اسلامی به« راه ِغیر ِ سرمایه داری » رفت و حکومت ِ نظامی- پاده گانی ِ سرکوبگری را به جامعه تحمیل نمود.
دو:دومین خصلت وخصوصیت ِمشترک ِچپ و رژیم که نتیجه وپیامد ِناگزیر ِضدییت بادیالکتیک وتکامل ِ قانون مند و نظام مند ِتاریخ ِمشترک ِ انسان هاست، انحصارطلبی و تمامییت خواهی ِ فرقه گرایانه است که نتیجه اش در عمل جلوگیری از رشد و شکوفایی ِ نیروهای مولد و از جمله پرولتاریایی می شود که دموکراتیک ترین و پیشروترین طبقه ی تاکنونی ِ تاریخ و از این رو دشمن ِ انحصارطلبی و تمامییت خواهی ِ بازدارنده ی تکامل است. انحصارطلبی یی که نتیجه اش یک حکومت ِ فعال مایشاء مادام عمر با یک رهبر ِ بلامنازع ِ مادام عمر است. نتیجه این که:نمی شود درحرف ادعای مارکسیست بودن نمود و مدام دیالکتیک دیالکتیک کرد اما در عمل همچون حکومت ِمرتجع ِاسلامی مانع ِرشد ِ نیروهای مولد و ازجمله پرولتاریایی شدکه هدفِ غایی اوسوسیالیسم و کمونیسم است.
سه: این حکومت ها و فرقه های توتالیتر، سال ها در مکتب ِهمدیگر به یکدیگر درس ِ ضدییت با تجدد و دموکراسی ِتاریخی و تاریخ ساز داده و باهمدیگر تبادل ِتجربه ی سرکوب ِاستبداد ستیزان ِ دموکراسی خواه نموده اند.اکنون فرصتی است مغتنم برای پرو رژیم های ایرانی که ازاین خطوط ِمشترک ِراهبردی میان ِچپ و رژیم استفاده نموده ومقالاتی علیه ِ خیزشگران ِ استبدادستیز و اسلام ستیز بنویسند و در رسانه های متنوع ِ «چپ ِ برادر» انتشار دهند. مقالاتی با همان برچسب ها و اتهام های رایجی که در مکتب ِ دموکراسی ستیزی ازهمدیگر آموخته تا در مواقع ضروری که از استدلال ِ اثباتی- ایجابی و تاریخی در می مانند به کار گیرند. در واقع برای رسانه ی انحصارطلبان ِ تمامییت خواه هم فرقی نمی کند که نویسنده پرو رژیم باشد یا پروچپ و یا هردو! چرا که اشتراک ِ مواضع و دیدگاه ها چنان فراوان و عیان است که احتیاجی به دانستن ِ نام و آدرس ِ واقعی ِ نویسنده نیست. خود ِ موضعگیری ِ همسویانه ی تکامل ستیزانه بیان کننده ی ماهییت ِ سیاسی- اعتقادی ِ مشترک هست. حرف ها و دلایل ام را قبول ندارید؟ تحلیل و تفسیرهای سیاسی ِ صدا وسیمای رژیم را بشنوید ، و مقالات ِروزنامه های دولتی ِ کیهان و ایران و نشریات ِ سپاه را بخوانید و مقایسه کنید با تحلیل و تفسیرهای سیاسی ِسایت های چپ ِ فرقه گرا.
در پایان، یک توضیح ِ بسیار ضروری هم بدهم و آن این که: قصد و هدف ِ من در این نوشتار تحقیر یا اهانت به چپ نبود، این خود ِ چپ است که با موضع گیری های همسویانه اش با حکومت ِقرون ِ وسطایی علیه ِ دموکراسی خواهان ِ ایرانی خود را تحقیر می کند و هدف اش هم غیر از این نیست که جایگاه ِ حکمرانی ِ توتالیتاریستی ِ رژیم را به نفع ِ فرقه گرایی خود به هر قیمتی شده تصاحب نماید.