نظرات در مورد مقالات دیگران 2
برای پرهیز از نوشتن نظرات نامرتبط پای مقالات، به پیشنهاد کابری گرامی و با تشکر از ایشان که نوشتند:
« خوب بود یک جایی داشتیم برای نوشتن نظر در مورد مقالات کمونیستی موجود در اینترنت تا مجبور نباشیم زیر مقالات در مورد مقالات دیگر نظر بنویسیم.
شاید داشتن یک صفحه جدا در روشنگری تحت عنوان “نظرات در مورد مقالات” کمک بود.»
نظرات قدیمی:
آخرین کامنت بعلت طولانی شدن صفحه
—-
خیزش جاری در ترکیه و فرآیند آن – عباس منصوران
—-
مقاله با اشاره به مسائل سیاسی و اقتصادی ترکیه، نتیجه میگیرد که ممکن است جامعه ترکیه وارد یک دوره انقلابی شود که نتیجه مناسب برای او یک دولت دموکراتیک مناسب برای قوم کورد و رهبری شان اوجلان است.
—-
فعلا که میدانیم هواداران اوجلان در سوریه نوکران غربی ها شده اند.
در این مقاله ، ما مجددا همان کلیشه مارکسیستی آی انقلاب دارد می شود، شبیه کلیشه های ارزیابی زن زندگی آزادی را، می بینیم.
مقاله توضیح نمی دهد که خواسته های معترضین ، غیر از آزادی یک سرمایه دار زندانی شده توسط سرمایه داران حاکم، چیست؟!
—-
پرچم در دست معترض نشان میدهند که ماهیت این اعتراضات آلوده به ناسیونالیسم ترکیه است.
چند فاکتور که ممکن است کمک کند بگوئیم این انقلاب مخملی میتواند باشد:
آمریکا اخیرا از اردوغان دفاع کرده.
اروپائی ها به دولت اردوغان اعتراض کرده اند.
سوریه بدست ترکیه افتاده است.
اسراییل نگران تبلیغات ضد اسرائیلی دولت اردوغان است.
اسرائیل تمام زیر ساختهای نظامی مهم سوریه را بمباران کرده است.
دولت اردوغان گفته که دوست دارد به بریسک بپیوندد.
رابطه دولت اردوغان با روسیه بد نیست.
—-
اطلاعات بیشتری از کلیشه های مارکسیستی لازم است.
—-
آنارشیست
در این مقاله:
چالشهای تحولات دموکراتیک در ایران – علی سرکوهی
—-
تز این مقاله این است که دموکراسی در ایران باید فقط از طریق خود مردم ایران باشد نه از طریق فتوحات خارجی ها.
—-
معنای واقعی واژه ها و عبارات مقاله:
– “دموکراسی” مقاله همان دموکراسی مابین سرمایه داران سکولار معتقد به کاربرد داشتن دولت چند حزبی و پارلمانی است.
– “خارجی” در مقاله همان استعمارگر و یا امپریالیست است.
– “خود مردم” در مقاله هست زنان و کارگران برده سرمایه داران سکولار دموکرات جامعه ایران.
– اینکه فقط مردم ایران هستند که باید دموکراسی درست کنند یعنی اینکه زنان و کارگران اعتراض و اعتصاب و شورش کنند(با تمام ریسکها از جمله کتک خوردن، کور شدن، زندان رفتن، شکنجه شدن و اعدام شدن)، تا رژیم سرنگون شود و دولت به اربابان سرمایه دار سکولارشان تحویل داده شود. سرمایه داران سکولار هم با تحویل گرفتن دولت، بر طبق الگوی امپریالیستهای دموکرات غربی، دولت و جامعه شبیه غرب در ایران بسازند.
—-
این آرزوی سرمایه داران کوچک و بزرگ ایران و بخشی از تحصیلکردهای حقوق بگیر، برآورده نمی شود.
وجود احزاب گوناگون طبقه سرمایه دار از طریق اختصاص بخشی از سودشان به سیاست ممکن است. از آنجا که سرمایه داران امپریالیست ده ها هزار برابر ثروت سرمایه داران سکولار ایرانی پول دارند، آنها هستند که براحتی، مستقیم و غیره مستقیم، جامعه سیاسی ایران را مثل شرکتها و زمینها می خرند و عوامل مزدبگیر و زیر میز بگیر خود را به قدرت می رسانند. دموکراسی ایران می شود مثل مثلا مکزیک و پاکستان و هندوستان و غیره که سرمایه دارانش عمیقا از طریق سرمایه های مالی وابسته به امپریالیستها هستند. همانطور که مزد کار ذات بردگی کارگران را پنهان میکند، بانکهای امپریالیستی ذات استعمار را پنهان میکنند. یکی از دلایلی که بریکس درست شده، کوشش برای رهایی از سلطه بانکی سرمایه داران خودی از امپریالیستهای غرب، مخصوصا آمریکا است. نقش دلار الکی نیست، یک قلاده بسیار سنگین است.
پس،
درست کردن دولت مستقل دموکراسی استثمارگران سکولار در ایران ممکن نیست.
—-
حال،
چه ایرادی دارد، دموکراسی الکی و سکولار بهتر از این رژیم است، لااقل مزاحم زنها و جوانها نمی شوند.
متاسفانه،
این آرزو بستگی به این دارد که آن امپریالیستهای حاکم چه روشی را مناسب می بینند، روش طالبانی یا روش مثلا کره جنوبی. حتی در یوزگی افتادن سرمایه داران سکولار ایرانی هم نمیتواند تضمین کند که ایران دموکراسی الکی شود.
—-
آنارشیست
درباره این مقاله:
https://www.cnn.com/2025/03/26/europe/israel-embraces-france-far-right-intl/index.html
اسراییل دست راستی های افراطی فرانسه را می پذیرد، گذشته ضد یهودی بودن آنها را نادیده میگیرد
—-
مقاله توضیح میدهد که سران اسراییل بعلت ضد اسلام بودن احزاب دست راستی افراطی فرانسه، آنها را هم پیمان خود میداند و آن دست راستی ها در کنفرانس مبارزه با ضد یهیودی ها شرکت میکنند.
—-
۱ – این چرخش ایدئولوژیک نشان میدهد که ایدئولوژی یک اختراع است نه محصول خودبخودی روابط اقتصادی. اگر ایدئولوژی از طریق اقتصاد تعیین میشد، آن اقتصاد معین ایدئولوژی معینی را ثابت نگه میداشت و تغییر و تحول اساسی در آن ممکن نبود. ما یک اقتصاد سرمایه داری داریم و ده ها ایدئولوژی حامی آن. رابطه یک به یک نیست، تعیین کننده نیست.
۲ – ضد یهودی بودن نازی ها را باید بعنوان یک خلاقیت فهمید. نظریه ولایت فقیه،مارکسیسم، لیبرالیسم و سایر ترفندهای ارتجاعیون را هم باید به همین صورت فهمید.
۳ – در ایدئولوژی ها دو عنصر ساده وجود دارد، اقتدارگرایی و استثمارگری. برای همین میتوان لیبرالیسم، نازیسم، صهیونیسم، خمینیسم، مارکسیسم دولتی و غیره را ذاتا یکی دانست.
۴ – نقد و نفی ایدئولوژی ها اگر به دو عنصر ثابت ذکر شده نرسد ، اصالت ندارد و بهانه گیری در رقابتهای ارتجاعی است. قربانی این بهانه گیری ها زنان و کارگران هستند و پیروز آنها، اقتدارگران و استثمارگران پیروز.
۵ – مارکسیسم ایدئولوژی سازی از افکار مارکس در راستای دو عنصر ذکر شده است. یک حزب مارکسیستی ابتدا اقتدارگراست، اما با ورود به دولت و یا درست کردن کامل دولت، به هدف نهایی خود که استثمار نیروی کار است، از طریق سرمایه داری دولتی، می رسد. این در عین حال توضیح میدهد که چطور بعضی از مارکسیستها نه با سرمایه داری بلکه فقط با شکل نئولیبرالیستی آن مخالفند. مارکسیسم یکی از انپاع ایدئولوژی های اپوزیسیون سرمایه داری کلاسیک و نئولیبرالیسم امروزی است.
۶ – آنارشیسم کمونیستی ابداع است اما ایدئولوژی نیست چون ظاهر و باطن آن فرق ندارد، دنبال سلطه و استثمار نیست که نظری را ابداع کند که فریب دهد و سیاه لشکر درست کند. آنارشیسم کمونیستی متکی به منطق و علم است نه فلسفه بافی و سیاست بازی. اگر در آنارشیسم کمونیستی سیاست بازی دیدید، آن مرده است.
۷ – چهار تا از آنارکوسندیکالیستهای اسپانیا در دولت جمهوری خواهان شرکت کردند که باعث شد هم جنبش آنارشیستی اسپانیا عقیم شود و هم تمام آن انقلاب علیه ارتجاع سلطنت و فرانکو شکست بخورد.
انارشیست
شیوه ازمایشی امپریالیسم آمریکا:
—-
این مقاله:
https://www.bbc.com/news/articles/c241ezrpg69o
عنوان: ترامپ میگوید اگر معامله تیک تاک تمام شود تعرفه ها علیه چین کم خواهد شد.
—-
اعمال دولت جدید آمریکا را میتوان کاری آزمایشی توسط هیئت حاکمه آمریکا دانست. اینکه، ممکن است رفتارهای اقتصادی سران کمپانی ها را به رفتارهای دولتی تعمیم داد و نتیجه مثبت ارتجاعی گرفت. به عبارت دیگر، چون توده های زن و کارگر تو سری خور و مطیع و خوب بازیچه شده اند، ظرافت سیاسی اصلا ضرورتی ندارد و بهتر است بخشی از سود را به آن اختصاص نداد. این در مسیر اصلاح طلبی نئولیبرالیستی سرمایه داری است. ارزیابی این جریانات این است که جنبش مارکسیستی و کمونیستی آنارشیستی هیچ غلطی نمیتواند بکند و زنان و کارگران کاملا بخوبی خود فروخته اند. اینهم بنوعی اعلام پایان تاریخ است.
پاسخ:
به این سادگی ها نیست. مارکسیسم و آنارشیسم بکنار، معلوم نیست این راهکار جدید از تضادهای درون-ارتجاعی ی که می آفریند جان سالم بدر ببرد. البته، خودشان میدانند ولی توانایی قبول شکست و اصلاح آنرا دقیقا به همان علت مطیع بودن زنان و کارگران دارند.
پس،
راه حل نه دموکراسی خواهی که این وضع را ایجاد کرده، بلکه انقلاب فرهنگی تدریجی و حساب شده آنارشیستی کمونیستی است.
—-
آنارشیست
درباره این مقاله:
عربی نه، اسلامی!
خدامراد فولادی.
—-
۱ – علاقه به خالص کردن زبان فارسی فعلی، هیچ ربطی به اسلام ندارد. این یک تمایل است که در میان فارسها وجود دارد.
۲ – تمایل به غیر غربی کردن زبان فارسی هم وجود دارد مثل درست کردن جایگزین برای لغات انگلیسی، فرانسوی و غیره.
۳ – عربهای جنوب ایران هم میتوانند لغات فارسی را از زبانشان حذف کنند.
۴ – کوردها و ترکها هم میتوانند لغات فارسی را از زبانشان حذف کنند.
—-
تا اینجا نه ایرادی به خالص کردن زبانها میتوان گرفت و نه میتوان گفت رها کردن زبان به اینصورت که لغاتی از قومها و ملیتهای دیگر وارد زبان بشود، واقعیت بدی است.
—-
اما این مسئله زبان فعلا یک وجه سیاسی دارد که واقعی است. وجه سیاسی آن این است که مرتجعین در رقابت با هم از ناآگاهی ها استفاده میکنند تا برای رسیدن به قدرت سیاسی سیاه لشکر جمع کنند. دشمنی با لغات عربی یکی از آن استفاده هاست. آقای فولادی میگوید یک عده با لغات عربی دشمنی دارند چون در حقیقت ضد اسلام هستند. او میگوید این کار اشتباهی است و باید ضد اسلام بود نه ضد عرب و ضد زبان عربی.در اینکه نباید ضد عرب بود، شکی نیست. دیدگاه یکدوره مارکس در ارتباط با مسئله یهود، پاسخ به اسلام ستیزی آقای فولادی هم هست. پاسخ مارکس این است که مذهب را نمیتوان با در خواست و یا با دولت از بین برد. میتوان جمهوری اسلامی را سرنگون کرد، اما سرنگونی جمهوری اسلامی بمعنای نابود کردن اسلام نیست. مارکس آندوره بنظر درست میگفت. کوشش استثمارگران بورژوا لیبرال اروپا هم نابودی مذهب نبود، فقط پشت صحنه گذاشتن آن بود.
حال نظر آنارشیستی در ارتباط با مذهب چه میتواند باشد؟ آنارشیستها همیشه میگویند: نه خدا نه ارباب.
انارشیست
درباره این مقاله:
پیرامون « واقعه ارومیه» – شهاب برهان
—
راه حل ایشون برای جلوگیری از جنگ مابین اربابان ارتجاعی قومها با هم این است:
“… یک ساختار سیاسی دموکراتیک عادلانه و متساوی الحقوق و مبتنی بر توافق طرفین در کشوری چند ملیتی …”
این آرزوی دیرینه اربابان لیبرال دموکرات ایرانی بوده است.
متاسفانه، چون اربابان لیبرال دموکرات ایرانی پول مول کافی ندارند، نمیتوانند نیروئی بوجود بیاورند تا حریف آن اربابانی بشوند که با هم متحد شدند و روی گنجی بنام نفت نشسته اند. آنها دیلیل نمی بییند که درآمد نفت را بین بورژواهای کوچک تر و لیبرال شده تقسیم کنند مگر اینکه سرسپرده باشند و کمی سهم بگیرند.
یک پاسخ این است که چنین کاری میتوان توسط گول زدن زنان و کارگران و کشاندن آنها به بازی های لیبرال صورت پذیرد نه توسط ثروت بدست آمده در سرمایه گذاری.
این پاسخ تنها پاسخ درست است و نیازمند کنار زدن دیدگاههای کمونیستی آنارشیستی در جامعه ایران است. این نیاز ضد انقلابی و ضد بشری در آخر مقاله آمده است:
“برخی از چپ های هپروتی و لاهوتی …رهنمود می دهند که هویت ملی و ناسیونالیسم و فدرالیسم اَخ است و بد است، هویت انسانی و همبستگی شهروندی خوب و شایسته است، … از گوشه چپ ارکستر، ساز ناسیونالیسم تک ملیتی ایران را می نوازند…”
پاسخ به این چرندگوئی این است که:
مقاله نوشتن خوب است اما دروغگوئی بسیار کثیف و جنایتکارانه است.
کجا در آنارشیسم کمونیستی این ایده وجود دارد که قومگرائی بد است چون ناسیونالیسم تک ملیتی خوب است؟
ما آنارشیستهای “هپروتی” و “لاهوتی” معتقدیم که تعلیم و تربیت کمونیستی آنارشیستی خلاف قومگرائی است چون ما زنان و کارگران همه قومها در از بین بردن مردسالاری و بردگی مزدی و امپریالیسم و سایر اشکال ارتجاع منافع مشترک داریم. نظر ما این است که قوم گرائی و ملی گرائی متعلق به زنان و کارگران نیست بلکه متعلق به اربابان استثمارگر است. این اربابان در رقابت با هم باید حد و قلمرو تعیین کنند تا بتوانند برای استثمار و ثروت اندوزی ثبات بوجود بیاورند.
آنارشیست
چند نکته اضافی در ارتباط با نقد مقاله آقای فولادی،
آیا رژیم جمهوری اسلامی ارتجاعی است؟
آری، چون مردسالار است، از بردگی مزدی برای انباشت ثروت استفاده میکند، چون صرفا ضد اسرائیل است نه ضد امپریالیسم، چون با سیستم هیراشی کار میکند، چون تعصب مذهبی اسلامی روایج میدهد و چون تبهکاران در آن آزاد تر از غیر خودی ها هستند.
آیا جمهوری اسلامی را میتوان سرنگون کرد؟
مطمئنن چنین کاری ممکن است اما الزاما کار درستی نیست چون آنچه که بعد از این رژیم می آید مهم است. فعلا سرنگونی طلبها ایده های آزادیخواهی ندارند و برای همین زنان و کارگران بهتر است برای تحمیل نظرات و رفتارهای خود به حاکمیت عمل کنند اما همزمان با ایجاد تشکلات غیر علنی و نیم علنی زیرساختهای انقلاب آنارشیستی کمونیستی را شکل دهند.
آیا سرنگونی آنارشیستی کمونیستی جمهوری اسلامی دوام خواهد آورد؟
خیر، بدون شکل گیری منطقه ای و جهانی آنارشیسم کمونیستی، سرنگونی جمهوری اسلامی کسی را ازاد نمیکند و زنان و کارگران بیشتر درگیر جنگ و خونریزی خواهند شد.
پس روند انقلاب امری طولانی است؟
آری.
اگر رژیم توسط دموکراسی خواهان سکولار و یا امپریالیستها و یا بلشویکها و غیره سرنگون شد چطور؟
رویکرد انقلابی آنارشیستی کمونیستی تغییر نخواهد کرد چون انقلاب آنارشیستی سرنگونی نیست بلکه ساختارسازی فرهنگی ضد اقتدارگرایی است. این روند در اروپا و آمریکا و بقیه مناطق سکولار جهان بصورت آگاهانه ای در جریان ست و چاره ای جز این وجود ندارد. این نحوه برخورد ثبات اخلاقی و دقت علمی انقلاب را حفظ کرده ، تکامل میدهد.
انارشیست
قسمت دوم
عقاید آقای فولادی نه محتوای منطقی علمی دارد و نه نتیجه آن آزادی برای زنان و کارگران ایران است. تمام مقالات آقای فولادی در خدمت اربابان لیبرال دشمن کارگران نوشته شده است. بحثهای او در ارتباط با مارکسیسم برای این شکل گرفته که کارگران دنبال انقلاب کمونیستی آنارشیستی نروند و اربابان لیبرال را تقویت کنند.
—-
دیدگاه آقای فولادی ایرادات دیگری هم دارد که مربوط است به عملکرد جنایتکارانه لیبرال دموکراسی در تاریخ.
—-
نویسنده این کامنت،برخلاف چپ رایج معتقد نیست که زنان و کارگران ایران باید همین الان رژیم را سرنگون کنند. دلیل این قضیه این است که زنان و کارگران آگاهی کمونیستی انارشیستی و تشکلات لازمه را ندارند و موفقیت آنها، آنها را آزاد نمیکند و فقط هزینه بیهوده میدهند. کار درست، فرهنگ آنارشیستی کمونیستی سازی علیه هر نوع ارتجاع در ایران است، از جمله ارتجاع امپریالیستی.
—-
آنارشیست
درباره این مقاله آقای فولادی:
چگونه پرو رژیم ها چپ ِ ضد ِ رژیم را فریب می دهند
خدامراد فولادی
قسمت اول
—-
این مقاله نقد مارکسیسم ضد دموکراسی اربابان سرمایه دار سکولار در ایران و جهان است. استدلال او این است که جامعه ایران باید سرمایه داری با رژیمی دموکراتیک باشد. ایشون دلیل این باید را این میداند که اگر مارکس و انگلس زنده بودند همین ایده را در ارتباط با ایران داشتند.
—-
مقاله بر اساس یک پیش فرض اشتباه است و آن این است که هر چه مارکس و انگلس گفته اند درست است. در منطق به این میگویند: مغلطه بر اساس استناد به آتوریته. در علم از این رویه استفاده نمی کنند. این روش یکی از روشهای آدمهای تحصیل نکرده، تبهکاران، مذهبیون متعصب، نژادپرستان، سرمایه داران و استعمارگران است.
مقاله میتوانست بحثی علمی ارائه کند به اینصورت که توضیح دهد چرا کارگران ایران باید برای انقلاب کمونیستی در ایران فعالیت نکنند و بجای آن از اربابان سکولار دموکرات خود دفاع کنند و آنها را به قدرت برسانند.
در ارتباط با چپ بلشویک ضد دموکراسی، گرچه بلشویکها خودشان به استثمارگران کارگران تبدیل شدند، اما در این ایده که سوسیال دموکراتها و لیبرالهای سرمایه داری خائن به طبقه کارگر بودند، چون آنها را در جنگهای ملی و امپریالیستی به جان هم می انداختند، کاملا بالحق بودند. این ایده بلشویکی از مشاهده و تحربیات غیر قابل انکار برداشت شده بود و اکثر آنارشیستها هم همین ایده را داشتند.
حال، آیا چپ ضد دموکراسی اربابان سرمایه دار آزادی خواه نیستند؟
اگر چپ ضد دموکراسی اربابان سرمایه دار در مبارزه با استثمارگری سرمایه داری ثابت قدم باشند، صد در صد آزادیخواه هستند.
بهترین نماینده نظری این ثابت قدمی کمونیسم آنارشیستی است.
در کمونیسم آنارشیستی، آزادی فردی به اندازه آزادی جمعی مهم است و دروغ آزادی فردی لیبرال دموکراسی را افشا میکند چون لیبرال دموکراسی نه تنها آزادی اقتصادی کارگران را از بین می برد بلکه بر طبق قوانین اقتصادی سرمایه داری، کارگران را فقیر و عاجز و اسیر سرمایه داران میکند.
پایان قسمت اول