Comments

راه جبران مردمگرایی مبتذل دیروز، تقابل با مردم امروز نیست / محمد علی اصفهانی — 8 دیدگاه

  1. در ارتباط با تهدید ترامپ و پاسخ خامنه ای و راه حل ضد اسرائیلی خامنه ای.

    همانطور که در صدها کامنت توضیح داده شده، راه حل زنان و کارگران منطقه برای رفاه و آسایش، بر خلاف نظر خامنه ای که از بین بردن اسرائیل است و بر خلاف نظر سران کشورهای امپریالیستی که هست سلطه داشتن بر اهالی خاورمیانه ، انقلاب آنارشیستی کمونیستی است.

    این نوع انقلاب راه حل است چون ما زنان و کارگران تمام جوامع از یک ‌نوع و نژاد هستیم و تفاوتهای ظاهری ما نوعی زیبایی است که اقتدارگرایان و استثمارگران آنها را بصورت زشت جلوه میدهند تا ما را گوشت دم توپ جاه طلبی های خود کنند.

    بعد از پیروزی انقلاب آنارشیستی کمونیستی، اقتدارگرایان و استثمارگران و استعمارگران دیگر مشغول پرحرفی و اعمال زشت خود نخواهند بود. آنها مثل همه ما هر روز صبح از خواب بیدار می شوند و می روند سرکار. سرکار ارباب و سیستم فرماندهی اش وجود نخواهد داشت، کسی هم مالک وسایل تولید نخواهد بود. چه روند تولید و چه توزیع محلی و جهانی آن از طریق هزاران و یا میلیونها تشکل کلکتیو و شورایی صورت میگیرد. بعد از ارائه نیروی کارشان در خدمت جامعه بشری، اربابان سابق، به خانه برگشته و مثل همه زندگی میکنند و دیگر دولتی وجود نخواهد داشت که آنها در آن برای سرنوشت دیگران تصمیم گیری کنند. تنبیه بزرگ آنها مثل ما بودنشان است، آنها نمی خواهند مثل ما کار کنند و نیروی کارشان را در خدمت هم نوع خود قرار بدهند. فلسفه بافی ها و سیاست بازی های آنها همه فرار از این واقعیت است که مثل ما هستند، ما زنان و کارگران جهان.

    اگر ما زنان و کارگران سعی کنیم در ارتباط با حامعه هم علمی و منطقی فکر کنیم که چندان مشکل نیست ، نه خرافی و شبهه علمی، پیروز خواهیم بود، در غیر اینصورت قربانی ناآگاهی و جهل خود باقی خواهیم ماند. هیچ پدیده مصنوعی و اجتماعی ی نیست که از قبل بصورت تصور در ذهن انسان ساخته پرداخته نشده باشد. جامعه آنارشیستی کمونیستی قابل تصور و ساخته شدن است

    پیروزی دور نیست، استعداد هیچ چیز و پیگیری همه چیز است. باید در نقد و نفی ارتجاع پیگیر باشیم.

    آنارشیست

  2. دنیای غارتگرانه و شیادانه و جنایتکارانه اربابان (امروزه مردان مردسالار و سرمایه داران) جامعه فقط از طریق انقلاب آنارشیستی کمونیستی نابود می شود. بقیه انواع انقلاب بعلت ذات اقتدارگرایانه شان ، جعلی هستند.
    بینش و عمل آنارشیستی- کمونیستی به این دلایل تنها آلترناتیو معقول است:
    – یک انقلاب فرهنگی انسان شناسانه علمی است، صرفا سرنگونی سیاسی نیست.
    – با اخلاق و اعمال بد که نسبی نیست و معیارهای مطلق دارد، مثل دروغ گفتن، استثمار کردن، زور گفتن، از پشت خنجر زدن، جنگ و کلا سیاست، سازش ندارد .
    – اقتصادش منطقی و علمی است، یعنی منطبق بر شواهد عینی.
    – دولت درست نمیکند که یک عده شیاد و حراف را رئیس و ارباب کند.
    – متحد کننده نوع بشر است ، حول آسایش و آرامش .
    – تاریخ را خوب و علمی می فهمد.
    – در تضاد با خوشبینی کودکان نیست و بزرگ سال شدن در آن فاجعه نیست.
    – قادر است جمعیت را کوچک و محیط زیست را اصلاح کند.
    – سیستم اسارت نسبی سلسله مراتبی درست نمیکند که همه در آن روانی باشند.
    – تبهکار در آن تشویق و تقویت نمیتواند بشود چون روابط اجتماعی بسته و سری نیست.
    آنارشیست

  3. عنوان کامنت قبلی را میتوانید با این عوض کنید:
    سگ دم تکان می دهد و برای ارباب واغ واغ میکند، ارباب خوشش می آید که بلاخره یک برده وفادار دارد.
    آنارشیست

  4. درباره مسئله ۵۷ ی

    جامعه به استثمارگر و استثمار شونده، تحت سلطه و دارای سلطه تقسیم شده.

    وقتی که میگوئیم ۵۷ ی منظور کدام ۵۷ ی است؟

    اگر منظور قسمت استثمارگر و صاحبان سلطه است، یعنی سرمایه داران اسلامی و حکومتشان و یا شاه و بقیه سلطنت طلبان و دوستان و نزدیکان سرمایه دار و حتی نوکر و کلفتهای بازنده شان و یا سرمایه داران غرب و شرق، همه شان میدانند که دنیای ارتجاعی بودن فقط این نیست که آدم کش جمع کنی و تو سر زنان و کارگران ببی سلاح و متحد نشده بزنی، آدم کش جمع میکنند و در رقابت با خود تو، تو سر خودت و نوکر کلفت هایت می زنند. این قانون زندگی مرتجع بودن است. بپذیر یا بمیر.

    اگر منظور از ۵۷ ی زنان و کارگران است، ارتجاعیون، خمینی، شاه، ترامپ و اربابان سرمایه دارشان، همه با هم در اینکه زن و کارگر باید ناآگاه بمانند و از دنیای حاکمیت و سیاست چیزی ندانند و بردگی کنند، کاملا متحدند. در حقیقت، امکان ندارد که وقتی زنان بخواهند ریشه شر مردسالاری و کارگران بخواهند ریشه شر سرمایه داری و امپریالیسم را در بیاورند و به اشغال دونی تاریخ بیانذازند، با هم علیه آنها متحد نشوند. صد در صد متحد می شوند.

    پس می بینیم که ۵۷ ی برده داریم که دوست خوب و زیبا و بالقوه انقلاب هستند و ۵۷ ی ارباب متعفن که دشمن انقلاب اند.

    سرنوشت اربابان به انتخاب خودشان بستگی دارد، بما چه که در خارج آواره هستند و اهالی درجه دو حساب می شوند. تو سر کارگر و سرمایه دارایرانی نمی زدند. به ما چه که ترامپ گفته بمباران شان میکند.

    اگر ۵۷ ی ها ذوق زده از پیروزی ترامپ و اسرائیل، فکر میکنند که دوران بازگشت آنها فرار رسیده، خواب خوش.

    در حقیقت یک سیاه چال بزرگ در انتظار آنهاست چون اگر عرضه داشتند یا سرنگون می کردند و یا همان رژیم خود را نگه میداشتند. اربابان شرق و غرب ، اگر به سرنگونی راضی شوند، برنامه دیگری برای جامعه ایران دارند. کسی قرار نیست بقایای سلطنت و مجاهد را برگرداند. بهترین کاندید برای آنها اصلاح طلبان رادیکال هستند. هم باید اسلام بماند، هم سیستم مدرن اقتدار و استثمار فلسفه بافی شود و هم دشمنی نداشته باشی که دنبال انتقام باشد. قهرمان هم که دارند، موسوی، کروبی و زنان زندانی فعلی.

    آنارشیست

  5. کسانی که داخل ایران زندگی میکنند و از خودخواهیها و توهمات رایج در میان اپوزیسیون خارج از ایران دور هستند ظرافتهای هنرمندانه به کار رفته در این مقاله که نویسنده آن بعنوان یک فعال سیاسی و روزنامه نگار کهنه کار در جریان وقایع فتنه ۵۷ بوده اند را متوجه میشوند.
    ایشان خود را پنجاه و هفتی و مقصر میبینند، اما ما همه کسانی که در آن فتنه حضور داشتند را پنجاه و هفتی نمینامیم. پنجاه و هفتیها از نظر ما آنهایی هستند که به قول ایشان در قسمتی از مقاله:
    «مفتخرانه شاهکار تاریخی خود را به رخ قربانیان می‌کشند و آن را چون دشنامی آلوده و خیس به سر و روی آن ها پرتاب می‌کنند، و آنگاه اگر پاسخی در خور یا نا در خور دریافت کنند، داد و هوار سر می‌دهند که چرا تفرقه می‌اندازید و آب دهانی را که به سر وروی شما پرتاب کرده ایم با دستمالِ ضد عفونی نشده و بدون رعایت نکات بهداشتی پاک می‌کنید.»

    من شخصا به شاهزاده برای دوران گذار به پادشاهی یا جمهوری به انتخاب مردم در رفراندم بعد از پیروزی اعتماد دارم، اما از انتقادات مسئولانه ای که از ایشان در بخش پایانی مقاله (و اما دو کلام هم در مقام ختم مقال) شده گزیده نشده ام و با بیشتر آنها موافقم.

  6. نویسنده فکرمیکند چون خودش مطالب منافقین را میخواند هنوز که هنوز است منافقین در ذهنیت آن کارگر وآن حلبی آباد نشین وآن خانم خانه دار و…آن مردم وجود دارد.
    سالهاست که اشغالگران اسلامی حاکم بر ایران و همان “بقول نویسنده” جناح های نا متعارف امپریالیسم درراستای ترساندن ایرانیان ازجانشینی منافقین با یک دیگرهمکاری دارند اما نتوانسته اند سر سوزنی توجه ایرانیان را بدانها معطوف وآنها رااز ترس لولو خانه نشین کنند.
    اما در مورد روی خوش “بقول نویسنده” جناح های متعارف امپریالیسم به شازده رو دست مانده ما ایشان هیچ فاکتی در مورد روی خوش آنهاارائه نمیکند.
    بنابراین این نظر وادعای نویسنده است ونه یک واقعیت عینی قابل مشاهده.
    منشاء تقسیم بندی امپریالیسم به متعارف ونا متعارف نویسنده نگاه کهنه به امپریالیسم بخاطر نداشتن تصویری مادی از تضاد نهادینه شده در گلوبالیسم یا همان دیکتاتوری دیجیتالی انترناسویانیالیزم سرمایه با هر نوع به اصطلاح ملی گرائی ولو ملی گرائی ارتجاعی شیعی شازده رو دست ما مانده ودر کل تضاد آن با هرنوع هویت وملیت انسانهامیباشد.
    اما در مورد تائید نگاه “همه با هم” شازده از سوی نویسنده البته با کلمات دیگرباز هم درتضاد با واقعیت دو قطبی موجود در جامعه میباشد.
    در معنی تنها ماندن ایرانیان در جنبش زن زندگی آزادی خود به تنهائی دو قطبی بودن را نشان داد و جائی برای نظرات ذهنی باب میل برخی اندرجمع اضداد(مسلمان وایرانی) باقی نگذاشت.
    اگر روشنگری این را درج نمود واگر نویسنده بجای اتهامات همیشگی حاظربه تبادل نظر بویژه در مورد دوقطبی بودن جمعیت ایران باشد بسیار بهتر است.

  7. تحلیلی که بناش بر «…جناح های متعارف امپریالیسم، با محاسبهٔ منافع خود، نسبت به رضا پهلوی نظر مثبتی دارند، و او را به صفت یک نمایندهٔ راستِ میانه…» گذاشته شده و در «راه جبران آن اشتباه»، شعار «مرگ بر سه مفسد…» منزل شازده، قول رعایای عاریایی در حضور ارباب ومنزل به «نبش قبر مصدق و مجاهد وتوده‌ایها و سوزوندن استخونهای اونا» و ملاقاتهای شازده با امثال نتانیاهوی جنایتکار رو نمیبینه، متأسفانه انگار که از ترس فرقه رجوی و «جبران آن اشتباه»، داره از پس بوم به جای بمراتب بدتری میافته!

    من پیشترها توی همین حاشیه نویسیها، مقایسه کارنامه عملی جنایتکاری حاکم با استبداد کودتایی وابسته فاسد شاهنشاهی رو نوشته بودم… و اضافه بر اون اینکه بنظر من از مهمترین درسهای انقلاب ۵۷ اینه که همیشه راه سومی مستقل از دارودسته‌های تاریخاً اثبات شده، مستبد، کودتاچی، وابسته و فاسد و… همیشه راه سوم رو باید جست و رفت.
    افسوس و هزاران افسوس!

  8. جامعه کمونیستی آنارشیستی چه جامعه تک بعدی گرا (غیر تگثرگرا”) ست که:
    در آن استثمار نیروی کار،
    سلطه و زورگویی،
    آدمهای ثروتمند زیبا و ‌تمیز و حمام رفته،
    گانگستر،
    بمب اتم ساز و انداز،
    جت جنگنده،
    بمب افکن،
    بمب شیمیائی،
    فقر میلیاردی،
    کاخ،
    زن بازی،
    از پشت خنجر زدن،
    تبعیض نژادی های گوناگون،
    سیاست بازی،
    خرافات گوناگون، از جمله مذاهب،
    سر بریدن حیوانات،
    اشغال محیط زیست حیوانات،
    شارلاتان،
    شکنجه گر،
    نابودی محیط زیست و‌سایر زیبائی ها متنوع اینچنینی،
    وجود نخواهد داشت.
    در جامعه تک بعدی (غیر متکثر) آنارشیستی کمونیستی،
    آدم دلش برای شاه،
    بانک دار،
    کشیش و آخوند،
    سیاستمدار شیاد،
    سرمایه داران گوناگون و متنوع،
    خمینی
    رضا پهلوی،
    رضا شاه،
    محمد رضا شاه،
    آقای اصفهانی،
    واقعا تنگ می شود،
    چه جامعه خسته کننده ای است جامعه آنارشیستی کمونیستی!
    —-
    آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>