لنین؛ سومین ستاره جهانبینی کمونیسم علمی
آرام بختیاری
LENIN. W.I (1870´- 1924)
لنین در دنیای وانفسای بحران فرهنگ گلوبال!
لنین (1924-1870 م)، تئوریسین نابغه انقلابی، مبارز حرفه ای آشتی ناپذیر، پایه گذار حزب کمونیست روسیه، و رهبر شناخته شده پرولتاریای بین الملل، مهمترین ادامه دهنده نظرات مارکس و انگلس در پایان قرن 19 و آغاز قرن 20 میلادی بود. او خصوصیات و قانونمندی عصر امپریالیسم، آغاز بحران نظام سرمایه داری، و شورش جنبش های آزادی بخش در کشورهای نیمه مستعمره در جهان را آنالیز و حمایت نمود. آغاز جهانبینی لنین زیر تاثیر “گروه کار” پلخانف بود. خانواده لنین تحت تاثیر ارزشهای جنبش روشن گری دهه 60 قرن 19 میلادی سیاسی شد و برادرش بدلیل عضویت در سازمان انقلابیون خلقی نارودنیکی و شرکت در ترور تزار در سال 1887 اعدام گردید. لنین بعد از یکسال زندان و تبعید به مطالعات سیستماتیک ادبیات سیاسی جنبش دمکراتهای انقلابی روسیه پرداخت. بعد از آن مخالفتش با سیستم تزاری و با نظام سرمایه داری عمیقتر گردید. او زمانیکه به وحدت تئوری علمی مارکسیستی و جنبش پرولتاریای انقلابی دست یافت، رهبر جنبش کارگری روسیه شد.
لنین در طول 30 سال عمر انقلابی و حرفه ای در نظر و در عمل، حدود 9000 صفحه مطلب بشکل مقاله، کتاب، اعلامیه، و نامه نوشت که به دهها زبان خارجی ترجمه شده اند و شامل گنجینه ای از اندیشه و تجربه انقلابی و خلاقیت تئوریک میباشند که موجب رشد مارکسیسم و سوسیالیسم علمی گردید و بعدها عنوان ” لنینیسم ” بخود گرفت. لنینیسم به معنی عبور از عصر کاپیتالیسم به دوره سوسیالیسم، و روش تفکر و عمل انقلابی نیز است. لنین به جنبش انقلابی کارگری در قرن 20 تکانی مهم داد و مبارزه علیه ایدئولوژی بورژوایی و اپورتونیسم را پیش برد، موجب وحدت عمل و نظر انقلابی گردید، انترناسیونالیسم و مبارزه قاطعانه علیه امپریالیسم، شونیسم، و ارتجاع سیاسی را در لباس لنینیسم وارد مارکسیسم در قرن 20 نمود. او میگفت تئوری علمی باید راهنمای عمل انقلابی باشد. وی سعی میکرد نظرات اجتماعی اش را با جنبش انقلابی و با مبارزه طبقه کارگر و تودههای مولد برای دمکراسی و سوسیالیسم با هم متحد سازد.
با تبدیل شدن جنبش کارگری به جنبش سراسری تودهها، لنین به اهمیت انقلابی بورژوا-دمکراتیک پی برد و به آنالیز ساختارهای طبقات گوناگون در جامعه روس پرداخت. نقطه مرکزی اصول نظری لنین تکمیل آموزشهای مارکسبستی پیرامون سه مقوله مهم: حزب انقلابی، طبقه کارگر، و دولت نوین است. او در باره سازماندهی و تاکتیک جنبش بین سالهای 1901/1905 میلادی آثار زیر را منتشر نمود: از کجا آغاز کنیم؟ چه باید کرد؟ یک قدم به پیش، دو قدم به پس- و مقاله هایی در روزنامه ایسکرا بین سالهای 1903-1900، پیرامون: تشکیل حزب بلشویک در سال 1903، در مخالفت با احزاب اپوزتونیستی انترناسیونال دوم. در دوره انقلاب بورژوا دمکراتیک روسیه، و در کتاب “2 تاکتیک سوسیال دمکراسی در انقلاب دمکراتیک” در سال 1905. در مرکز توجهات نظری و عملی لنین، اوضاع حزب طبقه کارگر قرار گرفت.
در سالهای شکست انقلاب بین 1907-1910تاثیر اندیشه های بورژوایی و فلسفه ایده آلیستی روی حزب و روی جنبش کارگری شدید شد. از طریق اندیشه های جناب ماخ، ایده آلیسم و ذهنگرایی جناب آفناریوس کوشیده شد فلسفه مارکسیستی را کنار بزنند. لنین از طریق انتشار کتاب “ماتریالیسم وانتقادگرایی تجربی” در سال 1908، مهمترین اثر فلسفی اش، توانست اسکولاستیک تئوری شناخت فلسفه بورژوایی در مبارزه طبقاتی را افشا کند. وی به آنالیز و نقد به اصلاح “بحران فیزیک” ماخ پرداخت و کوشید دست آوردهای علوم تجربی را در علوم انسانی عمومیت دهد. وی از طریق جدل با تفکرات ماخیسم به عمیق کردن فلسفه مارکسیسم برای تفاهم یک سری مقوله های فلسفی مانند: ماده، زمان، مکان یا فضا، حرکت، حقیقت، قانون علیت، ضرورت، و آزادی، پرداخت.
با کمک این مفاهیم و مقوله ها، لنین به نقد نظرات ماخ؛ که در پایان بخشی از تاریخ فلسفه شد، همت گذاشت. او به نقد فلسفه ذهنی ایده آلیستی فیلسوفانی مانند: برکلی، هیوم، کانت، و نئوکانتی ها، و به دفاع از دلایل ماتریالیستی-دیالکتیکی اندیشمندانی همچون: دیدرو، دتیزگن، فویرباخ، و چرنیشفسکی نیز پرداخت. لنین بین سالهای 1910 و 1914 میلادی به تکمیل مارکسیسم پیرامون موضئعات ملی و حقوق خلقها در چهارچوب شوروی آنزمان پرداخت. او در سال 1916 تئوری “امپریالیسم،آخرین مرحله سرمایه داری” و تئوری مارکسیستی انقلاب سوسیالیستی، 1915 مقاله شکست انترناسیونال دوم، 1916 برنامه جنگی انقلاب پرولتری، راه حل دولتهای متحد اروپا، و کتاب ” مارکسیسم پیرامون اقتصادگرایی امپریالیستی” را منتشر نمود. همه آثار لنین متکی به دیالکتیک ماتریالیستی هستند؛ از جمله بخش اصلی آثار وی مانند: دفترهای فلسفی که پیرامون فیلسوفان مهم مانند: ارسطو هگل، فویرباخ، دتیزگان، است. توانایی و نبوغ فکری لنین را میتوان در اندیشه دیالکتیکی و در دیالکتیک ماتریالیستی وی مشاهده نمود.
لنین در حوزه زیبا شناسی، استتیک و تئوری فرهنگ مارکسیستی جانبدار ادبیات و هنر با محتوای انتقادی اجتماعی رئالیستی هومانیستی با خلاقیت هنری است و خواهان وابستگی فرم و محتوا برای ساختار جامعه و انسان نوین کمونیستی است. او طراح تئوری و وظایف انقلاب فرهنگی و نظریه فرهنگ سوسیالیستی و جمعی برای گذار و عبور نظام کاپیتالیستی به سوسیالیسم بود. مجموعه آثار وی شامل: پایه گذاری اصول مارکسیستی جانبدارانه در فلسفه و حمایت از یک جهانبینی فلسفی و ماتریالیستی است و میگفت: فلسفه همیشه همچون 2700 ساله گذشته جانبدارانه و طبقاتی بوده و حامل مبارزه میان دو فلسفه ایده آلیستی و ماتریالیستی است. ماتریالیسم تاریخی-دیالکتیکی تنها فلسفه و جهانبینی مترقی انسان مدار و علمی است. کوشش فلسفه بورژوایی مدام این بوده که خود را ورای ایده آلیسم و ماتریالیسم قرار دهد ولی آن چیزی نیست غیر از اینکه ایده آلیست و ذهنی بودن خود را مخفی کند. وجود یک علوم انسانی و اجتماعی غیرجانبدارانه در یک جامعه طبقاتی بورژوایی غیرممکن است. در مجموعه آثار لنین میتوان: صفات انقلابی پرولتری، فهم و درک قوی، اراده عظیم انسانی، تنفر مقدس علیه برده گی و استثمار انسان، شور و شوق انسانی، انترناسیونالیسم و جهانوطنی قاطعانه، باور بی کران به نیروی خلق، و سازماندعی عظیم، را مشاهده نمود.
تئوری انقلابی و اجتماعی لنین شامل 3 موضوع: دولت، حزب، و دیکتاتوری پرولتاریا است. رشد و تکامل فلسفه مارکسیستی لنین بین سالهای 1912 و 1917 متکی به آثاری مانند: مکاتبات مارکس و انگلس، کارل مارکس، دفترهای فلسفی بین 1914 و 1916، دولت و انقلاب، منطق و تئوری شناخت مارکسیسم، نقد منشویکها و کاتوتسکی، و فرصت طبقات اجتماعی انترناسیونال دوم بود. لنین پیوسته از شعار و خواست: وحدت تئوری و عمل، اتحاد فلسفه و سیاست، و بعد از انقلاب اکتبر، از تکامل کمونیسم علمی سخن میگفت. او از سنت های دیالکتیک و ماتریالیسم در مبارزه علیه جریانات اپورتونیستی و تکمیل منطق دیالکتیک، متد و روش شناسی، و قانونمداری عبور از کاپیتالیسم به سوسیالیسم، دفاع میکرد. او در سال 1918 میلادی کتاب “انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد” و در سال 1920 کتاب “رادیکالیسم چپ و بیماری کودکی در کمونیسم” و در سال 1921 کتاب ” اشتباهات بوخارین و تروتسکی” و در سال 1922 کتاب “اهمیت ماتریالیسم” را منتشر کرد. در مرکز توجه لنین همیشه دفاع از مارکسیسم و تکامل آن قرار داشت.
در به اصطلاح وصیتنامه لنین میتوان آنالیز همه جانبه فلسفه مارکسیسم در رابطه با تجربه تاریخ نوین انسان و جنبش کارگری انقلابی و پیشرفت عظیم علوم تجربی را مشاهد کرد. نخستین اثر او کتاب “دوستان خلق کدامند؟” از سال 1894، و آخرین اثر وی در سال 1922 میلادی منتشر شدند. موضوعاتی که لنین وارد فلسفه مارکسیسم نمود عبارتند از: عمیق کردن تئوری ماتریالیستی مارکسیسم. او در پایان قرن 19 مقوله انقلاب را وارد تجزیه و تحلیل روش علوم تجربی کرد و تصور و تصویری از مفاهیمی مانند: ماده، حرکت، زمان، مکان، به مبارزان داد، و میگفت علوم تجربی زمان اش ، خود یک مفهوم هستند که منبع ومادر ماتریالیسم دیالکتیکی نیز میباشند. لنین مدعی بود ماده یک مقوله فلسفی برای نشان دادن واقعیت عینی است.
از دیگر کارهای لنین: توضیح دیالکتیک، فرموله کردن بنیاد فهم مارکسیستی منطق دیالکتیکی، طرح خصوصیات پروسه دیالکتیک شناخت،و عمیق نمودن درک فلسفی تضادهای منطق بود. برای آنالیز دیالکتیک ماتریالیستی، لنین غیر از منابع مارکسیستی، از دیالکتیک ایده آلیستی هگل و ایده های هراکلیت، لایبنیتس، و فیلسوفان دیگر استفاده کرد. او میگفت کتاب کاپیتال مارکس خصوصن جلد نخست آنرا نمیتوان بدون منطق هگلی کاملن درک کرد. دیالکتیک هگل در تاریخ سیر اندبشه نبوغ آمیز است. نبوغ مارکس درک دیالکتیک ایده آلیستی هگل با متد ماتریالیستی.انتقادی، و فیلتر کردن آن از عرفان مسیحی و از ایده آلیسم، و قرار دادن آن از سر به روی پاها بود. لنین میگفت دانش انسان حتی نسبی است و نه مطلق؛ چون آن ناشی از تضاد ابدی ماده در حال تغییر و تحول است که مهمترین خصوصیت آن میباشد. آگاهی انسان تنها منعکس کننده جهان عینی نیست بلکه تولید کننده آن نیز است.
لنین از این طریق ماهیت دیالکتیک مارکسیسم را بشکل نظری و روش تحول جهان و شناخت انسان از هم شکافت و موجب تکامل دیالکتیک ماتریالیستی شد. نکته مهم دیالکتیک این است که مبارزه اضداد نیروی محرک و دلیل هر حرکت و جنبش است و وحدت اضداد : موقت، گذرا، نسبی، و مشروط میباشد ولی مبارزه اضدا با همدیگر امری مطلق است. به این دلیل لنین سهمی مهم در فهم ماهیت شناخت؛ مخصوصن نقش عمل و تجربه و عینی بودن حقیقت در پروسه درک شناخت دارد و میگفت دیالکتیک حقیقت نیز میتواند نسبی و یا مطلق باشد. اهمیت نقش لنین در تکامل تئوری شناخت ماتریالیستی دیالکتیکی موجب شد که سوسیالیستها مدعی وجود سیستم لنینیستی شدند. دست آورد دیگر نبوغ لنین طرح وحدت و اتحاد 3 مقوله: منطق، دیالکتیک، و نظریه شناخت، است. تئوری ماتریالیسم تاریخی در آثار لنین از طریق تجربیات وی توسعه داده شد. ماتریالیسم تاریخی مارکس بر اساس درک جامعه و تاریخ وی بود. لنین آنرا بعنوان اساس تحول انقلابی در نگاه فلسفی تاریخ و تفکر اجتماعی ارزشیابی می نمود.
از دیگر زحمات فکری لنین: تعریف علمی از طبقه اجتماعی، توضیح نقش کارگران بشکل رهبر و هژمون انقلاب اجتماعی دمکراتیک، تاکید روی ضرورت اتحاد کارگران و دهقانان و سایر اقشار دمکرات در مبارزات اجماعی، اشاره به تنوع و اشکال روشهای مبارزه طبقاتی در راه انقلاب سوسیالیستی، ادامه تکامل نظریه ملیت ها و پرسشهای هویت ملی در عصر امپریالیسم و توضیح اصول انترناسیونالیسم کارگری، از جمله مهمترین دست آورد نبوغ لنین بودند. نقش مهم لنین در اصول و نظریه های آموزشی مارکسیستی مانند: آته ایسم علمی، اخلاق، اسستیک، و نظریه فرهنگ قابل توجه است. معیار عینی اخلاق کمونیستی، مبارزه برای پیروزی جنبش کمونیستی یا بقدرت رسیدن طبقه کارگر است.