Comments

جنگ اوکراین و منطق سیستم جهانی / مهران زنگنه — 1 دیدگاه

  1. نویسنده می نویسد:
    .
    “ بخش اعظم مردم اوکراین، مثل مردم سایر کشورهای پیرامونی این درس را نگرفته‌اند و تن به جنگ نیابتی می‌دهند. اگر گرفته بودند، احتمالا می‌گفتند، چرا ما باید قربانی هژمونی این یا آن کشور بشویم؟ و عدم تعهد خود را در مقابل بلوک‌های قدرت پیش از این اعلام کرده بودند. اهمیت داشتن حق تعیین سرنوشت در امکان عدم تعهد و صلح ناشی از آن نهفته است. در اغلب مواقع با قطعیت می‌توان پیوستن حکومت‌های کشورهای پیرامونی به این یا آن بلوک را به معنای عدم استقلال و حداقل «وابستگی هژمونیال» (گرامشی) آنان تلقی کرد.”
    .
    از لحاظ نویسنده، شکل ایده ال نظم اجتماعی حاکم بر دنیای امروز بوجود آمدن کشورهای سرمایه داری گوناگونی است که هر یک تعهدی ندارند، مستقل اند و با هم روابط اقتصادی سیاسی غیر سلطهگرانه دارند. در این ذهنیت، سلطه حاکمین هر کشور بر قربانیان برده مزدی خود خارج از معادله قدرت است. این ایده ال قابل تحقق نیست چون اصل سلطه گری امپریالیستی از مقاومت و تعرض تحت سلطه های هر کشور به حاکمین خود می آید و نقش کلیدی در سیاستهای سلطهگرانه خارجی ایفا میکند. نویسنده جامعه قربانی سیستم را بکل بازنده فرض کرده و با این پیش فرض به تجزیه و تحلیل و حتی پیشنهاد برای برده داری عادلانه می پردازد. اینهم نوعی از بلاهائی است که ماتریالیسم تاریخی مارکسی متکی به رشد نیروهای مولده و تعیین کنندگی اقتصاد بر سر آدمها می آورد. وقتی فرضیه کار نمیکند، چطور است که مبارزه طبقاتی موجود در فرضیه را اصلا انداخت به جعبه آشغال!
    .
    ضد-اقتدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>