دوشنبه, ۲۸ خرداد , ۱۳۹۷

Comments

نگاهی به اقتصاد سیاسی در گذارِ سوسیالیستی
فرامرز دادور
— ۱ دیدگاه

  1. مقاله بسیار طولانی ست و نمیتوان به تمام مطالب آن بصورت کامنت پرداخت.

    تم برخورد من به این مقاله اینهاست:
    ۱
    – نویسنده دولت مرکزی را از در بیرون میکند و آنرا از پنجره وارد.
    ۲ – اگر ارگانهایی تصمیم گیرنده در امورات محلی و کلان وجود داشته باشند که خودشان تشکلات کمونیستی ضد سرمایه بردگان مزدی نباشند، دوران گذاری وجود ندارد. بعبارت دیگر، دوره گذار تنها با حاکمیت شوراهای کارگری حاکم قابل تصور است و در نه در کنار ارگانهای دیگر.
    ۳ – سوسیالیسم در یک کشور ممکن نیست. یعنی دوران گذار در یک کشور در صورت سرنگونی دولت ارتجاع به دوران دگرگیسی به جامعه ارتجاعی تبدیل می شود، یعنی بازتولید ارتجاع و دولت آن.
    ۴ – قبل از سرنگونی یک دولت باید شرایط بگونه ای باشد که سرنگونی تاثیر زنجیره ای داشته و موجب سرنگونی های بیشماری گردد، در غیر اینصورت خوب فکر نکرده ایم و یا بدتر اپورتونیستی فکر کرده ایم و یا عجول بوده ایم. باید از مرتجعین آموخت که کار تغییر اجتماعی کاری طولانی ست.
    ۵ – برای سرنگونی نوع (۴)، کار طولانی لازم است. طبیعت این کار طولانی تبلیغ و ترویج ایده کمونیسم بصورت یک فرهنگ در تناقض با فرهنگهای ارتجاعی نظام طبقاتی حاکم است. اینکار با ایدئولوژی مارکسیسم ممکن نیست، هر چند از مارکس باید خیلی چیزها را آموخت. برای این کار باید روش علمی فکر کردن را تبلیغ و ترویج کرد و علم را بصورت ساده نه ایدئولوژیک تعریف نمود، همان طریقی که در مدارس بصورت علم فیزیک و شیمی و غیره تدریس می شود. مثلا در ارتباط با انسانها، میتوان دید که در یک دادگاه قاضی دنبال شاهد و شهود برای بیان یک حکم است. یا مثالی دیگر، خود سرمایه داران در ارتباط با منافعشان علمی عمل میکنند به اینصورت که حرف را بجای عمل و واقعیت پول و سود نمی پذیرند.
    ۶ – مبارزه روزمره بردگان مزدی با سرمایه داران در محیطهای شغلی و یا با عوامل دولتی و در صورتی کل دولت، مدرسه کمونیسم است و خودش دوران گذار می باشد – چرا دوران گذار را از سرنگونی شروع کنیم؟!!! تبلیغ و ترویج کمونیسم در این محیطهاست که باید موثر واقع شود. کلا کار کمونیستی چیزی نیست جز بر داشتن توهمات و تخیلات و خوشبینی های کاذب ، جلوگیری از دنباله روی های احساسی و اعتماد به قهرمانها و غیره از ذهن بردگان مزدی دیگر. بعبارت دیگر، کار کمونیستی چیزی نیست جز جا انداختن تفکر علمی و منطقی در تمام زمینه های زندگی و نه فقط در مسائلی که به روابط انسانی مربوط نیست. دشمنی با کمونیسم هم اساسا به همن علت است چون تغییر نگرش در انسان به تغییر عمل منجر می گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 2٫897 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار