Comments

سندروم انقلاب بهمن و ضرورت بازسازی مفهوم انقلاب!(بخش اول) – تقی روزبه — 1 دیدگاه

  1. خوب است که بعضی از مارکسیستها (آقای روزبه هم) بلاخره قبول کرده اند که معنی انقلاب در حقیقت از بین بردن هژمونی (داشتن سلطه انسان بر انسان) است. آنارشیسم کمونیستی همیشه اساس انقلابش را از بین بردن اقتدار میدیده.
    .
    بعلت طبیعت روشنفکری (فروش ایده) ، نمیتوان انتظار داشت که مارکسیستها اعتراف کنند که آنارشیستهای کمونیست درست میگفتند. ولی بهتر است انتظار زیادی نداشت و به همین نوعش هم راضی بود. خیلی از ما مارکسیست بودیم و آنارشیست شدیم. بعضی هنوز مارکسیست هستند اما آنارشیست اند. حتی آقایونی چون ناصر پایدار تو سر آنارشیستها می زنند اما آنارشیست هستند. طول میکشد تا مارکسیسم و اثرات منفی آن پاک شود، البته اگر پاک بشود و ارتجاع (ضد انقلاب، هژمونی طلب) به عقب نشینی وادار شود.
    .
    ایراد اصلی مقاله این است که انقلاب را از زاویه تکامل انسان (تکامل فرهنگ) درک نکرده. برتری دیدگاه مارکس و انگلس بر دیدگاه نویسنده در انتخاب تم اصلی است. مارکس و انگلس بدرستی عملا کوشش کردند انسان و انقلابش را از لحاظ علم فرهنگ بفهمند و توضیح بدهند. متاسفانه کوشش مارکس و انگلس کاملا موفق نبود. موفق نبودن به معنای درست نبودن انتخاب راه نیست، آنها راه را باز کردند، خود پروژه نباید رها شود. این مطلب بسیار بسیار مهم است چون اگر این کوشش را کنار بگذاریم، در منجلاب سیاسی دیدن انقلاب خواهیم افتاد. مارکسیستها لااقل در انتها به جامعه بدون هژمونی اعتقاد دارند اما دیدگاههای دیگر، چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیونها، در پی از بین بردن سلطه انسان بر انسان نیستند.
    .
    انقلاب مسئله ای سیاسی نیست، مسئله ای است مربوط به ساختن انسان بهتر، نه انسان شرور و جنایتکار و سلطه طلب، یعنی نه انسان مردسالار، سرمایه دار، امپریالیست، خرافه پرست، قومگرا و نژادپرست و غیره. سرنگونی شاه انقلاب نبود چون ضد-اقتدار در آن سرنگونی قابل تشخیص نبود. ما در حقیقت هنوز انقلاب نداشته ایم. آیا مسیر تکامل فرهنگی ما بجانب انقلاب (از بین بردن اقتدار، سلطه انسان بر انسان) پیش می رود؟ نه الزاما. همه چیز بستگی به آگاهی، اراده و عمل انقلابی (ضد اقتدار، ضد هژمونی، ضد سرمایه داری …) ما دارد. اگر سرنگونی یک سیستم اقتدار به برفراری سیستم دیگری از اقتدار منجر شود، مثلا دیکتاتوری مذهبی به دموکراسی سکولار، انقلابی صورت نگرفته، چون دموکراسی سکولار امروز بی نهایت سرمایه دارانه، امپریالیستی، گستاخانه هوشیار و مخرب و جنایتکار است، تا حدی که خودش بدترین انواع دیکتاتوری را پرورش میدهد و مالیه میکند.
    .
    نمونه هائی از گستاخی سکولار و یا دموکراتیک در همین چند ماه گذشته:
    – اوکرائین حق ندارد موشکی داشته باشد تا روسیه را هدف قرار دهد، اما خود ارتش روسیه حق دارد اوکراین را اشغال کند و هر روز موشک بیاندازد.
    – دولت ایران حق ندارد سلاح اتمی بسازد، فقط ما حق داریم، اگر به ساختن سلاح هسته ای نزدیک شود، اقدام نظامی خواهیم کرد.
    در هر دو مورد بالا، ما حاکمیت مذهبی و اسلامی نداریم، هر دو سکولار و یکی تماما دموکراتیک است.
    .
    ضد-اقتدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>