پنج شنبه, ۲۹ اردیبهشت , ۱۴۰۱
   

Comments

آلترناتیو کارگری چه تمایزاتی با آلترناتیوهای بورژوایی دارد؟ / هادی میتروی — 4 دیدگاه

  1. این جناب باید کمی برای خودش تاسف بخورد که انقدر درک سطحی از مسائل دارد.

  2. جناب میتروی
    من بسیارمتاسف از اینکه فکرنموده اید شما را با رجوی در راستای بقدرت رسیدن مقایسه نموده ام.
    چنانچه یگ بار دیگرعرض مرا بخوانید خواهید دید مقصود مقایسه دو تئوری یا دو طرح و یا نقشه راه یا همان دو دهنیت بدون تاثیر از عالم واقع بوده است وبس ونه مقایسه دو هدف ویا دو شخص.
    بهر حال فرموده اید من برای تحقق رویای انسان دو ستانه توصیه هائی کرده ام که من از ذکرآنها خودداری میکنم.
    چرا که جناب میتروی همه حرف بر سر این است که این توصیه ها اگر آدرس کارگران را داشته باشد توصیه هائیست کاملا ذهنی و بریده از عام واقعی که کارگران تحت بیداد اسلامی که در عین حال رنج از گرسنگی بنشینند قانون اساسی سویس بخوانند ویا مطالعه دموکراسی مستقیم نمایند.
    اگر هم توصیه های انسان دوستانه شما رو به روشنفکران است که همانطور که ملاحظه می کنید رد پائی از روشنفکران در بین مردمانی که بیش از چهل سال است از دست پخت روشنفکران انقلابی!در عذاب هستند دیده نمیشود.
    بنابراین باید تلاش نمود توصیه ها به مبارزه کارگران وزحمتکشان برای خلاصی از بیداد اشغالگران اسلامی حاکم بر ایران در دنیای واقعی گره بخورد ونه جدا از این مبارزه مشروع.
    شاد وتندرست باشید.

  3. درود بر سعید ناشناس 🙂
    گرامی فرق رویاپردازی های شورایی من نوعی با جناب رجوی این است که: من نوعی ضدخضونت و صلحجو و بدنبال قدرت گیری توده ها از پایین هستیم، ایشان و پیروانش بدنبال کسب «تمامی» قدرت با ضربا زورا هستند!
    در نتیجه اگر به پایان مطلب رسیده باشید، من هیچ فرمول جدیدی برای اثبات رویاهای انسان دوستانه خود بجز توصیه زیر ندارم:
    «مطالعه قانون اساسی سوییس و درس آموزی از تجربه کوبانی، جهت درک اهمیت دموکراسی مستقیم و اهمیت شوراها و کمیته ها و مجالس محلی و نهایتا شورای سراسری مرکزی در مقیاس کشوری را به همه علاقمندان به بهروزی جوامع انسانی، توصیه می کنم»!
    با احترام و سپاس از توجه و راهنمایی و انتفادات رفیقانه شما
    هادی میتروی

  4. جناب میتروی
    آیا بهترنیست بجای پرداختن به آنچه که تنها درذهنیت ما وجود دارد وتبین این ذهنیت وتکیه نمودن بر کوبانی که درارتباط با جهان سرمایه داری نیست برای اثبات اینکه این عمل مثلا در امریکا وژاپن وچین و…نیزامکان پذیر است بدنبال راه حلی در این جهان عینی بپردازیم؟
    جناب میتروی.
    من پیشاپیش ازبیان مثال منافقین از شما پوزش میخواهم که اصلا قصد توهین نداشته بلکه میخواستم فرجام ذهن گرائی ورد شدن جامعه از بیخ گوش ما بدون اینکه تاثیر گذاربرآن باشیم را ذکر نمایم.
    زمانیکه منافقین در عراق بودند سرکرده آنان یک تئوری داشت که درروی کاغذ خیلی خوب بود اما آنجا که نوبت به پیاده شدن رسید دیدیدم که جواب نداد.
    در این تئوری پیش بینی شده بود شهر های ایران بخاطر شرایط عینی حاکم بزودی با شورش مواجه خواهد شد ودر این هنگام که قشون سرکوب رژیم مجبور به پراکندگی درسطح ایران وسرکوب شورش شهر ها میباشند ارتش وی وارد ایران خواهد شد ورژیم دربرزخ شهر ومرز قفل وسرنگون خواهد شد.
    وی سپس به گلستان اسلامی شدن ایران بعد از رژِیم می پرداخت طوریکه انسان ضد اسلامی نیز هوس چنان گلستانی را می کرد.
    حال این تعریف وتمجید های جنابعالی از زندگی شورائی و…دهان انسان را آب می اندازد اما زمانیکه از ذهنیت بیرون میائیم می بینیم سر سوزنی تمایل به آیجاد آلترناتیو کارگری وشورائی در بین کارگران وزحمتکشان دیده نمیشود.
    چرا که پدید آمدن چنین تمایلی تابع قانون مندی های تکاملی بوده وبا اندرز روشنفکران پدیدار نمیشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رفتن به نوار ابزار