پدیده “عجیب” بابک زنجانی از زبان دو «اصلاح طلب»
اعتراض زیدآبادی به پدیده عجیب بابک زنجانی/ همه چیز گویی در لایهای از رمز و راز و اسرار مگو در آمده است!
فرارو / احمد زیدآبادی، روزنامهنگار، در کانال تلگرامی خود نوشت: این بابک زنجانی چه نوع پدیدهای است؟ ماجرای تجارت و بازداشت و آزادی و فعالیت او دقیقاً چیست؟ چه روابط و مناسباتی دارد؟ از کجا حمایت میشود؟ از چه ناحیهای مورد حمله و خصومت قرار میگیرد؟
برای فهم روشن و داوری منصفانه در بارهی او دانستن پاسخ همهی این پرسشها لازم است، اما همه چیز گویی در لایهای از رمز و راز و اسرار مگو در آمده است!
اگر او فعالیت اقتصادی متعارفی داشته چرا دستگیر و به اعدام محکوم شده است؟ و اگر اهل فساد و زد و بند بوده، چرا اکنون دوباره در عرصههای مختلف فعال شده است؟
داستان او واقعاً چیست؟ چرا همه چیز در مورد او اینطور مافیاگونه جلوه میکند؟ چرا توضیح واضحی در بارهی فعالیتهای اقتصادی او داده نمیشود؟
آیا او چنانچه خود و اطرافیانش ادعا میکنند مثل برخی دیگر از فعالان موفق بخش خصوصی قربانی استعدادش شده است؟ یا چنانچه مخالفانش میگویند در فساد غرق است؟
در این کشور همهی جناحها از لزوم شفافیت سخن میگویند اما در مورد فعالیت آقای زنجانی جز تیرگی به چشم نمیخورد!
بر قوهی قضائیه است که داستان واقعی او را برای مردم تشریح کند.
*********************************
عباس عبدی: چرا حکومت و دستگاه قضا در برابر بابک زنجانی اینقدر کوتاه میآید؟
مورد بابك زنجانی جهت اطلاع دادسرا
به نظر من مساله فساد فراتر از افراد فاسد است. خیلی از فاسدین نیز قربانی وضعیت فسادزا میشوند که اکنون قصد تکرار دلایل و جزییات این رویکرد را ندارم. بنابر این نسبت به محکومین حساسیت زیادی ندارم و مساله اصلی را اصلاح موقعیتهای فسادزا میدانم. از سوی دیگر وضعیت کشور به گونهای است که هر مقدار سرمایه که به کشور وارد یا در اقتصاد به کار گرفته شود، مغتنم است و از آن باید دفاع کرد، به همین خاطر چند ماه پیش با یکی از دوستان روزنامهنگار که پیاپی علیه آقای بابک زنجانی مینوشت، صحبت کردم و گفتم فکر نمیکنی شاید منابعی دارد که میتواند به زخمی بزند؟
بعد هم نهاد حامی بابک زنجانی او را دوستانه دعوت به گفتوگو کرده و همین مساله را برایش شرح داده بودند، لذا انتظار میرفت که فارغ از هر مسالهای که در گذشته بوده خیلی سخت گرفته نشود، بلکه گره از مشکلات بیپایان اقتصادی گشوده شود، ولی به نظر میرسد که این در همچنان بر همان پاشنه گذشته میچرخد و رویکرد او بیش از آنکه معطوف به اقتصاد باشد، دنبال نمایش قدرت و بازی سیاسی است.
آنان که وی را به عرصه عمومی بازگرداندند، ظاهرا نتوانستهاند آموزشهای لازم را به او بدهند که چگونه حرف بزند و چه رفتاری داشته باشد. خیلی از سرمایهداران ایرانی که با خلاقیت و تولید سرمایهدار شدهاند، از نمایش خود پرهیز میکنند، زیرا وضعیت ایران به گونهای است که چنین افرادی ضربهپذیر میشوند، چه رسد به او که از زیر حکم اعدام به این جایگاه بازگشته است.
چگونه و با چه پشتوانهای رییس بانک مرکزی کشور را تهدید و تخطئه میکند؟ اگرچه اخبار حاکی از آن است ادعا دارند که حدود دهها میلیارد دلار رمزارز دارد، پولهایی که در ماجرای دولت احمدینژاد به جیب زده بود برای حفظ و نگهداری آنها، تبدیل به بیتکوین شد که امروز قیمت آن صدها برابر آن زمان شده است، ولی مشکل اینجاست که ظاهرا بانک مرکزی یا طلبکاران قادر به نقد کردن کامل مطالبات خود نیستند که البته امثال بنده از جزییات آن بیاطلاع هستیم و البته مساله اصلی این یادداشت چیز دیگری است.
چرا یک فرد از زیر حکم اعدام بیرون میآید و در مدت کوتاهی به جایی میرسد که در چنین جایگاه اجتماعی خود را نشان میدهد؟ آیا این وضع برای سایر محکومان قضایی هم وجود دارد؟ چرا روزنامهها از درج خبر قیمت ارز در بازار منع میشوند، ولی یک نفر با چنین سوابقی میآید و پیشبینی قیمت ارز در ۱۵۰ هزار تومان میکند؟ ظاهرا پیمودن مرز میان اعدام تا مصونیت حقوقی و کیفری در ایران چندان دشوار نیست. آیا دادستانی محترم تهران با همه اینگونه برخورد میکند؟ تندروهای موجود که پروندههای ۵۰ سال پیش افراد را با اضافات رو میکنند، آیا از دیدن پرونده وی عاجز هستند؟
اکنون اینها را هم درنظر نمیگیرم و به یک پرسش مهم دیگر میپردازم. اگر قرار باشد تا این حد و برای مبلغی پول که نمیدانیم چقدر است، کوتاه آمد، پس چرا این کوتاه آمدن را در جاهای دیگر انجام نباید داد؟ چرا باید دربست به حمایت از او پرداخت و حتی نویسندگان را توجیه کرد که چقدر او میتواند خدمت کند، درحالی که دهها برابر این ارقام را میتوان از طریق احترام به سرمایهداران داخلی و بهبود روابط خارجی به دست آورد بدون اینکه با چنین تبعات بد سیاسی مواجه شوید.
اینکه یک نفر حکم اعدام داشته است، حتما جرم او خیلی سنگین بوده، مگر اینکه حکومت و دستگاه قضایی آن حکم را نادرست بدانند، ولی اگر همچنان بر اعتبار آن حکم اصرار دارند و اینکه بیش از ۱۰ سال هم زیر حکم اعدام بوده و همچنان مقاومت میکرده است، نشان میدهد که این اندازه هزینه سیاسی برای او از جیب حکومت چندان عاقلانه و درست نیست.
اگر اندکی از جایگاهی را که برای امثال او قایل شدهاند، برای سرمایهداران و کارآفرینان درستکار قایل شویم، بدون این عوارض، ایران را به بهترین جایگاهی که شایسته آن است، میرسانند.
اگر فقط اندکی از این تساهل با مردم شود؛ در حجاب، در فیلترینگ، در تورم، در حقوق ملت برایتان از جان مایه خواهند گذاشت و نه تنها طلبکار نمیشوند و شاخ و شانه نمیکشند بلکه طرفدار دو آتشه شما خواهند شد. حیف که اغلب سیاستهای جاری با یکدیگر شبیه است و استثنا ندارد.
Comments
پدیده “عجیب” بابک زنجانی از زبان دو «اصلاح طلب» — بدون دیدگاه
HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>