عربی نه، اسلامی!
خدامراد فولادی
در جایی خواندم که ایرانی ها به دلیل ِ نفرت ِ شان ازعرب ها سعی می کنند واژه های عربی را به کار نبرند و به جای آنها واژه های فارسی بگذارند. به عنوان ِ مثال به جای ِ سلام می گویند و می نویسند درود، یا به جای تشکر و ممنون می گویند سپاس، و از این قبیل. در واقع، آن نویسنده نظر و اعتقاد ِ خودش را بیان کرده و نه نظر ِایرانی ها را. تا آنجا که من می دانم، ایرانی ها سعی می کنند واژه ها و اصطلاحات ِ اسلامی- آخوندی را به کار نبرند و نه واژه های عربی را. یعنی به عبارت ِ دقیق تر از واژه ها و اصطلاحات ِ اسلامی – آخوندی نفرت دارند و نه از زبان و گویش عرب ها. همچنان که از آخوندها نفرت دارند و نه از عرب ها. ایرانی ها می دانند که چندین میلیون عرب در جنوب ِ ایران زنده گی می کنند که نسل اندر نسل از عرب های شبه جزیره ی عربستان اند که به ایران مهاجرت کرده و مانده گار شده و هیچ خصومتی هم نه آنها با فارس ها دارند و نه فارس ها با آنها. به طوری که تاکنون حتا یک مورد هم دیده و یا گزارش نشده که میان ِ عرب ها و غیر ِ عرب ها( فارس ها) در گیری ِ قومی- نژادی ایجاد شده باشد. ساکنان ِ بیش تر ِ شهرهای جنوب ِخوزستان هم عرب هستند و هم غیر ِ عرب و خصوصن لرهای بختیاری. هیچگاه ما شاهد ِ برخورد ِ خشونت بار و قهر آمیز میان ِ آنها نبوده ایم وحتا میان ِبسیاری ازآنان وصلت همسری و همسرگزینی صورت گرفته است. شاید میان ِخود ِ عرب ها همچنان که میان ِ بختیاری ها گاه گاهی در گیری های قومی- قبیله ای اتفاق افتاده باشد اما حتا یک بارمیان ِعرب ها وبختیاری ها درگیری ِخشونت بار نبوده است. بنا بر این،آن کسی که ادعا می کند ایرانی ها از عرب ها نفرت دارند در اشتباه ِ محض است و برای آنکه عقیده ی خود را عمومییت دهد و جا بیاندازد به دروغ متوسل می شود. این ضدیت با عرب ها و عربییت را پیش تر صادق هدایت در به اصطلاح روشنفکران اشاعه داد و ترویج نمود ، در حالی که می ترسید اصل ِ موضوع ِ نفرت اش را که اسلام است بر زبان و قلم بیاورد. شاملوهم چنین اشتباهی را در چند شعر اش مرتکب شده و اسلام ستیزی را دانسته یا ندانسته به عرب ستیزی تعبیر و تفسیر کرده است. از این رو ما نباید چشم بسته و ناآگاهانه و از موضع ِ احساساتی گری ِ کور جای زبان ِ عربی و خود ِ عرب ها را با آخوند و اسلام عوض کنیم و بدانیم آنچه در توضیح المسائل و بر منبر ِ خطابه های آخوندی بر زبان جاری می شود هیچ ربطی نه به عرب ها و نه به زبان ِ عربی ندارد، و آنچه برخی از ایرانی های کم سواد و ساده اندیش به عربییت و زبان ِ عربی نسبت می دهند، در واقع زبان و ادبیات ِ رژیم است. یعنی در واقع این ایدئولوژی ِ متحجرانه ی اسلامی- آخوندی است که در قالب ِ زبان و ادبیات ِ ملاها و شبه ملاها نه تنها به ایرانی ها بلکه به میلیون ها انسان ِ غیر ِ ایرانی تحمیل شده است. باید دانست که: آنچه به واژه ها و اصطلاحات ِ یک زبان به مثابه ِ پل ِ ارتباطی ِ بین الانسانی اعتبار و وجهه ی کاربردی و کارکردی می دهد، بار ِ معنایی و مفهومی ِ ایدئولوژیک ِ آن است و نه خود ِ زبان، چه عربی باشد، چه فارسی، چه روسی یا چینی!. در یک جمله، این ایدئولوژی ِ اسلامی- آخوندی است که باید از مناسبات ِ بین الانسانی طرد و حذف شود و نه زبان ِ عربی و عربییت ِ زبانی!