Comments

رژیم خدا و ملا مهسا امینی را بسان بسیارانی دیگر کشت / بهنام چنگائی — 28 دیدگاه

  1. جناب چنگائی،
    نمیدانم چرا فکر کرده اید که من علاقه مند به بحث هستم. من یکی دو تا کامنت می نویسم و می روم به مقاله بعدی. اگر کسی نظر خاصی بدهد، نظر میدهم و اگر لازم باشد بحث میکنم، ولی برای بحث کردن کامنت نمی نویسم.
    ضد-اقتدار

  2. “این رژیم که یک کاست بیرون از جایگاه مشخص طبقاتی هست”
    .
    جناب چنگائی، دست اندرکاران حاکمیت در ایران نیروی کار را استثمار میکنند یا نه؟ اگر میکنند، طبقه حاکم هستند. آتوریته بی چون و چرا اعمال میکنند یا نه؟ اگر میکنند طبقه حاکم هستند. اگر طبقه حاکم هستند، در پائین انسانهائی هستند که استثمار می شوند و یا نه؟ اگر استثمار میکنند ما میگوئیم طبقه استثمار شونده هستند. حال، چون استثمار از طریق خرید و فروش نیروی کار در ایران روش غالب استثمار است، پس این استثمارگری استثمارگری سرمایه داری است.
    .
    پس شورا و مبارزه طبقاتی-اجتماعی چه شد؟!!! مبارزه طبقاتی اجتماعی باید با یک چیزی باشد. این چیز برای شما “بیرون از جایگاه طبقاتی مشخص است.”
    .
    ضد-اقتدار

  3. جناب اقتدار درود؛

    دور بلندی تلاش کردم که در برابر شما و سبک نوسناریتان سکوت را برگذینم و چندی بدان پایبند شدم و ماندم. ولی در دور تازه کنونی، دچار فراموشی خودخواسته شدم و با جوشش های کارگری ـ مردمی که چشم و دل مرا روشن به فردا ساخته است، رغبت گفتمانی با شما و دیگران دور و نزدیک را دوباره در من زنده کرد؛ اگر چه بی هوده بود.

    من در سبک نگارشم با شما و یا هرکسی دیگر به اصولی پایندم که برایم فراموشی پذیر نیستند. درین مسیر و راستا شما ویژگی های خود را دارید که مرا با همه تلاشی که بخرج داده و می دهم؛ دریغا که از همبستگی آرمانی دور کرده و راه همفکری را در من سست و بیگانگی شما را با من هرچه بیشتر و بیشتر کرده و می گند.

    بنابر آنچه که در بالا کوتاه نوشتم و البته با پوزش، من دیگر برای شما و پانویس های پاسخی نخواهم داد و داشت.

    سکوت را انتخاب می کنم.

  4. پاسخ به این قسمت از کامنت آقای چنگائی:
    .
    “این دیدگاه و خلاصه های دوباره برنوشته شده ی من و شما را جناب ضداقتدار برنمی تابد. من همیشه و ازین مسیر و زوایای جاری مبارزه، با او و دیدگاهای ایشان همخوانی و همسوئی نداشته و ندارم. و البته مخالف بی مواضع او در راستای سرنگونی می باشم که وی هیچگاه موضع مشخصی برایش نداشته و ندارد. و بهانه اش هم همین است که تا بقای ساختار سرمایه سالاری چشم براه شکلگیری شوراهای کمونیستی آنارشیستی خواهد ماند و جان اش را فدای حکومت سرمایه سالار دیگر نمی کند و نخواهدکرد.”
    .
    بهانه؟!!!!
    .
    ۱ – شما اقشا گری خاصی نمیکنید، مطالبی که می نویسید را همه هر روز دارند تجربه میکنند و همه میدانند. خبرها از رسانه های امپریالیستی می آید و ما میدانیم چه خبر است. کسانیکه نمیدانند، روشنگری را هم نمیخوانند، حتی اکر بخوانند، بهتر است نقد بهتری از خرافه مذهب پیدا کنند، نه نقد غیر علمی و صرفا داد و فریاد سیاسی سکولاریستی.
    ۲ – مبارزه با اسلام در ایران را مبارزه با تفکر خرافی میدانم نه مبارزه با اینکه جرا اسلام سیاسی شده است و بهتر است دولتی نباشد. اسلام و احزاب ابراهیمی دیگر حتی وقتی در دولت نیستند، سیاسی هستند و هر روز در زندکی کارکران تاثیر دارند و شستشوی مغزی میدهند. دولتهای سکولار همیشه مذهب را نگه داشته اند و از آن استفاده میکنند، پس بهتر است بجای فقط نقد اسلام سیاسی، دولت و شرایط سکولار بردگی مزدی را هم نقد کرد. به کلیساهای کشورهای غربی بروید خواهید دید که کمتر از جلسات احزاب سکولارها نیست. تازه کار کلیساها به آخر هفته محدود نمی شود. کار احزاب سیاسی هم همینطور. احزاب سیاسی و کلیسهای دولتهای سکولار صبح تا شب دارند فکر کارگران را برای منافع اربابان مهندسی میکنند.
    ۳ – بر خلاف گفته شما من در ارتباط با سرنگون شدن رژیم بی مواضع نیستم. همیشه ذکر کرده ام که هوادار همه با هم نیستم. من معتقدم که سرنگونی دولتها فقط وقتی فایده دارد که با ذهنیت کمونیستی بردگان مزدی صورت پذیرد وگرنه میشود مثل گذشته، مثل آمدن رژیم خمینی، و یا انقلاب مخملی مثل اروپای شرقی در خدمت امپریالیستای غربی.
    ۴ – این کاملا درست است که معتقدم کارگران ایران نباید برای روی کار آوردن ارباب دیگر فعالیت کنند و آسیب ببینند. بعنوان کمونیست و آنارشیست معتقدم که ما کارگران ایرانی و جهان باید برای بوجود آوردن شرایط حاکمیت خودمان فعالیت کنیم و سرنگونی فقط مرحله ای از آن است و نمیتواند بی قید و شرط باشد. فکر نمیکنم اشتباه میکنم که میگویم کارگران را نباید ابزار حکومت بورژواهای سکولار کرد. ما را مهره بازی سکولارها نکنید..
    ۵ – قضاوت من در باره غیر کمونیستی بودن مقالات شما، یعنی بورژوا سکولار بودن آن ، هیچ وقت اشتباه نبود. حال خودتان در نقد دیدگاه من نوشته اید که ایرادی ندارد کارگران برای درست کردن دولت سکولار جانشان را از دست بدهند. خیر، خیلی هم ایراد دارد. دوباره ذکر کنم، ما که مهره شطرنج بازی های قدرت نیستیم.
    ۶ – ممکن است بگوئید هوادار درست کردن دولت سکولار بورژوا نیستید بلکه دنبال درست کردن دولت سکولار سوسیالیستی هستید. خب، اول اینکه از مقالات شما چنین چیزی نمیتوان برداشت کرد. شورا و طبقاتی-اجتماعی، تم های جدید در مقالات شما هست و بنظر برای هم رنگ جماعت شدن است. دوم اینکه من هم ذکر کرده ام که چنین دولتی مثل دولت بلشویکها در حقیقت حکومت سکولار بورژواهای دولتی است، حتی لنین شما هم میگفت که دولت ش فقط در اراده سوسیالیستی است در عمل سرمایه داری دولتی می باشد و خودش طرح نپ را داد که هیچ وقت به تغییر حکومت حزب به شوراها تبدیل نشد. در انتها، من هنوز دفاع شما از دولت چین را فراموش نکردهام منظورتان درست کردن دولتی مثل چین است؟ دولت چین الان نقش ارباب بزرگ کارخانه های جهان را ایفا میکند و تا میتواند مزد کار را پائین نگه میدارد تا سرمایه داران غربی و جهان خوب پول به جیب بزنند. دولت چین مثل واسط فاحشه ها عمل میکند.
    .
    کمی معقول باشید.
    .
    بهانه؟!!!
    .
    ضد-اقتدار

  5. دو قضاوت کرده اید که بهتر است از فکر خودتان در اثباتش استفاده کنید و به آقای چنگائی متوسل نشوید. اولی اینکه من هوادار گشت ارشاد هستم، دومی اینکه کلی گوئی میکنم. ضد-اقتدار

  6. حناب ناشناس با درود؛

    نوشته اید:

    آقای چنگایی. حالا نوبت شماست که یک جمعبندی واقعگرایانه از پاسخ های کلی گویانه ضداقتدار به خودتان و من داشته باشید.چون مقاله شما میزبان گفتمان های ما بوده.

    دوست گرامی! شما می بینید که من پیش از همه و یا هر گفتمانی سیاسی آرمانی سال هاست به امر روشنگری و افشاگری در راستای یک خیزش و مبارزه آگاه کارگری ـ توده ای پلفشرده ام و تا ماندگاری این دستگاه خون آشام و ضدبشری پیگر درین راه مهم هستی ساز خواهم نوشت و بود.

    زیرا هیچ دشمنی به اندازه ی دین دولتی ما و آینده ی مان را چنین تهدید و ویران نکرده و نخواهدکرد که این رژیم انگل و ریاکار درین ۴۳ سال سیاه و خونین کرده است.

    این رژیم که یک کاست بیرون از جایگاه مشخص طبقاتی هست، با نام و وعده های پوچین خدا پیوسته، توانسته و می تواند میان طبقات و لایه های اجتماعی مانور زیرکانه ای داشته باشد و به اندازه فراوانی ساده دل و نادانپروی کند که کرده است.

    و از سوی دیگر بیاری فروش نفت که بتصرف اش درآمده، صاحب هزاران مساجد، امامزاده ها، سازمان های نوحه گوئی و گریه سرائی و مراکز ریز و درشت سیسماتیک الهی ـ آخوندی شود که شده، و بی هیچگونه مزاحمت و نگرانی می تواند حکومت مسخره آسمانی اش را چنان با شکوه راه بیندازد که انداخته است و بسادگی استعداد و خرد انسان آسیب پذیر، بیکار و گرسنه را مچل داستان های مذهبی اسلامی خود ساخته و با این چرندیات خود جان و مال همه را تسخیرکند که کرده است.

    بنابرین پیشاروی ما و فراروئی مان یکی از بزرگترین موانع تاریخی یا همین ” دین دولتی ” قراردارد که می بایست و پیش از همه شایسته است که کنارش زد و چاره ی آن جز سرنگونی کلیت آن نیست.

    این دیدگاه و خلاصه های دوباره برنوشته شده ی من و شما را جناب ضداقتدار برنمی تابد. من همیشه و ازین مسیر و زوایای جاری مبارزه، با او و دیدگاهای ایشان همخوانی و همسوئی نداشته و ندارم. و البته مخالف بی مواضع او در راستای سرنگونی می باشم که وی هیچگاه موضع مشخصی برایش نداشته و ندارد. و بهانه اش هم همین است که تا بقای ساختار سرمایه سالاری چشم براه شکلگیری شوراهای کمونیستی آنارشیستی خواهد ماند و جان اش را فدای حکومت سرمایه سالار دیگر نمی کند و نخواهدکرد.

    باسپاس از شما و در همین پایان می خواستم به شما بگویم که من پس ازین شما را تنها ناشناس خواهم نامید تا بشود طرف گفتگو برایمان روشن باشد.

  7. آقای چنگایی. حالا نوبت شماست که یک جمعبندی واقعگرایانه از پاسخ های کلی گویانه ضداقتدار به خودتان و من داشته باشید.چون مقاله شما میزبان گفتمان های ما بوده.

  8. پاسخ به این سئوال:
    .
    “به ضداقتدار.چند روزه به مناسبت قتل مهساامینی توسط رژیم جنبش عمومی علیه رژیم برپاشده، نظرشما در این باره چیست؟”
    .
    نظر من این است که این جنبش را باید به جنبشی علیه اقتدارگرائی ارتقا داد.
    .
    ضد-اقتدار

  9. من در یکی از کامنتهایم نوشته ام که:
    .
    “زنان ایران از طریق عدم رعایت حجاب با شرایطی که رژیم اسلامی بوجود آورده مبارزه میکنند و بعضی از آنها مثل خانم امینی به قتل می رسند.”
    .
    اگر فیلم از حال رفتن خانم امینی درست باشد و آخرین لحظات هوشیاری او بوده باشد و توطئه خاصی علیه او بعد از بی هوشی صورت نگرفته باشد، نمیتوان گفت که ماموران رژیم او را با ضرب و شتم به قتل رسانده اند، برای همین جمله من: “بعضی از آنها مثل خانم امینی به قتل می رسند” درست نیست. فکر کنم جمله بهتر این است: و بعضی از آنها مثل خانم امینی در شرایط ناگوار مرگ و زندگی قرار میگیرند.
    .
    کلا ارتجاع حاکم بر ایران و جهان برای بردگان مزدی زن و مرد مشکلات روحی بوجود می آورد و مشکلات روحی به خودکشی و یا بیماری های جسمی منجر می شود.
    .
    ضد-اقتدار

  10. به ضداقتدار.چند روزه به مناسبت قتل مهساامینی توسط رژیم جنبش عمومی علیه رژیم برپاشده، نظرشما در این باره چیست؟

  11. در این مقاله نیز مسئله مرگ خانم امینی به مسئله سازماندهی ربط داده شده است:
    http://roshangari.info/?p=56083
    اما بحث من سازماندهی کلی جامعه نیست، مسئله سازماندهی در جنبش زنان است.
    ضد-اقتدار

  12. به نویسنده این کامنت:
    “آقای چنگایی.ضداقتدار خیلی که همدردی کند می نویسد ،، حالارژیم برود سقز ببینیم می تواند حجاب موردنظرش راتحمیل کند ،،. که معلوم نیست با کدام یک همدردی کرده، با قاتل مهسا یا با مهسا؟.”
    سرنگونی رژیم شاه نباید موجب شود که تغذیه اتان را خراب کنید.
    ضد-اقتدار

  13. جناب چنگائی،
    .
    خوب بود صادقانه می پذیرفتید که وقتی یک شخص را در یک کامنت اول “الف” خطاب میکنید و بعد در همان کامنت “ب”، خواننده را گیج میکنید. من فرض را بر این گرفتم که شما میدانید که چنین کاری نباید کرد. فرضم اشتباه بود! حال، بهتر است که همیشه مخاطب خود را با یک اسم خطاب کنید. منهم زیر کامنتهایم می نویسم ضد-اقتدار، چه اصراری دارید که از این اسم استفاده نکنید و خوانندگان را گیج کنید؟
    .
    پس دو سئوال کرده اید،‌ سئوال اول اینکه کامنت من چه سودی در ارتباط با همدردی اتان با کشتن خانم امینی دارد، که جوابش را دادم. حال پاسخ به سئوال دوم، اینکه چرا کامنتهای من بطور کلی همخوان با مقاله ها نیست. بنظر من هست. شما در مقاله کلی در مورد زن ستیزی اسلام نوشته اید ولی چیزی در ارتباط با مبارزه متشکل زنان با این سیستم ننوشته اید، منهم نظرم را در ارتباط با این موضوع جنبش زنان نوشتم.
    .
    بعلاوه، من همدردی در مقاله شما نمی بینم. شما از کشته شدن خانم امینی استفاده کرده اید و مطالب همه مقالات خود را دوباره تکرار کرده اید. تکرار نقد ملا، نقد اسلام و تکرار لزوم سرنگونی رژیم. کار خاصی نکرده اید. مقاله شما همدردی نیست، یک مقاله کاملا سیاسی است. همدردی از یک پارگراف کوچک فراتر نمی رود. حتی پاراگراف اول هم همدردی نیست. پاراگراف اول مقاله شما درباره حکومت است نه خانم امینی، میتوانید خودتان بخوانید!!!
    .
    ضد-اقتدار

  14. آقای چنگایی.ضداقتدار خیلی که همدردی کند می نویسد ،، حالارژیم برود سقز ببینیم می تواند حجاب موردنظرش راتحمیل کند ،،. که معلوم نیست با کدام یک همدردی کرده، با قاتل مهسا یا با مهسا؟.

  15. جناب ضد اقتدار یا ناشناس ۱ درود؛

    نوشته اید:
    حال پاسخ شما طوری است که منظورتان از “هموندی آرمانی” داشتن آن با من (ضد اقتدار” است.

    البته که منظور من شما بودید!

    بله این پانونس من برای شما بود:
    شما می توانید بمن و دیگران همدرد با خانواده ی مهسا امینی بگوئید که این پانویس های کنونی شما پیرامون کشتن مهسا توسط مزدوران رژیم چه سودی برای افشاگری ها و روشنگری ها، و از همه مهمتر بسود برانگیختن هموندی های اجتماعی طبقاتی علیه جنایت باران های ضدبشری این رژیم پست، تروریست و مرگبان دارد؟

    در همان بخش و پائین تر نیز همچنین این پانویش برای شما بود:

    چرا هیچگاه پانویس های شما برخورد مشخص با سوژه های مشخص نداشته و همچنان ندارد؟ این را من از زوایه هموندی آرمانی مان باهم می گویم و نه در کمین سرزنش نشسته، و یا با هدف کنایه آمیز، نه چنین نیست!

    بنابرین نوشته اید:
    فکر کنم بکل قاطی کردید. مهم نیست.

    نه بهتر است فکر نکنید که من قاطی کردم. مهم این است که بدانید و بگمان من می دانستید که من شما را در پاسخ پانوس هایم پیوسته ناشناس ۱ و یا بعدها با نام ” ضداقتدار” می شناسم و دوست دیگرمان هم که نامی همچون شما نداشت و هنوز ندارد، من او را در گذشته های دور با نام ” ناشناس ۲ ” نامیدم و همچنان خواهم نامید تا روی گفتمان من با شما و یا او روشن باشد.

    و اینک دوباره باگومی کنم:

    و ایکاش دستکم این بار و برای آینده تلاش کنید بشیوه ای بنویسید که آن بتواند همخوان با موضوع کنونی و یا آتی باشد تا بشود انگیزه همفکری مشترک را در من و ما و همراه هان بارورترکند.

    باسپاس از شما

  16. حالا رژیم برود سقز ببینم میتواند حجاب مورد نظرش را تحمیل کند.
    ضد-اقتدار

  17. آقای چنگائی،
    نه برای من (ضد اقتدار) بلکه برای ناشناس ۱ نوشته اید:
    “جناب ناشناس ۱؛
    چرا هیچگاه پانویس های شما برخورد مشخص با سوژه های مشخص نداشته و همچنان ندارد؟ این را من از زوایه هموندی آرمانی مان باهم می گویم و نه در کمین سرزنش نشسته، و یا با هدف کنایه آمیز، نه چنین نیست!”
    بالای نقل قول فوق برای من نوشته اید.
    حال پاسخ شما طوری است که منظورتان از “هموندی آرمانی” داشتن آن با من (ضد اقتدار” است.
    فکر کنم بکل قاطی کردید. مهم نیست.
    ضد-اقتدار

  18. جناب ناشناس ۲ درود؛

    نوشته اید«
    ممکن است توضیح بدهید که با او ” ضداقتدار یا ناشناس ۱ ” چه وجه اشتراک آرمانی دارید؟

    پاسخ من بشما سرراست و روشن است. من و او ” ضد اقتدار” در پی جستجو، دستیابی و راهگشائی به مسیر مبارزه ای برابریجویانه یا سوسیالیستی هستیم که در چشم انداز کنونی هیچ نشانه برجسته ای از آن چه در ایران، منطقه و جهان موجودنیست، بااینوجود ما با دو دیدگاه متفاوت درین راستا تلاشکرده، می کنیم و خواهیم کرد.
    باسپاس از شما

    • جناب چنگائی،
      بر اساس چه کامنتی فکر میکنید که سوسیالیسم او مثل سوسیالیسم مارکسیستی شماست؟ کامنتهای او بیشتر شبیه سوسیالیسم ملی هیتلر است. او میگوید که ایرانگراست، ایرانی های اسلامی را اشغالگر خطاب میکند، به مجاهدین میگوید منافق (حرف رژیم)، به کارگران هوادار رژیم میگوید گله. کجا مارکسیستها چنین چیزهائی میگویند. مگر اینکه لنینیسم شما به استالینیسم ماقبل جنگ دوم تکامل پیدا کرده که با هیتلر قرار داد تفسیم لهستان را امضاء کرد. شاید هم بهرحال مسیر تفکر لنینیستی چیزی جز فاشیسم دولتی نیست. میخواهید کارگران اسلامی را بعد از سرنگونی بفرستید کمپ آموزش مارکسیستی؟
      ضد-اقتدار

  19. درست می فرمائید. حال من حرفم را اصلاح میکنم و می نویسم: با پول هم نمیتوانند در مبارزه نظری پیروز شوند. این چطوره؟ ضد-اقتدار

  20. ضداقتدار ،، باپول نمی توانند شعور بخرند،، ولی می تونن آدم بخرند.

  21. آقای چنگائی،
    .
    برای ناشناس ۱ (نه من)، نوشته اید:
    .
    “چرا هیچگاه پانویس های شما برخورد مشخص با سوژه های مشخص نداشته و همچنان ندارد؟ این را من از زوایه هموندی آرمانی مان باهم می گویم و نه در کمین سرزنش نشسته، و یا با هدف کنایه آمیز، نه چنین نیست!”
    .
    ممکن است توضیح بدهید که با او چه وجه اشتراک آرمانی دارید؟
    .
    ضد-اقتدار

  22. جناب چنکائی:
    .
    شما از من پرسیده اید که کامنت من چه سودی دارد.
    .
    پاسخ من،
    .
    زنان ایران از طریق عدم رعایت حجاب با شرایطی که رژیم اسلامی بوجود آورده مبارزه میکنند و بعضی از آنها مثل خانم امینی به قتل می رسند. ممکن است روزی بسیاری از زنان ایران تصمیم بگیرند که همراه با مبارزه فردی مبارزه سازمان یافته نیز داشته باشند. میدانیم بعضی از زنهای ایران چنین مبارزات سازمان یافته ای دارند. من این مبارزه سازمان یافته را از زامیه دید خودم تصور کردم و مختصات آنرا نوشتم. شما که با تصور کردن من مشکلی ندارید، دارید؟ قاعدتا نباید مشکلی داشته باشید،
    .
    در ارتباط با همدردی در کامنت تان، بی بی سی کمین کرده برای پیوند دادن طبقه سرمایه دار ایران به ناتو، زودتر از همه “همدردی” کرد. در واقع من این خبر را از بی بی سی خواندم. من روزی دوبار سایت خبری بی بی سی را نگاه میکنم ببینیم در حال پختن چه آش امپریالیستی ی هست.
    .
    ضد-اقتدار
    .
    ضد-اقتدار

  23. سلام جناب ضداقتدار؛

    شما می توانید بمن و دیگران همدرد با خانواده ی مهسا امینی بگوئید که این پانویس های کنونی شما پیرامون کشتن مهسا توسط مزدوران رژیم چه سودی برای افشاگری ها و روشنگری ها، و از همه مهمتر بسود برانگیختن هموندی های اجتماعی طبقاتی علیه جنایت باران های ضدبشری این رژیم پست، تروریست و مرگبان دارد؟

    جناب ناشناس ۱؛

    چرا هیچگاه پانویس های شما برخورد مشخص با سوژه های مشخص نداشته و همچنان ندارد؟ این را من از زوایه هموندی آرمانی مان باهم می گویم و نه در کمین سرزنش نشسته، و یا با هدف کنایه آمیز، نه چنین نیست!

    ایکاش من چرائی آنرا ورای آنچه را که شما بارهای بار برای من و ما برشمرده اید می دانستم. ایکاش با حفظ مواضع سیاسی خویش می توانستید بسود همگرائی روشنگرانه روش گفتمان همیشگی تان را تکرار دوباره نکرده، و شیوه های نو پاسخگوئی می یافتید تا روش پیشین تان را بیش از این و چنین دور از میدان واقعه ننویسید تا من آنرا چنان نشنویم که نمی خواهم آنگونگی گفتمان گذشته تکراری را بشنوم و منتقد جدی آن می باشم. زیرا درین شیوه ی نگرش و گفتمان جز بیگانگی و ناسازگاری موج نمی زند.

    و ایکاش دستکم این بار تلاش کنید بشیوه ای بنویسید که همخوان با موضوع کنونی و یا آتی باشد تا انگیزه همفکری مشترک را در من و مای همراه بارورکند.

    باسپاس از شما

  24. برده مزدی زن باید بتواند تفاوت بین دادن امتیاز به آنها برای برده مولد تر بودن را از آزادی از مردسالاری تشخیص بدهد. این قضیه مثل وضعیت برده مزدی مرد هم هست. برده مزدی مرد باید امتیازاتی که به او داده میشود را آزادی حساب نکند. آزادی از مردسالاری با آزادی از بردگی مزدی در آمیخته است. اگر وضعیت زنان را در آزادترین کشور دنیا مطالعه کنید می بینید که کماکان زنها محدود و وسیله هستند. ریشه این وضعیت وجود آزادی استثمار نیروی کار است.
    در ایران، خرافه اسلامی، مردسالاری و بردگی مزدی در آمیخته هستند. پایدارترین نوع مبارزه با این ارتجاع، مبارزه با کلیت روابط طبقاتی در ایران است نه مبارزه با شکل خاصی. اگر مبارزه با شکل سیاسی خاصی باشد، اسارتها در اشکال و ابعاد گوناگون باقی خواهند ماند. مبارزه طبقاتی نیز هم زمان چند نوع مبارزه در ایران است، ضد خرافه دینی و هر نوع خرافاتی، ضد مردسالاری، ضد بردگی مزدی و ضد امپریالیسم خودی و ضد خودی.
    ضد-اقتدار

  25. کارگران زن ایران باید جنبش مستقل از زنان بورژوا و زنان رفرمیست اسلامی داشته باشند. چنین جنبشی صرفا میتواند ماهیت کمونیستی و آنارشیستی داشته باشد. اتحاد زنهای کارگر با زنهای بورژوا اشتباه مهلکی است.
    .
    نگاهی به زنهای طبقه سرمایه دار:
    ۱ – زنهای اصلاح طلبان کماکان روسری بر نمیدارند و در قدرت سیاسی با اصل رژیم در سازش بوده اند. برگشتن آنها به قدرت خلاصی از مردسالاری نیست.
    ۲ – سکولارهای بورژوای زن حاضرند برای حفظ حاکمیت سرمایه داری به کارگر زن بصورت مولد کارگر ارزان و تولید سرباز نگاه کنند. افکار برخی از سیاستمداران دموکرات غربی را مطالعه فرمائید.
    .
    به اعتقاد من تشکلات ضد مردسالاری زنان در ایران باید با تشکلات کمونیستی و آنارشیستی یکی باشد، یعنی هم مردان فمنیست باشند و هم زنان. اگر یک تشکیلات ضد بردگی مزدی در عین حال تشکیلات ضد مردسالاری نباشد، تشکل کمونیستی-آنارشیستی نیست و برعکس و به هدف نمی رسد و فاسد میگردد. ما زن و مرد کمونیست انارشیست پرورش میدهیم نه سیاستمدار.
    .
    بنظر من نحوه برخورد کمونیستهای آنارشیست با آزار زنان مثل مسئله جنگ است. آزار آنها را محکوم میکند اما الزاما از عقاید سیاسی زنان سرکوب شده دفاع نمیکند. مثل جنگ، جنگهاای مابین مرتجعین محکوم است و از یکی از مرتجعین علیه دیگری دفاع نمیتوان کرد حتی اگر یکی از این مرتجعین مملکت خودی باشد.
    .
    بنظر من کار جنبش و تشکیلات آنارشیستی و کمونیستی خاتمه دادن به بردگی مزدی و مردسالاری است نه بازی سیاسی.
    .
    ضد-اقتدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>