جمعه, ۱ تیر , ۱۳۹۷

Comments

وقتی سرمایه داری غرق در بحران با ستایش از یک اقتصاددان«مارکسیست» به آسیب شناسی خود می پردازد!
تقی روزبه
— ۱ دیدگاه

  1. جنبش های بیرون از سیستم؟!! بیرون از سیستمی وجود ندارد مگر اینکه برویم در گوشه ای و دور ار جامعه زندگی کنیم. جنبش ها همه در سیستم هستند. سیستم بردگی مزدی. تضادهای درونی نظام بردگی مزدی هم در سطح فردی وجود دارد و هم در سطح اجتماعی. نظام بردگی مزدی بگونه ای شکل داده شده که اکثریت عظیمی استثمار شوند و اقلیت کوچکی که اربابان هستند، استثمار کنند. لایه های بینابینی تابع قدرت اند یا استثمار کننده و یا استثمار شونده بنا به توازن قوا. هدف استثمارگر هم خیلی روشن است: رفاه و ثروت و تفنن و امنیت در کوتاه مدت و دراز مدت. دولتها از همان ابتدا در خدمت اربابان بودند ، حتی در دوران بعد از جنگ دوم و قبل از شروع بحرانهای جدید و عروج نولیبرالیسم. دولتهای رفاه همگی از ترس سرمایه داری دولتی شوروی درست شده بودند چون حیله حاکمین شوروی کارگری جلوه دادن اربابیت خودشان بود.
    اصل بحث این است:
    -اگر سرمایه داری اساسا سیستم استثمار نیروی کار یعنی به بردگی گرفتن نیست، اختلاف در سطح درآمدها یا جنبه اخلاقی دارد، یا جنبه اتفاقی و یا به درجه استعداد ها وابسته است. برای همین راه حل اخلاقی است و یا اصلا راه حلی وجود ندارد. یعنی اینکه یا همینی که هست، و یا باید در انتظار لطف یک عده نشست. آن هم چه کسانی، آنها که بمب اتم می اندازند، بمباران میکنند، کودتا میکنند، ترور میکنند، کلاه برداری میکنند، قتل عام میکنند و غیره.
    -اگر سرمایه داری یک سیستم استثماری است، تکلیف روشن است و مسئله اصلا اخلاقی نیست، مسئله این است که استثمارشوندگان باید استثمارکردن را از بین ببرند. از بین بردن استثمار هم یعنی انقلاب کمونیستی و یا سوسیالیستی، یا هر چه. اما مبارزه با استثمار اخلاقی هم هست. اخلاقش در اینهاست: وحدت و یگانگی انسانها، تعاون، تولید برای نیاز نه منفعت، صلح، برخورد درست به طبیعت و حیوانات و بسیاری دیگر. پس، “جنبشها” در واقع فقط وقتی ضد سیستم هستند که ضد استثمارگری اند. هر جنبشی که ضد سیستم (نظام بردگی مزدی = سرمایه داری) نباشند، یعنی ضد استثمارگری، رفرمیتسی است و برای قابل تحمل کردن استثمار ابداع شده است. فریب جنبشهائی که ضد استثمارگری نیستند را نخورید، آنها باد هوا هستند.
    آیا سرمایه داری در بحران است؟
    بنظر من نه. سرمایه داری فقط وقتی در بحران قرار میگیرد که آگاهی اکثریت کارگران جهان کمونیستی بشود. در سه دهه اول قرن بیستم، سرمایه داری در بحران بود، الان فعلا نه. معیار بحرانی بودن سرمایه داری رشد اقتصادی اش نیست، معیارش ناتوانی در حفظ حاکمیت است. این حاکمیت در بحران نیست و برای همین افت و خیزهای اقتصادی قابل کنترل اند. تضادههای درونی اربابان تاریخ همیشه وجود داشته است. اینها بحران نبودند. وقتی جنگ داخلی و جنگ جهانی وجود دارد سرمایه داری نه تنها در بحران نیست، بلکه در وضعیتی قرار دارد که در طبیعتش است. کلا نظام طبقاتی فقط وقتی بحرانی است که علیه اش جنبش کمونیستی ظاهر می شود(جنبش از بین بردن طبقات)، وگرنه دائم در حال تکامل و تغییر و تطبیق است. نظامهای سابق استثمارگری هیچ تغییری در سیستم نبودند بلکه فقط تغییر و تطبیق بوده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 2٫092 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار